پیروزی ممدانی را میتوان نقطه عطفی در دگرگونی هویت سیاسی آمریکا دانست؛ جایی که نسل جدید با عبور از روایتهای سنتی دموکرات و جمهوریخواه، مفاهیم عدالت جهانی، استعمار و همبستگی را وارد سیاست شهری کرده است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، غزه به لنزی سیاسی برای نسل جدیدی از رأیدهندگان تبدیل شده است؛ نسلی که نگاهش به قدرت در تمامی سطوح حکمرانی دگرگون شده است.
پیروزی زهران ممدانی در انتخابات شهرداری نیویورک در ۴ نوامبر، معمولاً در چارچوبی آشنا تفسیر میشود: رشد ائتلاف مترقی، قدرت جنبشهای مستأجران و کارگران، و پایداری فعالیتهای مردمی در شهری که نابرابری در آن روزافزون است. این روایتها نادرست نیستند، اما یک عامل محوری را نادیده میگیرند که در این رقابت نقش تعیینکنندهای ایفا کرد و هماکنون رفتار سیاسی را در سراسر آمریکا دگرگون میسازد: تأثیر غزه.
جنگ نسلکشی اسرائیل علیه غزه در دو سال گذشته، صرفاً یک مسئله سیاست خارجی در واشنگتن باقی نماند. این جنگ، آگاهی سیاسی در سراسر ایالات متحده را تغییر داد؛ بهویژه در میان جوانان و جوامع چند نژادی و کارگری شهرهایی مانند نیویورک.
پیروزی ممدانی تنها نتیجه برنامه یا شخصیت فردی او نیست، بلکه بازتابی از ظهور غزه بهعنوان چارچوبی قدرتمند برای سازماندهی سیاسی است؛ چارچوبی که خشونت جهانی را به نابرابری داخلی پیوند میدهد و خواهان انسجام میان آنهاست.
در حالی که بسیاری از نامزدها از طرح مسئله غزه پرهیز کردند، ممدانی همواره اقدامات اسرائیل در غزه را «نسلکشی» خوانده، آشکارا با کمک نظامی آمریکا به اسرائیل مخالفت کرده و خواهان آتشبس دائمی شده است. این موضع گیری از اتاقهای تبلیغاتی نشأت نگرفت، بلکه از بطن جامعه برخاست.
در دو سال گذشته، بخش عمدهای از انرژی اعتراضی نسل جوان نیویورک بر محور غزه شکل گرفته است: اردوگاههای اعتراضی در دانشگاهها، ترک کلاسها، استعفای حرفهایها، کارزارهای تحریم و سازماندهی در محلهها. برای هزاران جوان نیویورکی، غزه به موضوعی تبدیل شد که از خلال آن، مسئولیت سیاسی و ماهیت قدرت دولتی را درک کردند.
نظرسنجیهای سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نشان داد که تغییر نسلی چشمگیری در حال وقوع است: آمریکاییهای زیر ۳۵ سال بیش از هر گروه دیگری با فلسطینیها ابراز همدلی کرده و مخالفت بیشتری با کمک نظامی آمریکا به اسرائیل نشان دادهاند؛ روندی که در شهرهای بزرگ و بهویژه در نیویورک پررنگتر بود.
اما آنچه این آمارها ثبت نکردند، تبدیل شدن غزه به زیرساخت عملی سازماندهی سیاسی بود. گروههایی که پیشتر بر مسکن، فضاهای عمومی، پلیس و شرایط کار متمرکز بودند، خود را در کنار جنبشهای حامی فلسطین یافتند. شبکههای همیاری اجتماعی به کانالهایی برای سازماندهی آتشبس تبدیل شدند.
در این نقطه بود که کارزار ممدانی با جنبشی که پیش از او شکل گرفته بود، همراستا شد. او نیازی به ایجاد شتاب در موضوع غزه نداشت، زیرا این شتاب از پیش وجود داشت. نیازی به قانع کردن جوانان درباره ارتباط جنگ با اداره شهری نبود، چراکه آنان پیشاپیش چنین پیوندی را احساس کرده بودند. نقش او نه الهامبخشی بلکه شناسایی جنبش و سخن گفتن به زبان آن بود.
در مقابل، نامزدهایی که تلاش کردند غزه را «خارج از حوزه مسئولیت شهری» معرفی کنند، در چشم رأیدهندگانی که سیاست را امری جهانی و درهمتنیده میدانند، از واقعیت عقب مانده بودند. تقسیم سنتی میان مسئولیت داخلی و بینالمللی سیاسی فروپاشیده و غزه این روند را تسریع کرد.
غزه همچنین اعتماد سیاسی را بازتعریف کرده است. سیاستمدارانی که از موضعگیری شفاف درباره غزه امتناع کردند یا در برابر فشارها سخنان خود را تعدیل نمودند، در سایر زمینهها نیز غیرقابل اعتماد تلقی شدند.
هرچند هنوز مشخص نیست دولت ممدانی تا چه حد میتواند انتظارات را برآورده کند، اما تردیدی نیست که اداره شهری با منافع مالی ریشهدار، محدودیتهای فدرال و دههها ساختار پلیسی، تحقق آرمانها را دشوار خواهد کرد. با این حال، نتیجه انتخابات یک واقعیت را غیرقابل انکار کرده است: غزه به مسئلهای داخلی در سیاست آمریکا تبدیل شده است؛ نه از منظر انساندوستانه، بلکه بهعنوان چارچوبی برای درک ماهیت قدرت.
خلاصه:
پیروزی زهران ممدانی در انتخابات شهرداری نیویورک نه صرفاً نتیجه گرایشهای مترقی داخلی، بلکه بازتابی از اثرگذاری مستقیم جنگ غزه بر آگاهی سیاسی آمریکاییهاست.
غزه از یک بحران خارجی به چارچوبی درونی برای درک قدرت، نابرابری و مسئولیت سیاسی در میان نسل جوان تبدیل شده است.
جنبشهای عدالتطلب، از مسکن تا حقوق کارگران، با جنبشهای حامی فلسطین در هم آمیختهاند و ممدانی تنها بیانگر سیاسی این همپوشانی شد.
غزه اکنون به مسئلهای داخلی در سیاست آمریکا بدل گشته و شکاف میان سیاست داخلی و خارجی را از میان برده است.
تحلیل سیاسی:
پیروزی ممدانی را میتوان نقطه عطفی در دگرگونی هویت سیاسی آمریکا دانست؛ جایی که نسل جدید با عبور از روایتهای سنتی دموکرات و جمهوریخواه، مفاهیم عدالت جهانی، استعمار و همبستگی را وارد سیاست شهری کرده است.
غزه در این چارچوب، نه صرفاً نماد رنج، بلکه معیار صداقت و عدالتخواهی در میان رأیدهندگان جوان شده است.
در سطح ساختاری، این تحول تهدیدی برای نظم سیاسی نئولیبرال آمریکا به شمار میرود؛ زیرا مشروعیت آن را در حوزه اخلاقی و انسانی زیر سؤال برده است.
از سوی دیگر، ممدانی در برابر تناقضات واقعی قدرت شهری قرار دارد: وابستگی بودجه به دولت فدرال، نفوذ سرمایه مالی و ساختار پلیسی. این چالشها میتواند ظرفیت جنبش جدید را محک بزند.
در نهایت، «سنجه غزه» نشان میدهد که جهان چند قطبی در حال باز تعریف مفاهیم مسئولیت و قدرت در درون خود آمریکا است.
نوشته: رومانا روبئو
۱۴ آبان ۱۴۰۴
۵ نوامبر ۲۰۲۵
برگردان، کوتاه سازی و تحلیل سیاسی سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/114462