افغانستان این روزها حال خوشی ندارد. مردمانش بیپناه و با بهت و حیرت نظارهگر دوران ناامنی و بیثباتی و سقوط بی خاصیت دولت اشرف غنی هستند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، افغانستان این روزها حال خوشی ندارد. مردمانش بیپناه و با بهت و حیرت نظارهگر دوران ناامنی و بیثباتی و سقوط بی خاصیت دولت اشرف غنی هستند. خروج برنامه ریزی شده آمریکا آن هم بعد از 20 سال از افغانستان که خود در این برهه از زمان؛ جای تأمل و واکاوی دارد و همچنین پیشروی برق آسا و پرشتاب تهاجمی طالبان پس از خروج آمریکا از افغانستان که با تصرف پایتخت و شهرها و استانها این کشور بحران زده همراه گشته است افغانستان را بیش از پیش وارد مراحل پیچیدهای از بحرانها و چالشها خواهد نمود و مردم افغانستان را با مشکلات عدیده مواجه خواهد ساخت که بزرگترین آن عدم امنیت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی میباشد.
مسلما خروج آمریکا از افغانستان و تسلط طالبان با این سرعت در این کشور با اهداف از پیش تعیین شده طراحی گشته است و به طور قطع بحران سازی و انتقال قدرت از اشرف غنی به طالبان با سناریوی تدوین شده به مرحله عمل در آمده است. پذیرش اتفاقی بودن این دو موضوع با این سرعت و با این شتاب، با عقل تحلیلگر و محاسبه گر به هیچ عنوان قابل جمع نمیباشد و کسانی که بخواهند به جز این فکر کنند راه به بیراهه بردهاند و باید آنان را پیاده نظام دشمنان افغانستان و مردم افغان به حساب آورد.
طالبان پس از دو دهه تجاوز نیروهای نظامی ناتو به افغانستان به فرماندهی آمریکا و همراهی اتحادیه اروپایی به آرزوی باورنکردنی خود یعنی رسیدن به قدرت؛ دست یافت. بلاشک طالبان با بهره گیری از حمایت برخی از رژیمها و حکام مرتجع منطقه، به تقویت مواضع خود اقدام خواهند نمود تا بتوانند نقش مخرب خود در افغانستان بحران زده و منطقه را به با سناریویی که آمریکاییان و دیگر قدرتهای جهانی برایشان نوشتهاند به خوبی ایفا نمایند.
هنوز طالبان به طور کامل مستقر نشده است، شاهد سیل مهاجرت افغانها به مرزهای اطراف این کشور هستیم. این تحولات و تغییرات از پیش طراحی شده نه تنها افغانستان را دچار آبستن حوادث خواهد نمود بلکه منطقه را در همه زمینهها و عرصههای امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی؛ با تهدید و بحرانهای چالش برانگیز مواجه خواهد ساخت که میتواند تا سالیان سال امنیت غرب و شرق آسیا را بر هم زده و هزینههای سنگین انسانی و مالی بر کشورهای منطقه تحمیل نماید.
ایران که در همسایگی افغانستان قراردارد بی تأثیر از این تحولات و تغییرات نخواهد ماند و باید دولت سیزدهم در این خصوص چاره اندیشی کند تا آسیبها و تهدیدها از این رهگذر کارگر واقع نشود و چه بسا این سناریو از پیش طراحی شده؛ بخشی از طراحی توطئه علیه ایران باشد تا اقتصاد و امنیت وثبات ایران را مورد هدف و نشانه قرار دهند. در هرحال دستگاه های دیپلماسی و نظامی و امنیتی کشور باید تحولات جاری در افغانستان را به درستی تحلیل و رصد نمایند و با واکنشهای بجا و به هنگام این قبیل توطئهها را در نطفه خفه و قبل از شکل گیری خنثی سازند.
اوضاع افغانستان با سقوط دولت قانونی اشرف غنی به شدت بحرانی و ناامن است و مردم این کشور ساعات سخت و پر اضطرابی را میگذرانند و انتظار دارند مجامع و سازمانها و نهادهای بینالمللی از انفعال خارج شوند و سکوت خود را بشکنند و با بیانیه و اعلام مواضع به کمک ایشان بشتابند و مرهم زخم جان آنان باشند تا با قوت قلب بیشتری؛ این لحظات مرگ بار و فوق طاقت فرسا را در زیر آتش گلولهها تحمل کنند. هم اکنون مردم افغانستان که قربانی دودهه نظام سرمایه داری غرب بودهاند و چند دهه نیز زیر چکمه نظام سوسیالیستی شرق طعام تلخ و گزنده جنگ و بی خانمانی را تجربه کردهاند؛ نیازمند یاری جهانی هستند و اگر با طالبان تقابل جهانی صورت نگیرد، نه تنها افغانستان که کشورهای منطقه و جهان درگیر این بحران بدتر از داعش شده و باید هزینههای جهانی آن را با خسارات جبران ناپذیر مادی و معنویش در کمال ناباوری و شرمندگی هرچه تمام تر که مسبب آن آمریکا و متحدانش میباشند پرداخت نمایند.

جان کلام این که؛ افغانستان امروز قربانی مطامع آمریکاییان و متحدان آمریکایی و اعتماد بیجا و بیش از حد دولتمردان افغانی به آمریکاییان شده است. تسلط طالبان برافغانستان؛ نتیجه این اعتماد و تکیه بر غرب است که حاصل آن چیزی جز ویرانی، بی ثباتی و نا امنی برای افغانستان به همراه نداشته است. با توجه به آن چه بیان شد جامعه جهانی باید در این خصوص تصمیم بگیرد و تا دیر نشده و طالبان جا خوش نکرده است، با طالبانیسم و افراطی گری برخورد نماید تا جهان در امنیت، آرامش، ثبات، صلح و عدالت بسر برد.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/12646