افشای روابط پنهان امنیتی میان اسرائیل و آذربایجان میتواند توازن شکننده قفقاز جنوبی را بر هم بزند. این افشاگری، چه صحیح باشد و چه بخشی از یک جنگ اطلاعاتی، موجب شده است که آذربایجان بیش از گذشته در مرکز رقابت ژئوپلیتیکی میان ایران، اسرائیل، ترکیه و ایالات متحده قرار گیرد.
* گزارش سی ان ان، باکوی منکر رابطه با اسرائیل و همسایه ایرانیاش را در موقعیت دشواری قرار میدهد.
* آیا افشای نقش آذربایجان در جنگ ایران و اسرائیل، معادلات قفقاز را تغییر میدهد؟
* آذربایجان، اسرائیل و ایران؛ افشای یک اتحاد پنهان یا آغاز یک بحران ژئوپلیتیکی جدید؟
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، سالها پیش، الهام علیاف، رئیس جمهور آذربایجان، در اعترافی ناخواسته روابط باکو با رژیم اسرائیل را به کوه یخی تشبیه کرد که ۹۰ درصد آن زیر سطح آب پنهان است. هفته گذشته، سیانان تلاش کرد بخش پنهان آن را به طور کامل آشکار کند.
به گفته منابع مطلع از فعالیت های نظامی و اطلاعاتی بسیار حساس رژیم اسرائیل در خاورمیانه، این رژیم مخفیانه واحدهای نظامی و اطلاعاتی نخبه - از جمله نیروهای عملیات ویژه، پرسنل موساد و تیمهای نجات هلیبورن - را در طول جنگ اخیر با ایران به چندین مکان در جنوب آذربایجان اعزام کرده است .
گفته میشود کماندوهای اسرائیلی از مواضعی که تنها ۶۰ مایل از تبریز، یکی از شهرهای بزرگ ایران در شمال، فاصله دارند، عملیات پهپادی انجام دادهاند، دستگاههای شنود نصب کردهاند و حتی به زمینهسازی برای ترور یکی از روسای اطلاعات سپاه پاسداران کمک کردهاند. سیانان همه اینها را در چارچوب سایر سایتهای مخفی مورد استفاده اسرائیل در عراق ، امارات متحده عربی و سومالیلند در طول جنگ قرار داده و به حلقهای از مواضع مقدم در اطراف ایران اشاره کرده است.
همانطور که قابل پیشبینی بود، باکو با خشم به گزارش سیانان واکنش نشان داد. وزارت امور خارجه آذربایجان این گزارش را «کاملاً بیاساس» و نقض اخلاق روزنامهنگاری خواند و تأکید کرد که «آذربایجان هرگز اجازه نداده و نخواهد داد که از خاکش برای چنین اهدافی استفاده شود.» باکو خواستار آن شد که سیانان آنچه را که «اتهامات بیاساس» مینامد، پس بگیرد.
نویسنده معتقد است که حتی اگر تمام گزارش سی ان ان قابل اثبات نباشد، وجود یک رابطه راهبردی در میان آذربایجان و اسرائیل واقعیتی شناخته شده است. اسرائیل طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین مشتریان تسلیحات تبدیل میشود و در مقابل نیاز به بخش مهمی از نفت مورد نیاز را از این کشور میکند. این امر به اسرائیل امکان حضور در مجاورت مرزهای ایران و برای باکو نیز دسترسی به حمایتهای سیاسی و لابیهای قدرتمند در واشنگتن را میدهد.
مارک پری، عضو فقید موسسه کوئینسی، در اوایل سال ۲۰۱۲ در مقالهای مفصل در نشریه فارن پالیسی گزارش داد که آذربایجان «محل تجمع مخفی اسرائیل» علیه ایران است.
اما چرا جزئیات اکنون فاش شده است؟ یک احتمال میتواند این باشد که ایالات متحده و اسرائیل میخواهند مطمئن شوند که آذربایجان همکاری خود را لغو نخواهد کرد.
این با یک الگو همخوانی دارد. پس از مرحله فعال جنگ، گزارشهایی مبنی بر سفر مخفیانه بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، به امارات متحده عربی منتشر شد . مقامات اماراتی به شدت این گزارشها را تکذیب کردند ، در حالی که همتایان اسرائیلی آنها آشکارا از این سفر تمجید کردند. این افشاگری ممکن است حداقل تا حدی با ملاحظات سیاسی داخلی اسرائیل مرتبط بوده باشد - نتانیاهو باید اعتبار خود را به عنوان یک دولتمرد تقویت کند تا بتواند در انتخابات اواخر امسال، رقیب اصلی خود نفتالی بنت را به چالش بکشد. همین منطق ممکن است در اینجا نیز صدق کند: بستن دستهای آذربایجان. اگر ایران به امارات یا آذربایجان یا هر دو حمله کند، منطق احتمالاً این است که آنها باید برای محافظت از خود به اسرائیل روی آورند و در نتیجه وابستگی امنیتی خود به تل آویو را تقویت کنند.
تاکنون، تهران خویشتنداری نشان داده است. حمله پهپادی ایران به نخجوان در ماه مارس - که علیاف آن را «عملی تروریستی» نامید - توسط منابع ایرانی به عنوان یک هشدار تعبیر شده است، نه یک آتشبس برای خصومتهای بیشتر. ایران در طول جنگ از جبهه شمالی اجتناب کرده و در عوض بر خلیج فارس و تبادل موشک با اسرائیل تمرکز کرده است. اگر این واقعاً پیام تهران بوده است، پس موفق شده است: علیاف علیاف علیرغم وعدههای تلافیجویانهاش در خصوص حمله ایران به نخجوان تا به امروز هیچ کاری نکرده است - و در واقع، اندکی پس از آن، محمولههای بشردوستانه به ایران ارسال کرد.
نه باکو و نه تهران در آن مرحله خواهان رویارویی آشکار نبودند، اما افشاگریهای اخیر میتواند زمینه را برای اقدام تهران علیه باکو در دفعه بعد - در صورت از سرگیری جنگ - فراهم کند.
این خطر واقعی است. اگر خصومتها دوباره آغاز شود، ایران میتواند آذربایجان را به عنوان یک هدف نظامی مشروع در نظر بگیرد. در آن صورت، باکو مجبور خواهد شد بین اتحاد کامل با اسرائیل یا قطع رابطه با مهمترین شریک دفاعی خود، در کنار ترکیه، یکی را انتخاب کند.
با این حال، یک نکتهی مهم وجود دارد. مشارکت مستقیم و عملیاتی باکو در اقدامات خصمانهی خاص علیه ایران - مانند فراهم کردن امکان پروازهای هوایی اسرائیل از آذربایجان در مقایسه با نقشهای لجستیکی، مانند میزبانی از واحدهای کماندویی اسرائیل که به قتل یک ژنرال سپاه در خاک ایران کمک کردند - تمایزی است که بسیار مهم است. این میتواند به عنوان یک دلیل بالقوه برای جنگ در نظر گرفته شود .
واکنش خاموش تهران تاکنون نشان میدهد که ابتدا ادعاهای سیانان را با دقت بررسی کرده و به نتیجهگیریهای خود خواهد رسید. اقدامات ایران تاکنون نشان دهنده احتیاط بوده است. تهران در حال محاسبه است: آیا این افشاگری مفید است؟ آیا اهرم فشاری فراهم میکند؟ یا اینکه تهران را قبل از آماده شدن، تحت فشار قرار میدهد؟
عامل مهم دیگر در این معادله، ترکیه است. آذربایجان مهمترین متحد منطقههای آنکاراست و ایران نیز از روابط خوبی با ترکیه برخوردار است. از این رو تصمیم تهران در مورد آذربایجان ناگزیر باید تأثیرات آن بر مناسبات ایران و ترکیه را نیز در نظر بگیرد. آنکارا نقش مفیدی در مهار گروههای کرد از راهاندازی کمپین علیه ایران در روزهای آغازین جنگ آمریکا و اسرائیل که در 29 فوریه آغاز شد، ایفا کرد - خدمتی که تهران فراموش نخواهد کرد.
همه اینها در گامهای بعدی تهران نقش دارند.
در بخش پایانی، نویسنده به پروژه موسوم به «تریپ» یا کریدور قفقاز اشاره میکند. طرحی که دولت آن را به عنوان یکی از پروژه های صلح خود معرفی کرده است. این کریدور قرار است آذربایجان را از طریق ارمنستان به نخجوان و سپس ترکیه متصل و وابستگی مسیرهای منطقه به ایران را کاهش دهد. اما موفقیت چنین طرحی به ثبات سیاسی و امنیتی منطقه وابسته است. اگر آذربایجان به عنوان پایگاه عملیاتی علیه ایران شناخته شود، سرمایهگذاران و بازیگران اقتصادی ممکن است نسبت به آینده این کریدور نگران گردند.
با وجود جایگاه کریدور تریپ به عنوان یکی از پروژههای صلح برجسته ترامپ که از نظر او باید جایزه صلح نوبل را برای او به ارمغان بیاورد، بعید است اسرائیل به راحتی آذربایجان را رها کند - باکو اکنون به عمق استراتژیک آنها تبدیل شده است.
نویسنده در نهایت نتیجه میبرد که شاید هدف اصلی افشاگری سی ان ان این باشد که بتواند آشتی آینده میان ایران و آذربایجان را خراب کند و باکو را بیش از گذشته در منطقهای در فضای امنیتی اسرائیل قرار دهد. به تعبیر او، «کوه یخ روابط پنهان آذربایجان و اسرائیل اکنون روی نقشه آمده است و همه بازیگران منطقه ناچارند با پیامدهای آن کنار بیایند.»
مقاله الدار ممدوف بر این فرض استوار است که اهمیت اصلی گزارش سی ان ان نه در اثبات یا رد حضور نیروهای اسرائیلی در خاک آذربایجان، بلکه در پیامد سیاسی افشای چنین ادعاهایی نهفته است. حتی اگر بخشی از این گزارش نادرست یا اغراقآمیز باشد، نتیجه عملی آن کاهش امکان انکار روابط امنیتی باکو و تلآویو و افزایش حساسیت ایران نسبت به نقش آذربایجان در معادلات امنیتی منطقه است.
به بیان دیگر، مسئله اصلی این نیست که آیا اسرائیل از خاک آذربایجان علیه ایران استفاده کرده است یا خیر؛ بلکه این است که اکنون این تصور در افکار عمومی منطقه و در محاسبات امنیتی تهران تقویت شده است.
در گذشته رقابت اصلی در قفقاز میان ایران، روسیه و ترکیه جریان داشت، اما تحولات اخیر نشان میدهد اسرائیل نیز به یکی از بازیگران مؤثر این منطقه تبدیل شده است. نزدیکی جغرافیایی آذربایجان به مراکز مهم شمال غرب ایران، این کشور را به یک موقعیت راهبردی برای اسرائیل تبدیل میکند.
انتشار چنین اطلاعات حساسی توسط سی ان ان میتواند فراتر از یک گزارش خبری باشد. این افشاگری عملاً توانایی آذربایجان برای حفظ توازن میان ایران و اسرائیل را کاهش میدهد و باکو را بیش از گذشته به اسرائیل وابسته تر می کند.
باکو تاکنون توانسته بود همزمان روابط خود را با سه بازیگر مهم حفظ کند:
الف) ترکیه به عنوان متحد راهبردی؛
ب) اسرائیل به عنوان تأمینکننده اصلی فناوری نظامی؛
ج) ایران به عنوان همسایه قدرتمند و تاثیرگذار.
اگر ادعاهای مطرح شده درباره همکاری نظامی با اسرائیل ثابت شود، ادامه این سیاست موازنه مورد علاقه آذربایجان را دشوارتر خواهد کرد.
رفتار تهران نشان میدهد که ایران هنوز تمایلی به گسترش تنش به جبهه قفقاز ندارد. وجود روابط گسترده با ترکیه، ملاحظات اقتصادی و اهمیت ثبات مرزهای شمالی موجب شده است که ایران از واکنشهای شتابزده اجتناب کند.
هیچ تحلیل واقعبینانهای از بحران احتمالی میان ایران و آذربایجان بدون در نظر گرفتن ترکیه کامل نیست. آنکارا مهمترین حامی راهبردی باکو است و ایران نیز تمایلی به ورود به رویارویی مستقیم با ترکیه ندارد. از این رو نقش میانجیگرانه یا بازدارنده ترکیه در تحولات آینده بسیار مهم خواهد بود.
طرح کریدور قفقاز که از سوی دولت ترامپ به عنوان پروژهای برای اتصال آذربایجان به نخجوان و ترکیه مطرح شده است، برای موفقیت به ثبات و امنیت نیاز دارد. اگر منطقه به عنوان پایگاه عملیات ضد ایرانی شناخته شود، سرمایهگذاران و شرکتهای بینالمللی با احتیاط بیشتری به آن نگاه خواهند کرد.
مهمترین نتیجه این مقاله آن است که افشای روابط پنهان امنیتی میان اسرائیل و آذربایجان میتواند توازن شکننده قفقاز جنوبی را بر هم بزند. این افشاگری، چه صحیح باشد و چه بخشی از یک جنگ اطلاعاتی، موجب شده است که آذربایجان بیش از گذشته در مرکز رقابت ژئوپلیتیکی میان ایران، اسرائیل، ترکیه و ایالات متحده قرار گیرد.
در چنین شرایطی، آینده روابط تهران و باکو بیش از هر زمان دیگری به نحوه مدیریت این رقابتها و جلوگیری از تبدیل قفقاز به جبهه جدید رویارویی ایران و اسرائیل وابسته خواهد بود.
بقلم الدار ممدوف
۱۹ خرداد ۱۴۰۵
۹ ژوئن ۲۰۲۶
تارنمای ریسپانسیبل استیت کرافت
برگردان، کوتاه سازی و تحلیل سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117970