درحال بارگذاری

گروه: فرهنگ / حوزه قرآن و فعالیت های دینی/ایران شناسه: ۱۰۹۸۲۰۶ تیر ۱۴۰۴ - ۴۸ : ۰۵ بازدید: ۳۳۱۴دیدگاه: ۰

تحلیل اجتماعی و معنوی محرم حسینی(ع)

محرم؛ ماه خون و اشک و آگاهی

محرم؛ ماه خون و اشک و آگاهی آری... محرم، ماه اشک و آگاهی است؛ ماهی که با طلوعش دل‌ها می‌لرزد، چشم‌ها می‌بارد و فریاد «هیهات منّا الذله» از دل تاریخ دوباره برخاسته می‌شود.

ای دل؛ مهیای محرّم شو

در سینه؛ غم‌نامه‌ای از غم شو

در ماه حسین؛ با غم و اندوه

دل را تو ببخش سوی حرم شو

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، آری... محرم، ماه اشک و آگاهی است؛ ماهی که با طلوعش دل‌ها می‌لرزد، چشم‌ها می‌بارد و فریاد «هیهات منّا الذله» از دل تاریخ دوباره برخاسته می‌شود.

محرم، نخستین ماه از ماه‌های قمری است.

آغاز سال نو هجری قمری؛ آغاز خونین‌ترین فصل از تقویم حیات بشری و انسانیت است.

ماهی که در دهمین روزش، در کربلا، حادثه خونین عاشورا اتفاق افتاد؛ حادثه‌ای که نه‌ فقط تاریخ شیعه، که مسیر آزادگی بشر را تا ابد تحت تأثیر خود قرار داد.

و حالا امروز، روز اول محرم است...

صاحب این قلم فرا رسیدن ماه محرم؛ ماه اشک و ماتم، ماه عزا و حماسه، ماه تجدید پیمان با خون خدا، ماه عاشورا، ماه شهادت، ماه ایثار و از خود گذشتگی، ماه حماسه و شهادت، ماه پیروزی خون بر شمشیر، ماه عشق و شور و حماسه، ماه درس آموزی و تجدید عهد با آرمان های والای حسینی را به مردم سلحشور عاشق حضرتش و همه دوستداران اهل بیت (ع) تسلیت عرض می نمایم و امیدوارم که بتوانیم از این ماه پرفیض و برکت بهره مند شویم ."  

 

محرم؛ هنگامه اشک و آگاهی

ماه محرّم که از راه می‌رسد، دل‌ها بی‌اختیار می‌لرزند. از هر کوچه و خانه، آوای یا حسین(ع) برخاسته، پرچم‌های مشکی بر در و دیوارها می‌نشیند و چشمان مؤمنان، مرطوب حضور کاروانی می‌شود که از مدینه برخاست و در کربلا جاودانه شد.

اما محرم فقط ماه اشک نیست؛ ماه آگاهی است. ماهی که در آن خون بر شمشیر پیروز شد و فریاد حقیقت بر تخت زر و زور چیره گشت.

اینک، با آغاز سال نو قمری، در اولین روز از محرم، گویی تقویم ما نه با شادی، که با شعور آغاز می‌شود؛ با عزاداری، نه از سر اندوه صرف، بلکه از سر عهدی دوباره با حماسه و حقیقت که در زندگی بشری تا ابدیت جاری است.

 

محرم در تقویم قمری: ماه نخست، ماه خون

محرم، اولین ماه از ماه‌های دوازده‌گانه قمری است. در منابع اسلامی، از محرم به عنوان یکی از چهار ماه حرام یاد شده که در آن جنگ و خون‌ریزی، حتی در عصر جاهلیت نیز ممنوع بود.

اما همین ماه، از سرنوشت‌سازترین مقاطع تاریخ اسلام شد؛ چراکه در دهمین روز آن، نبردی به وقوع پیوست که تا ابد زنده ماند: عاشورا.

در واقع، تقارن آغاز سال با محرم، مفهومی فراتر از تقویم دارد. گویا اسلام خواسته است انسان، سال خود را با یاد آزادگی، ایثار و مبارزه با ظلم آغاز کند؛ نه با جشن و پایکوبی، بلکه با بصیرت و عبرت.

 

کربلا؛ تلاقی عقلانیت، ایمان و آزادی

واقعه عاشورا، نه حادثه‌ای صرفاً عاطفی، که یک رخداد تمام‌عیارمعرفتی، عقلانی وسیاسی بود. امام حسین(ع)، با آگاهی از پیامدهای سفر به کربلا، گام در راهی گذاشت که هدفش چیزی جز احیای دین و اصلاح جد امتش نبود.

شعار معروف «اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید» خط روشنی‌ست برای تمام تاریخ.

در کربلا، امام حسین(ع) عقل را به حرکت درآورد، ایمان را در میدان آورد، و آزادی را از چنگال عبودیت ستمگران بیرون کشید.

 

امام حسین(ع)؛ وارث پیامبران و پیشوای مقاومت

امام حسین(ع) نه‌فقط نوه پیامبر(ص)، بلکه ادامه‌دهنده سنت تمام پیامبران الهی بود؛ سنتی که بر اساس آن، باید در برابر فرعون‌ها ایستاد، ولو با جان دادن.

او تجسم زنده قرآن بود، وارث صداقت پیامبر، صلابت علی و صبر فاطمه. هر سخن، هر گام و هر قطره خونش، سندی از مشروعیت قیام اوست.

امام، الگوی جهانی برای همه کسانی است که در برابر ظلم قد علم کرده‌اند: از  گاندی گرفته تا شهید سید حسن نصرالله.

 

عاشورا و تأثیر آن در تمدن انسانی

شاید برخی بپندارند که عاشورا محدود به تشیع و ایران است؛ اما تاریخ چنین نمی‌گوید. فریاد «هل مِن ناصر یَنصُرُنى»[1]در اقصی نقاط جهان، به زبان‌های مختلف، ترجمه شده است.

عاشورا الهام‌بخش جنبش‌های آزادی‌بخش در لبنان، عراق، یمن و حتی آمریکای لاتین بوده است.

گاندی خود گفت: «من آموختم چگونه در برابر ظلم بایستم، وقتی درباره حسین خواندم.»

کربلا دیگر صرفاً یک جغرافیا نیست؛ فرهنگ مقاومت است.

 

محرم در آیینه فرهنگ ایرانی و شیعی

در ایران اسلامی، محرم نه‌فقط آیینی دینی، بلکه یک فرهنگ و شیوه زیستن است.

از سینه‌زنی در کوچه‌ها، تا تعزیه‌خوانی در روستاها، از نذری در قابلمه‌ها تا اشکِ در چشمِ کودکان، همه‌چیز رنگ حسین گرفته است.

در ایران، کودک از همان‌سال‌های نخست، با نام علی‌اکبر و قاسم بزرگ می‌شود. محرم، در تار و پود زندگی ایرانی تنیده شده است.

 

درس‌های اجتماعی و سیاسی محرم و نهضت عاشورا برای امروز

محرم فقط برای گریه نیست؛ محرم برای حرکت است. برای بصیرت. برای شناخت یزیدهای زمان و نترسیدن از تهدیدهای آنان.

در هر دوره، کربلا تکرار می‌شود؛ با نقش‌هایی گاه متفاوت اما با محتوایی یکسان: ظلم در برابر حق.

پیام‌های عاشورا بسیار گسترده و عمیق هستند، اما برخی از مهم‌ترین آنها عبارتند از:

ایستادگی در برابر ظلم و ستم، احیای ارزش‌های دینی، فداکاری و ایثار، امر به معروف و نهی از منکر، و حفظ عزت و کرامت انسانی، آسیب پذیری دشمن، بصیرت و آگاهی، توکل، دشمن ستیزی، دشمن شناسی،خطرپذیری، عمل به تکلیف، غیرت، مبارزه، عشق و محبت، موقعیت شناسی، نمازو راز و نیاز، وفاداری و ولایتمداری.  همچنین، عاشورا درس‌هایی از شجاعت، اخلاص، صبر، و پایداری در راه حق را نیز به همراه دارد. باید حقیقت را فریاد زد، حتی اگر در اقلیت باشی. باید در برابر انحراف سکوت نکرد، حتی اگر جانت در خطر باشد. و باید همچون حضرت زینب(س)، پیام‌رسان باشی، ولو در شامِ ظالمان.

نهضت عاشورا، پیام‌های برجسته و زیبایی دارد که برای تبیین آن باید کتاب‌ها نوشته شود. هر پیام این نهضت، برای ما درس است. عاشق امام عاشورا، با شناخت این پیام‌ها و حرکت بر طبق آن، راه مستقیم حضرت سیدالشهدا (ع) را می‌پیماید و جامعه انسانی را در مسیر تحقق اهداف نهضت عاشورا و اسلام ناب محمدی (ص) به حرکت درمی‌آورد. برای درست حرکت کردن، پیر و جوان و زن و مرد، نیازمند شناخت پیام‌های عاشورایند.

 

محرم؛ ماه بیداری 

در شبی که محرم آغاز می‌شود، ما سال را با اشک، اما نه از سر یأس، بلکه از ژرفای شعور و عهد، آغاز می‌کنیم.

امام حسین(ع) به ما یاد داد که می‌توان جان داد، اما عزت را نگاه داشت.

محرم، ماه بیداری است؛ ماهی که دل را به آسمان می‌برد و عقل را در مسیر حق به حرکت وا‌می‌دارد.

آری... با محرم، سال قمری را آغاز می‌کنیم.

با عزت، با بیداری، با حسین(ع).

 

پیوند شهدای 12 روز نبرد افتخارآمیز با خون خدا

در میدان داغ کربلا، ۷۲ ستاره جان دادند تا چراغ حقیقت تا ابد خاموش نشود.

در نبرد ۱۲ روزه ایران با یزیدیان زمانه ، شهدایی دیگر از خاک برخاستند و به همان آسمان پیوستند.

درود برآنان که در خفا و در دل عملیات‌های موشکی، پهپادی، اطلاعاتی و دفاعی، جان خویش را در راه دفاع از ایران سربلند و سرافراز، نثار کردند.

اینان ادامه‌دهندگان راه علی‌اکبرند، وارثان حبیب، همرزمان عباس غیور، هم‌قسمان حسین بن علی(ع).

بسیاری از آنان با لب تشنه پر کشیدند، با ذکر یا زهرا، با تصویر ضریح امام حسین(ع) بر سینه.

آری... شهدای جنگ ۱۲ روزه، پاره‌های دل ایران بودند که چون قاسم، با دل و جان به میدان رفتند.

و چون حنظله‌های[2] تاریخ حق و حقیقت، غسل شهادت را در اشک ملت گرفتند.

آن‌ها بر خاک نیفتادند؛ بر دوش تاریخ رفتند.

تا روزی آیندگان، در تقویم این سرزمین بنویسند:

در خرداد ۱۴۰۴، عاشورایی دوباره در دل تاریخ و آن هم از ایران برخاست.

جان کلام این که محرم؛ 

1- ماه فریاد و ماه بیداری و پایداری است.

2- ماهی است که تمام تاریخ وام دار یک نیم روز آن است.

3-ماهی است که خاک و خون و آتش و عطش و مشک و تیر، رازهای سر به مهر آنند.

4-ماهی است که هفتاد و دو آیه ی سرخ بر صحیفه ی دل ها نازل شد و هفتاد و دو کهکشان در مدار هستی قرار گرفت. 

ای آفــتــاب، زخــم تنــت را شــمــاره نیست

در کهکشان جسم تو غیر از ستــاره نیست

مــارا بــه زخــم هـای تنت، از سپــهر چشم

غیر از سـتاره ریختن ای مـــاه، چاره نیست

ای آســمــان چــگــونـه تورادل زغم نسوخت

درســوگ مـهـــر،گردلت ازسنگ خاره نیست

محــمـل ببســت ســوی عراق ازحجازوگفت

“درکــــارخیرحاجت هیـچ استخــــاره نیست”

جــان راسـپــرد دســت خدا، ناخـدای عشق

جــزوصــل یــــــار، بحر وفا را کنــــــاره نیست

صــــــــائم عــروس بـــاور و انـــــدیشه‌ی تورا

غیــر از ولــای خون خدا، طوق و یاره نیست

 

دکتر اسدالله افشار

 

پی‌نوشت:

[1] - عبارت «هل مِن ناصر یَنصُرُنى» که به امام حسین(ع) منسوب است، در منابع حدیثی و تاریخى دقیقاً به همین صورت نقل نشده است، اما همین معنا با تفاوت‌هایى در متن و با عبارت‌هاى دیگر نقل شده است: الف) در آغاز نبرد؛ هنگامی که دو سپاه روبروی هم قرار گرفتند، امام حسین(ع) صدا زد: «أَمَا مِنْ مُغِیثٍ یُغِیثُنَا لِوَجْهِ اللهِ؟ أَمَا مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ الله؟»؛ «آیا دادرسى نیست که براى رضاى خدا به داد ما برسد؟ آیا دفاع‌کننده‌اى نیست که از حریم رسول خدا دفاع کند؟». که به دنبال آن، حرّ بن یزید ریاحی از سپاه عمر بن سعد جدا شده و به امام حسین(ع) پیوست و به درجه شهادت رسید. ب)وقتی که امام حسین(ع) دید که جوانان و دوستانش همه کشته شده و روى زمین افتاده‌اند تصمیم گرفت که خود به جنگ دشمن برود، پس چنین صدا زد: «هَلْ مِنْ ذَابٍّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ الله ؟ هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ یَخافُ اللهَ فِینا هَلْ مِنْ مُغِیثٍ یَرْجو اللهَ بِإِغاثَتِنا هَلْ مِنْ مُعِینٍ یَرْجو مَا عِنْدَ اللهِ فِی إِعانَتِنا»؛ «آیا کسى هست که از حرم رسول خدا دفاع کند؟ آیا خداپرستى هست که درباره ما از خداوند بترسد؟ آیا دادرسى هست که به امید پاداش خداوندى به فریاد ما برسد؟ آیا یاورى هست که به امید آنچه نزد خدا است ما را یارى کند؟». این‌جا فرد دیگری به یاری حضرتشان نشتافت و حضرتشان غریبانه به شهادت رسید.

[2] - نظله فرزند ابو عامر ، مردى از قبيله خزرج بود . او در شامى كه صبح آن جنگ اُحُد رُخ داد ، با دختر عبد اللّه بن ابى سلول ، ازدواج كرد و در همان شب ، عروسى نمود . وى پيش از زفاف ، از پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه خواست شب را نزد همسرش بماند . پس ، اين آيه نازل شد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِى وَ إِذَا كَانُواْ مَعَهُو عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَّمْ يَذْهَبُواْ حَتَّى يَسْتَـئذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَـئذِنُونَكَ أُوْلَـلـءِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِى فَإِذَا اسْتَـئذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ ؛[۱]همانا مؤمنان ، كسانى اند كه به خدا و پيامبرش گرويده اند ، و هنگامى كه با او بر سرِ كارى اجتماع كردند ، تا از وى كسب اجازه نكنند ، نمى روند . در حقيقت ، كسانى كه از تو كسب اجازه مى كنند ، آنان اند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند . پس چون براى برخى از كارهايشان از تو اجازه خواستند ، به هر كس از آنان كه خواستى ، اجازه ده». ( سوره نور / 62) پيامبر صلى الله عليه و آله نيز اجازه داد ... صبح آن روز ، حنظله ، با حالت جنابت در نبرد حاضر شد . هنگام رفتن به نبرد ، همسر حنظله ، چهار نفر از انصار را فرا خواند و در حضور حنظله ، آنان را گواه گرفت كه آنان ، عروسى كرده اند . به زن گفته شد : چرا چنين كردى؟ گفت : ديشب در خواب ديدم آسمان ، دهان باز كرد و حنظله در آن افتاد و آسمان ، بسته شد . آن را به شهادت تعبير كردم . از اين رو ، نمى پسنديدم بدون گواه ، از وى حامله شوم . وقتى حنظله در صحنه نبرد حضور يافت ، ابو سفيان را ديد كه سوار بر اسبى ميان دو لشكر جولان مى دهد . به وى حمله بُرد و بر پىِ پاى اسبش ضربه زد . اسب ، حركتى كرد و ابو سفيان بر زمين افتاد و فرياد زد : اى قريشيان! من ابو سفيانم و حنظله مى خواهد مرا بكشد . ابو سفيان ، پا به فرار گذارد و حنظله به دنبالش بود تا اين كه يكى از مشركان به سويش آمد و نيزه اى به او زد . حنظله با نيزه به سمت مرد رفت و او را به قتل رساند و خود نيز در ميان حمزه ، عمرو بن جموح ، عبد اللّه بن حزام و گروهى از انصار ، بر زمين افتاد . پيامبر خدا فرمود: « رَأَيتُ المَلائِكَةَ يُغَسِّلونَ حَنظَلَةَ بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ بِماءِ المُزنِ في صَحائِفَ مِن ذَهَبٍ:«ديدم فرشتگان در ميان زمين و آسمان ، حنظله را با آب باران ، در برگ هايى از طلا ، غسل مى دادند. بدين جهت ، وى «غسيل الملائكه (غسل داده شده توسط فرشتگان)» ، نام گرفت .( تفسیر القمّي : ج ۱ ص ۱۱۸) 

دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/109820کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ