در گذر پرشتاب تحولات فرهنگی، بخشی از جامعهی زنان ایران در حال پیمودن مسیری است که گاه مرزهای میان «آزادی فردی» و «نمایشگریِ مبتنی بر نگاه ابزاری» را مخدوش میکند.
پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، در گذر پرشتاب تحولات فرهنگی، بخشی از جامعهی زنان ایران در حال پیمودن مسیری است که گاه مرزهای میان «آزادی فردی» و «نمایشگریِ مبتنی بر نگاه ابزاری» را مخدوش میکند.
پرسش بنیادین این است که:
آیا آزادی که به قیمتِ فرسودگیِ حریم شخصی و تقلیلِ شخصیت به «کالای بصری» به دست آید،
به شکوفایی کرامت میانجامد یا در نهایت، عاملی برای آسیبهای روانی و اجتماعی است؟
• جایگاه حیا و عزتنفس: حیا، در نگاهی عمیق، نه یک محدودیت که «سرمایهی انسانی» است. وقتی حریمهای شخصی در معرض نگاههای ابزاری قرار میگیرند، آزادی جای خود را به آسیبپذیری میدهد. تقلیل جایگاه انسان به ظاهر، باعث میشود که گوهر درونی فرد در سایهی جراحیهای غیرضروری یا نمایشهای کاذب، نادیده گرفته شود.
• بحرانِ اصالت در برابر مصرفگرایی: جایگزینی رفتارهای پرخطر و سبکهای زندگیِ پرهزینه و ناپایدار با ارزشهای اصیل فرهنگی و اخلاقی، نه تنها باعث رشد نمیشود، بلکه نوعی «فرسودگی هویتی» به همراه دارد. ادبیات غنی و منشِ انسانیِ ایران، همواره بر پایه دانش، اخلاق و عمقِ اندیشه استوار بوده است؛ نه بر الفاظِ رکیک یا سطحینگریِ ظاهری.
• نقش خانواده و مسئولیت اجتماعی: سکوت یا انفعال خانوادهها در برابر این تغییرات، یا در مقابل، برخوردهای قهریِ غیرسازنده، راهکار نیست. حمایتِ خردمندانه، مسیری است که از گفتوگو، آموزش و تقویت اعتمادبهنفسِ واقعی میگذرد؛ نه از قضاوت و تحقیر.
هویت حقیقی انسان در «درون» او نهفته است؛ درست مانند عطرِ خوشی که در جانِ آدمی معنا مییابد، نه در ابزارهای بیرونی. ضروری است که جامعه، خانواده و خودِ افراد، تعریفِ «آزادی» را با «مسئولیت» و «کرامت» پیوند بزنند.
برای خروج از این چرخهی نمایشگریِ پرهزینه، باید سرمایههای انسانی را به سمت دانش، کمال و تعالیِ اخلاقی هدایت کرد.
آزادی، نه غفلت از پیامدها، که تواناییِ انتخابِ بهترینها برای ساختنِ انسانی صاحبِ کرامت است.

دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117983