گلناز خسروی، وینگر(پست نفوذی از جناحین) تیم ملی فوتبال زنان ایران، درباره مسیر این تیم در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۶ صحبت کرد و گفت که در صورت متفاوت بودن شرایط، صعود به جام جهانی کاملاً در دسترس بوده است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، گلناز خسروی، وینگر(پست نفوذی از جناحین) تیم ملی فوتبال زنان ایران، درباره مسیر این تیم در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۶ صحبت کرد و گفت که در صورت متفاوت بودن شرایط، صعود به جام جهانی کاملاً در دسترس بوده است.
او همچنین به انگیزه عاطفی بازگشت به وطن اشاره کرد؛ عاملی که باعث شد بازیکنان پیشنهادهای مالی قابلتوجه خارج از کشور را رد کنند و به ایران بازگردند.
خسروی گفت: «با چمدانی پر از امید، رویا و اهدافی که مدتها برای آن تلاش کرده بودیم، راهی استرالیا شدیم. وقتی وارد زمین شدیم، هرکدام از ما مسیر سختی را که طی کرده بودیم به یاد داشتیم؛ ساعتهای بیپایان تمرین، تحمل خستگی در سکوت و رویایی مشترک که در وجودمان شعلهور بود. اما واقعیت رقابت همیشه مطابق انتظار پیش نمیرود.»
او افزود: «در گروهی بسیار دشوار قرار گرفتیم و با حریفان قدرتمندی روبهرو شدیم. با این حال صعود از این گروه غیر ممکن نبود. ما به تواناییهای خود ایمان داشتیم و میدانستیم اگر همه چیز طبق برنامه پیش میرفت، میتوانستیم به یک دستاورد تاریخی-جام جهانی زنان برسیم.»
خسروی درباره فشارهای ذهنی گفت: «این روزها آسان نبود. رقابت در سطح بالا فقط آمادگی جسمانی نمیخواهد، بلکه نیازمند ذهنی آرام و متمرکز می باشد. اما گاهی ذهن هزاران کیلومتر دورتر میرود؛ به خانواده، به نگرانیها و عزیزان. این دغدغهها فشار سنگینی بر قلب ورزشکار وارد میکند و تمرکز را میگیرد.»
او همچنین از پیشنهادهای خارجی پرده برداشت: «در آن دوران پیشنهادهای زیادی دریافت کردیم؛ زندگی در کشوری دیگر، امکانات بهتر، خانه، خودرو، درآمد و بازی در لیگ برتر استرالیا. فرصتهایی که شاید یکبار در زندگی پیش بیاید و رد کردنشان بسیار دشوار است. اما ما تصمیم خود را گرفتیم.»
وی تأکید کرد: «ما بازگشتیم؛ به جایی که ریشههایمان در آن است. جایی که فقط یک نقطه روی نقشه نیست، بلکه هویت، خاطرات و بخشی از وجود ماست. هیچ میزان رفاه یا فرصت نمیتواند این حس تعلق را جایگزین کند.»
خسروی در ادامه گفت: «بازگشت همیشه آسان نیست. گاهی با اندوه همراه است؛ دیدن نگرانی در چهره مردم و شنیدن خبرهایی که قلب را سنگین میکند. در چنین لحظاتی، انسان آرزو میکند بتواند حتی اندکی آرامش به دلها بیاورد. آرزوی من ساده است: روزی از خواب بیدار شویم و ببینیم نگرانی از این سرزمین رخت بسته و جای خود را به لبخندهای واقعی داده است.»
او در پایان گفت: «مردم ما شایسته آرامشاند. شایسته زندگیای که امید بر نگرانی غلبه کند. همیشه به پوشیدن پیراهن تیم ملی افتخار کردهام. این فقط یک عنوان ورزشی نیست، بلکه مسئولیتی است که در قلبم احساس میکنم. شاید گاهی در برابر رویدادهای بزرگ احساس کوچکی کنیم، اما یک چیز همیشه در قلبم ثابت مانده است: عشق به مردم و سرزمینی که به آن تعلق دارم و امیدی که هرگز نباید خاموش شود.»
* تیم ملی زنان ایران در جام ملتهای آسیا با وجود قرار گرفتن در «گروه مرگ»، شانس واقعی صعود به جام جهانی داشت.
* فشارهای روانی، بهویژه نگرانی برای خانواده و شرایط کشور، بر عملکرد بازیکنان تأثیر گذاشت.
* بازیکنان پیشنهادهای جذاب حرفهای در خارج (استرالیا) را رد کردند.
* انگیزه اصلی این تصمیم، تعلق عاطفی و هویتی به ایران بود.
* پیام نهایی خسروی: افتخار ملی، مسئولیت اجتماعی و امید به آینده بهتر برای مردم.
آنچه در سخنان خسروی برجسته است، صرفاً یک روایت ورزشی نیست، بلکه بازتابی از یک الگوی هویتی در میان بخشی از جوانان ایرانی است که در تقاطع «جهانیشدن» و «تعلق ملی» شکل گرفته است.
در چارچوب نظم جهانی کنونی، ورزش حرفهای—بهویژه فوتبال—بهشدت در منطق بازار جهانی و سرمایهداری متأخر ادغام شده است؛ جایی که مهاجرت ورزشکاران از پیرامون به مرکز (اروپا، استرالیا، آمریکا) نهتنها عادی بلکه تشویق میشود. پیشنهادهایی که خسروی به آن اشاره میکند (خانه، درآمد، امکانات)، دقیقاً تجلی همین سازوکار جذب نخبگان توسط مراکز سرمایه است.
اما تصمیم این بازیکنان برای بازگشت، نوعی «مقاومت نرم» در برابر این منطق محسوب میشود. اینجا وطنپرستی صرفاً یک احساس رمانتیک نیست، بلکه به یک انتخاب آگاهانه در برابر «جذب در نظام نابرابر جهانی» تبدیل میشود.
از منظر جامعهشناختی، این رفتار چند لایه دارد:
* هویت تاریخی: ایران بهعنوان یک واحد تمدنی، هنوز برای بسیاری از جوانان صرفاً یک جغرافیا نیست، بلکه یک پیوستار تاریخی-فرهنگی است.
* اخلاق مسئولیت: بازیکنان خود را نه فقط ورزشکار، بلکه نماینده مردم میدانند؛ این همان چیزی است که خسروی از آن بهعنوان «مسئولیت» یاد میکند.
* واکنش به بحران: اشاره به «نگرانی در چهره مردم» نشان میدهد که وطنپرستی در شرایط فشار و بحران تقویت میشود، نه تضعیف.
در عین حال، این روایت را نباید سادهسازی کرد. این نوع وطنگرایی در دل یک تناقض شکل میگیرد:
از یک سو، ساختارهای داخلی (کمبود امکانات، فشارهای اجتماعی) و از سوی دیگر، جاذبههای سیستم جهانی. بنابراین، انتخاب بازگشت، بیش از آنکه ناشی از نبود گزینه باشد، بیانگر یک ترجیح ارزشی است.
در سطح کلان، چنین روایتهایی کارکرد نمادین دارند:
* تقویت انسجام ملی در شرایط فشار خارجی
* بازتعریف «قهرمان ورزشی» نه فقط بهعنوان موفق، بلکه بهعنوان متعهد
* ارائه یک گفتمان بدیل در برابر روایت مسلط رسانههای غربی که موفقیت را صرفاً در مهاجرت و ادغام در سیستمهای خود میبیند
در نهایت، سخنان خسروی نشان میدهد که در میان بخشی از جوانان ایرانی، هنوز نوعی وطنپرستی فعال و انتخابی وجود دارد؛ وطنپرستیای که نه از سر اجبار، بلکه در رقابت با جذابیتهای واقعی جهان خارج، خود را بازتولید میکند.
۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
۲۲ آوریل ۲۰۲۶
برگردان، کوتاه سازی و تحلیل سیدعلی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117896