معتادان از عواقب تصمیم گیریهایشان غافل شده اند و لازم است با گوشزد کردن این عواقب وخیم اعتیاد در راستای تعدیل رفتارشان گام برداشت و نگذاشت تداعیهای انتخابی آنان با نتایج مطلوب این رفتار در تفسیرشان موجب تقویت کار معتادان گردد.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، معتادان از عواقب تصمیم گیریهایشان غافل شدهاند و لازم است با گوشزد کردن این عواقب وخیم اعتیاد در راستای تعدیل رفتارشان گام برداشت و نگذاشت تداعیهای انتخابی آنان با نتایج مطلوب این رفتار در تفسیرشان موجب تقویت کار معتادان گردد. ضروری است معلوم شود چرا معتاد نوعی رضایت از اعتیاد میجوید که با رضایت از چیزهای دیگر قابل قیاس نیست(!) و این حتی علیرغم هزینه سنگین وابستگی بیشتر معتاد به آن در مقايسه با پاداشمندی هنجارهای ناظر بر کارهای غیراعتیادآمیز است؛ مگر این که روشن شود کارکردهای مغزی معتاد در تشخیص و ارزیابی این وابستگی مختل شده و تحت تأثیر اعتیاد از بین رفته و نمیتواند مانع از تداوم رفتار اعتیادآمیز معتاد تا حدي شود كه بتوان با خودتأملی، معتاد به راه اصلی اش باز آورد. برخی صاحب نظران جامعه شناس براین باورند که اختلال مغزی نیز در این خصوص مشخص تأثیری تعیین کننده ندارد؛ زیرا هستند بیمارانی که به این اختلالات دچارند و لیکن به رفتارهای اعتیادآمیز نمیگرایند و بلکه همسازی گسترده تری در مشارکت برای درمان از خود ابراز میدارند. با توجه به نظر این دسته از جامعه شناسان؛ با شناخت این نکته نه تنها برنامهریزی شناختدرمانی از ظرافت بیشتری برخوردار میگردد؛ بلکه بی نتیجه ماندن درمان غافل از این نکته به ناکامی محققان و درمانگران نخواهد انجامید.
اعتیاد در همه ادوار تاریخ امری مذموم و لازم به کنترل نبوده و به درجات با اذن نیز همراه و مواجه شده است. اعتیاد، تاریخی مفهومی از رفتاری غیراخلاقی و گناهکارانه تا بیماری را پشت سر دارد تا به تلقی امروزین نوعی رفتار دژانطباقی رسیده که نشانی از بدآموزی را در رفتارهای عامدانه تداعی میکند و همراه با مسائلی چون فقر و جنایت و بدمسکنی و... اگر به سیاستگذاریهای اقتصادی- اجتماعی منتهی به این پدیده ظن نرود؛ اما این قدر هست که برخی کاندیداهای تصدی مقامات قانونگذاری و اجرائی و قضائی با وعده کنترل آن حسب پشتوانههای مالیاتی مردمی، به جلب آراء عمومی توفیق مییابند یا جنبشهائی اجتماعی یا سازمانهائی غیردولتی برای مواجهه با آن خصوصاً به واسطه شکست سیاستهای رسمی و دولتی بوجود میآیند. این تجديدنظرطلبیها با توجه به تعریف اعتیاد میتواند با در نظر گرفتن خطای خطاکار در هنجارهای اجتماعی یا ارزشهای فرهنگی مؤثر افتاد و توجه به نقش جامعه را در ایجاد و کنترل آن برجسته نماید.
تلقی اعتیاد به منزله رفتاری که ناقض اخلاق با فرض مسئولیت فردی بیان شده است؛ انتخابی آزادانه محسوب شده که گاها با رفتار شریرانه معتاد قرین است و البته باید به این نکته نیز اشاره داشت از میزان گناهکاری کمتری نسبت به قتل و تجاوز و سرقت برخوردار است؛ مگر این که زمینه بروز آنها هم تلقی گردد. معتادان از این نگاه کارگزارانی کاملاً آزاد شناخته میشوند که میتوانستهاند هر کار دیگری جز اعتیاد را نیز پیش گیرند در حالی که این راه وروش را برگزیده اند، ازهر منظر شایسته شماتت و تنبیه و نه حمایت و مراقبت هستند. هرگاه این دیدگاه چون وجاهت قانونی به خود گیرد؛ نگاهی جرم شناسانه را به اعتیاد در پی خواهد داشت که ضمانتهای تنبیهی علیه معتادان برقرارخواهد ساخت.
تلقی اعتیاد به مثابه گناهی که مستوجب عقوبت است، بسیار روشن ، قطعی و پذیرفته شده میباشد و به توضیح نظری یا به انجام پژوهش و تحقیقات علمی در خصوص این پدیده، نیازی نمیباشد. این ساده نگری نسبت به اعتیاد معمولاً جواب نداده و نمیدهد؛ زیرا این پدیده از ریشهها و علل متعدد زیست شناختی و داروشناختی و روان شناختی و جامعه شناختي متعدد برخوردار است و به همین جهت نظریات گوناگونی در تبیین آن ابراز شده است. این نظرات و دیدگاهها حتی در تأکید بر بیمارگون بودن اعتیاد؛ نشان میدهند چنین رفتاری چه بسا آزادانه انتخاب نمیشود اولا و ثانیا اعتیاد فرد معتاد خارج از کنترل معتاد است وتحت تأثیر مقتضیات اجتماعی بروز میکند و به همین جهت نیز با عقوبت و مجازات معتادان این معضل چند وجهی قابل حل و فصل نخواهد بود.
تلقی اعتیاد در حکم بیماری، ریشه یابی ژنتیک و نشانه شناسی آن را رشد میدهد که ربطی به اراده معتاد ندارد و بلکه وی را قربانی بیماری توارثی ناخواستهای مینماید. معتاد از این نگاه ناخوشی است که نه شرور بوده و نه مسئولیتی دارد و بلکه تحت تأثیر مکانیسمهای فیزیولوژیکی به این عمل مبادرت ورزیده که خارج از کنترل شخصیاش بوده است. فرد معتاد با این نگرش و در این جایگاه لزوما شایسته مراقبت و حمایت و درمان پزشکی بوده و لازم است به چنین بیماری آموزشهای لازم پزشکی نیز در این زمینه عرضه و ارائه نمود. پزشکان و سرمایه گذاران صنایع شیمیائی و برخی جنبشهای خواهان بازپروری معتادان؛ سخت به این دیدگاه قائلاند؛ زیرا دسته اول به حمایت پزشکی از معتادان نظر دارند و دسته دوم نیز معتاد را نه کارگزار اعتیاد که قربانی توارث زیستی انگاشته و دسته سوم طالب تغییر وابستگی معتاد به مواد مخدرند.
نگاه علوم اجتماعی به اعتیاد ناشی از ناهنجاریها و رفتارهای نامناسب با وضعیت موجود است. علوم اجتماعی به جای قضاوت راجع به خوب و بد آن، الگوهای منتج به اعتیاد را در برخورد با تعاملات اجتماعی دنبال میکند و مسئولیت هر یک از کارگزاران اجتماعی را به اضافه خود شخص معلوم میدارد. اگر همنشینان ناباب و ناخلف از این زاویه، نقشی مؤثری در اعتیاد بازی میکنند؛ پس لازم است در نوع این ارتباطات یا اصلاح آن پیشگام شد و صرفاً همه مسئولیت را به گردن خود معتاد نیانداخت.
کارشناسان عقیده دارند با توجه به این نگاه، زیر نظر گرفتن اوضاع برای اصلاح و ارزیابی شیوههای تغییر وضعیت نیز نیازمند گردآوری مستمر دادههای ذیربط بوده و بدون همیاری بخشی از متخصصان در حوزههای مختلف نمیتوان به کنترل این پدیده امیدوار بود و نظریه پردازی راجع به آن را در انواع فرضی-استنتاجی، داده نگر، استفهامی و گذشته نگر نه تنها برای سیاستگذاریهای کلان که برای پیشبرد تعاملات روزمره هم مثلاً از حیث میزان رواداری ( تسامح، تساهل، آسان گیری، روا داشتن، مرز تحمل) یا طرد اعتیاد مفید فایده یافت.

منابع:
1- جزایری، علیرضا؛ سلیمانی نیا، ليلا (۱۳۹۵). مجموعه ی پیشگیری از اعتیاد، دانژه.
2- تقوا، اردوان (۱۳۹۰). اصول درمان اعتیاد، تهران: مشكوه.
3- بهرامی احسان، هادی (۱۳۸۳). اعتیاد و فرایند پیشگیری، سمت.
4- امینی، کوروش و امینی، داریوش (۱۳۸۱). گامی فراسوی روان شناسی سوء مصرف مواد افیونی، عابد.
5- محمدی اصل، عباس (1397). جامعه شناسی اعتیاد، موسسه هم اندیشی جهانی راه برتر، تهران.
6- افشار، اسدالله(1399)، سلسله مقالات اعتیادپژوهی( نگاه واقع بینانه به مسئله جامعه شناختی اعتیاد)، تهران. مناره.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/69618