سالهاست که مقام معظم رهبری شاهکلید برونرفت اقتصاد ایران را از وابستگی و مشکلات موجود، تکیه بر تولید داخلی و خرید کالای ایرانی میدانند. آنقدر مقام معظم رهبری روی این موضوع تکیه کردهاند که مطلب برای همگان روشن گردیده و حجت بر مردم و مسئولان تمام شده است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، سالهاست که مقام معظم رهبری شاهکلید برونرفت اقتصاد ایران را از وابستگی و مشکلات موجود، تکیه بر تولید داخلی و خرید کالای ایرانی میدانند. آنقدر مقام معظم رهبری روی این موضوع تکیه کردهاند که مطلب برای همگان روشن گردیده و حجت بر مردم و مسئولان تمام شده است.
ملتی به پیشرفت و سرافرازی میرسد که تکیهگاه او ابتکارات و خلاقیتها و توانمندیهای خودش باشد.
این یک اصل است که مردمِ مصرفکننده و آنها که ثروتشان در دست خود و نگاهشان به کالای بیگانگان است هیچوقت به سروری و شکوه و پیشرفت دست پیدا نمیکنند.
تولید داخلی علاوه بر آنکه موجب رونق اقتصاد و نفی وابستگی و افزایش اشتغال میشود نقش مهمی در ایجاد خودباوری و عزت ملی و ارتقاء جایگاه یک ملت در سطح بینالمللی هم میشود.
چه بخواهیم و چه نخواهیم ملتهای تولیدکننده عزیز هستند و ملتهای مصرفکننده حقیر، آن کس که میآفریند قدرتمند است و آنکس که مصرفکننده این تولیدهاست زیردست و در نهایت تسلیم.
ملتهای مصرفکننده نه جایگاهی در سطح بینالمللی دارند، نه ارادهشان و تصمیمشان تأثیرگذار. آنها علاوه بر آنکه در مصرف کالا ریزهخوار سفره دیگران هستند، جایگاهشان در تنظیم قوانین و مقررات سازمانها و معاهدههای بینالمللی نیز ناچیزاست. به عبارتی ملتهای مصرفکننده، هم مصرفکننده کالاهای مادی هستند هم مصرفکننده تراوشهای فکری و سیاسی و فرهنگی قدرتهای برتر و تولیدکننده. اگر به این نگاه دست پیدا کنیم که مصرف کالاهای آمریکایی یا ژاپنی یا آلمانی و فرانسوی ـ هرچند دارای بهترین کیفیت باشند ـ نهتنها موجب افتخار نیستند بلکه موجب تحقیر نیز میشوند، هیچوقت تمایلی به خرید کالاهای خارجی پیدا نمیکنیم تا چه رسد که به داشتن آن کالاها فخر هم بفروشیم.
در نظر بگیرید وقتی غربیها و خارجیها میبینند که ما اینقدر نسبت به مصرف کالاهای آنها حرص و ولع داریم و به داشتن آن کالاها افتخار میکنیم چه احساسی در آنها نسبت به ما ایجاد میشود؟ آیا جز احساس برتری در خودشان و ضعف و ناتوانی در ما چیزی دیگری خواهد بود؟!
این را در سایر موارد حتی نمادهای فرهنگی و سیاسی نیز میتوان دریافت.
بهعنوان مثال کراوات محصولی وارداتی از فرهنگ غرب است. وقتی ما شرقیها آن را میپوشیم آنها نسبت به ما چه احساسی خواهند داشت؟ شاید بر اثر کثرت استفاده از این نماد غربی تصور کنیم هیچ اتفاقی نمیافتد ولی قضیه را به شکل دیگری مطرح میکنم تا این موضوع بیشتر روشن شود. میدانیم که چفیه با آن شکل و شمایلش نمادی از فرهنگ ایرانی و بسیجی است. این چفیه بار فرهنگی خاص خود را دارد. حالا فرض کنید مردم کشوری و مسئولان آنها به مرور از چفیه استفاده کنند.
وقتی ما مردم آن کشور را در حالی ببینیم که چفیه روی دوش خود انداخته و در محافل و مجالس و کوچه و بازار و خیابان حضور پیدا میکنند چه احساسی به ما دست میدهد؟ آیا خوشحال نمیشویم؟ آیا خیال نمیکنیم که آنها به مرور تحت تأثیر فرهنگ انقلابی و بسیجی ما قرار گرفتهاند؟ همین تصور میتواند در مورد غربیها، در زمان استفاده از نمادهای آنها باشد. به اصل مطلب برمیگردیم:
ضرورت استفاده از کالای ایرانی و شیوه کریمخان در این زمینه:
کریمخان از رهبران ایرانی بود که دوستدار کشور و مردمش بود. او توجه خاصی به خودکفایی و مصرف کالاهای داخلی داشت. داستانی که از وی نقل میشود بیانگر نوع نگاه او نسبت به مصرف کالای خارجی است. بیگانگان وقتیکه متوجه شدند با بهرهگیری از زور نمیتوانند به کشور ایران نفوذ کنند، راههای مختلفی برای این اهدافشان در پیش گرفتند. از جمله سفیری را در هیئت یک بازرگان، به ایران اعزام داشتند تا ظروف خوشتراش بلوری را در کشورمان رایج کند، بهعبارت دیگر به بازاریابی برای مصنوعات کشور خود بپردازد. کریمخان آن بازرگان خارجی را به حضور پذیرفت. به ظروف خوشنقشونگار بلور چشم دوخت. نقش و نگارهای بلورها و شفافیت و زیبایی آنها چشم کریمخان را به خود خیره کرده بود. کریمخان یکی یکی ظرفها را به دست میگرفت خوب به آنها نگاه میکرد و هر کدام را با نگاه یک خریدار مشتاق جابجا میکرد. با هر عکسالعملی که کریمخان از خود نشان میداد، قند در دل بازرگان خارجی آب میشد. خود را آماده میکرد تا آن تعداد از این ظروف را که کریمخان خواهان آن است با قیمت خوبی به فروش برساند. دیرزمانی بیش نگذشت که کریمخان از یکی از پیرامونیانش خواست تا ظروف بلوری را یک به یک بر زمین بزند. هر کدام از این ظروف که بر زمین میخوردند صدای آن بسان پتکی بر گوش بازرگان نواخته میشد و هر تکه پراکنده بلورها گویا تیری بودند که بر قلب او فرو میرفت. سپس کریمخان زند، یکی از گماشتگانش را خواست تا بادیهای مسی بیاورد.
او دیگ مسی را به دست بازرگان داد و او را بر آن داشت که آن را بر زمین بکوبد؛ بازرگان چنان کرد، چند بار پیاپی بادیه مسی را بر زمین کوفت و دیگ؛ خم به ابرو نیاورد و نشکست، آنوقت بود که کریمخان به بازرگان خارجی گفت؛ ظروفت را جایی ببر که مشتری داشته باشد. ما پول مردم را بهپای اشیایی نمیریزیم که با یکبار زمین خوردن بشکند. (کریمخان، ص 83)
وقتی ملتی رهبرانش چنین نگاهی داشته باشند قطعاً میتوانند خود تولیدکننده و خودکفا شوند.
هرچند شرایط بهگونهای رقم خورد تا امثال کریمخان و پس از آن امیرکبیر نتوانند حکمرانی کنند و کشور ما را در ردیف کشورهایی قرار دهند تا در صدر کشورهای تولیدکننده جهان قرار گیرند؛ ولی خدا را سپاس میگوییم که امروز رهبری داریم که با تمام وجود بر اقتصاد مقاومتی و تولید و مصرف کالای داخلی تأکید میکند.
از مسئولان امر خصوصاً دولت انقلابی دکتر رئیسی نیز انتظار هست که این نگاه را در خود ایجاد کنند و نگاه اینکه ایرانی فقط میتواند «آبگوشت بزباش» تولید کند نداشته باشند. جلوی واردات و قاچاق بیرویه را بگیرند و از تولیدکنندگان حمایت ویژه نمایند. به عبارتی ارزی را که برای واردات کالاهای خارجی مصرف میکنند در حمایت از تولیدکنندههای داخلی بهکار گیرند.
ملت نیز نگاهش را از اجناس خارجی دور کند و به کالاهای داخلی چشم بدوزد. ضمن اینکه تولیدکنندهها نیز به کیفیت کالای خویش بیفزایند.
دکتر نصرالله شفیعی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/16994