پکن دو روز پیش اعلام کرده بود که ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران به دعوت شی جین پینگ همتای چینی خود این هفته به چین سفر می کند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، پکن دو روز پیش اعلام کرده بود که ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران به دعوت شی جین پینگ همتای چینی خود این هفته به چین سفر می کند.
این سفر که از 14 تا 16 بهمن ماه به طول می انجامد، شامل گفتگوهای دوجانبه سران دو کشور، امضای اسناد همکاری و دیدار مشترک روسای جمهور با تجار ایرانی و چینی خواهد بود، سفری که برای مردم هردو کشور مهم است. مردم ایران انتظارات زیادی از این سفر دارند و خبرگزاری دولتی ایران ایرنا اطلاعات مرتبط با این دیدار را به عنوان تیتر خبری خود منتشر نمود.
رئیس جمهور شی در دیدار سال گذشته خود با رئیس جمهور رئیس جمهور در جریان اجلاس سازمان همکاری شانگهای در سمرقند اشاره کرد که چین به روابط چین و ایران از منظر استراتژیک و بلندمدت می نگرد. دولت ایران همچنین گفت که این سفر دارای اهمیت اقتصادی، سیاسی و استراتژیک خواهد بود.
چین و ایران به عنوان دو تمدن باستانی در آسیا، اکنون به ترتیب از قدرت های صنعتی مهم و تولیدکنندگان انرژی هستند. این دو کشور از نظر اقتصادی بسیار مکمل یکدیگر هستند و هر دو تمایل زیادی به توسعه دارند. نیازهای توسعه ای دو کشور در بسیاری از زمینه ها بسیار سازگار است. برای سالها، چین بزرگترین شریک تجاری ایران بوده است. ایران یکی از مهم ترین بازارها برای قراردادهای پروژه های خارج از کشور چین و صادرات مجموعه های کامل تجهیزات و فناوری است. در این میان، ایران کشوری مهم در روند توسعه باکیفیت طرح کمربند و جاده چین با تلاش مشترک است و چین شریک هدف سیاست «نگاه به شرق» ایران است. پتانسیل همکاری های آینده بین دو طرف بسیار زیاد است.
توسعه روابط چین و ایران دارای یک نیروی محرکه درون زای قدرتمند است که ریشه در دل تاریخ دارد. می توان گفت سفر رئیس جمهور رئیسی به چین بسیار طبیعی است. با این حال، از آنجایی که ایران همچنان تحت تحریم های شدید آمریکا قرار دارد و چین هدف اصلی سرکوب استراتژیک ایالات متحده می باشد، برخی از افکار عمومی ایالات متحده و غرب با ذهنیتی کوته فکرانه در نگاه کردن به روابط بین چین و ایران نسبتاً عجیب به نظر میرسند و ادعا میکنند که هم چین و هم ایران «مخالف» آمریکا هستند و همکاری بین آنها «تلاش های آمریکا برای منزوی ساختن ایران را تضعیف می کند». چنین تفکری که حاصل جمع صفر است، متکبرانه، نامعقول و بیش از حد افراطی به نظر می رسد. چین و ایران نیازی ندارند طبق نگرش و نیت آنها عمل کنند و حتی کمتر احتمال دارد که دو طرف به خاطر اینکه برخی از مردم از این ارتباطات ناراحت می شوند، مبادلات را کاهش دهند.
در واقع، بسیاری از دستاوردهای همکاری چین و ایران در سالهای اخیر با غلبه بر دخالتها و خرابکاریهای طرف آمریکایی محقق شده است. شاید بهبود این وضعیت در مدت کوتاهی دشوار باشد، اما خارج از بلوک آمریکا و غرب و دایره نفوذ آن، فضا و پتانسیل عظیمی برای همکاری برد-برد بین کشورها از جمله چین و ایران وجود دارد که نمی توان آن را توسط نیروهای سیاسی آمریکا و غرب مسدود کرد.
از این نظر، تعمیق همکاری چین با ایران نیز دارای ویژگی ضد هژمونی و ضد قلدری است. چین و ایران هر دو از سیاست های خارجی مستقل حمایت می کنند، قاطعانه از اصل عدم مداخله در امور داخلی در مناسبت های بین المللی دفاع و از منافع مشترک کشورهای در حال توسعه محافظت می نمایند. این امر به ترویج چند قطبی شدن و توسعه متنوع جهان کمک می کند و با روند کلی زمانه مطابقت دارد. اگر کسی در این فرآیند احساس "هدف شدن" می کند، ابتدا باید به این فکر کند که آیا بیش از حد خودخواه است یا خیر.
جهان امروز دستخوش تغییرات بزرگی است که طی یک قرن دیده نشده است. تحت تحرکات واشنگتن، ساختار بینالمللی در حال تقسیم و بازسازی است و روند باطل تشکیل بلوکها و اردوگاهها دوباره شکل میگیرد که جهان غیرغربی را در شرایط سختی قرار میدهد و بار دیگر با انتخابهای تاریخی روبرو میشود. سیستم بین المللی موجود به رهبری ایالات متحده طرح هایی برای قلدری و استثمار کشورهای در حال توسعه و کشورهای نوظهور دارد. اکنون واشنگتن هنوز فکر میکند که به اندازه کافی راحت نیست، دایره منافع کشورهای در حال توسعه افزایش یافته است و میخواهد یک نظام بینالمللی جدید با گرایش قویتر بازسازی کند، که بدون شک چالشی بزرگ برای جهان غیرغربی به شمار می رود و باید با هم افزائی یک تلاش مشترک با آن مقابله شود.
در طول جنگ سرد، بسیاری از کشورهای در حال توسعه از پیوستن به رویارویی بلوک ها خودداری کردند و جنبش عدم تعهد (NAM) را برای پیگیری اهداف و اصول مستقل، خودمختار و غیر اردوگاهی راه اندازی کردند. امروزه دو سوم اعضای سازمان ملل متحد را کشورهای غیر متعهدNAM تشکیل می دهند و حدود 55 درصد از جمعیت جهان در این کشورها زندگی می کنند. این یک نیروی سیاسی جریان اصلی است که به عمد توسط افکار عمومی ایالات متحده و غرب نادیده گرفته شده است. چین شریک طبیعی جنبش عدم تعهد است و همواره سرنوشتی را با تعداد زیادی از کشورهای در حال توسعه به اشتراک گذاشته است، از مفهوم درست عدالت و منافع حمایت کرده و سیستم حکمرانی جهانی را در جهت عادلانه تر و معقول تر ارتقا داده است.
برخی از رسانههای آمریکایی و غربی، سفر رئیسجمهور رئیسی به چین را بهعنوان « در کنار هم قرار گرفتن چین و ایران به شیوه ای غیر متعارف جهت داغ کردن اوضاع » ارزیابی کرده اند. چنین دیدگاهی برای ما تعجب آور نیست، زیرا نتیجه تفکر دوگانه بینی و یا سیاه و سفید دیدن مخالف خود توسط غرب می باشد چرا که واشنگتن چشم انداز بین المللی را تحریف کرده است. از طریق یک آینه تحریف شده، همه چیزهایی که ایالات متحده و غرب می بینند، پیچ خورده است.
با این حال، باید گفت که ذهن غربی روابط چین و ایران را دست کم می گیرد. یک ضرب المثل قدیمی می گوید: گنجشک چگونه می تواند اراده یک قو را بداند؟ ما از سفر رئیس جمهور رئیسی استقبال می کنیم و مشتاقانه امیدواریم که روابط چین و ایران به اوج جدیدی برسد.
سرمقاله - 14 فوریه 2023
برگردان و کوتاه سازی و تنظیم علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/74400