دکتر رضامراد صحرائی به عنوان وزیر آموزش و پرورش، وزارتخانهای را عهدهدار شده که جالشها و مشکلات عدیده سالیان متمادی، تعلیم و تربیت را در این وزارتخانه سرنوشتساز دچار آسیبهای جدی کرده است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، دکتر رضامراد صحرائی به عنوان وزیر آموزش و پرورش، وزارتخانهای را عهدهدار شده که جالشها و مشکلات عدیده سالیان متمادی، تعلیم و تربیت را در این وزارتخانه سرنوشتساز دچار آسیبهای جدی کرده است.
بیتوجهی دولتها نسبت به امرار معاش و گرفتاریهای زندگی آبرومندانه معلمان که موجب دوشغله شدن آنان در بنگاههای معاملاتی گردیده تا جایی که این امر ناپسند، تعلیم و تربیت و انتقال مفاهیم عالیه علمی را در بین قشر عظیم معلمان دلسوز و علمپرور جامعه تبدیل به یک موضوع بیارزش کرده است که این بیتوجهی غیرقابل قبول مسئولان مربوطه نسبت به علم و تربیت جامعه، ضربه مهلکی بر پیکره آموزش و تربیت انسانی در مراکز علمی و تربیتی وارد نموده و کاروان ۱۷ میلیونی دانشآموز را مواجه با بیهودگی و تهی از علم و دانایی کرده است.
حذف تعمدی معاونت پرورشی از وزارت آموزش و پرورش و تعطیل نمودن تربیت اسلامی و قرآنی در مدارس و تاثیر آن در جامعه مدیریتی امروزی و همه زحمتکشان این وزارتخانه، موجبات جدایی تربیت قرآنی از علم را فراهم ساخته است این در حالیست که اگر علم طبیعی در وجود انسان محو گردد علم اکتسابی به درد انسانها و رفع نیازهای جامعه نخواهد خورد و چالشهایی را با عناوین مختلفه سیاسی، اجتماعی، فرهنگی بهبار میآورد زیرا نقش انسانها در موضوع پذیرش مسئولیتها با تربیت صحیح آنهاست.
چنانچه خداوند سبحان میفرماید ما ابراهیم را رشد و نمو و تربیت کردیم سپس او را آزمودیم که دیدیم انسانی شایسته است و به پیامبری برگزیدیم.
پس تربیت در شایستگی و قبول مسئولیت انسانها بسیار مهم است که متاسفانه سالهاست جامعه ما از این امر مهم قرآنی بیبهره شده است.
یکی دیگر از چالشهای وضع موجود ادارات آموزش و پرورش سازماندهی بر مبنای خودمحوری و رابطه بهجای ضابطه است که عمده نارضایتیها و تحرکات نارضایتی از این نوع کارهای ناصواب الهام میگیرد.
شوراهای آموزش و پرورش در سالهای متمادی هیچگونه تصمیمات موثر و مفید از برای تعلیم و تربیت و رفاه و آسایش معلمان نداشته و ندارند چون اکثر اعضای شوراهای آموزش و پرورش از مسئولین غیرمربوط میباشند که متاسفانه هیچگونه اطلاعاتی در خصوص تعلیم و تربیت ندارند این در حالی است که برای پر کردن اوقات بیثمر خود موفقیت مدیران و معلمان آموزشگاهها را با آوردن امتیاز بیشتر دانسته و با این تفکر غلط و غیرعلمی خود، مدیران و معلمان را وادار به دادن نمره بیشتر جهت کسب امتیاز بهتر کردهاند تا جایی که دانشآموز فرهیخته و زرنگ و زحمتکش وقتی میبیند او با دیگران که زحمت نمیکشند و نمره بیشتر میگیرند فرقی ندارد نسبت به اولیاء آموزشگاهها بیاعتماد میشود و ترجیح میدهد دیگر درس نخواند.
ایا با داشتن چنین موقعیتی ناهمگون میتوان اهداف دشمن را در به تعطیلی کشاندن مدارس نقش بر آب کرد؟
آیا میتوان معلمان فقرزده را از بنگاهها به تدریس صادقانه هدایت نمود؟ آیا چه کاری باید کرد که معلم یک روز قبل از دانشآموز مفاد درس روزانه خود را مطالعه نماید؟
چرا و به چه دلیل علم در مقابل پول دفن شده است؟ چرا در روز معلم به جای توجه دولتها به صاحبان علم و تربیت، هدایای بیمورد اولیاء دانشآموزان پیش میآید؟ آیا دستاندرکاران نمیدانند که در پشت این هدایا بر دانشآموزان و بر خانوادههای فقیر آنان چه میگذرد؟ آیا در این سالیان متمادی این نوع نگرش غیرفرهنگی و غیرانسانی، مسئولین علمی و فرهنگی را از خواب غفلت بیدار نکرده است؟
ولیکن کار از برای دکتر صحرایی بسیار مشکل خواهد بود مگر اینکه حمایت همهجانبه از وزارت آموزش و پرورش داشته باشیم تا این کشتی غرق شده در باتلاق چند دهه نجات یابد و بار دیگر دانش و دانایی و تعلیم و توانایی با تربیت الهی ارتقاء یابد.
ابراهیم صدوقی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/78770