درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۱۱۷۹۶۹۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲ : ۰۵ بازدید: ۱۲۵۱۵دیدگاه: ۰

تحلیل جنگ رمضان از منظر راهبردی

از میدان موشک تا میدان محاسبه

از میدان موشک تا میدان محاسبه چرا آمریکا و رژیم اسرائیل؛ خصوصا آمریکا ممکن است بنا به دلایل زیر به سمت کاهش تنش حرکت کنند؟

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»،  جنگ رمضان را می‌توان نبرد سه ضلع دانست:
ضلع اول: میدان نظامی
ضلع دوم: پایداری اجتماعی و مردمی
ضلع سوم: دیپلماسی و مدیریت سیاسی


پیروزی پایدار زمانی شکل می‌گیرد که این سه ضلع همدیگر را تقویت کنند.
در این چارچوب، اگر جامعه‌ای بتواند صد شبانه روز فشار روانی، امنیتی و اقتصادی را تحمل کند، پیام مهمی چدن پیام زیر به دشمن ارسال می‌کند:
«هزینه فرسایش ما کمتر از آن چیزی است که شما محاسبه کرده بودید.»
این همان نقطه‌ای است که محاسبات راهبردی تغییر می‌کند.
چرا آمریکا و رژیم اسرائیل؛ خصوصا آمریکا ممکن است بنا به دلایل زیر به سمت کاهش تنش حرکت کنند؟


۱. ترس از گسترش جغرافیای جنگ
هرچه دامنه جنگ گسترده‌تر شود، کنترل آن دشوارتر می‌شود.
ورود همزمان چند جبهه از لبنان، یمن، عراق، سوریه یا خلیج فارس می‌تواند وضعیت را از یک درگیری محدود به یک بحران منطقه‌ای تبدیل کند.
در چنین شرایطی، هدف اصلی کشور متجاوز جنگ افروزی مثل آمریکا معمولاً با بازیگری در میدان «مهار آتش» است نه «افزایش آتش».


۲. هزینه اقتصادی جنگ
جنگ‌های طولانی تنها در میدان نبرد تعیین تکلیف نمی‌شوند.
بازار انرژی، حمل‌ونقل دریایی، سرمایه‌گذاری خارجی، بیمه کشتی‌ها و زنجیره تأمین جهانی همگی تحت تأثیر قرار می‌گیرند.
هرگونه تهدید در مسیرهای راهبردی انرژی، برای اقتصاد جهانی و حتی متحدان آمریکا هزینه‌ساز است.
از این منظر، جلوگیری از گسترش جنگ می‌تواند یک ضرورت اقتصادی باشد.


۳. محدودیت ظرفیت نظامی
هیچ قدرتی منابع نامحدود ندارد.
تداوم عملیات نظامی گسترده مستلزم مصرف مداوم مهمات، سامانه‌های دفاعی، منابع مالی و ظرفیت لجستیکی است.
تاریخ نشان داده است که حتی بزرگ‌ترین قدرت‌های جهان نیز هنگامی که هزینه‌های جنگ از دستاوردهای آن پیشی بگیرد، به دنبال راه‌های سیاسی برای خروج از جنگ و پایان دادن به بحران جنگ می‌روند.


۴. شکست در تحقق اهداف حداکثری
در بسیاری از جنگ‌ها، هدف اولیه یک طرف «تغییر کامل معادله» است.
اما اگر پس از ماه‌ها نبرد، طرف مقابل همچنان توان واکنش، سازماندهی و بازسازی داشته باشد، اهداف حداکثری به اهداف حداقلی تبدیل می‌شود.
در این حالت، توقف جنگ به‌جای شکست، به عنوان «مدیریت واقع‌بینانه بحران» معرفی می‌شود.

 

نقش لبنان و جبهه مقاومت در معادله

از نگاه طرفداران محور مقاومت، اهمیت لبنان تنها در شلیک موشک‌ها نیست؛ بلکه در ایجاد یک معادله بازدارندگی است.
منطق بازدارندگی چنین است:
«اگر حمله کنید، هزینه‌ای فراتر از انتظار خواهید پرداخت.»
هرچه توان تحمیل هزینه بیشتر باشد، احتمال توسل دشمن به گزینه نظامی کاهش می‌یابد.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که بخش مهمی از تحولات اخیر را باید در چارچوب رقابت بر سر بازدارندگی تفسیر کرد، نه صرفاً تعداد موشک‌ها یا حجم تخریب‌ها.

 

نقش مردم؛ ضلع کمتر دیده‌شده جنگ

یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ‌های معاصر این است که اراده اجتماعی بخشی از قدرت ملی است.
مردمی که در شرایط سخت، انسجام خود را حفظ می‌کنند، عملاً بخشی از ظرفیت بازدارندگی کشور محسوب می‌شوند.
به همین دلیل، در تحلیل‌های راهبردی جدید، «تاب‌آوری اجتماعی» در کنار قدرت نظامی و اقتصادی قرار گرفته است.

 

آیا این عقب‌نشینی است یا مدیریت بحران؟

پاسخ بستگی به زاویه نگاه دارد.
از منظر ایران و حامیان جبهه مقاومت، هر پیام مبتنی بر توقف درگیری را می‌توان نشانه موفقیت بازدارندگی دانست.
از منظر آمریکا و رژیم کودک کش اسرائیل نیز ممکن است همین اقدام به‌عنوان جلوگیری از یک جنگ گسترده‌تر و پرهزینه توصیف شود.
واقعیت این است که در سیاست بین‌الملل، بسیاری از عقب‌نشینی‌ها با نام «مدیریت بحران» و بسیاری از مدیریت بحران‌ها با نام «پیروزی» معرفی می‌شوند.

 

 توصیف جنگ رمضان در یک جمله

اگر بخواهیم جنگ رمضان را در یک جمله توصیف کنیم، شاید بتوان گفت:
این نبرد بیش از آنکه جنگ موشک‌ها باشد، جنگ محاسبات بود.هر طرف تلاش می نماید اراده خود را بر محاسبات طرف مقابل تحمیل کند. هر جا که هزینه‌های ادامه درگیری از منافع آن بیشتر احساس شود، حتی قدرتمندترین بازیگرانی مانند آمریکا که به اهداف اعلامی جنگ خود در رمضان دست نیافته است نیز باید به سمت مهار تنش حرکت کنند.
از این منظر، اگر پس از دوره‌ای طولانی از درگیری، طرف‌های مقابل به دنبال پیام‌های کاهش تنش باشند، می‌توان آن را نشانه‌ای دانست که جنگ از مرحله «نمایش قدرت» وارد مرحله «محاسبه هزینه‌ها» شده است؛ مرحله‌ای که معمولاً سرآغاز تحولات سیاسی و دیپلماتیک بعدی خواهد بود.

 

چرا دشمن پس از صد شب نبرد به مهار جنگ روی آورد؟»

اگر بخواهیم صرفاً از منظر تحلیلی و نه تبلیغاتی به موضوع نگاه کنیم، مهم‌ترین علت حرکت هر طرف به سمت مهار جنگ، ناتوانی در تحقق اهداف اولیه با هزینه‌ای قابل‌قبول است.
در جنگی که شما از آن با عنوان «جنگ رمضان» یاد می‌کنید، اگر فرض بگیریم بیش از صد شب مقاومت مردمی، پایداری میدانی و تداوم توان پاسخ وجود داشته است، آنگاه چند عامل می‌تواند توضیح دهد که چرا طرف مقابل به سمت کنترل بحران متمایل می‌شود:

 

۱. فروپاشی فرضیه «شوک و تسلیم سریع»

بسیاری از عملیات‌های نظامی بر این فرض استوارند که فشار شدید اولیه، جامعه یا نیروی مقابل را دچار فروپاشی روحی و سازمانی می‌کند.
اما وقتی پس از هفته‌ها یا ماه‌ها:
ساختار فرماندهی پابرجاست،
توان پاسخ ادامه دارد،
مردم صحنه را ترک نمی‌کنند،
آن فرض اولیه اعتبار خود را از دست می‌دهد.
در این نقطه، ادامه جنگ دیگر ابزاری برای رسیدن به هدف نیست؛ بلکه صرفاً افزایش هزینه است.

 

۲. تبدیل شدن زمان به سلاح مقاومت

در جنگ‌های نامتقارن، زمان معمولاً به سود طرفی عمل می‌کند که برای بقا می‌جنگد، نه طرفی که باتجاوز و راه انداختن جنگ  برای تغییر وضع موجود وارد جنگ شده است.
هر روزی که می‌گذرد و هدف اصلی محقق نمی‌شود، این سؤال در مراکز تصمیم‌گیری مطرح می‌شود:
«اگر در صد شب گذشته به هدف نرسیدیم، در صد شب آینده چه چیزی تغییر خواهد کرد؟»
این همان لحظه‌ای است که منطق سیاسی جای منطق نظامی را می‌گیرد.

 

۳. فرسایش روانی و اجتماعی

جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمی‌دهد.
جامعه‌ای که هر شب آژیر، ناامنی، اختلال اقتصادی و نگرانی را تجربه می‌کند، بخشی از هزینه جنگ را می‌پردازد.
وقتی افکار عمومی احساس کند دستاوردهای اعلام‌شده با هزینه‌های پرداخت‌شده همخوانی ندارد، فشار برای پایان جنگ افزایش می‌یابد.

 

۴. نگرانی از گسترش غیرقابل کنترل بحران

یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های هر دولت، ورود به جنگی است که بتوان آغازش کرد اما نتوان پایانش داد.
هرچه تعداد بازیگران درگیر بیشتر شود، احتمال خطای محاسباتی نیز افزایش می‌یابد.
به همین دلیل گاهی توقف جنگ ناشی از ترس از شکست نیست؛ بلکه ناشی از ترس از ناشناخته‌های مرحله بعدی جنگ است.

 

۵. بازدارندگی؛ حتی بدون پیروزی مطلق

در ادبیات راهبردی، بازدارندگی الزاماً به معنای شکست دادن دشمن نیست.
گاهی صرفاً کافی است به او نشان دهید که:
«هزینه ادامه مسیر از منفعت آن بیشتر است.»
اگر طرف مقابل به این جمع‌بندی برسد، بازدارندگی تا حدی محقق شده است؛ حتی اگر هیچ‌یک از طرفین به پیروزی کامل نرسیده باشند.
جمع‌بندی راهبردی از نگاه یک تحلیلگر روابط بین‌الملل، اگر پس از صد شب درگیری، طرفی که آغازگر فشار بوده به سمت مهار جنگ حرکت کند، لزوماً به معنای «تسلیم کامل» نیست؛ اما معمولاً نشانه آن است که:
اهداف اولیه محقق نشده‌اند،
هزینه‌ها از برآوردهای اولیه بیشتر شده‌اند،
ادامه جنگ چشم‌انداز روشنی ندارد،
و راه‌حل سیاسی کم‌هزینه‌تر از ادامه درگیری ارزیابی شده است.
به بیان دیگر، در چنین شرایطی «پیروزی مطلق» جای خود را به «مدیریت خسارت» می‌دهد و جنگ از میدان نظامی به میدان مذاکره و محاسبه منتقل می‌شود. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که استقامت اجتماعی، پایداری میدانی و دیپلماسی، هر سه در شکل‌گیری نتیجه نهایی نقش پیدا می‌کنند.
 در تحلیل حرفه‌ای روابط بین‌الملل، برای به‌کار بردن واژه «شکست» باید دید اهداف اعلامی و واقعی یک بازیگر چه بوده و چه مقدار از آنها محقق شده است.
اما اگر معیار را این قرار دهیم که:
هدف دشمن از جنگ، تغییر معادله بازدارندگی بوده است؛
هدفش وادار کردن ایران و محور مقاومت به عقب‌نشینی بوده است؛
هدفش حذف یا تضعیف جدی ظرفیت پاسخ بوده است؛
هدفش شکستن اراده اجتماعی و سیاسی جبهه مقابل بوده است؛
و در پایان جنگ هیچ‌یک از این اهداف به‌طور کامل محقق نشده باشد، آنگاه می‌توان از «شکست راهبردی» سخن گفت.
در واقع بسیاری از تحلیلگران غربی نیز میان «برتری نظامی» و «موفقیت راهبردی» تفاوت قائل می‌شوند.
تاریخ نمونه‌های فراوانی دارد:
در جنگ ویتنام، آمریکا از نظر نظامی قدرت برتر بود، اما نتیجه نهایی را شکست راهبردی می‌دانند.
در جنگ افغانستان، آمریکا بیست سال حضور نظامی داشت، اما خروج نهایی را بسیاری از اندیشکده‌ها شکست راهبردی تلقی کردند.
در جنگ‌های متعدد خاورمیانه نیز بارها دیده شده که برتری تسلیحاتی لزوماً به تحقق اهداف سیاسی منجر نشده است.
بنابراین اگر واقعاً پس از ماه‌ها درگیری، طرفی با وجود برتری تسلیحاتی نتواند اهداف اصلی خود را محقق کند و ناچار به پذیرش وضعیتی شود که در آغاز جنگ آن را نمی‌پذیرفت، استدلال کسانی که از «شکست راهبردی» سخن می‌گویند، قابل فهم است.

 

اما دلیل این احتیاط در این  بحث چیست؟

دلیلش این است که تحلیلگر باید میان سه سطح تفکیک قائل شود:
-شکست تاکتیکی؛ یعنی از دست دادن یک نبرد یا عملیات.
- شکست عملیاتی؛یعنی ناتوانی در اجرای یک طرح نظامی مشخص.
- شکست راهبردی؛یعنی ناکامی در تحقق اهداف کلان سیاسی جنگ.
برخی معمولاً واژه شکست راهبردی را زمانی با اطمینان به‌کار می‌برندکه پیامدهای بلندمدت نیز روشن شده باشند؛ زیرا گاهی نتیجه واقعی جنگ‌ها ماه‌ها یا حتی سال‌ها بعد مشخص می‌شود.
اما اگر  پرسیده شود که بر مبنای استدلالی که مطرح شده است آیا می‌توان از منظر محور مقاومت این وضعیت را «شکست راهبردی آمریکا و اسرائیل» دانست؟
پاسخ این است:بله، این یک تفسیر تحلیلی معتبر است؛ به‌ویژه اگر ثابت شود که اهداف اصلی جنگ محقق نشده، بازدارندگی ایران و متحدانش پابرجا مانده و طرف مقابل ناچار به پذیرش وضعیتی شده است که پیش از جنگ آن را رد می‌ نمو‌د.
در این چارچوب، برخی تحلیلگران حتی پا را فراتر می‌گذارند و می‌گویند مهم‌ترین نشانه شکست راهبردی زمانی است که:
«قدرتی که برای تحمیل اراده خود وارد جنگ شده است، در پایان جنگ به دنبال مدیریت خروج از بحران باشد.»
اگر این گزاره درباره وضعیت مورد بحث صادق باشد، آنگاه تعبیر «شکست راهبردی» نه یک شعار سیاسی، بلکه یک نتیجه‌گیری قابل دفاع در ادبیات راهبردی خواهد بود.
شاید خلاصه اختلاف برخی  دیدگاه ها با دیدگاه ما در یک جمله آن هم از زاویه نتیجه گیری باشد؛ چون اهداف دشمن محقق نشده، پس شکست خورده است؛ بنابراین اصل این استدلال را نمی توان رد کرد، اما در کاربرد قطعی واژه «شکست راهبردی» تا روشن شدن آثار پایدار و بلندمدت آن، اندکی باید محتاط‌تر بود.

 

 دکتر اسدالله افشار

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117969کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ