جو بایدن اکنون قرار است 1.2 میلیارد دلار دیگر به بودجه کنونی بیش از شصت میلیارد دلاری به اصطلاح دفاع از اکراین که در حال حاضر در دست هزینه است، اضافه کند، اما چه کسی براین ارقام نجومی نظارت دارد، به خصوص که کنگره از تایید داشتن یک بازرس کل برای نظارت بر محل مصرف آن امتناع کرده است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، جو بایدن اکنون قرار است 1.2 میلیارد دلار دیگر به بودجه کنونی بیش از شصت میلیارد دلاری به اصطلاح دفاع از اکراین که در حال حاضر در دست هزینه است، اضافه کند، اما چه کسی براین ارقام نجومی نظارت دارد، به خصوص که کنگره از تایید داشتن یک بازرس کل برای نظارت بر محل مصرف آن امتناع کرده است. بودجه ای که به غیر از ایجاد تورم سرسام آور در نهایت از مالیات و جیب مردم پرداخت خواهد شد. باید تعجب کنید که چرا هیچ کس به بایدن پیرمرد نگفته است که کل تمرین برای سوق دادن بیشتر جهان به سمت یک جنگ فاجعه بار یک کار احمقانه است. اما باز هم، دلقکهایی که رئیسجمهور خود را با آنها احاطه کرده است ، ممکن است در گفتن حقیقت خیلی دل و جرات نداشته باشند، حتی اگر بدانند معنای آن چیست.
پس از پیگیری مشکل اوکراین از زمانی که ایالات متحده و همدستانش از مذاکره جدی با ولادیمیر پوتین در دنیای واقعی امتناع کردند، مجبور شدم به این فکر کنم که واشنگتن چه مشکلی دارد. ما دونالد ترامپ نادان و تکاندهندهای را داشتهایم که توسط گروهی از شخصیتهائی چون مایک پمپئو و جان بولتون بدون ثبات ذهنی حمایت می شد و پس از آن بایدن با گروهی از دموکرات های بیشتر مرتبط با دلالان اسلحه آمدند. افرادی که حتی نمی توانستند یک غرفه هات داگ را اداره کنند. اما آنها واقعاً در فریاد زدن "آزادی" و "دموکراسی" استاد بودند بویژه در زمانهائی که از آنها در مورد انگیزه های شان سؤال می شد.
در واقع، نظرسنجیها نشان میدهد نا آرامیهای زیادی در میان طبقه متوسط و کارگر آمریکایی وجود دارد که شاهد بازگشت بیثباتی مالی دوران جیمی کارتر هستیم دورانی که ناشی از تحریم نفت خاورمیانه بود. خب، یک تحریم انرژی جدید وجود دارد که ناشی از تمایل دولت بایدن برای به راه انداختن جنگ نیابتی برای "تضعیف" روسیه است. تحلیلگران پیشبینی میکنند که قیمت های انواع انرژی در چند ماه آینده دو برابر میشود و افزایش هزینه حامل های انرژی بر قیمت سایر کالاهای ضروری، از جمله مواد غذایی، تأثیر میگذارد. با توجه به همه اینها، مسئله اساسی که هم دموکرات ها و هم جمهوری خواهان را آزار می دهد ناتوانی آنها در توضیح واقعی برای مردم آمریکا است که چرا به نظر می رسد امنیت سیاست خارجی و داخلی کشور همیشه در حال غلیان و در جستجوی دشمنان است دشمنانی خود ایجاد کرده و تا حد زیادی وجود خارجی ندارند.
بحث جدی در مورد اینکه چرا ایالات متحده باید ارتشی داشته باشد که هزینه آن به اندازه مجموعه ارتش های 9 کشور بعد از خود از حیث رتبه بندی باشد، موضوعی که به ندرت توسط رسانه های جریان اصلی به آن پرداخته می شود. بودجه نظامی سال 1402 (2023) نسبت به سال جاری افزایش یافته است و مجموعاً 858 میلیارد دلار رسیده است و اگر کمک هزینه های نظامی دائماً رو به رشد اوکراین را در نظر بگیریم، به یک تریلیون دلاری که تاکنون غیرقابل تصور هم نبوده است، نزدیک می شود. بودجه نظامی به عامل اصلی کسری های ناپایدار کشور تبدیل شده است. مرگ میلیون ها نفر به طور مستقیم و غیرمستقیم در جنگ هایی که در پس از 11 سپتامبر آغاز شد و حدود 8 تریلیون دلار هزینه در بر داشته است از تبعات این سیاست مبهم و گنگ می باشد.
قانون اساسی ایالات متحده به وضوح نشان می دهد که ارتش ملی تنها زمانی برای بنیانگذاران قابل قبول است که به دفاع از کشور در برابر تهدیدات خارجی اختصاص داده شود. آیا آمریکایی ها واقعاً معتقدند که داشتن چیزی حدود 1000 پایگاه نظامی پراکنده در سراسر جهان آنها را ایمن تر می کند؟ فروپاشی سریع وضعیت امنیتی سال گذشته در افغانستان نشان داد که داشتن چنین پایگاه هایی سربازان و بوروکرات ها را به گروگان های بالقوه تبدیل می کند. همچنین می توان گفت ناامنی که در حال حاضر در کشور حاکم است تا حد زیادی به ترسیم «تهدیدات» متعددی بر می گردد که توسط دولت ایجاد شده است تا هم تعهد و هم هزینه را توجیه کند.
پس این همه پول کجا می رود؟ و چه تهدیداتی وجود دارد؟ با شروع به جنگی که ایالات متحده عملاً در آن درگیر نیست، در اوکراین، تهدید روسیه که مداخله واشنگتن را می طلبد چه بود؟ خوب، اگر کسی از یاوه های «نظم بینالمللی مبتنی بر قانون» یا یک دموکراسی کوچک دلیر همچون اوکراین که شجاعانه با خرس روسی میجنگد کنار بگذارد، مسکو پیش از شروع پرواز موشکها، ایالات متحده را به هیچ وجه تهدید نمی کرد. پوتین به دنبال مذاکره با اوکراین بر اساس تعدادی از منافع موجود در امنیت ملی کشورش بود که همه آنها قابل مذاکره بودند، اما ایالات متحده و دوستانش علاقه ای به سازش نداشتند و در عین حال رژیم زلنسکی را با سلاح، پول و حمایت سیاسی تحت فشار قرار دادند. نتیجه نهایی درگیری است که احتمالاً تنها زمانی پایان خواهد یافت که آخرین اوکراینی مرده باشد و این احتمال وجود دارد که اقدام اشتباه ایالات متحده و روسیه منجر به هولوکاست هسته ای شود. به طور خلاصه، آنچه در حال وقوع است نه امنیت ملی ایالات متحده را تقویت می کند و نه از نظر اقتصادی به نفع آمریکایی هاست.
و سپس نوبت چین است. بایدن در سفر اخیرش به خاور دور، گربه را از ساکش بیرون آورد. وی اظهار داشت که اگر چین بخواهد تایوان را ضمیمه کند، ایالات متحده از آن دفاع خواهد کرد. بایدن با بیان این جمله نشان داد که ابهام راهبردی را که ایالات متحده و چین در پنجاه سال گذشته به عنوان جایگزینی برای جنگ ترجیح دادهاند، درک نمیکند. کاخ سفید به نوبه خود به سرعت بیانیه بایدن را اصلاح کرد و توضیح داد که این درست نیست که واشنگتن موظف به دفاع از تایوان است. ظاهراً برخی از کنگرهداران جنگطلب، گاف بایدن را جذاب میدانسته، تعهد قاطعانه ایالات متحده را برای دفاع از تایوان، همراه با بسته کمک نظامی 4.5 میلیارد دلاری، ترویج میکنند.
و ایران را نادیده نگیریم که با تحریم های اقتصادی و همچنین کشتار مخفیانه مقامات و دانشمندان آن ضربه خورده است. جنگ آمریکا/اسرائیل علیه ایران به سوریه همسایه هم سرایت کرده است، جایی که واشنگتن در واقع نیروهایی را در زمین دارد. نیروهائی که منطقه نفت خیز این کشور را اشغال و نفت آن را می دزدند. گسترش احتمالی برنامه هستهای ایران برای تولید سلاح عملاً از طریق نظارت مرتبط با توافق چندجانبه 2015 به نام برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) کنترل می شد، اما دونالد ترامپ، نابخردانه و برخلاف منافع واقعی آمریکا، از آن خارج شد. اسراییل به جو بایدن هشدار داده است که دوباره وارد توافق نشود، بنابراین او بدون شک از تصمیم نخست وزیر نفتالی بنت برای ادامه اعمال فشار شدید واشنگتن بر جمهوری اسلامی تبعیت خواهد کرد. آیا ایران یا متحدش سوریه به هیچ وجه آمریکا را تهدید می کنند؟ قطعا نه. جرم آنها این است که در همسایگی ایالت یهود قرار دارند، کشوری که به راحتی می تواند حتی منافع خود آمریکا را به خطر اندازد.
در نهایت، در نیمکره خود آمریکا، ونزوئلا وجود دارد که به منفورترین کشور واشنگتن در منطقه ارتقا یافته است. مردم ونزوئلا تحت تحریمهای تنبیهی فزاینده ایالات متحده قرار گرفتهاند، از جمله برخی تحریمهای جدید در هفته گذشته، که به طور نامتناسبی به شهروندان فقیرتر آسیب میرساند اما تغییر رژیم را به همراه نداشته است. چرا دشمنی؟
معنی همه اینها این است که مطلقاً هیچ استانداردی از امنیت ملی واقعی وجود ندارد که انگیزه تهاجم کاملاً غیرقانونی ایالات متحده در بسیاری از نقاط جهان باشد. آنچه رخ می دهد ممکن است با میل به تسلط که گاهی به عنوان «استثنایی گرایی» و یا «رهبری جهان آزاد» توصیف می شود، مرتبط باشد، که هیچ کدام ربطی به امنیت واقعی ندارند. و مردم آمریکا بهای آن را هم از نظر کاهش استانداردهای زندگی به دلیل تحولات ایجاد شده در اوکراین و جاهای دیگر و همچنین از دست دادن کاملاً قابل درک ایمان به سیستم دولتی ایالات متحده می پردازند. به هر حال، اجازه دهید ارتش ایالات متحده را تا زمانی که به تهدیدهای قابل شناسایی واقعی پاسخ می دهد، کوچک کنیم. بیایید رئیسجمهوری را انتخاب کنیم که از توصیههای حکیمانه رئیسجمهور جان کوئینسی آدامز پیروی کند که گفت: «آمریکاییها نباید به خارج از کشور بروند تا به نام گسترش دموکراسی، اژدهایی را که درک نمیکنند، بکشند.» در این مرحله، تنها می توان آمریکایی را تصور کرد که با خود و با آنچه که نماینده آن است در صلح است و در عین حال دوستی برای بقیه جهان نیز محسوب می شود.
فیلیپ جرالدی: مدیر اجرائی شورای منافع ملی آمریکا و مأمور سابق «سیا» و «افبیآی»
تارنمای اونز
برگردان تنظیم و کوتاه سازی علی اصغر شهدی