رمز موفقیت یک نظام مدیریتی استفاده از عقل جمعی است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»،
۲۱. تشکیل گروه مشورتی یا اتاق فکر
رمز موفقیت یک نظام مدیریتی استفاده از عقل جمعی است. هر چند هر دستگاه اداری قوانین و مقررات خاص خود را دارد که عمل به آن قوانین میتواند راهگشای بسیاری از امور باشد؛ ولی در بسیاری مواقع، ابتکار عمل، تصمیمهای بهموقع و ارائه راه حلهای مناسب و راهگشا، میتواند معضلات ایجاد شده را حل کند یا باعث افزایش بهرهوری در سازمان شود. به عبارتی مدیریت، این گونه نیست که صرفا همه چیز تحت شرایط خاص و با قانون کاملأ مشخصی به پیش برود. بخش مهمی از مدیریت روبهرو شدن با بحرانها و مشکلات متعدد و حتی غیرقابل پیشبینی است. در چنین مواردی ارائه راهحلهایی که بتواند بهترین نتیجه از آن گرفته شود دارای اهمیت فراوانی است. این تصمیمهای کارساز و مفید و به موقع را گاهی خود مدیران میگیرند؛ ولی گاهی از عهده آن بر نمیآیند و چه بسا صرفا اگر بر توانمندیهای مدیریتی و تجربیات شخصی خویش تکیه کنند ره به جایی نبرند و حتی اداره و سازمان خود را دچار آسیب کنند، به طوری که با هزینه فراوان موفق به ترمیم آن شوند. در چنین مواردی استفاده از عقول و تجربیات دیگران بسیار کارساز و مفید خواهد بود. مدیران موفق از توانمندیها و ظرفیت فکری و تجربی دیگران استفاده میبرند تا هم دستگاه اجرایی خود را از چالشها نجات دهند و هم کارآمدتر و موفقتر عمل کنند. بر همین اساس است که در تعالیم دینی خصوصا قرآن روی مشورت با صاحبان فکر و اندیشه تأکید فراوان شده است. قرآن به صراحت سؤال از آگاهان جامعه را مورد تأکید قرار میدهد و میفرماید:
فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ
ﻭ [ﺑﻪ ﻓﺮﺽ ﻣﺤﺎﻝ] ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﺩﺭ ﺷﻚ ﻭ ﺗﺮﺩﻳﺪﻱ، ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻛﺘﺎﺏ [ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ] ﻣﻰﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺪ ﺑﭙﺮﺱ [ﻛﺘﺎﺑﻲ ﻛﻪ ﻧﺰﻭﻝ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﻩ] ﺗﺎ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺣﻖ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺗﻮ ﺁﻣﺪﻩ؛ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﺯ ﺗﺮﺩﻳﺪﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺒﺎﺵ. (یونس/٩٤)
جایی دیگر باز به صراحت تأکید میکند اگر چیزی را نمیدانید حتما بپرسید
وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺗﻮ [ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﺮﺩم]
ﻧﻔﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ ﻣﮕﺮ ﻣﺮﺩﺍﻧﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻭﺣﻲ ﻣﻰﻧﻤﻮﺩﻳﻢ. ﺍﮔﺮ ﻧﻤﻰﺩﺍﻧﻴﺪ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺎﻳﺎﻥ ﺑﭙﺮﺳﻴد. (انبیاء/۷)
همچنین قرآن بر اصل شور و مشورت تأکید فراوان میکند و در وصف انسانهای خدامحور میفرماید:
وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
[ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﻋﻮﺕ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﻛﺎﺭﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩﺍﻳﻢ، ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ]. (شوری/٣٨)
[و کسانی که (ندای) پروردگارشان را پاسخ (مثبت) داده و نماز بر پا کردهاند و کارشان در میانشان مشورت است و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند.
در جایی دیگر خداوند به صراحت به پیامبر خود میفرماید با مردم مشورت کن:
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
[ﺍﻱ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ !] ﭘﺲ ﺑﻪ ﻣﻬﺮ ﻭ ﺭﺣﻤﺘﻲ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺮم ﺧﻮﻱ ﺷﺪﻱ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺷﺖﺧﻮﻱ ﻭ ﺳﺨﺖﺩﻝ ﺑﻮﺩﻱ ﺍﺯ ﭘﻴﺮﺍﻣﻮﻧﺖ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﻣﻰﺷﺪﻧﺪ؛ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﺬﺷﺖ ﻛﻦ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺑﺨﻮﺍﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻛﻦ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻲ ﺑﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻦ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ. (آل عمران/١٥٩)
اهمیت مشورت با دیگران در اداره جامعه آن قدر زیاد است که خداوند در آیه بالا خطاب به پیامبر بزرگوارش که جامع صفات کمال بوده دستور میدهد با مردم مشورت کند. اهمیت مشورت در ابن است که فرد مشورتکننده در عقل و تجربه و توانمندی دیگران شریک میشود. علاوه بر آن وقتی مدیری با اعضای مجموعه خود به مشورت مینشیند بدان معناست که آنها را قبول دارد و به رأی و نظر آنها احترام میگذارد. این امر یعنی شخصیت دادن و بها دادن به همکاران و همراهان، علاوه بر آنکه موجب جلوگیری از استبداد و خودرأیی میشود در ایجاد روحیه مثبت بین همکاران و انگیزه بیشتر برای پیشبرد امور دستگاه اجرایی نیز مؤثر خواهد بود.
نتیجه آنکه مشورت به عنوان یک اصل مهم مدیریتی نقش مهمی در راندمان کار مدیران دارد.
دکتر نصرالله شفیعی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/8971