جنگ ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی ایران را از یک «حکومت دینیِ ایدئولوژیک و تدافعی» به یک «دولت امنیتی، تکنوکرات و ملیگرای راستگرا» تبدیل کرده است که با تکیه بر تسلط ژئوپلیتیک خود بر تنگه هرمز و ائتلاف با چین، موازنه قدرت جدیدی را در خاورمیانه رقم میزند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، مقدمه و تغییر محاسبات جنگ: حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در فوریه ۲۰۲۶ که با هدف فروپاشی نظام طراحی شده بود، به ضد خود تبدیل شد. بمبارانهای گسترده و محاصره دریایی، اقتصاد و زیرساختهای ایران را ویران کرد؛ تا جایی که دونالد ترامپ اعلام پیروزی کامل نمود. با این حال، سه ماه بعد تصویر متفاوتی شکل گرفت. ایران ظرفیت نظامی خود را حفظ کرد و برخلاف انتظارات غرب، هیچ قیام مردمی رخ نداد. هدف که وارد کردن ضربه مهلک به جمهوری اسلامی بود، دستنیافتنی شد و جنگ به جای شکست ایران، آن را به شیوههای پیشبینینشدهای دگرگون کرد. تهران با تغییر نحوه جنگیدن و اداره دولت، به دستاوردهای خود اطمینان یافته و مصمم به تثبیت این ایرانِ جدید است که خاورمیانه و ژئوپلیتیک سالهای آینده را تغییر شکل خواهد داد.
جانشینی آرام و ظهور تکنوکراتهای ملیگرای سپاه: حملات هوایی و ترورهای هدفمند غرب نه تنها منجر به فروپاشی رژیم نشد، بلکه راه را برای به دست گرفتن قدرت توسط نسل جدیدی باز کرد. برخلاف تصور ناظران غربی که رهبری جدید را (با تمرکز بر مجتبی خامنهای رهبر جدید، قالیباف رئیس مجلس و وحیدی فرمانده سپاه) تندروتر میدانند، متمایز کننده اصلی این انتقال قدرت، دگرگونی در ردههای میانی است. نسل دوم و سوم مسئولان که در بستر جنگ ایران و عراق و نهادهای پس از انقلاب رشد کردهاند، دیدگاهی تکنوکراتیک و استراتژیک مبتنی بر دفاع ملی دارند، نه ایدئولوژی انقلابی.
آیتالله علی خامنهای که در روز اول جنگ کشته (شهید) شد، محصول جریانهای پیش از انقلاب و ناامنی ذاتی ناشی از لفاظیهای ایدئولوژیک بود؛ اما نسل جدید این ناامنی را ندارد و مشروعیت خود را بدیهی میداند. آنها به جای اداره یک انقلاب، در حال اداره یک دولت هستند. این نسل، انقلاب را از سیاستمداری جدا کرده و به عنوان ملیگرایانی عملگرا، آسیبپذیریهای ایران را به عنوان مشکلاتی قابل حل میبینند.
انعطافپذیری نظامی در میدان نبرد: پس از جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵، حاکمان ایران فهمیدند بنبست «نه جنگ و نه صلح» پایان یافته است. در هشت ماه فترت، تصمیمگیریهای اقتصادی غیرمتمرکز شد و تکنوکراتها مسئولیت را به دست گرفتند. پس از کشته شدن (شهادت) رهبر پیشین، جانشینی پسرش مجتبی سریع و منظم بود؛ چرا که او سابقه حضور در سپاه و جنگ را داشت و صعودش نظم نهادی را تقویت کرد. حکومت فوت خامنهای را به عنوان شهادت مطرح کرد که باعث بسیج بدنه نظام و جامعه شد.
یک شورای عالی دفاع جدید (با حضور موسوی، پاکپور و شمخانی) به همراه قالیباف و لاریجانی بوروکراسی نظامی و غیرنظامی را منسجم کردند. حتی با کشته شدن بعدی این فرماندهان، انعطافپذیری سیستم آسیب ندید. ارتش ایران به جای رویارویی مستقیم، برتری فناوری غرب را با خنثیکردن رادارهای خلیج فارس ناامید کرد. در پاسخ به مسدود شدن ورودی «شهرهای موشکی» در جنگ قبلی، ایران موشکاندازها را در جغرافیا پراکنده کرد و مهندسان را برای تعمیر در لحظه مستقر ساخت. همچنین با منطق جنگ نامتقارن، دستههای پهپادهای ارزانقیمت شاهد را برای فرسودگی پدافند هوایی آمریکا و متحدان عربش اعزام کرد تا راهروهایی برای حملات موشکی دقیق باز شود.
توازن قدرت جدید و اهرم ژئوپلیتیک هرمز: دولت از سقوط جان سالم به در برد، مهار چند دههای ایران پایان یافت و خسارات سنگینی به ۱۶ پایگاه آمریکایی وارد شد؛ از جمله شبهنظامیان عراقی آمریکا را مجبور به ترک کمپ ویکتوری کردند. این حملات بحران اعتماد میان کشورهای خلیج فارس و واشنگتن ایجاد کرد. ایران با بستن تنگه هرمز از طریق پهپادها و قایقهای تندرو، هزینههای سنگینی بر بازار انرژی تحمیل کرد و به یک برابری استراتژیک رسید. تسلط بر هرمز اکنون به عنوان یک اهرم بازدارنده اقتصادی، جایگزین پیگیریِ لغو تحریمها و ادغام در سیستم مالی غرب شده است. این قدرت تازه، شکستهای منطقهای ایران مانند از دست رفتن سوریه پس از سقوط اسد را جبران میکند. ایران موازنه را تغییر داده و در حال تعمیق مشارکت راهبردی با چین به عنوان شریک اصلی بازسازی است. همچنین کارزار ارتباطی تکنوکراتیک ایران، روایت خود را به گوش مخاطبان جهانی رساند.
چرخش ملیگرایانه و قرارداد اجتماعی جدید: جنگ، پویایی داخلی ایران را پس از قیامهای ژانویه ۲۰۲۶ پیچیده کرد. ویرانیهای گسترده در کنار تهدیدهای ترامپ مبنی بر نابودی تمدن ایران، واکنشی ملیگرایانه برانگیخت. خشم از سوءمدیریت رژیم از بین نرفت، اما تحت الشعاع تهاجم خارجی قرار گرفت؛ جامعه به جای قیام، در کنار حاکمیت بسیج شد و نیروهای مسلح را مدافع میهن دید. قطع اینترنت توسط دولت نیز پویایی رسانههای خارجی را از بین برد و گفتگویی ملی در اینترانت داخلی ایجاد کرد.
جمهوری اسلامی اکنون یک معامله ملی-تکنوکراتیک ارائه میدهد که در آن مشروعیت بر توانایی دفاع و بازسازی استوار است. اصطلاحاتِ جدید، ملی هستند نه اسلامی؛ رسانهها تصاویر زنان با و بدون حجاب را عادیسازی میکنند و آزمون وفاداری از «اسلامی بودن» به «ایرانی بودن» تغییر کرده است. این ساختار جدید کمتر شبیه به حکومت دینی و بیشتر شبیه به دولتهای اقتدارگرای ملیگرای راستگرا (مانند ترکیه کمالیستی یا مصر ناصری) است. اگرچه رژیم همچنان منتقدان سیاسی را سرکوب میکند، اما برای بقا به پایگاه اجتماعی وسیعتری نیاز دارد. حکومت میداند این وحدت زمان جنگ ممکن است زود گذر باشد، بنابراین با امتیازات اجتماعی (تحمل کنسرتها و کاهش عملی حجاب اجباری) به دنبال پایدار کردن آن است.
دکترین چندجبههای و ساختار جدید: ایران متحدان منطقهای خود را رها نخواهد کرد، بلکه «محور مقاومت» را با انضباط استراتژیک بیشتر و رمانتیکگرایی کمتر مدیریت میکند. تهران با آموختن از جنگ غزه، جبهههای چندگانه را به طور همزمان فعال کرد که آن را تایید دکترین چند جبههای خود میداند. در داخل نیز، قدرت به نسل جدید منتقل شده است. جمهوری اسلامی که در ابتدا دولتی انقلابی و سپس پساانقلابی بود، اکنون با اعتماد به نفس و منش تکنوکراتیک یک طبقه نظامی جدید تعریف میشود. این رویگردانی از جزماندیشی به معنای خوشخیم شدن آن نیست؛ این دولتِ ملیگرا همچنان اقتدارگرا خواهد بود، اما دستهبندیهای سنتی غربی مانند «تندرو در برابر میانهرو» دیگر قادر به توصیف واقعیت اولویتهای آن نیستند.
جنگ سال ۲۰۲۶ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به جای تضعیف یا سرنگونی جمهوری اسلامی، منجر به بازسازی ساختاری و تقویت آن شد. کشته شدن (شهادت) رهبر پیشین، روند انتقال قدرت به نسل دوم و سوم مسئولان (ملیگرایان عملگرا و تکنوکراتهای سپاه) را تسریع کرد. ایران با اتکا به دکترین جنگ نامتقارن، توزیع جغرافیایی تسلیحات و کنترل موثر بر تنگه هرمز، توازن قدرت جدیدی را به غرب تحمیل کرد و به سمت ائتلاف راهبردی با چین گام برداشت. در داخل کشور، حکومت با بهرهبرداری از حس ناسیونالیستی مردم در برابر تهاجم خارجی، قرارداد اجتماعی جدیدی بر پایه «شایستگی و هویت ایرانی» به جای «ایدئولوژی اسلامی» بنا نهاده است. اگرچه نظام همچنان اقتدارگرا و سرکوبگر باقی میماند، اما دستهبندیهای سنتی غربی (تندرو/میانهرو) دیگر بازتابدهنده واقعیت این «جمهوری اسلامی جدید» نیستند.
جنگ ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی ایران را از یک «حکومت دینیِ ایدئولوژیک و تدافعی» به یک «دولت امنیتی، تکنوکرات و ملیگرای راستگرا» تبدیل کرده است که با تکیه بر تسلط ژئوپلیتیک خود بر تنگه هرمز و ائتلاف با چین، موازنه قدرت جدیدی را در خاورمیانه رقم میزند.
استراتژی کلان جدید ایران
نویسندگان: نرگس باجغلی و ولی نصر
۱۳ مرداد ۱۴۰۵
برگردان،کوتاه سازی و جان کلام سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117972