اندوهگنانه ترین غروب خورشید را در محراب عشق می بینی؟ بر زیباترین سجاده ی دلدادگی، نقش خون ترسیم شد؛ «اقتربت السّاعة و انشقّ القمر». قیامت نزدیک شد و ماه شكافت.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»،
اندوهگنانه ترین غروب خورشید را در محراب عشق می بینی؟
بر زیباترین سجاده ی دلدادگی، نقش خون ترسیم شد؛ «اقتربت السّاعة و انشقّ القمر». قیامت نزدیک شد و ماه شكافت.
عدالت برای هماره ی تاریخ، یتیم شد. بر عطوفت، تیغ كشیدند و ستم را زنده كردند. بریده باد دستی كه اقتدار را تبعید كرد.
فضیلت را شبانه به آرامگه هجر، تشییع نمودند. سخا و صداقت را به معراج بردند. مهربان ترین ماه منشق، بر سمند سعادت به آسمان فراق رفت. در مسجد كوفه، ضیافت زخم بر پا شد و بر سجده گاه مولا، شكوفه های وصل بارید. لیلة القدر، تفسیر شد. قرآن به ملكوت، رجعت كرد.
محراب علی، سرچشمه ی نهر خونین فراتِ نینواست. به جای آوای حزین شبانگاهان مرتضی، آه سوگمندان به استقبال سپیده آمد. شانه ی نخل های نیایش، لرزان از فراق سالار مستغفرینِ اسحار است. چاه تنهاییِ علی هم تنها شد!
ای اعتبار رمضان، روح عاشورا، امیر حماسه، مقتدای اصفیاء، قدر لیلة القدر، امید انبیاء، قسیم نار و نور، منتهای آمال عارفان؛ «فكیف اصبرُ علی فراقک؟»
ای قاری محفل قرب، ای عندلیب باغ حزن! با من بخوان رثای یار و ندبه ی صاحب ذوالفقار.
یاران رمضان! با آه چاه و مویه ی ماه و نوحه ی نخل، قنوت نافله ی ولایت بیامیزید و نام دل آرای علی را در قیام و صیام، زمزمه كنید. اشک دیده، افشای راز دل كند در غم آگین شب عروج زهرایی ترین شهید و مقتدرترین مظلوم شیعه.
ای صبا! رسول بوسه ی دل هایمان بر ضریح زیبای نجف باش و ای چكاوک! سلام ما به وارث مصطفی رسان. ای نسیم صبحگاهان! نكهتی از حریم نور آور و شبنم شوقمان بر گلبرگ ارادت نشان و اشكمان بر آستان مزار یار بیفشان.
امروز در مدار مهر مولا علی، ستاره های سپید ولایت، همایش حسرت و حزن برپا نموده و خورشید آفرینش را به سوی محاقی غمگنانه بدرقه می كنند. او مشتاق دیدار یار است و ما بی قرار هجر او. او خسته از جفای امّت است و ما بی شكیب شكیبایی بی منتهای او. او هودج عروج می خواهد و ما بشارت ماندگاری اش؛ و چگونه سپیده ی فردا بدون علی طلوع خواهد كرد و خورشید آسمان چگونه بی زیارت سیمای او برمی آید و می تابد؟
كدام دست دون، تارک هور هدایت شكافت و تمام عاشقان تاریخ را به سوگی سترگ نشاند؟ و امروز اگر ما با كلام و كردار خویش به یاری علی نشتابیم، جفای نهروانیِ خود را نمایانده ایم. علی، عمل می خواهد و اخلاص در عمل. اگر برای نفس خویش و خرسندی خویشان و دلگرمی نزدیكانمان عمل كنیم، دل را به ضیافت اغراض و امراض كوفیان خواهیم برد. اگر دل به دنیای دنی بندیم و سریر مسئولیت به اریكه ی امتیازخواهی بدل كنیم، دوباره نُخیله، خالی از یاران ولایت خواهد شد و شرنگ شكیبایی به كام مولا خواهد ریخت. اگر در دفاع از نور ناب عدالت علوی برنخیزیم و مسامحه پیشه كنیم، دوباره خار بر دیده ی روشن علی خواهد نشست. اگر برای نجات اهل نیاز و مسكنت، قیام نكنیم، بر سال های سكوت و انزوای سیاسی امیر عاشقان می افزاییم. قلب علی برای تبسم یتیم و خرسندی محروم می تپید. ما نباید تپش قلب خویش وقف مسند قدرت نماییم و مركب تفاخر بیاراییم. از علی دور نمانیم و در ساحل غفلت، تلظّی نكرده و در عرصه ی عمل، به صدا بسنده نكنیم.
خدایا! به سیمای خونین برترین شهید محراب و والاترین ولیّ ولایت، به ما بصیرت و ادراک صحیح صراط علوی عطا فرما.
سوگند به آوای «فزت و ربّ العكبه»ی علی، اشتیاق و عشق خویش را نثار قدوم غایب موعود و نایب مشهود مهدی سازیم.
سیّد مسعود علوی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/60020