جناب آقای دکتر لاریجانی! دانشمند بیدرد دانشمند نیست زیرا دانش هم شجاعت میخواهد و هم شجاعت میآورد. متاسفانه تا بهحال اکثر دانشمندان غربگرای جامعه ما در قبال مشکلات مردم و کشور، بیدرد و بیتفاوت ماندهاند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، جناب آقای دکتر لاریجانی! دانشمند بیدرد دانشمند نیست زیرا دانش هم شجاعت میخواهد و هم شجاعت میآورد. متاسفانه تا بهحال اکثر دانشمندان غربگرای جامعه ما در قبال مشکلات مردم و کشور، بیدرد و بیتفاوت ماندهاند.
جنابعالی بهعنوان یکی از فیلسوفان و نخبگان مدیریت جامعه ایران، در همایش بینالمللی انسانشناسی گفتهاید؛ در صورت ادامه شرایط فعلی، نظام به انحطاط و فروپاشی منجر میشود و نیز گفتهاید؛ قانونگذاری فقط تصویب نیست به نفوذ در جامعه هم باید توجه داشت.
لازم است آقای دکتر پاسخ دهد که شما ۱۲ سال رئیس قوه مقننه بودید چرا گذاشتید قانونی تصویب شود که در جامعه نفوذ معنوی و تقنینی نداشته باشد واقعا این اظهارات جنابعالی از باب دلسوزی است یا رقیبکشی و آماده شدن برای به کرسی نشستن.
فرمودهاید؛ مشروعیت حکومت از نظر ابنسینا قانون است اگر حکومتی قانون نداشته باشد برای حکومتداری مطلوب نسیت.
آقای دکتر! هر چند قانونگذاری از استدلال و برهان و ادله اجتماعی برمیخیزد ولی تنها بهکارگیری عقلانیت بدون معنویت و عدالت نمیتواند حکومتی عادل بهبار آورد.
ابنسینا در کتاب حکمت میگوید شما نمیتوانید قدرت را از حکمت جدا کنید در اینصورت جدایی دین از حکومت بهوجود میآید از این لحاظ است که بعد سیاسی عاشورا از بعد کلامی عاشورا جدا نیست زیرا عاشورا ثابت کرد قدرت در برابر قدرت عقلانی است.
این که گفتهاید اگر حکومت مشروع باشد قانونگذاری هم عقلانی است ولی عکس آن را شما در کرسی ریاست مجلس ثابت کردید که با وجود مشروعیت و عقلانیت در قانونگذاری، میشود کار خارج از عقلانیت و معنویت هم انجام داد مثل موضوع ۲۰۳۰ و یا تصویب مداخله جویانه بحث هستهای در عرض ۲۰ دقیقه.
ولیکن مبنای قانونگذاری وقتی عقلانی است که توام با معنویت و عدالت باشد البته داشتن عقلانیت شرط اصلی موضوع است ولی عقل بدون معنویت و عدالت، متوقف میشود نه اینکه از بین میرود.
اگر جامعهای مدینه فاضله نباشد و یا فاقد معنویت و مشروعیت باشد مگر میتواند تنها با عقلانیت دوام داشته باشد؟ این تعریف از حکومتهای سکولاری است که جنابعالی به آن مهر میورزید.
ما در تعریف عقل میگوییم که عقل ارزشمندترین چیز بعد از خداست چون عقل سلطانی است که هرگز عزل نمیشود مگر باذن خدا. اما این عقل بدون معنویت نمیتواند ایفای نقش مطلوب نماید مثلا عشق بدون عقل محال است ولی عقل بدون عشق بیهودگی است.
اگر جنابعالی دوستدار عقلانیت هستید باید رقبای خود را فاقد عقل ندانید زیرا رقبای شما مثل شما آدمهای عقلمند هستند در اینصورت در هیچ جامعهای دو عقل نه تنها با هم نمیجنگند بلکه صلح میکنند ولی صاحبان دو اراده با هم میجنگند چون اراده نشانگر قدرتطلبی است حالا هدف شما از طرح چنین موضوعات از باب اراده است یا عقل؟
جناب آقای دکتر! مردم ایران مردمی آگاه و دانا هستند شما ۴۳ سال بر این مردم آگاه، حکومت کردهاید اما ملت نجیب ایران به احترام شهداء کمکاریها و پارهای مسائلتان را نادیده گرفتهاند که این بزرگواری مردم از مشروعیت نظام الهام میگیرد.
جناب آقای دکتر! اگر کسی تسلیم خدا شود دیگر تسلیم کسی نمیشود ولیکن کسیکه حق را نبیند کور است. در جامعه ما خیلی از مسئولین حق را ندیدند کور شدند و از روی نعش مردم گذشتند اینها دیگر برای مردم نجیب بخشودنی نیست باید حساب خود را پس دهند.
رهبری معظم نظام بارها و بارها همه را به وحدت دعوت کردند تا تفرقه و اختلاف کارساز نباشد زیرا در وحدت، تنازع و اختلاف نیست همه اختلافات در کثرت خواهشهای نفسانی است فلذا خیر در وحدت است کاری نکنیم که این نظام آسیب ببیند.
اگر دوستدار ایران و مردم هستیم باید بگوییم درود بر گذشتهها، بیآیید کشور را با هم بسازیم نه اینکه از هم اکنون امواج متلاطم در جامعه ایجاد کنیم تا چند سال دیگر باز به کرسی ریاست بنشینیم. این جز ظلم و ستم بر مردم نیست.
جناب آقای دکتر! در اسلام اخلاق را از اقتصاد، تقوا را از سیاست، دین را از دولت نمیتوان جدا کرد، در مدرنیته مورد علاقه شما آقایان، جای انسان با خدا عوض شده است.
امروز پشت حرفهای قشنگ کارهای کثیفی میکنند زیرا اسلام یک جامعه گرسنه نمیخواهد بلکه اسلام یک جامعه مرفه و سعادتمند میخواهد.
خلاصه کلام اینکه، اگر علم حکومتداری بدون اخلاص و تقوا باشد نردبانی است در دست یک چاهکن بهجای اینکه با این ابزار صعود کند بر اعماق زمین فرو میرود چنانچه در گذشته شماها و رفقایتان این امر بر جامعه ما و مردم ما مستولی گشت.
ابراهیم صدوقی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/46927