درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۳۸۵۵۶۱۲ دی ۱۴۰۰ - ۳۰ : ۱۶ بازدید: ۱۶۱۵دیدگاه: ۰

آخرین پیام سردار

نگاهی به وصیتنامه سردار حاج قاسم سلیمانی

نگاهی به وصیتنامه سردار حاج قاسم سلیمانی در ایام شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی، شایسته است نگاهی به وصیت نامه این مرد بزرگ بیاندازیم. اما چرا باید وصیت‌نامه سردار سلیمانی را خواند؟

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در ایام شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی، شایسته است نگاهی به وصیت نامه این مرد بزرگ بیاندازیم.  اما چرا باید وصیت‌نامه سردار سلیمانی را خواند؟ قبل از اینکه وارد محتوای غنی این وصیت‌نامه شویم ضرورت توجه به این نکته مهم است. حضرت امام خمینی(ره) یک فرمایشی دارند که چراغ راهنمای ماست  که البته در خواندن وصیت هر شهیدی است نه فقط شهید سلیمانی عزیز.

ایشان در یک دیدار با مردم در اول تیر سال 1360 بعد از نقد و توصیف جریان  بنی‌صدر توصیه هایی به جوانان و کسانی که به دنبال نهضت آزادی و مجاهدان خلق و گروه‌های این‌چنینی بودند دارد و امام اینجا برای آنها چمران را مثال می‌زند چون شهید چمران سال‌ها عضو نهضت آزادی بود و جبهه ملی هم از ایشان طرفداری می کرد.

 

وصیتنامه شهدا و 50 سال عبادت!

امام می‌گوید مثل چمران بمیرید. مثل کسانی که در مرزها میمیرند مثل آن جوان‌ها بمیرید خوب زندگی کنید که خوب بمیرید و بعد می‌فرماید «این وصیت نامه هایی که این عزیزان می نویسند را مطالعه کنید. پنجاه سال عبادت کردید و خداوند قبول کنید یک روز هم از این وصیت‌نامه‌ها بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید». (صحیفه امام، جلد14، صفحه 491)

حرف خیلی حرف عجیبی هست مخصوصاً وقتی از زبان کسی مثل حضرت امام بیرون می‌آید، ایشان یک فقیه و عارف و فیلسوف است، یک سخنران معمولی نیست. وقتی در کنار عبادت، ایشان می‌فرماید یک روز وصیتنامه این شهدا را بخوانید، معلوم است این وصیت‌نامه‌ها اثر گذار است یعنی در افزایش معنویت و سلوک زندگی، کاری که عبادت می‌کند، کاری که پنجاه سال عبادت می‌کند، یک روز تفکر در یک وصیت‌نامه شهید شاید کار آن ۵۰ سال را بکنند.

امام یک جوانی را می‌گفتند که در مرز پاسداری می‌کرده یا در جنگ تحمیلی ایران و عراق بوده ولی یک بزرگمردی مثل قاسم سلیمانی که ۴۰ سال در عرصه مجاهدت بوده و ۴۰ سال ثابت قدم بوده خوب طبیعتا این وصیت‌نامه خواندن دارد یعنی هر چقدر ما کار عبادت و معنویت باشیم یک روز باید به تعبیر امام وقت بگذاریم و مطالعه کنیم و تفکر کنیم.

مطلب دوم این که چرا باید وصیت قاسم سلیمانی را مطالعه کنیم؟

این وصیت‌نامه برخلاف وصیت‌نامه شهدای قبل معاصر با ماست چیزهایی که ما امروز می‌بینیم را هم ایشان دیده است. اینکه ایشان همزمان با ماست خیلی به ما کمک می‌کند. مطلب بعد اینکه این شهید فردی بوده که هم از ایران شناخت دارد و هم از دنیا یعنی جریانات سیاسی داخلی را می‌شناسد، اتفاقات و حوادث بین‌المللی را می‌شناسد، حرف‌هایی که می‌زند مبتنی بر یک شناخته وسیع است. یک شناخت دقیق از اطراف ایران، از خود ایران، از سابقه ایران، از سابقه خیلی از آدم‌ها چه در ایران و چه در خارج. همه اینها باعث می‌شود که ما حواسمان به این وصیت‌نامه طور دیگری جمع شود. این وصیت نامه یک نوشته معمولی نیست.

مطلب دیگر هم این که وصیت‌نامه شهدا چه وصیت‌نامه جنگ تحمیلی و  شهدای عصر ما نزدیکترین آدم‌ها به مکتب امام هستند زمان امام را درک کردند زمان رهبری را درک کردند و با جان و دل حاضر شدند در این راه جان بدهند فکرشان هماهنگ با فکر رهبری است لذا یکی از بهترین منابع برای فهم محکمات امام و رهبری همین وصیت‌نامه شهدا است.

دقت کنید این وصیتنامه چیزی است که کسی که آن را می‌نویسد از آن نفعی نمی‌برد. خود امام هم در وصیت‌نامه‌اش می‌گوید که شما وقتی دارید این وصیت‌نامه را می‌خوانید من در بین شما نیستم ما وقتی داریم وصیت‌نامه حاج قاسم را می‌خوانیم که دیگر در بین ما نیست که بگوییم یک نفعی دارد می‌برد. گاهی یک نفر یک بیانیه‌ای می‌نویسد خوب صاحب نفع است می‌خواهد مثلاً به یک ثروتی برسد یا شاید بخواهد جناح خودش را تقویت کند اما وصیت‌نامه دیگر نفعی در آن نیست. یک انسان مومنی در یک شرایط خلوتی، خودش است و خدای خودش و قیامت را می‌بیند دارد مطالبی را می‌گوید که به نفع ماست نه به نفع خودش. چرایی این وصیت‌نامه با چند دلیلی که عرض کردم شاید ضرورتش معلوم شود.

 

فکر آسمانی

در این وصیت‌نامه آن چیزی که معلوم است تربیت عرفانی و الهیاتی حاج ‌قاسم‌ سلیمانی است مثل خیلی از کسان دیگری که ذوب در ولایت و امام بودند عاشق امام بودند در مکتب امام درس آموختند.

برای نمونه آن صوت شهید حججی به فرزندش را همه گوش دادید، همه مطالب خیلی سطح بالا و از لحاظ عرفانی واقعاً جای بحث دارد و بعضی از جامعه‌شناسان دین و متخصصین الهیات باید بیایند کار کنند که چطور می‌شود که یک جوان به چنین درجاتی از معنویت و معرفت می‌رسد. به تعبیر رهبری یک مسیری را که عرفا و بزرگان و اولیای خدا ممکن است در چندین سال طی بکنند جوانی مثل شهید حججی یا شهید مهرداد عزیزاللهی چه در دفاع مقدس، چه در جنگ سوریه، سریع و کوتاه طی می‌کنند! این خودش جای بحث دارد.

حال ببینید خصوصیت حاج قاسم در این است که در حد یک جوان نیست و چهل سال در این مسیر بوده یعنی اگر هم یک آدم معمولی هم این مسیر ۴۰ ساله را می‌رفت با همه آن اخلاص‌ها حتماً به یک مقام بلند معنوی می‌رسید. حالا یک فردی که آن مسیر را رفته و مجاهدت هم کرده و ثابت قدم هم بوده او دارد این  حرفها را می زند لذا  باید ما را خیلی در آن دقت کنیم و این حرفها خیلی حرفهای سطح بالایی است.

محتوا را که می‌بینیم نوع نگاه به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه نوع نگاهش به خداوند و نوع نگاهش به اسلام نشان دهنده این است که این انسان به شدت اعتقادات قوی داشته است و حالا ممکن است با علما حشر و نشر داشته اما کانه یک سری کلاسهای اعتقادی جدی ایشان رفته است و از بن جان معتقد به بعضی اصول است.

 

انس با ادعیه

مطلب بعدی اینکه این وصیتنامه پر است از معنویت و حماسه جمع بین حق و خلق. یک آدمی که وسط میدان است و به تعبیر امروزی مرد میدان است، گوش‌نشین عزلت نیست وقتی می‌خواهد با خدای خودش حرف بزند عجیب معنوی است. در عین حال وقتی می‌آید در ساحت کثرت و مردمی بودن آنجا هم با همان دید و با همان نگاه بحث می‌کند یعنی آن بحثی که ما داریم وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت و یا آن از اسفار اربعه که سیر الی الحق داریم و بعد الی الخلق داریم گویا همه اینها را طی کرده در یک سیر باقی نمانده سیر و سلوک داشته است. از سخنرانی و وصیت نامه او اینها کاملا فهمیده می‌شود.

اول وصیت‌نامه ایشان یک سری شهادت می‌دهد و یکسری حمد و ثنا می‌گوید، یک تحمیدیه درست و حسابی است.  شما وقتی این را می‌خوانید، می‌بینید این آدم با آموزه‌های دینی ما با ادعیه و روایات انس داشته است. حرف که می‌زند از دهانش دعای عرفه بیرون ‌می‌ریزد از دهانش دعای کمیل بیرون می‌ریزد آنقدر انس داشته است. به طور مستقیم به فرازهای ادعیه و آیات اشاره نمی‌کند ولی آنقدر با این ادعیه انس داشته است فکرش و نظام فکری‌اش اینطور شده بوده است.

او خدا را شکر می‌کند که «امکان درک یکی از برجسته‌ترین اولیایت را که قرین و قریب معصومین است یعنی خمینی را درک کنم و اگر توفیق صحابه رسول اعظمت را نداشتم در دورانی زندگی بکنم که دوران امام خمینی را درک کردم.» این عبارت شبیه عبارتی است که شما در دعای عرفه می‌خوانید که امام حسین علیه السلام به خداوند متعال عرض می‌کند که «من را قرن به قرن از صلبی به صلب دیگرمنتقل کردی» حاج قاسم هم همین را می‌گوید. امام حسین(ع) می‌گوید وقتی خارج کردی که در دولت ائمه کفر نبوده و در دولت پیغمبر بوده همان جور که امام حسین(ع) خداوند را اینطور مدح می‌کند که در دولت کفر به دنیا نیامدم و در دولتی بدنیا آمدم که پیغمبر حکمرانی داشت حاج قاسم هم همین را می‌گوید.

این یکی از نعماتی است که ما هم باید شکر بکنیم که در دورانی به دنیا آمدیم که دوران جمهوری اسلامی است در این عصر زندگی می‌کنیم و نفس می‌کشیم که طاغوت بالا سر ما نیست و حکومت مشروعیت دینی دارد.

 

 جمهوریت و ولایت

از کلمات پرتکرار در این وصیت نامه «جمهوری اسلامی» است و دیگری بحث «ولایت فقیه» با ریشه‌های مختلف، ولی فقیه، ولایت فقیه، ولایت، نزدیک چهارده بار از ولایت فقیه و ولی فقیه استفاده می‌کند! چهار یا پنج بار لفظ «امام خمینی» را استفاده می‌کند، چهار یا پنج بار لفظ «امام خامنه‌ای» به کار می‌رود یا «آیت‌الله خامنه‌ای»

یعنی اگر کسی بخواهد این وصیت‌نامه را تحلیل بکند به چند چیز می رسد یکی همین  ادعیه ای که عرض کردیم که یکی از نمادهای تشیع است یعنی این وصیت را یک آدم شیعه درست و حسابی نوشته است در تحلیل محتوا به این خواهیم رسید. دوم کسی که این عبارات را می نوشته کاملاً ولایت‌مدار بوده و در مورد ایران اسلامی و جمهوری اسلامی کوتاه نمی‌آید و عاشق امام خمینی و آقا است تعابیری که به کار می‌برد در تحلیل محتوایش اینها کاملا مشخص است و یک آدم کاملاً مردمی مسئولیت پذیر است و اینها از این وصیت نامه بیرون می آید. یک گروه های مختلف باید بیایند ان را تحلیل محتوا بکنند و به مردم ارائه بدهند تاما بیشتر حاج قاسم را بشناسیم.

می‌نویسد: «خدایا تو را شکرگزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز مرا در مسیر عبد صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش. مردی که حکیم امروز اسلام و تشیع و جهان سیاسی اسلام است خامنه‌ای عزیز که جانم فدای او باد قرار دادی». نکته‌ای که حاج قاسم در مورد حضرت آقا می‌گوید هم اینجا و هم در آخر وصیت نامه‌اش به علما سفارش می کند بحث مظلومیت رهبری است که مظلومیتش بر صالحیش  غلبه دارد.

شما ببینید امروزه با تمام فشارهایی که خارج دارد بر ایران می‌آورد چطور در داخل هم یک عده‌ای دارند علیه رهبری و علیه ولایت‌فقیه فعالیت می‌کنند. مظلومیت یعنی همین، مظلومیت یعنی اینکه امیرالمومنین علیه السلام به یارانش می‌گوید شما کاری کردید با من و اینقدر مرا اذیت کردید که معاویه و یاران معاویه می‌گوید علی آدم خوبی است، ولی تاکتیک جنگی بلد نیست. چون اطرافیان علی گوش به فرمان او نبودند، نمی‌جنگیدند و در جنگها امیرالمومنین را یاری نمی‌دادند. الان هم در مظلومیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همین بس که عده‌ای می‌گویند آدم خوبی است اما کشور داری بلد نیست. چرا؟ برای این که یک سری آدمهایی اینجا هستند که به جای اینکه کمک بکنند و حرف گوش بکنند و شبیه حاج قاسم باشند جور دیگری عمل می‌کنند.

 

ارزش اشک بر یتیم

در مورد شهدا می‌گوید: «پروردگارا تو را سپاس که مرا با بهترین بندگانت در هم آمیختی و در که بوسه بر گونه های بهشتی آنان و استشمام عطر الهی آنان را به من عرضه داشتی». این هم خیلی مهم است که ما هم نشینان درست را انتخاب کنیم.

مطلب بعدی «خداوندا ای قادر عزیز و رحمان رزاق پیشانی شکر شرم بر آستانت که مرا در مسیر فاطمه اطهر و فرزندانش در مذهب تشیع عطر حقیقی اسلام قرار دادی و مرا از اشک بر فرزندان علی بن ابیطالب و فاطمه اطهر بهرمند نمودی از این بالاتر که در آن نور است و معنویت است و بی قراری است». اینجا انسان می‌فهمد که شیعه بودن یعنی چه! گریه یعنی چه و انس با اشک چیست. چشمان حاج قاسم نشان می دهد که انس با اشک دارد

جالب است ترتیب عبارات را ببینید، شهادت به توحید و نبوت و امامت را که داده است بعد از حضرت امام و حضرت آقا و شهدا و بعد پدر و مادرش این ترتیب‌بندی‌ها را دقت بکنید ایشان می‌گوید «اگر من الان شیعه هستم و در مسیر اسلام قرار گرفتم چون امام این را به من داد» و در مورد پدر و مادرش نوشته که «آنها را در بهشت با اولیای خود قرین کن». فرزند صالح همین است. در وصیت دعایی می‌کند که شاید این دعا بگیرد.

بعد عشقبازی با خدا می‌کند که خیلی عجیب است. می نویسدکه من یک چیزی دارم و گوهر اشک بر حسین فاطمه و گوهر اشک بر اهل بیت و گوهر اشک بردفاع مظلوم، دفاع از یتیم دفاع از محصور مظلوم در جنگ ظالم. حاج قاسم برای مظلوم یتیم  گریه می‌کرده است  و این  را میگذارد در کنار گریه بر اباعبدالله! این که بیان شد که این وصیتنامه حماسه و معنویت آمیخته هست .  کثرت و وحدت در آن آمیخته است به خاطر همین است. فردی که بفهمد گریه برای یتیم با گریه بر اباعبدالله در کنار هم می‌تواند قرار بگیرد، با گریه بر اهل بیت می تواند در کنار هم قرار بگیرد این درک عمیقی از اسلام است. گوهر دفاع از اشک مظلوم این خیلی مهم است ما دفاع از مظلوم بکنیم نظامی باشیم اشک هم بریزیم برایش و بدانیم این اشک گوهری است که در کنار گوهر اشک بر اباعبدالله می تواند دست ما را در قیامت بگیرد!

مظلوم می‌بینیم بی تفاوت نباشیم ممکن است شخصی باشد که بگوید چرا برای فلسطین گریه می‌کنید و در حالی که آنها سنی هستند و شیعه دوازده امامی نیستند! روز قدس می‌شود در کنارش روز سامره راه می‌اندازد نمی فهمد که دفاع از فلسطین همان دفاع از اهل بیت است و این حاج قاسم است که این را می‌فهمد و این حاج قاسم از اگر در کنارش باشی این را می‌فهمی وحدت و کثرت حق و خلق اینها را با هم ممزوج کرده است و در آمیخته است و فهمیده است که ظاهر و باطن با هم ربط دارد.

 

قدمهای استوار پل صراط

در ادامه می‌نویسد که دست من خالی است و  هیچی ندارم بعد می‌گوید چرا یک چیزی دارم و ذخیره کرده‌ام و ذخیره‌ام همین بوده است که پیوسته دستم به سوی تو بوده است و دعا کرده‌ام.

بعد دوباره ببینید در کنار دعا می‌فرماید وقتی سلاح برای دفاع از دینت گرفته‌ام اینها ثروت من است! دعا و سلاح. این یک جهاد از سوی مجاهد عارف است که حماسه و عرفان را با هم ممزوج می کند؛ هم دعا سرمایه است و هم سلاح. اینها نظامی‌های ما هستند نظامی های ما سلاح و دعا با هم هستند امروز انتخابات که می‌شود بعضی از بی سلیقه ها می گویند نظامی نباید رئیس جمهور شود که کانه نظامی بودن را به عنوان یک نقطه منفی تلقی می‌کند.

امام گفته که نظامی داخل سیاست نشود به خاطر اینکه نظامی فراجناحی بماند اما عده‌ای جوری دارد در مورد نظامی بودن حرف می‌زند که نظامی بودن را یک عنصر منفی تلقی می‌کند! نظامی ما قاسم سلیمانی است که این گونه حرف می زند این فرد از خیلی از سیاست بازهای قالتاق   بالاتر است.

نوشته است: من از یک پل عادی جرات ندارم رد شوم چگونه از پل صراط رد شوم؟ بعد می‌گوید یک چیزی آنجا هست که من نلرزم «این پاهای من در حرمت رفته است بین الحرمین رفته است»! ببینید و باز دقت بکنید در کنار طواف خانه خدا در کنار حرم حضرت عباس و بین الحرمین می‌گوید با این پاها چه کار کرده‌ام می‌گوید با این پاها جنگیده‌ام این پاها را در سنگرها  به مدت طولانی خمیده و  جمع کرده‌ام و می فهمد که این پا جمع کردن عبادت است و این پا جمع کردن در سنگر که یک چند روزی ممکن است آنجا بمانی با طواف خانه خداوند برابری می‌کند، «در دفاع از دینت دویده ام خزیده ام گریستم خندیده ام خندانده ام و گریان ده ام افتاده ام و بلند شده ام امید دارم  این خزیدن ها و بلند شدن‌ها مرا ببخشی». یاد دعای کمیل نمی افتید که می‌گوید مگر می شود اینها را ببرید در جهنم؟ هیهات

دربند بعدی نوع مواجه اش با خدا، در قالب من و تویی با خدا حرف می زند، اینکه گویا دارد با خدا زندگی میکند. عبارتها را دقت کنید. «عزیز من! عشق من! خالق من محبوب من! عزیزم» یک کسی باید اینها را در مورد خداوند بگوید که خداوند را حس کند که با خداوند یک رابطه داشته باشد و با خداوند زندگی کرده و بعد ایشان خودش می گوید که «معبود من عشق من دوستت دارم و بارها تو را دیدم و حس کردم» این از آن ادعاهایی است که من که امیرالمومنین فرمود است که من خدایی را که نبینم عبادت نمی کنم! حاج‌قاسم‌در وصیتش نوشته است خدای من معشوق من بارها تو را دیدم و حس کردم و نمی توانم از تو جا بمانم.

 

حرم مطهر جمهوری اسلامی

از اینجا به بعد توصیه‌های حاج قاسم به دیگران است نکته وصیت‌نامه اینجاست؛ «جمهوری اسلامی مرکز اسلام و تشیع است امروز قرارگاه حسین بن علی ایران است جمهوری اسلامی حرم است این حرم اگر مانند دیگر حرمها می ماند اگر دشمن این حرم را از بین برد دیگر حرمی باقی نمی‌ماند نه حرم ابراهیمی و نه حرم محمدی. یعنی نه قدس می‌ماند و نه کعبه می‌ماند اگر ایران از بین برود».

ایران حرم است برای اینکه قدرتمندترین حکومت تشیع در ایران است نه تنها جایی که برای اسلام ناب خرج می‌کند ایران است بلکه تنها جایی که می‌تواند اسلام را زنده نگه دارد ایران است. یک نگاه کاملا تمدنی به الگوی حکومت ایران و نظام جمهوری اسلامی دارد.

 می‌گوید ایران سرتاسر ایران همه مردم ایران ما همه مردم ایران داریم در یک حرم بزرگ زندگی می کنیم در یک مکان مقدسی که به خاطر ما مقدس شده پیشتر از ما پدران ما و اجداد ما که زیر حکومت طاغوت بوده‌اند نتوانسته بودند ایران را حرم بکنند در دوران ماست که ایران حرم شده و قرارگاه حسین بن علی است. هرجا بخواهید بایزید مبارزه بکنید باید با ایران هماهنگ بکنید.

آقای مسئولی که اینجا داری کار می‌کنی! بدان کجا داری کار می‌کنی اینجا حرم است. بی‌عرضگی تو، هرگونه خطای فاحش تو، این حرم را خدشه‌دار می‌کند و اگر ما انتقاد از مسئولین می‌کنیم برای حفظ حرم است.  امر به معروف و نهی از منکر مسئولین به خاطر حفظ حرم است در برابر خارجی ها که با معلوم است باید دفاع کنیم آنها که قرار است ریشه حرم را بزنند یک عده‌ای هم اینجا داریم که اگر در اگر در حرم نجاساتی بریزد سریع باید تمیزش کرد، کسی از مسئولین توهم بر ندارد که چون اینجا حرم است و چون گفتی حرم است پس ما اینجا هم حریم داریم و کسی حق ندارد به ما حرف بزند.

 

ولایت عملی

خطاب بعدی حاج قاسم به سیاسیون کشور است می‌گوید چه اصلاح طلب چه اصولگرا ما چند اصل مهم داریم چندجا شما هر رقابتی که بکنید خدا و قرآن و ارزشها را فراموش می کنید چند اصل مهم سیاسی داریم که اینها را باید حواستان باشد آقای مسئولی که مسئولیت بزرگی گرفتی در این جای مهم به تعبیر حاج قاسم با این همه شهید، اصل اول اعتقاد عملی به ولایت فقیه است درک  ایشان از ولایت فقیه چه چیزی است؟ می‌گوید نه ولایت تنوری از شما می‌خواهم نه ولایت قانونی! ولایت عملی ولایت تنوری که اهلش نیستید آقایان سیاسی و میگذاریم کنار ولایت قانونی که همه دارند مردم عادی و عامه مردم مسلمان و مسیحی طبق قانون باید عمل بکنند ولایت من مسئول باید ولایت عملی داشته باشم.

می‌گوید «در قبال مردم خدمت بکنید از افراد پاکدست و خدمتگزار استفاده بکنید نه افرادی که اگر یک میزی در ده به آنها بدهی خاطرات خانهای سابق را تداعی می کنند». ما با افرادی که میزی در ده را ببینند  و خاطرات خان ‌های سابق را تداعی می‌کنند باید مخالفت کنیم. اینها دارند به حرم لطمه می زنند، ما انقلاب کردیم که خان های سابق از بین برود. می‌گوید احترام و خدمت به مردم را عبادت بدانیم

یک نکته مهم در وصیت حاج قاسم بحث خانواده است. یعنی این همه معضلات اجتماعی مثلا ایشان در مورد حجاب به صورت خاص حرفی نمی زند ولی بحث خانواده را مطرح می کند و می نویسد که حکومتها عامل اصلی استحکام خانواده هستند. حکومت درست باشد خانواده هم درست می شود. اگر شما در مسیر رهبر و انقلاب جمهوری اسلامی باشید و درست با هم رقابت کنید خانواده هم درست می شود این هم یک نکته‌ای مهم است که در وصیت حاج قاسم آن چیزی که خیلی جالب است این است که ایشان بین آن همه معضلات اجتماعی دست روی خانواده و به طلاق و فروپاشی خانواده می‌گذارد.

 بعد ایشان با یک ادب خاصی سراغ علما می آید «سرباز تان و دست بوستان» و می‌گوید «دوست داشتم حضوری بیایم ولی نشد» سفارش حاج قاسم به علما و مراجع و بزرگان حوزه این است که می‌گوید «از یک سرباز چهل ساله با عقل ناقص خودم اینطور فهمیدم که یک آن خناس می خواهند شما را ساکت کند شما ساکت ننشینید شما در دفاع از میراث خمینی و در دفاع از آیت‌الله خامنه‌ای که خیلی مظلوم است و نیاز به همراهی شما دارد از بیان و دیدار و حمایت کوتاهی نکنید» اینها را بگذارید در کنار حرفهایی که امروز از بعضی از علمای می‌شنوید که فرانسه نشین هستند و آنجا بیخ گوش‌شان پسرانشان با آنها حرفهایی می‌زنند و می آیند علیه آقا حرف‌هایی می‌زنند! فهم اسلام یعنی این! حالا حاج قاسم حوزه نرفته است ولی شما وقتی نگاه می‌کنید می‌بینید این آدم دین را می فهمد ولی یک آدم که کنار آیت‌الله بهاءالدینی بوده است کنار آیت‌الله بهجت بوده و ادعای مرجعیت و عرفان هم ممکن است داشته باشد ولی دین را نمی‌فهمد. موقعیت و شرایط امروز دنیا و شیعه و جهان اسلام را نمیفهمد! عرفان یعنی اینکه حاج قاسم نوشته است.

اگر یک نفر بخواهد بدون تعصب اینها را مستند کند و تطبیق بدهد با بحثهای عرفانی کاملاً می‌بینید که جمع ظاهر و باطن در این هست ایشان نوشته «آقایان علما این دفعه اگر جمهوری اسلامی آسیب ببیند دیگر زمان شاه ملعون نیست جوری می شود که دیگر قابل برگشت نیست» این را امام فرموده بود که سیلی اگر بخوریم یک جوری سیلی می خوریم که دیگر اسلام و شیعه نمی تواند بلند شود تصمیم به موقع عمل به موقع لازم است. البته ادب حاج قاسم نسبت به علما و جمع مراجع خیلی جالب است، دستتان را می‌بوسم و عذرخواهی می‌کنم و با تعابیر متعدد بحث را بیان می‌کند این ادب خودش جای بحث دارد.

 

خیمه‌گاه حرم

یک جای دیگری از وصیت نامه ایشان می‌نویسد «تنها نسخه نجات‌بخش این امت ولایت فقیه است این خیمه رسول الله است الله خیمه اگر آسیب دید بیت الله الحرام و مدینه و حرم رسول و نجف و کربلا هیچکدام باقی نمی ماند قرآن آسیب می بیند» باز جای دیگری می فرماید «اصل و اصول یعنی ولی فقیه خصوصاً حکیم مظلوم وارسته در دین و فقه و عرفان و معرفت آیت‌الله خامنه‌ای عزیز جمهوری اسلامی امروز سر بلندترین دوره خود را طی می‌کند. مذمت دشمنان و شماتت آنها شما را دچار تفرقه نکند. هنر امام این بود که اسلام را پشتوانه آورده عاشورا محرم و صفر و فاطمیه را به پشتوانه این ملت آورد این ها پشتوانه ما» هیچ وقت در وصیت نامه حاج قاسم شما نمی‌بینید که ایران خالی به کار برده باشد ملی گرایی صرف نداریم ایران به پشتوانه اسلام این حرف حاج قاسم است.

به نیروهای مسلح می‌گوید در دفاع از خودتان و مذهبتان و کشورتان احترام کنید ولایت فقیه را احترام کنید به مردم همانگونه که مولای متقیان خدمت می کرد خدمت بکنید منشی عزت ملت باشید و پناهگاه مستضعف مردم، ادبیات ادبیات امام. پناهگاه مستضعفین و مردم باشید ادبیات با ادبیات اول انقلاب فرقی نکرده است. ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است خیمه رسول الله است اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی به خاطر آتش زدن این خیمه است.

در ادامه یک نکاتی به مردم کرمان می فرمایدکه خیلی جالب است و معرفت حاج قاسم را نشان می‌دهد مسئولیت‌پذیری ایشان چند وقت در لشکر بزرگ ثارالله مسئول بوده است و احساس دین می‌کند که من آنجا مسئول بوده‌ام من را حلال کنید و توصیه می‌کند به مردم کرمان و می‌گوید بروید سراغ ولایت فقیه و بحث اسلام و جمهوری اسلامی و مقدسات و ولایت فقیه را رنگ خدا هستن صبغه الله اگر می خواهید بگیرید باید بروید سمت ولایت فقیه. باید بروید سمت جمهوری اسلامی.

 

صوت قرآن و صدای خانواده شهدا

جمهوری اسلامی یعنی مردم در کلام حاج‌قاسم مهم است. خیلی مهم است که یک آدمی در یک جای مسئول بوده است و بعد از چند سال می گوید من با شما بوده‌ام و با شما کار کرده‌ام و شما را از پدر و مادر و فرزندانم بیشتر دوست دارم. مسئول یک جایی بگوید من شما را از پدر و مادرم بیشتر دوست دارم!  از این روحیه آقازادگی و رانت در می‌آید؟ اختلاس در می‌آید؟ آدمی که مردم را اینقدر دوست دارد اصلاً قدرت نمی‌بیند و می گوید من هیچ وقت به مسائل نگاه سیاسی نداشته ام و دائماً دین خدا می گوید دائماً در زندگی انسانیت فطرتها عاطفه ها بیشتر از رنگ سیاسی توجه کردم. در وصیتنامه دارد این را می گوید می‌گوید «من را هم فرزند خودتان بدانید» کدام مسئول و استانداری می‌تواند برود در آن استانی که خدمت کرده است یک همچین ادعایی بکند و ببیند مردم که به او چه می گویند!  ما چند نفر می توانیم اینطور نام ببریم که یکجا اینقدر خوب بوده باشد که برود بگوید شما این هستید و من این هستم و ما رابطه مان فرزند و پدری و برادر هست.

یک نکته به خانواده شهدا می‌گوید و اینجا از آن جاهایی است که واقعاً تلفیق بین ظاهر و باطن و حماسه و عرفان را در بیان حاج قاسم می‌بینید. چند مورد اشاره شد که حرم و سلاح و دعا و سنگر و بین الحرمین را در کنار هم می‌بیند این را در مورد فرزندان شهدا می‌نویسد که «در این عالم صوتی که روزانه من می شنیدم و مناسب با آن بودند و همچون صوتی قرآن به من آرامش می داد و بزرگترین پشتوانه معنوی خود می‌دانستنم صدای فرزندان شهدا بود که بعضاً روزانه با من مانوس بودند صدای پدر و مادر شهدا بود که وجود پدر و مادرم را در وجودشان احساس می‌کردم». تا یک آدمی دری از یک درک عمیقی برخوردار نباشد نمی‌تواند راحت بگوید من با فلان بچه تلفنی صحبت میکردم  صوتش مثل قرآن بود مثل کلام الله بود تا یک آدمی خوب دین را نفهمد نمی‌تواند یک همچین حرفی را راحت بنویسد.

این که شما می بینید به فرزندان شهدا محبت می‌کند و فیلمهایش را می‌بینید این نمایش نیست ایشان می‌گوید اینها مثل صوت قرآن هست. نگاهش به مردم و یتیم وقتی برای یتیم اشک می‌ریزد، برای فرزند شهید اشک می‌ریزد گویا برای اباعبدالله اشک می‌ریزد نگاهش این است این را باور و یقین دارد.

ما باید این طوری بشویم و اینقدر بین الهیات و سبک زندگی مان رابطه برقرار کنیم. در اعتقادات و سبک زندگی این گونه باشیم که گریه یک بچه و یک مظلوم برای ما با اینکه روضه می‌شنویم فرقی نکند، سخت است این کارها مجاهدت می‌خواهد ، ما تلاش و جهد  نکردیم که بخواهیم به این مقامها برسیم یک کم سخت است. جالب است می‌نویسد «من را حلال کنید که خانواده شهدا و دوست دارم جنازه مراد فرزندان شهدا به دست بگیرند شاید به برکت اصابت دستان پاک آنها خداوند مرا ببخشد». دغدغه حلالیتش از آن نکات عجیب و غریب است با اینهمه خدمتی که کرده است باز هم نگران است.

 

سرشار از معنویت

این در مجموع کلیتی از وصیت نامه سردار بزرگ حاج قاسم سلیمانی که بنده خودم به خاطر آماده کردن این بحث و اینکه چند بار آن را می‌خواندم واقعاً عبارتها به آدم معنویت می‌دهد ،شک نکنید این را که می خوانید چون آدمی با خصوصیت‌های پشتوانه اعتقادی نوشته است یک روزهایی اگر حال ندارید دعاها را بخوانید همین را بخوانید. این ادعای من نیست امام(ره) می گوید، امام با آن همه عظمت می گوید ۵۰ سال عبادت کرده یک روز بیا این را بخوان واقعاً این را می کنند و آن معنویت را به شما می دهد وقتی این عبارت ها را می خوانید که خداوندا من سالهاست از کاروان ای به جا مانده ام و پیوسته کسانی را به سوی آنها روانه می کنم اما خود جا ماندم و هرگز نتوانسته ام  از یاد ببرم این دل سوخته دارد این را می‌نویسد، می‌گوید «من خودم با شهدا بودم و دارم نگاه می‌کنم که جوانهایی هستند که می‌رود شهید می‌شود و من جا ماندم». با دل سوخته این حرف را می‌زند و این ساده نیست.  می خواهم ادعا کنم که این نوشته با برخی از وصیتنامه های علما فرق دارد.

میگویند جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است که پیوسته متصل به شرع و فقه است با دوخط اثبات عقلی ولایت فقیه را کرده است. رهبر لازم است رهبر چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟ از لحاظ شرعی و فقهی متصل‌به معصوم باشد و گرنه می‌شود حکومت طاغوت. اینها را فهمیده بوده شما هم بصیرت سیاسی می‌بینید هم بصیرت اعتقادی! حالا من بیشتر نگاهم این بود که بصیرت عرفانی و دینی حاج  قاسم را در این سخنرانی اعلام کنم و بگویم که صحبت‌ها را اگر گوش می‌دهید با این نگاه گوش دهید و حاج قاسم به یکی از شهدای  مدافع حرم می‌گوید جزو اولیا الله بود. قاطع می‌گویم حاج‌قاسم جز ولی الله و اولیا الله بوده و حتماً موانست و همنشینی با اولیا الله به ما قدرت می‌دهد.

قدرت داده در یک سال گذشته ما همچنان به یاد ایشان هستیم و یکی نوری داشته که همه شهدا را تحت این نور قرار داده و یک نوری در قاسم سلیمانی است که همه شهدا را کنار شعاع خودش قرار داده و این نور به خاطر بصیرت اعتقادی ایشان است به نظرم آن و آنهایی که نزدیکان ایشان است باید بیایند بگویند که چه کتابهایی حاج قاسم می‌خوانده، پای درس کدام اساتید اخلاق می‌رفته و کجاها می رفته چه دعاهایی می‌خوانده و چطوری زیارت می‌کرده، اینها خیلی مهم است و یک بخش مهمی از این معنویت خدمت به خانواده شهدا و مظلومان هست و یک بخش مهمی از این معنویت حضور در صحنه است معنویت خالی از گوشه‌نشینی.

 

مهدی عامری

 

مهدی عامری

(کارشناس کلام اسلامی)

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/38556کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ