برای درک نسل کشی که اسرائیل با حمایت آمریکای شمالی و اروپا در غزه انجام میدهد، شناخت ریشههای صهیونیسم در استعمار غرب بسیار مهم است. رژیم صیهونیستی در غزه نسل کشی میکند. این دقیقاً همان چیزی است که بسیاری از کارشناسان سازمان ملل متحد (دیوان کیفری بین المللی) سران این رژیم را به ارتکاب نسل کشی محکوم کردهاند.
برای درک نسل کشی که اسرائیل با حمایت آمریکای شمالی و اروپا در غزه انجام میدهد، شناخت ریشههای صهیونیسم در استعمار غرب بسیار مهم است.
رژیم صیهونیستی در غزه نسل کشی میکند. این دقیقاً همان چیزی است که بسیاری از کارشناسان سازمان ملل متحد (دیوان کیفری بین المللی) سران این رژیم را به ارتکاب نسل کشی محکوم کردهاند.
چندین کشور به آفریقای جنوبی در پرونده ای در دادگاه بین المللی دادگستری پیوسته اند که اسرائیل را به ارتکاب نسل کشی علیه مردم فلسطین متهم می کند و قضات لاهه نقض کنوانسیون نسل کشی توسط تل آویو را بطور مؤکد مورد تائید قرار داده اند
مقامات بلندپایه رژیم صیهونیستی بارها درخواست های نسل کشی برای از بین بردن مردم فلسطین که آنها را به عنوان "حیوانات انسانی" شیطانی معرفی می کنند، مطرح کرده اند . بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی راست افراطی اسرائیل، استدلال کرد که مردن از گرسنگی تمام 2 میلیون غیرنظامی فلسطینی در غزه، "موجه و اخلاقی" خواهد بود . (اما او ابراز تاسف کرد که جامعه بین المللی اجازه این کار را نخواهد داد).
برخی از افرادی که از نزدیک موضوعات مربوط به ژئوپلیتیک را دنبال نمی کنند کاملاً گیج شده اند که چگونه دولتی که ادعا می کند نماینده مردم یهود است (اگرچه بسیاری از یهودیان در سراسر جهان مخالف آن هستند) می تواند چنین جنایات فجیعی را مرتکب شود، آنهم پس از آن که یهودیان اروپایی از نسل کشی هولناک آلمان نازی و متحدان فاشیست آن رنج برده اند.
برای درک نسل کشی آشکاری که اسرائیل امروز در غزه با حمایت کامل دولت ایالات متحده و اکثر کشورهای اروپایی انجام می دهد ، مطالعه تاریخ صهیونیسم – تلاش برای ایجاد یک دولت قوم گرای یهود - و به رسمیت شناختن ریشه صهیونیسم در استعمار ضرورت دارد.
بر خلاف تصور عمومی، اسرائیل در پاسخ به بربریت هولوکاست نازی ها تأسیس نشد. بلکه امپراتوری بریتانیا از سه دهه قبل از این در بیانیه بالفور در سال 1296 ( 1917 ) در زمانی که اروپا در حال استعمار غرب آسیا (عبارت بهتر برای خاورمیانه) بود، ایجاد یک رژیم استعماری اسرائیل در فلسطین تاریخی را تایید کرده بود.
تصادفی نیست که اعلامیه بالفور بلافاصله پس از موافقتنامه سایکس-پیکو که در سال 1295 (1916 ) صادر شد، در آن امپراتوری های بریتانیا و فرانسه قلمرو امپراتوری عثمانی را جدا و مستعمرات خود در غرب آسیا را ایجاد کردند.
صهیونیسم مستقیماً از نظام های استعماری اروپا در قرن نوزدهم الگوبرداری شد.
«پدر بنیانگذار» جنبش سیاسی صهیونیستی، تئودور هرتزل، نامه ای به سیسیل رودز، استعمارگر نسل کش آفریقا (که رودزیا به نام او نامگذاری شد) نوشت و برای استعمار فلسطین کمک خواست. هرتزل در این نامه به خود می بالید که صهیونیسم "عنصری استعماری" است .
هرتزل با اطمینان بخشیدن به حامیان استعماری اروپایی خود، اصرار داشت که اسرائیل (که او آن را "دولت یهود " نامید) "بخشی از دیوار دفاعی اروپا در آسیا ، پایگاه تمدن در برابر بربریت" را تشکیل خواهد داد.
این همان زبان استعماری است که هنوز هم توسط طولانی ترین حضور خدمت یک رهبر در تاریخ اسرائیل، یعنی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر راست افراطی، استفاده می شود. نتانیاهو در تیر 1403 ( ژوئیه 2024 ) در سخنرانی خود در کنگره آمریکا گفت : «ما از شما محافظت می کنیم. این برخورد تمدن ها نیست. این تضاد بین بربریت و تمدن است». (یا آن گونه که بورل مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در سخنان نژادپرستانه و سخیف گفت: اروپا مانند باغ میماند و الباقی کشورهای دنیا مانند جنگل است و جنگلی های وحشی به باغ های زیبا حمله میکنند، پس باغبان باید از باغ محافظت کند و به جنگل برود!—مترجم)
در حالی که حامیان اسرائیل در قرن بیست و یکم معمولاً ریشه های استعماری این کشور را کم اهمیت جلوه می دهند، رهبران اصلی صهیونیستی به ایدئولوژی استعماری خود افتخار می کردند. آنها آن را پنهان نکردند بطوریکه یک گروه با نفوذ اولیه صهیونیستی خود را انجمن استعمار یهودیان فلسطین نامید.
یکی از متحدان سیاسی اصلی هرتزل، جوزف چمبرلین، وزیر امور خارجه بریتانیا در مستعمرات بود، یک استعمارگر غرق در خون و از نظر ایدئولوژیک متعهد که به شدت با حاکمیت ایرلند مخالفت کرد و مردمانی را که تحت حاکمیت استعماری بریتانیا در آفریقا زندگی می کردند، به وحشت انداخت.
در واقع، امپراتوری بریتانیا در ابتدا به فکر ایجاد یک رژیم صهیونیستی در اوگاندا مستعمره خود در شرق آفریقا بود و بعداً در فلسطین مستقر شد. اعلامیه بالفور 1295 (1917 ) بریتانیا چراغ سبزی برای ایجاد اسرائیل از طریق استعمار فلسطین بود.
دیوانگی فاشیستی رژیم اسرائیل امروز زمانی معنا پیدا می کند که بفهمیم صهیونیسم و نازیسم هر دو از استعمار اروپا سرچشمه گرفته اند.
نازیها میخواستند شرق اروپا را برای داشتن "فضای زندگی" ( "Lebensraum" ) مستعمره کنند و سعی کردند ساکنان منطقه را بکشند و از نظر قومیتی پاکسازی کنند تا سرزمین آنها را بدزدند. درست مانند صهیونیستها که میخواهند فلسطین تاریخی و سایر بخشهای غرب آسیا را برای گسترش «فضای زندگی» قومیت برتر خود، با کشتن و پاکسازی قومی ساکنان بومی با هدف ربودن سرزمینهایشان، استعمار کنند.
شباهتهای صهیونیسم با فاشیسم در همان سال تاسیس اسرائیل، در سال 1327 ( 1948 ) از طریق پاکسازی قومی جمعی فلسطینیها (معروف به نکبه - به معنای فاجعه) آشکار شد .
کسی جز آلبرت انیشتین، اسرائیل را با آلمان نازی در آن زمان مقایسه نکرد. در آذر 1327 ( دسامبر 1948 ) انیشتین (که علاوه بر یک فیزیکدان مشهور، یک انسان مترقی و متعهد بود) در کنار دیگر روشنفکران برجسته و متعهد، نامه ای را در نیویورک تایمز نوشت . آنها در آن زمان یک هشدار پیشگویانه ترسناک به شرح زیر صادر کردند:
« یکی از آزاردهندهترین پدیدههای سیاسی عصر ما، ظهور «حزب آزادی» در دولت تازه تأسیس اسرائیل است، حزبی سیاسی که از نظر سازماندهی، روشها، فلسفه سیاسی و جذابیت اجتماعی خود بسیار شبیه به احزاب نازی و فاشیست است. این سازمان از دل ایرگون که یک سازمان تروریستی، دست راستی و شوونیست بود بیرون آمد و در فلسطین تشکیل شد.
سفر کنونی مناخیم بگین، رهبر این حزب به ایالات متحده، بدیهی است که برای ایجاد حمایت آمریکا از حزبش در انتخابات آینده اسرائیل و تحکیم روابط سیاسی با عناصر محافظه کار صهیونیستی در ایالات متحده محاسبه شده است. چند آمریکایی شهرت ملی و نام خود را برای استقبال از سفر او به وی قرض داده بودند. غیرقابل تصور است کسانی که در سرتاسر جهان با فاشیسم مخالفند، اگر به درستی از سوابق سیاسی و دیدگاه های آقای بگین مطلع باشند، بتوانند نام و حمایت خود را به جنبشی که او نمایندگی می کند اضافه و یا قرض دهند.
قبل از اینکه خسارات جبران ناپذیری از طریق کمک های مالی، تظاهرات عمومی به نمایندگی از بگین، و ایجاد این تصور در فلسطین که بخش بزرگی از آمریکا از عناصر فاشیست در اسرائیل حمایت می کند، وارد شود ، مردم آمریکا باید از سوابق و اهداف آقای بگین و حرکتش آگاه شوند.
اظهارات عمومی حزب بگین هیچ راهنمایی برای شخصیت واقعی وی نیست. امروز آنها از آزادی، دموکراسی و ضد امپریالیسم صحبت می کنند، در حالی که تا همین اواخر آشکارا دکترین دولت فاشیستی را تبلیغ می کردند . در عمل است که یک حزب تروریستی شخصیت واقعی خود را افشا می کند. از اقدامات گذشته آن می توانیم قضاوت کنیم که ممکن است در آینده چه کاری انجام دهد.»
مناخیم بگین، که انیشتین و همکارانش از او بعنوان راست افراطی یاد می کردند از سال 1356 لغایت 1362 (1977 تا 1983 ) به عنوان نخست وزیر در رژیم صیهونیستی اسرائیل خدمت کرد."هروت"حزب سیاسی راست افراطی که بگین رهبری می کرد،در قرن بیست و یکم به قدرتمندترین سازمان سیاسی اسرائیل بنام لیکود یاحزب نتانیاهو تبدیل شد
به طور خلاصه، کارزار کشتار و نسل کشی که نیروهای اسرائیلی مورد حمایت آمریکا در فلسطین در سال 2024 به راه انداخته اند، بسیار جدید نیست. این تداوم روند قرن ها استعمار غرب است.
کاری که اسرائیل انجام می دهد همان کاری است که ایالات متحده و کانادا با مردم بومی آمریکای شمالی انجام دادند، کاری که استرالیا با مردم بومی انجام داد، همان کاری که فرانسه با الجزایر کرد، کاری که بریتانیا با ایرلند کرد و کاری که آلمان با نامیبیا کرد.
صهیونیسم استعمار است، به همین دلیل اصلاً جای تعجب نیست که قدرت های امپریالیستی غربی به شدت از اسرائیل حمایت می کنند. آنها نیازی به لابی اسرائیل برای متقاعد کردن آنها به حمایت از استعمار ندارند. این کاری است که قدرت های امپراتوری انجام می دهند. آمریکا برای متقاعد کردنش به جنگهای تجاوزکارانه امپریالیستی علیه ملتهای کره، ویتنام، کوبا، نیکاراگوئه، یوگسلاوی، عراق، لیبی و غیره نیازی به لابی نداشت.
اخراج فلسطینیان بومی توسط نظامیان صهیونیست در نکبه 1327 ( 1948)
رژیم استعماری اسرائیل پس از استقرار در کشتارهای خونین نکبه 1948، در ابتدا به عنوان پاسگاه دیده وری امپراتوری بریتانیا عمل کرد. این روشن بود که بریتانیا (و فرانسه) برای کمک به اسرائیل در مبارزه علیه جمال عبدالناصر، رهبر انقلابی ضد استعماری و پان عرب مصر، پس از ملی شدن کانال سوئز در به اصطلاح «بحران سوئز» در سال 1335 ( 1956 ) وارد عمل می شوند.
آمریکا متعاقباً از بریتانیای کبیر پیشی گرفت و از سال 1346 ( 1967 ) این پادگان یعنی رژیم صیهونیستی را از انگلیس تحویل گرفت و شد پایگاه امپراتوری ایالات متحده. واشنگتن از رژیم استعماری صهیونیستی به عنوان سگ مهاجم شرور استفاده کرده است تا تلاش کند تمامی نیروهای مخالف ضد امپریالیستی در غرب آسیا را نابود کند، ابتدا افراد مترقی و پیشرو، سپس ناسیونالیست های عرب، و اکنون گروه های اسلامی-ناسیونالیست را که برای آزادی ملی می جنگند، هدف قرار داده است .
همانطور که الکساندر هیگ، وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده و فرمانده ناتو اظهار داشت: " اسرائیل بزرگترین ناو هواپیمابر آمریکایی در جهان است که نمی توان آن را غرق کرد ."
بقلم بن نورتون
13 اکتبر 1403
برگردان، کوتاه سازی و تنظیم سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/99750