افکار عمومی - نگرش شهروندان در مورد مسائل سیاسی، رهبران، نهادها و رویدادها - به عنوان یک پایه سیاسی برای حمایت از سیاستمداران معاصر عمل میکند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، افکار عمومی - نگرش شهروندان در مورد مسائل سیاسی، رهبران، نهادها و رویدادها - به عنوان یک پایه سیاسی برای حمایت از سیاستمداران معاصر عمل میکند. رؤسای جمهور، اعضای کنگره و حتی دیوان عالی باید در تلاشهای خود برای حکومت و سیاست گذاری و اجرای سیاست، افکار عمومی را در نظر بگیرند. به عنوان معیاری که بر اساس آن قدرت دموکراسی آمریکایی را قضاوت می کنیم، افکار عمومی - منشأ آن، توسعه آن، و تأثیر آن - یکی از دغدغههای کلیدی علوم سیاسی مدرن است. ترجیحات عمومی در هر دو سطح فردی و جمعی بسیار پیچیده است. درک خاستگاه افکار عمومی، وضعیت دانش عمومی معاصر درباره سیاست، و روشهایی که نخبگان سیاسی افکار عمومی را شکل میدهند و اندازه گیری میکنند، اهداف کلیدی این یادداشت هستند.
1- افکار عمومی چیست؟
افکار عمومی چیست؟ چگونه بیان میشود؟ رایج ترین موضوعاتی که مردم در مورد آنها عقاید سیاسی دارند چیست؟ شخصیت افکار عمومی آمریکا تا چه حد به بهترین وجه به عنوان اجماع محور یا به عنوان شاهدی بر قطبی شدن توصیف میشود؟
- افکار عمومی مجموعهای از دیدگاهها و علایق بسیاری از شهروندان در مورد مسائل سیاسی، رهبران، نهادها و رویدادها است.
- ترجیحات منعکس کننده آنچه مردم میخواهند است که با خواست آنها مشخص میشود. باورها منعکس کننده چیزهایی هستند که مردم میدانند و چگونه جهان را درک میکنند. ترجیحات و باورها به طور غیرمستقیم در پاسخ به انتخابهایی که ارائه میشود بیان میشوند.
- در افکار عمومی آمریکا زمینههای مشترک یا اجماع وجود دارد، از جمله اجماع در مورد مشروعیت دولت، برابری فرصتها، آزادی و دموکراسی.
- با این حال، بسیاری از زمینهها وجود دارد که در آن افکار عمومی در مورد مسائل سیاسی اختلاف نظر دارند و مردم نظرات متفاوت خود را از طریق ارتباطات خصوصی با مقامات رسمی، نوشتهها و بیانیههای عمومی و رأی بیان میکنند.
- افکار عمومی در مورد موضوعات مختلف سیاسی وجود دارد، از جمله نمونههای زیر:
* ارزیابی افراد در دولت و سایر نهادها
* ارزیابی سیاستهای عمومی
* ارزیابی شرایط فعلی
* جهت گیریهای سیاسی از جمله حزب گرایی و ایدئولوژی
بسیاری از ناظران معاصر استدلال میکنند که سیاست معاصر آمریکا با قطببندی مشخص میشود که نه تنها اجماع طولانیمدت آمریکا در مورد برخی موضوعات را منعکس میکند، بلکه همچنین تداوم درگیریهای مبتنی بر منافع را که توسط نظریه جناحگرایی آمریکا جیمز مدیسون پیشبینی شده بود، نشان میدهد.
2- خاستگاه افکار عمومی
آمریکاییها نظرات خود را در مورد سیاست از کجا میگیرند؟ نفع شخصی چه نقشی در تعیین دیدگاههای سیاسی فرد دارد؟ رایج ترین منابع جامعه پذیری سیاسی کدامند و چگونه اختلاف نظرهایی را که سیاست آمریکا را اشغال میکنند روشن میکنند؟ نقش ایدئولوژی سیاسی در سازماندهی نظرات سیاسی آمریکاییها چیست؟
- ترجیحات افراد در مورد سیاست و سیاست تا حدی ریشه در منافع شخصی دارد، از جمله منافع اقتصادی و همچنین منافع ناشی از قوانین مربوط به موقعیت جغرافیایی، موقعیت اجتماعی و سایر ویژگیهای شخصی.
- نگرش افراد در مورد سیاست نیز معمولاً توسط ارزشهای اساسی که نوعا مادی میباشد شکل میگیرد که عمیقاً به دنبال آن هستند که هنجارهای تثبیت شده جامعه را منعکس میکنند.
- هویت افراد ترجیحات آنها را نیز شکل میدهد، زیرا آنها از وابستگیهای روانشناختی اساسی استفاده میکنند که فراتر از علایق و ارزشها است.
- ترجیحات به صورت اجتماعی به عنوان محصول عوامل و فرآیندهای مختلفی که به عنوان جامعه پذیری سیاسی شناخته میشوند، شکل میگیرند. عوامل متعددی برای جامعه پذیری وجود دارد که در زیر به آنها اشاره میگردد:
* خانواده عامل مهم اجتماعی شدن است. کودکان اغلب (اگرچه به هیچ وجه همیشه) ترجیحات سیاسی والدین خود را جذب میکنند.
* آموزش، که امری بدیع و عالی و منبع ارزشهای مشترک است، باعث ایجاد تفاوتهای سیاسی نیز میشود، زیرا تفاوت در پیشرفت تحصیلی به شدت با تفاوت در مشارکت سیاسی مرتبط است.
* گروههای اجتماعی غیرارادی (مانند گروههای جنسیتی و نژادی) و نیز گروههای اجتماعی داوطلبانه (مانند احزاب سیاسی، اتحادیههای کارگری، سازمانهای مذهبی، گروههای آموزشی و شغلی) تفاوتهای مهمی در نگرشهای سیاسی به همراه دارند. الگوهای عقاید متفاوت بر اساس نژاد، قومیت، فرقه مذهبی و جنسیت به طور مکرر در نظرسنجیها ظاهر میشوند.
* تغییر شرایط سیاسی مرتبط با تفاوتهای نسلی و زمانی که افراد برای اولین بار در مشارکت سیاسی استخدام میشوند، میتواند نگرشها و رفتار سیاسی را تغییر دهد.
- گاهی اوقات باورها، نگرشها و عقاید افراد برای شکل دادن یک ایدئولوژی سیاسی (یعنی یک فلسفه کلی در مورد نقش دولت) منسجم میشود که به آنها در زیر اشاره میشود:
* لیبرالها تمایل به حمایت از اصلاحات سیاسی و اجتماعی دارند. مداخله گسترده دولت در اقتصاد؛ خدمات اجتماعی فدرال؛ تلاش بیشتر از طرف فقرا، اقلیتها و زنان؛ نگرانیهای زیست محیطی؛ و حقوق مصرف کننده.
* محافظه کاران تمایل دارند از وضعیت اجتماعی و اقتصادی موجود حمایت کنند. بسیاری از دولتهای کوچکتر؛ مخالف مقررات تجارت، مخالف سقط جنین، حامی برگزاری نماز در مدرسه، و خواهان حمایت از حفظ قدرت نظامی آمریکا هستند.
3- افکار عمومی و دانش سیاسی
وضعیت توجه سیاسی و دانش سیاسی در بین شهروندان آمریکایی چگونه است؟ وضعیت فعلی دانش سیاسی در آمریکا چه پیامدهایی دارد؟ مواردی که در ذیل مطرح خواهد شد در حقیقت بیان کننده پاسخ دو پرسش این بخش خواهد بود:
* از آنجا که به دست آوردن اطلاعات سیاسی پرهزینه است، آمریکاییها زمان، انرژی یا توجه کافی را به سیاست برای درک یا ارزیابی کامل مسائل اختصاص نمیدهند. این ناآگاهی «عقلانی» از سیاست، شهروندانی را به وجود میآورد که دانش و آگاهی کمی از سیاست دارند.
* وقتی آمریکاییها به دنبال اطلاعات در مورد سیاست هستند، بسیاری به دنبال کسب اطلاعات سیاسی «ارزان» با گرفتن سرنخهایی از افراد مورد اعتماد (مانند وزرا، مفسران، روزنامهنگاران، دوستان و غیره) هستند یا مسائل را در پرتو عقاید و ایدئولوژیهای عمومی قبلی تفسیر میکنند.
* پیامدهای این بیتوجهی جمعی به سیاست شامل ناتوانی افراد در دفاع از منافع سیاسی خود و این واقعیت است که بی توجهی گسترده فرآیندهای دموکراتیک را در معرض دستکاری بیشتر کسانی قرار میدهد که به دنبال شکل دادن به افکار عمومی هستند. با این حال، سیاست دموکراتیک به دلیل "جادوی تجمع" امکان پذیر است.
4- شکل دادن به عقیده: رهبران سیاسی، گروههای خصوصی و رسانهها
نیروهای اولیه که به دنبال دستکاری، تأثیرگذاری و شکل دادن به افکار عمومی هستند کدامند؟ این نیروها چگونه برای شکل دادن به عقیده پیش می روند؟ ماهیت تأثیرآن ها چیست ؟ شاید بتوان پاسخ این سئوالات را با درک مطالب زیر دریافت نمود:
* همه دولتها تلاش میکنند تا باورهای شهروندان خود را دستکاری کنند، اگرچه در آمریکا، پیامهای دولتی با بسیاری از بازیگران سیاسی دیگر رقابت میکنند. اگرچه آنها از نظر نحوه برخورد دقیق با تغییر افکار عمومی متفاوت هستند، اما همه روسای جمهور اخیر از نظرسنجیهای کمپین انتخاباتی برای سنجش و شکل دادن به افکار عمومی استفاده کردهاند.
* گروههای سیاسی، تجاری و عمومی، رهبران افکاری هستند که به دنبال شکل دادن به افکار عمومی در مورد مسائل فردی و ترویج علل ایدئولوژیک هستند.
* رسانههای ارتباطی از جمله قدرتمندترین نیروهای فعال در بازار ایدهها هستند. رسانه های جمعی را میتوان میانجی بین نخبگان سیاسی از یک سو و مردم از سوی دیگر در نظر گرفت . با این حال، اینها میانجیهای مؤثری هستند: رسانههای جمعی دستور کار عمومی را تعیین میکنند. معیارهایی که شهروندان بر اساس آن سیاستمداران و رویدادهای سیاسی را ارزیابی میکنند، «نخستین» است. و رویدادها و مسائل را به گونهای «چارچوب» کنید که بر تفسیرهای عمومی از سیاست تأثیر بگذارد.
5- سنجش افکار عمومی
سنجش افکار عمومی از طریق نظرسنجی چه تاثیراتی دارد؟ نظرسنجیها از چه تکنیکهایی استفاده میکنند؟ چگونه ممکن است آن تکنیکها گاهی منجر به خطا در اندازه گیری یا تغییرات آشکار در افکار عمومی شود؟ با عنایت به پرسشهای مذکور موارد مرتبطی را با این پرسشها یادآور میشویم:
- در حالی که سیاستمداران برای سنجش افکار عمومی از طریق سنجش تشویق، شمارش جمعیت یا از طریق تماس فردی با شهروندان استفاده میکردند، سیاستمداران معاصر از نظرسنجیهای عمومی برای تصمیمگیری در مورد نامزدی، حمایت از چه سیاستهایی، نحوه رای دادن و درخواستهای تجدیدنظر استفاده میکنند. برای ایجاد در کمپینها.
- نظرسنجیها برای ساختن تصویری از افکار عمومی استفاده میشوند. اگر به درستی انجام شوند، می توانند کاملا دقیق باشند. نکاتی را در این خصوص باید در نظر گرفت:
* اول، نظرسنجیکنندگان باید نمونهای نماینده از جمعیتی را که میخواهند توصیف کنند انتخاب کنند. نظرسنجیکنندگان بهدنبال اجتناب از سوگیری انتخاب، از انواع تکنیکهای نمونهگیری، از جمله نمونهگیری احتمالی و شمارهگیری تصادفی رقمی استفاده میکنند.
* پایایی نظرسنجیها تابعی از حجم نمونه است. نظرسنجیهای خوب خطای نمونه گیری خود را گزارش میدهند.
* طراحی نظرسنجی، جمله بندی سؤال و حتی ترتیب سؤالات در نظرسنجی میتواند منجر به خطای اندازه گیری شود.
* خود فرآیند نظرسنجی میتواند تأثیر خود را بر افکار عمومی بگذارد.
* برای مثال، نظرسنجی فشاری، تکنیکی است که در آن سؤالات دقیقاً برای شکل دادن به نظر پاسخدهنده بیان میشوند.
* تمرکز نظرسنجی بر روی یک موضوع یا مجموعهای از موضوعات خاص میتواند توهم برجسته بودن را ایجاد کند (یعنی یک موضوع برای مردم مهم است در حالی که در واقع مهم نیست).
* نتایج نظرسنجی گاهی اوقات یک اثر باند واگن[1] ( باند بازی) نیز ایجاد میکند، به موجب آن حمایت از یک نامزد یا موضوع دقیقاً به این دلیل افزایش مییابد که نامزد یا موضوع محبوبیت گزارش شده است.
6- افکار عمومی چگونه بر سیاست دولت تأثیر می گذارد؟
نقش مناسب افکار عمومی در سیاستی که هم برای دموکراسی و هم برای جمهوریخواهی ارزش قائل است، چیست؟ سیاستمداران چگونه برای ما حکومت میکنند؟ چگونه میتوانیم برای خود سیاست گذاری کنیم؟
موارد زیر ما را برای درک بیشتر و دریافت پاسخ سئوالات مذکور هدایت میکند:
* تدوین کنندگان از اعتماد به مردم در مورد حکومت میترسیدند و برخی از نهادها را طراحی کردند که دولت را از فشار مردم دور نگه میدارد.
* در حالی که برخی از محققان استدلال میکنند که شهروندان آمریکایی فاقد دانش اساسی سیاسی هستند و در نظراتی که به نظرسنجیها گزارش کردهاند غیرقابل پیش بینی بودهاند، برخی دیگر استدلال میکنند که در سطح کل، افکار عمومی منسجم و پایدار است.
* در کشورهای دموکراتیک، رهبران باید به افکار عمومی توجه داشته باشند و شواهدی وجود دارد که نشان میدهد آنها در برخی موارد این کار را میکنند. با این حال، گاهی اوقات سیاستها با افکار عمومی مطابقت ندارند، یا به این دلیل که اقلیت بسیار بیشتر اهمیت میدهند، یا به این دلیل که افکار سریعتر از سیاستها تغییر میکنند.
* ابزارهای دموکراتیک مانند طرحهای رأی گیری ممکن است تناقضات بین افکار عمومی و سیاست عمومی را برطرف کنند، اگرچه این مکانیسمها نیز در معرض دستکاری نخبگان هستند!

پینوشت:
[1] - اثر باند بازی اشاره به تمایل مردم به اتخاذ رفتار خاص، سبک و یا نگرش به سادگی به دلیل هر کس دیگری آن را انجام دهد. افراد بیشتری که روند خاصی را اتخاذ می کنند، احتمال بیشتری پیدا می کند که افراد دیگر نیز در این مسیر گام بردارند. اثر باند واگن بخشی از یک گروه بزرگتر از تعصبات شناختی یا اشتباهات در تفکر است که بر قضاوت ها و تصمیماتی که مردم می گیرند تأثیر می گذارد. تعصب های شناختی اغلب برای کمک به مردم به فکر کردن و تشویق سریع تر طراحی شده اند، اما اغلب، محاسبات غلط و اشتباهات را ارائه می دهند.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/66763