پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، ایران در سال گذشته با ناآرامیهای فوق العادهای مواجه شد، در حالی که تحولات مثبتی در منطقه اطراف رخ داد. آیا این صرفا یک تصادف است؟
یورونیوز، رسانهای که هدف آن ارائه دیدگاه اروپاییها در مورد مسائل جهانی است، اخیراً گزارشی را در مورد ناآرامیها در ایران همزمان با اولین سالگرد ناآرامیها در ایران منتشر کرده است.
در 28 ژوئیه، نسرین پرواز، که خود را یک فعال حقوق بشر معرفی میکند، گزارشی را در یورونیوز منتشر کرد. این گزارش به عنوان فراخوانی برای اقدام از سوی کشورهای غربی تلقی میشود.
گزارش او با عنوان "غرب نگاه خود را از ایران معطوف کرد، اما ظلمهای رژیم هنوز پایان ندارد." نکات خاص با توجه به این گزارش و موارد مشابه نیاز به توجه بیشتری دارد. در این یادداشت که در حقیقت ترجمه میباشد مطالبی را که تحلیلی بر گزارش مذکور میباشد، در ذیل یادآور خواهیم شد.
برای پرداختن به نگرانی نویسنده یورونیوز برای معترضان در ایران، ممکن است توجه به تجربیات کسانی که در ماههای اخیر در پاریس به خاطر مرگ "ناهل مرزوک" که توسط پلیس فرانسه هدف گلوله قرار گرفت و اقدام به برگزاری تظاهرات کردهاند، یادآوری آن لازم و ضروری باشد. شایان ذکر است که دولت فرانسه با قدرت قابل توجهی به این اعتراضات پاسخ داد. با این حال، لازم به توضیح است که این یادداشت قصد ندارد به تناقضات رفتار و لفاظی غرب که مدعی حمایت از حقوق بشر است، بپردازد اما بی پاسخ گذاشتن این گستاخیها و رجز خوانیهای حقوق بشری هم اگر داده نشود جفا به حقوق مشروع ملت ایران و تمام حقوق ملتها تحت سلطه نظام پوشالی غرب و متحدان اروپایی و صهیونیزم بینالملل است.
برای درک واقعی ناآرامیهای سال گذشته به چشم انداز وسیع تری نیاز است
مشاهده وقایع سال گذشته ایران از منظری متفاوت برای درک کامل آنها ضروری است. اینها صرفاً اعتراض یا شورش نبود، بلکه تجلی راهبرد بزرگتر غرب برای مقابله با ایران از طریق یک جنگ ترکیبی تمام عیار بود که از همه ابزارهای موجود برای تضعیف یا سرنگونی حکومت ایران استفاده میکند.
دولت متخاصم ممکن است در صورت امکان به جنگ مستقیم یا در صورت عدم توانایی به پولشویی برای جنگهای نیابتی متوسل شود. این کشور از تحریمها، تهدیدها و محاصرههای اقتصادی سود میبرد، اما ممکن است در تلاشهای دیپلماتیک برای به دست آوردن مزیت و عقب راندن رقیب خود شرکت کند. در تمام این موارد، دولتهای متخاصم اغلب از ابزارهای تبلیغاتی برای پشتیبانی از عملیات خود استفاده میکنند و در نتیجه منجر به یک «جنگ نرم» شدید میشوند. معمولاً از آن به عنوان جنگ ترکیبی یاد میشود و این رویکردی بود که غرب در جریان حوادث ایران در سال گذشته از آن استفاده کرد.
وضعیت ایران با توجه به اغتشاشات رهبری شده در پاییز 1401 با حمایت مالی، سیاسی و رسانهای کشورهای غربی به خشونت گسترده تبدیل شد. در حالی که بیش از این هم برخی شورشها و خشونتها در ایران رخ داده بود، اما خشونتها در شورشهای سال گذشته بیسابقه بود و دشمنان ایران مترصد آن بودند که ایده «خشونت موجه» را گسترش دهند. آشوب گران در شورشهای 1401 مقدسات مذهبی و نمادهای ملی مانند پرچم، سرود و تمامیت ارضی را هدف قرار دادند. غرب به بهانه ترویج دموکراسی در ایران رسما از این رویدادها حمایت کرد.
غرب از زمان پیروزی انقلاب اسلامی اغلب از موضوع حقوق بشر به عنوان ابزاری برای فشار بر ایران استفاده کرده است. با این حال، ترویج حقوق بشر در ایران هرگز اولویت اصلی غرب نبوده است. با وجود ادعای حمایت از دموکراسی، غرب روابط قوی با کشورهای عربی خلیج فارس را حفظ کرده است. به نظر میرسد نگرانی اصلی غرب، به حداکثر رساندن بهره برداری آنها از غرب آسیا است. وقتی سیاستهای ایران با این هدف همسو میشود، به نظر میرسد غرب کمتر به حقوق بشر یا دولت فعلی در قدرت اهمیت میدهد. با این حال، از آنجایی که ایران در برابر استعمار غرب مقاومت کرده است، منافع غرب در منطقه محدود است و منجر به تنش بین ایران و غرب میشود.
چرا شورشهای پاییز 1401 در ایران گسترده بود؟
وقایع سال گذشته ایران را میتوان به درک عمیق تر از وضعیت جهانی در چند سال آینده نسبت داد. کارشناسان روابط بینالملل مدت هاست که نسبت به تغییرات بحرانی قریب الوقوع در جهان هشدار دادهاند. جنگ روسیه و اوکراین که به عنوان یک حمله پیشگیرانه تلقی میشود، شاخص مهمی از تغییر در نظم بینالمللی است. این تغییر با تغییر نگرش کشورهایی که قبلاً همسو با ایالات متحده آمریکا در قبال شرق بودند و روابط در حال تحول بین ایران و کشورهای عربی بیشتر تقویت شد. این مبارزهای از سوی کشورهای غیر غربی برای به دست آوردن موقعیت مطلوب تری در سطح جهانی است.
بحران مالی جهانی (GFC) در سال 2008 وضعیتی را که در پایان جنگ سرد پدید آمد و ایالات متحده را به عنوان تنها ابرقدرت جهان معرفی کرد، تغییر داد. ایران، متأسفانه، در گذشته با حکمرانی ضعیف دست و پنجه نرم کرده و فرصتها را برای تثبیت خود به عنوان یک نیروی پیشرو در جهان از دست داده است. به عنوان مثال، ایران در طول جنگ جهانی دوم اشغال شده بود و هیچ حرفی در تعیین ساختار قدرت جهانی پس از آن نداشت. با این حال، زمان حال به ایران فرصت مناسبی برای ظهور به عنوان یک قدرت منطقهای پیشرو میدهد.
در قرون اخیر، کشورهای غربی در تلاش بودهاند تا از ظهور قدرتهای جدید منطقهای مانند چین، هند، برزیل و سایر کشورهای پیرامونی جلوگیری کنند. برای این منظور، آنها در حال حاضر درگیر یک جنگ ترکیبی با ایران هستند که هدف آن بی ثبات کردن نظام سیاسی کشور است. اگرخشونت در داخل، قدرتهای سیاسی ایران را تضعیف کند، ممکن است ایران نتواند اقدام مؤثری در صحنه بینالمللی انجام دهد و نقش فعالی را در معادلات منطقهای و جهانی ایفا نماید.
چرا غرب از حمایت آشوب گران در اغتشاشات سال گذشته ایران دست کشید و کوتاه آمد؟
در گزارشی از نسرین پرواز در یورونیوز آمده است که غرب تمرکز خود را در باره ایران تغییر داده است. با این حال، مهم است که روشن شود که این بدان معنا نیست که غرب نمیخواهد شورشها ادامه نیابد و متوقف شود بلکه ناتوانی غرب در حمایت از آشوب گران در اغتشاشات، آنها را مجبور به عقب نشینی نموده است. و از سوی دیگر دلیل محکم دیگری نیز وجود دارد و آن این دلیل است که جنبش «زن، زندگی، آزادی» به خاطرعدم حمایت و همراهی عموم جامعه ایران شکست خورد و این مهم غرب را غافلگیر کرد و باعث تغییر رویکرد و نگرش آنها نسبت به این حوادث و ماجراهای طراحی شده گردید و لذا بار دیگر غرب و متحدان اروپایی، عبری و عربیاش تن به شکست داده و با ذلت صحنه را تا راه اندازی توطئه دیگر علیه ایران و ملت ایران- با خفت و سرمایه گذاری هنگفت بالای 400میلیون دلاری- ترک کردند.
چه عواملی باعث محاسبه اشتباه غرب در این زمینه گردید؟
رابطه متقابل بین مخالفان ایران همان جماعت اپوزیسیون و غرب منجر به درک دروغین و محاسبات پراشتباه آنان گردید. مخالفان از غرب حمایت سیاسی و مالی دریافت میکنند و به عنوان منبع اطلاعاتی برای آنها خدمت میکنند. این امر در شورشهای سال گذشته هنگامی که رهبران MKO به مجالس اروپایی دعوت شدند تا دیدگاه خود را در مورد اوضاع ایران ارائه دهند، مشهود بود. سردمداران خط دهنده این شورشها افرادی مانند مسیح علی نژاد این جرثومه خودفروخته وطن فروش مزدبگیر سیا، نازنین بنیادی خائن و رضا پهلوی فاسد صهیونیستی بودند که غالباً به دلیل عدم دانش سیاسی در ایران مورد تمسخر قرار میگیرفتند. با این حال، آنها به عنوان منبع اطلاعات درغرب جایگاهی به دست آوردهاند که امروز با اطلاعات غلط خود غرب و متحدانش را مضحکه جامعه جهانی و بینالمللی نمودهاند. از آنجا که اغتشاشات و آشوبها در ایران رنگ باخته و جایگاه خود را از دست داده است، مقامات غربی متوجه شدهاند که سرنگونی جمهوری اسلامی بعید است و به همین دلیل رویکرد خود را بر این اساس تغییر داده و از مواضع افراطی خود در رابطه با ایران مقتدر کوتاه آمده و دست کشیدند. باید به حال غرب و متحدانش گریست که سیاستهای بینالمللی خود را در رابطه با ایران، به دست اپوزیسیون افسرده و شکست خورده ورشکسته سپردهاند و به آنان دل خوش کردهاند![1]

پینوشت:
1. Salehi. Ali. Why is the West eager to incite riots in Iran?. Translator: Asadollah Afshar. Tehran Times (TT ). August 7, 2023 - 22:54
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/82931