نمیخواهم چکلیست افول احمدینژاد و مواضعی که هر از چند میگیرد تا جادهصافکن تفکر غربزدگی که مدتهاست دچارش شده را شمارش کنم. تنها به یکی از آخرین مواضعش اشاره میکنم.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، نمیخواهم چکلیست افول احمدینژاد و مواضعی که هر از چند میگیرد تا جادهصافکن تفکر غربزدگی که مدتهاست دچارش شده را شمارش کنم. تنها به یکی از آخرین مواضعش اشاره میکنم.
چندی پیش دکتر محمود احمدینژاد پس از آنکه زمزمه حمله روسیه به اوکراین شنيده شد ضمن محکوم کردن روس نسبت به این حمله و بدون اشاره به اقدام تحریککننده دولت اوکراین و ناتو، گفته که؛ من اطلاع دقیق دارم که روسیه با آمریکا روی اوکراین و ایران با هم طاق زدهاند که آنها اجازه بدهند که او برود اوکراین را بزند و این هم اجازه بدهد که اینها بیایند سمت ایران.
شاید برخی در یک تحلیل ظاهری از اینکه احمدینژاد به چنین تحلیل یا خبری دست یافته نگران شوند و تصور کنند همان طور که این پیشبینی احمدینژاد در مورد حمله روسیه به اوکراین محقق شد و آمریکا هم هیچ کاری نکرد مدتی بعد سناریوی بعدی اجرا شود و روس در برابر حمله قریبالوقوع آمریکا به ایران سکوت کند و اقدامی نکند.
این در حالی است که اصل این تحلیل که احمدینژاد آن را به عنوان یک خبر ویژه اعلام کرده است اشتباه است.
دولت اوکراین یک دولت کاملأ غربگرا و مورد حمایت آمریکا و اروپاییهاست و دوام و بقای خود را در حمایت این قدرتها میدانسته و میداند. بنابراین حمایت یا عدم حمایت آمریکا در عمل میتواند بر سرنوشت این دولت - بقا یا نابودی آن - اثر بگذارد. این سرنوشت محتوم همه رژیمهای وابسته به ابرقدرتها یا رژیمهایی است که به کمک این قدرتها امیدوار هستند و دل خوش میکنند.
احمدینژاد به گونهای حرف میزند که گویا ایران نیز کشوری وابسته به روسیه است و با فرامین پوتین قدرت میگیرد و یا قدرتش را از دست میدهد. او با مرموزی هر چه تمامتر خواسته این نکته را القا کند که ایران نیز مانند برخی کشورها تحت نفوذ روسیه است.
گویا احمدینژاد فراموش کرده که ایران اسلامی مستقل و مقتدر است و مقاومت آن در برابر انواع تحریمها و جنگ هشت ساله مدیون فداکاری جوانان شهادتطلب و مردم انقلابی و رهبری بیبدیل آن است.
اگر قرار بود با چراغ سبز روسیه، آمریکا به خودش اجازه حمله به ایران بدهد و بتواند غلطی بکند در جنگ هشت ساله که شوروی به عنوان ابرقدرت شرق و آمریکا به عنوان ابرقدرت غرب دست به یکی شدند و با حمایت کشورهای اروپایی و مزدوران شیخنشین عرب توسط صدام به ایران حمله کردند غلطی میکرد.
آن روز ایران یکتنه هم در برابر تانکهای تی ۷۲ شوروی و میگها و سوخوهای شوروی ایستادگی کرد و هم از حمایت آواکسهای جاسوسی آمریکایی و سوپر اتانداردهای فرانسوی خم به ابرو نیاورد.
هشت سال مقاومت کرد، با اقتدار جنگید و دست نیاز به سوی هیچ قدرتی دراز نکرد. تکیهگاه واقعی ایران ایمان جوانانی بود که برای شهادت در راه خدا از یکدیگر پیشی میگرفتند. این در حالی بود که در آغاز جنگ، ایران از برخی سلاحهای ابتدایی نیز محروم بود. در ادامه نیز تحت شدیدترین تحریمهای تسلیحاتی قرار داشت.
با همه توصیفی که گذشت ایران ۱۴۰۰ ایران ۱۳۵۹ و ۱۳۶۷ نیست.
جوانان امروز ایران تربیت شده مکتب شهید سلیمانی هستند و توانمندیهای نظامی ایران آن را تبدیل به قدرتمندترین کشور منطقه کرده است.
اگر ایران امروز با روسیه یا چین یا هر کشور دیگری روابط متقابل دارد بر اساس منافع واقعی ملت ایران است و سیاست خارجی ایران در دولت سیزدهم بر مبنای قاعده نفی سبیل و عزت حکمت و مصلحت رقم میخورد.
جناب احمدینژاد! سالهاست که تاریخ مصرف شما به پایان رسیده است.
با این تحلیلها و خبرسازیها نمیتوانید دل مردم ایران را خالی کنید.
ملت ایران با پشتوانهای از ایمان و خدامحوری و با وجود شخصیتهایی همچون سردار سلیمانی و مدافعان حرم، آمریکای جنایتکار را در آن سوی مرزها ناکام گذاشتند. جوانان مؤمن و مدافع حرم، داعشی را که با هدف نابودی ایران و تشیع توسط آمریکا شکل گرفته بود نابود کردند حالا چه قدرتی به خود جرئت رویارویی با این ملتی میدهد که آرمانش شهادت است و قریب نیم قرن است که زنجیر اسارت را در هم شکسته است.
جناب احمدینژاد شما اگر قدرت تحلیل داشتید و میتوانستید مناسبات بینالمللی را پیشبینی کنید جریان مقاومت در منطقه را هم صدا با رسانه غرب در معنای بهار عربی تفسیر نمیکردید.
تاریخ، مواضع متناقض شما را فراموش نخواهد کرد.
دکتر نصرالله شفیعی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/50198