درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۶۴۲۱۵۱۷ تیر ۱۴۰۱ - ۱۷ : ۱۰ بازدید: ۳۴۸۹دیدگاه: ۰

افکار عمومی؛ مقوله‌ای مهم در جامعه شناسی و علم سیاست

افکار عمومی؛ مقوله‌ای مهم در جامعه شناسی و علم سیاست اصطلاح «افکار عمومی» برگرفته از opinion publique فرانسوی است که اولین بار در سال 1588 توسط میشل دو مونتن در ویرایش دوم مقالات خود (فصل بیست و دوم) استفاده شد. این اصطلاح فرانسوی همچنین در اثر ژولی یا هلویز جدید نوشته ژان ژاک روسو در سال 1761 آمده است.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، اصطلاح «افکار عمومی» برگرفته از opinion publique فرانسوی است که اولین بار در سال 1588 توسط میشل دو مونتن در ویرایش دوم مقالات خود (فصل بیست و دوم) استفاده شد.(1) این اصطلاح فرانسوی همچنین در اثر ژولی یا هلویز جدید نوشته ژان ژاک روسو در سال 1761 آمده است.(2) و (3) پیشروهای این عبارت در انگلیسی عبارتند از "نظر عمومی" ویلیام تمپل (که در اثر او در سال 1672 در مورد اصل و ماهیت حکومت ظاهر شد) و "قانون عقیده" جان لاک (که در اثر او در سال 1689 به نام An Essay Concerning Human Understanding  ظاهر شد.)

 ظهور افکار عمومی به عنوان یک نیروی مهم در قلمرو سیاسی به اواخر قرن هفدهم باز می‌گردد، اما پیش از این، این عقیده در قرون وسطی fama publica یا vox et fama communis از قرن 12 و 13 به بعد اهمیت حقوقی و اجتماعی بسیار زیادی داشت.(4) بعدها ویلیام شکسپیر افکار عمومی را «معشوقه موفقیت» خواند و بلز پاسکال فکر کرد که «ملکه جهان» است.

جان لاک در رساله‌ای به نام «مقاله‌ای در باب فهم بشر» معتقد است که انسان تابع سه قانون است: قانون الهی، قانون مدنی و از همه مهم‌تر در قضاوت لاک، قانون عقیده یا شهرت. او دومی را از اهمیت بالایی برخوردار می‌دانست، زیرا معتقد بود بیزاری و بدبینی؛ مردم را وادار می‌کند تا در رفتار خود با هنجارهای اجتماعی تطبیق ایجادکنند، و از سوی دیگر می‌گفت حکومت‌ها با افکار عمومی رابطه خوبی ندارند و اجازه نمی‌دهند تا افکارعمومی به حوزه اقتدار آنان نفوذ یابند.

ویلیام تمپل در مقاله خود در سال 1672 درباره اصل و ماهیت دولت، فرمول اولیه اهمیت افکار عمومی را ارائه کرد. او مشاهده کرد که «وقتی تعداد زیادی از مردم زندگی و ثروت خود را مطلقاً به اراده یک نفر تسلیم می‌کنند، باید نیروی عرف یا عقیده‌ای باشد که قدرت را تابع اختیار می‌کند». تمپل با این عقیده رایج که اساس حکومت در یک قرارداد اجتماعی نهفته است، مخالف بود و فکر می کرد که حکومت صرفاً به دلیل اقبال افکار عمومی مجاز به حیات سیاسی است و مشروعیت پیدا می‌کند.(5)

پیش نیازهای ظهور یک حوزه عمومی افزایش سطح سواد بود که توسط اصلاحات تحریک شد، که افراد را به خواندن کتاب مقدس به زبان عامیانه تشویق می‌کرد، و چاپخانه‌هایی که به سرعت در حال گسترش بودند. در طول قرن هجدهم ادبیات مذهبی با ادبیات سکولار، رمان و جزوه جایگزین شد. به موازات این رشد انجمن‌ها و باشگاه‌های کتابخوانی بود. در آغاز قرن، اولین کتابخانه در گردش در لندن افتتاح شد و کتابخانه عمومی گسترده و در دسترس عموم قرار گرفت.

فردیناند تونیس، جامعه شناس آلمانی، با استفاده از ابزارهای مفهومی نظریه Gemeinschaft و Gesellschaft خود، استدلال کرد (Kritik der öffentlichen Meinung, 1922)، «افکار عمومی»کارکرد اجتماعی معادلی در جوامع دارد که دین در جوامع دارد.(6)

یورگن هابرماس، نظریه‌پرداز اجتماعی آلمانی، ایده حوزه عمومی را در بحث افکار عمومی مطرح کرد. به عقیده هابرماس، حوزه عمومی یا عمومی بورژوایی جایی است که «می‌توان چیزی نزدیک به افکار عمومی شکل داد».(7) هابرماس ادعا کرد که حوزه عمومی دارای دسترسی جهانی، بحث عقلانی و بی توجهی به رتبه است. با این حال، او معتقد است که این سه ویژگی که بهترین شیوه شکل گیری افکار عمومی می‌باشد دیگر در کشورهای لیبرال دموکراتیک غربی کارایی ندارد و درست به همین دلیل شدیدا بر این باور بود که افکار عمومی، در دموکراسی غربی، به شدت مستعد تغییرات و اصلاحات از سوی نخبگان است.

هربرت بلومر، جامعه شناس آمریکایی، مفهومی کاملاً متفاوت از «عمومی» ارائه کرده است. به گفته بلومر، افکار عمومی به عنوان شکلی از رفتار جمعی (اصطلاح تخصصی دیگر) مورد بحث قرار می‌گیرد که از کسانی تشکیل می‌شود که در هر زمان در حال بحث در مورد یک موضوع عمومی هستند. او معتقد است با این نگاه، عموم مردم زیادی مشمول این تعریف می‌شوند که ممکن است هر یک از آن‌ها زمانی که مسئله‌ای پیش می‌آید در میدان باشند و با حل آن مسئله دیگر حضوری فعال در عرصه نداشته باشند. بلومر ادعا می‌کند که مردم با ظرفیت‌ها و درجات مختلف در اجتماع مشارکت می‌کنند. بنابراین، نظرسنجی عمومی نمی‌تواند عمق حضور مردم را به طور واقعی اندازه گیری کند. از نظر او مشارکت یک فرد تحصیلکرده مهم­تر از یک فرد عاطل و باطلی است که دائما مست می‌باشد.

افکار عمومی نقش مهمی در عرصه سیاسی دارد. برش دادن تمام جنبه‌های رابطه بین دولت و افکار عمومی، مطالعات رفتار رأی دهی است.این ها توزیع نظرات در مورد موضوعات مختلف را ثبت کرده‌اند، تأثیر گروه‌های ذینفع خاص بر نتایج انتخابات را بررسی نموده و به دانش ما در مورد تأثیرات تبلیغات وسیاست‌های دولت کمک کرده‌اند.

رویکردهای کمی و معاصر را برای مطالعه افکار عمومی می‌توان به چهار دسته تقسیم کرد:

1- اندازه گیری کمی توزیع نظرات.

2- بررسی روابط درونی بین نظرات فردی که افکار عمومی را در مورد یک موضوع تشکیل می‌دهند.

 3- توصیف یا تحلیل نقش عمومی افکار عمومی.

4- هم رسانه‌های ارتباطی را که ایده‌هایی را که بر اساس آن عقاید است منتشر می‌کنند و هم استفاده‌هایی را که مبلغان و دیگر گروه‌های اجتماعی بنابر سیاست‌های خود، تعاریف جدیدی از این رسانه‌ها می‌کنند، باید مطالعه کرد.

گسترش سریع سنجش افکار عمومی در سراسر جهان بازتاب تعداد کاربردهایی است که می توان از آن استفاده کرد. از طریق نمونه گیری نظرسنجی می‌توان افکار عمومی را به طور دقیق به دست آورد. هم شرکت‌های خصوصی و هم دولت‌ها از نظرسنجی‌ها برای اطلاع رسانی به سیاست‌های عمومی و روابط عمومی استفاده می‌کنند.

تئوری‌های متعدد و شواهد قابل توجهی برای توضیح شکل گیری و پویایی نظرات افراد وجود دارد. بسیاری از این تحقیقات مبتنی بر تحقیقات روانشناختی در مورد نگرش‌ها هستند. با مطالعه در علوم ارتباطات و علوم سیاسی، می توان دریافت که رسانه‌های جمعی اغلب به عنوان نیروهای تأثیرگذار بر افکار عمومی دیده می‌شوند. علاوه بر این، گسترش مباحث و موضوعات سیاسی در سطح اجتماع و ژنتیک رفتاری، گاهی اوقات افکار عمومی را توضیح می‌دهند.

شکل گیری افکار عمومی با تعیین دستور کار توسط رسانه‌های بزرگ مستقل و در برخی اوقات وابسته به قدرت‌های جهانی در سراسر جهان آغاز می‌شود. این دستور کار تعیین می‌کند که چه چیزی ارزش خبری دارد و چگونه و چه زمانی گزارش و منتشر شود. دستور کار رسانه‌ها توسط عوامل مختلف محیطی و خبری تنظیم می شود که تعیین می‌کند کدام موضوعات و وقایع ارزش خبری داشته باشند.

یکی دیگر از مؤلفه‌های کلیدی در شکل گیری افکار عمومی، چارچوب بندی است. قاب بندی زمانی است که یک موضوع یا یک خبر به شیوه‌ای خاص به تصویر کشیده می‌شود و به این صورت است که نگرش خوانندگان را به یک سو تغییر می‌دهد. اکثر مسائل سیاسی به شدت به منظور متقاعد کردن رأی دهندگان برای رأی دادن به یک نامزد خاص تنظیم شده است. به عنوان مثال، اگر نامزد X یک بار به لایحه‌ای رأی می‌داد که مالیات بر درآمد طبقه متوسط را افزایش می‌داد، تیتر یک فریم به این صورت می‌شد که «کاندیدا X به طبقه متوسط اهمیتی نمی‌دهد». این امر نامزد X را در چارچوبی منفی برای خواننده خبر قرار می‌دهد.

مطلوبیت اجتماعی یکی دیگر از مؤلفه‌های کلیدی در شکل گیری افکار عمومی است. مطلوبیت اجتماعی یعنی که مردم به طور کلی نظرات گروه اجتماعی را برگزیده و بر نظر خود ترجیح می‌دهند. بر اساس تنظیم دستور کار رسانه‌ها و چارچوب‌های رسانه ای، اغلب یک عقیده خاص در رسانه‌های مختلف خبری و سایت‌های شبکه‌های اجتماعی تکرار می‌شود، تا زمانی که دید نادرستی ایجاد می‌کند که در آن حقیقت درک شده در واقع می‌تواند بسیار دور از حقیقت واقعی باشد. هنگامی که از مردم در مورد موضوعی که در مورد آن بی اطلاع هستند نظرشان پرسیده می‌شود، اغلب شبه عقایدی ارائه می دهند که معتقدند سؤال کننده را خوشحال می‌کند.(8)

افکار عمومی می‌تواند تحت تأثیر روابط عمومی و رسانه‌های سیاسی باشد. علاوه بر این، رسانه‌های جمعی از طیف گسترده‌ای از تکنیک‌های تبلیغاتی برای انتقال پیام خود و تغییر افکار مردم استفاده می‌کنند. از دهه 1950، تلویزیون رسانه اصلی برای شکل دادن به افکار عمومی بوده است.(9) از اواخردهه2000، اینترنت به بستری برای شکل گیری افکار عمومی تبدیل شده است. بررسی‌ها نشان داده‌اند که افراد بیشتری اخبار خود را در مقایسه با روزنامه‌های چاپی از رسانه‌های اجتماعی و وب ‌سایت‌های خبری دریافت می‌کنند.(10) دسترسی به رسانه‌های اجتماعی باعث می‌شود افکار عمومی توسط طیف وسیع تری از جنبش‌های اجتماعی و منابع خبری شکل بگیرد. «گان انلی» تأثیر اینترنت بر افکار عمومی را این گونه می‌داندکه «با شخصی‌سازی تشدید حمایت سیاسی و افزایش نخبه‌ستیزی، عمومی‌سازی و پوپولیسم مشخص می‌شود».(11) افکار عمومی به دلیل تأثیرپذیری منابع خبری آنلاین از ارتباطات سیاسی و تنظیم دستور کار، متنوع تر شده است.

مطالعات آکادمیک مختلفی در مورد این که آیا افکار عمومی تحت تأثیر «نفوذین» یا افرادی که تأثیر بسزایی در تأثیرگذاری بر افکار عمومی در مورد موضوعات مرتبط دارند یا خیر، انجام شده است. بسیاری از مطالعات اولیه (12) و (13) انتقال اطلاعات از منابع رسانه‌های جمعی به عموم مردم را به عنوان یک فرآیند "دو مرحله‌ای" مدل سازی کرده‌اند. در این فرآیند، اطلاعات رسانه‌های جمعی و سایر منابع اطلاعاتی گسترده بر افراد تأثیرگذار تأثیر می‌گذارد و تأثیرگذاران در مقابل رسانه‌های گروهی که مستقیماً بر مردم تأثیر می‌گذارند، بر عموم مردم تأثیر می‌گذارند.

در حالی که فرآیند "دو مرحله‌ای" در رابطه با نفوذ افکار عمومی انگیزه تحقیقات بیشتر در مورد نقش افراد با نفوذ را فراهم کرده است، مطالعه جدیدتر توسط Watts و Dodds (2007)(14) نشان می‌دهد که در حالی که افراد با نفوذ نقشی در تأثیرگذاری بر افکار عمومی دارند، " افراد غیرنفوذی که عموم مردم را تشکیل می‌دهند نیز به همان اندازه (اگر نه احتمال بیشتری) بر افکار تأثیر می‌گذارند، مشروط بر این که عموم مردم متشکل از افرادی باشد که به راحتی تحت تأثیر قرار می‌گیرند.این درکار آن ها به عنوان"فرضیه تأثیرگذار" گفته می‌شود. نویسندگان با استفاده ازیک مدل برای تعیین کمیت تعداد افراد تحت تأثیر عموم و تأثیرگذار، چنین نتایج را مورد بحث قرار می‌دهند. این مدل را می‌توان به راحتی سفارشی کرد تا روش‌های مختلفی را نشان دهد که تأثیرگذار با یکدیگر و همچنین عموم مردم ارتباط برقرار می‌کنند. در مطالعه آن‌ها، چنین مدلی از الگوی قبلی فرآیند"دو مرحله" منحرف می‌شود. مدل WATTS و DODDS مدلی از نفوذ را با تأکید بر کانال‌های جانبی تأثیر بین تأثیرگذار و مقولات عمومی عمومی معرفی می‌کند. بنابراین ، این منجر به جریان پیچیده تری از نفوذ در بین سه طرف در تأثیرگذاری بر افکار عمومی (یعنی رسانه ها ، تأثیرگذار و عموم) می‌شود.

جان کلام این که؛ در بین پدیده های روانی جمعی، افکار عمومی گسترده ترین و آشکارترین آن ها بشمار می‌آید. با توجه به اهمیت افکار عمومی در کشورهای مختلف، به ویژه در سال‌های اخیر، مطالعه آن به عنوان یک مقوله مهم در جامعه شناسی و علم سیاست مورد تأکید قرار گرفته و در اکثر رشته‌های علوم اجتماعی نیز به آن توجه می‌شود، چرا که اساس تبلیغات، ارتباطات و روابط عمومی برپایه شناخت افکارعمومی است و امروزه از گذر شناخت آن، منافع بسیاری نصیب بهره برداران می‌شود؛ به ویژه این که در زمینه بررسی افکارعمومی نیز پیشرفت های بسیار چشم گیری حاصل شده است که خود نشانه اهمیت آن است.

 

دکتر اسدالله افشار

 

References

1- Kurt Braatz, Friedrich Nietzsche: Eine Studie zur Theorie der Öffentlichen Meinung, Walter de Gruyter, 2011, p. 1 .

2- The term opinion publique appears in the chapter: "Lettre XXIV à Julie" of the book.

3-  Speier, Hans (1950). "Historical Development of Public Opinion". American Journal of Sociology. 55 (4): 376–388. doi:10.1086/220561. PMID 15397399. S2CID 46454679.

4- See (in French) Julien Théry, "Fama : l'opinion publique comme preuve judiciaire. Aperçu sur la révolution médiévale de l'inquisitoire (XIIe-XIVe s.)", in B. Lemesle (ed.), La preuve en justice de l'Antiquité à nos jours, Rennes, PUR, 2003, pp. 119–147, available online, and Daniel Smail, Thelma Fernster (ed), Fama. The Politics of Talk and Reputation, Ithaca, Cornell University Press, 2003.

5-  Speier, Hans (1950). "Historical Development of Public Opinion". American Journal of Sociology. University of Chicago Press. 55 (4): 376–88. doi:10.1086/220561. ISSN 1537-5390. JSTOR 2772299. PMID 15397399. S2CID 46454679.

6- Rolf Fechner/Lars Clausen/Arno Bammé (eds.): Öffentliche Meinung zwischen neuer Religion und neuer Wissenschaft. Ferdinand Tönnies' "Kritik der öffentlichen Meinung" in der internationalen Diskussion, in: Tönnies im Gespräch, tom. 3, Munich/Vienna: Profil 2005, ISBN 3-89019-590-3.

7-  Habermas, Jürgen (1991). "The Public Sphere". In Mukerji C.; Schudson, M (eds.). Rethinking popular culture. Contemporary perspectives in cultural studies. Berkeley: The University of California Press. pp. 398–404.

8- Daniels, Eugene (December 18, 2015). "The 'Bomb Agrabah' Survey Shows How Problematic Polling Can Be". KIVI-TV. Archived from the original on July 18, 2018. Retrieved July 17, 2018.

9- Diggs-Brown, Barbara (2011) Strategic Public Relations: Audience Focused Practice p.48.

10- Shearer, Elisa. "Social media outpaces print newspapers in the U.S. as a news source". Pew Research Centre. Retrieved 1 January 2020.

11- Enli, Gunn (2017). "Twitter as arena for the authentic outsider: exploring the social media campaigns of Trump and Clinton in the 2016 US presidential election". European Journal of Communication. 32 (1): 50–61. doi:10.1177/0267323116682802.

12- Elihu Katz and Paul Felix Lazarsfeld (1955). Personal Influence: the Part Played by People in the Flow of Mass Communications. ISBN 978-1-4128-0507-0.

13- Lazarsfeld et al., 1968.

14- Watts, D.J. and P.S. Dodds (2007). "Influentials, Networks, and Public Opinion Formation" (PDF). Journal of Consumer Research. 34 (4): 441–458.

 

دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/64215کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ