تنگه هرمز صرفاً یک آبراه استراتژیک نیست، بلکه رگِ حیاتی تاریخ، فرهنگ و هویت سیاسی ایران به شمار میرود. این گذرگاه باریک در طول هزارهها، همواره شاهراه قدرت، تجارت و اندیشه در تمدن ایرانی بوده است. از دوران ساسانیان و صفویان تا امروز، ژئوپلیتیک ایران با این تنگه گره خورده است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، تنگه هرمز صرفاً یک آبراه استراتژیک نیست، بلکه رگِ حیاتی تاریخ، فرهنگ و هویت سیاسی ایران به شمار میرود. این گذرگاه باریک در طول هزارهها، همواره شاهراه قدرت، تجارت و اندیشه در تمدن ایرانی بوده است. از دوران ساسانیان و صفویان تا امروز، ژئوپلیتیک ایران با این تنگه گره خورده است؛ چه هنگام بیرون راندن پرتغالیها و چه در مقطع کنونی که مسیر جهانی انرژی تحت تأثیر آن است.
زبانشناسان و مورخان «هرمز» را برگرفته از «اورمزد» (فارسی میانه) و نهاییتر «اهورامزدا» (خدای برتر زرتشتی) میدانند. برای شاهان ایران باستان، این تنگه امتداد نظم کیهانی و الهی امپراتوری بود. در گویش محلی جنوب ایران (هرمزگان)، واژه از «هور» (آبراه) و «مغ» (درخت نخل) ساخته شده، بنابراین در نزد مردم بومی، این آبراه صرفاً «گذرگاه نخلستانها» بوده، نه یک گلوگاه نظامی.
نامی که یادآور «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک» (هومتا، هوختا، هوورشت) است، امروز به مرکز اصطکاک ژئوپلیتیک و بیثباتی تجاری تبدیل شده. این پارادوکس عمیق تاریخی، گویای دگرگونی کارکرد این تنگه از جایگاهی مقدس و الهی به عرصهای برای رقابتهای جهانی می باشد.
* هخامنشیان (۵۵۰ پ.م): نخستین امپراتوری که ارزش استراتژیک تنگه را به رسمیت شناخت.
* ساسانیان (۲۲۴-۶۵۱ م): گسترش به سوی سواحل شمالی و جنوبی تنگه، ساخت قلعهها و زیرساختهای ساحلی برای تسلط بر تجارت بینالنهرین، هند و جهان آن زمان.
بعد از ساسانیان، خلافت عباسی و سپس پادشاهی قدرتمند هرمز بر این تنگه چیره شدند. اما در قرن هفدهم، امپراتوری صفوی با بیرون راندن پرتغالیها، دوباره این تنگه را به عنوان دارایی ژئوپلیتیکی ایران تثبیت کرد.
کنترل تنگه هرمز - تنها گذرگاه دریایی از خلیج فارس به اقیانوس آزاد - مدتهاست که محور اصلی قدرت امپراتوری در غرب آسیا بوده است. کنترل آن بین امپراتوریها جابجا شده است، از حاکمان ساسانی ایرانی و خلافت عباسی گرفته تا پادشاهی قدرتمند هرمز که در قرن یازدهم میلادی تأسیس شد و سپس توسط امپراتوری پرتغال اشغال و این استعمار بیش از یک قرن (حدود ۱۱۵ سال) به طول انجامید تا اینکه در سال ۱۶۲۲ با لشکرکشی نیروهای ایران در زمان شاه عباس صفوی آزاد گردید.
کشف نفت در ایران (۱۹۰۸) اهمیت جهانی این آبراه را چند برابر کرد. پس از انقلاب ۱۳۵۷، جغرافیای سیاسی ایران با توپوگرافی منحصربهفرد تنگه گره خورد. امروزه، بهویژه در پی جنگ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این گذرگاه مرکز درگیری است. ایران با استفاده از موشکهای ساحلی، قایقهای تندرو و جزایر استراتژیک، کنترل نامتقارنی بر تنگه اعمال میکند.
تنگه هرمز تنها گذرگاه نفت و گاز نیست؛ بلکه چهارراه تمدنها بوده و هنر، فلسفه و باورهای ایرانی، عربی و هندی را با هم ترکیب کرده است. رونق ناشی از مالیات بر تجارت در این گلوگاه، به شهرهایی مانند هرمز قدیم امکان ساخت مساجد باشکوه داد.
خلاصه
نویسنده (دکتر م. رضا بهنام دانشمند علوم سیاسی) تنگه هرمز را نه یک پدیده صرفاً جغرافیایی، بلکه عنصری پایدار در هویت و حاکمیت تاریخی ایران معرفی میکند. او با استناد به ریشهشناسی نام «هرمز» (اهورامزدا) و نام محلی «هور-مغ» (گذرگاه نخلستانها)، دو لایه معنایی را آشکار میسازد: یکی الهی و کیهانی (زرتشتی) و دیگری بومی و زیستمحیطی (مردم سواحل). متن بر تداوم کنترل استراتژیک این تنگه از هخامنشیان و ساسانیان تا صفویان و جمهوری اسلامی تأکید دارد و نشان میدهد که چگونه این آبراه در هر دوره، محور قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران بوده است.
از اهورامزدا در باستان تا دیپلماسی انرژی در عصر مدرن، تنگه هرمز برگ برنده نهایی جغرافیای سیاسی ایران است. این تنگه نه فقط شریان حیاتی اقتصادی، بلکه میراث تاریخی ایران در تلاقی با جهان گستردهتر است.
به درستی بر پیوند تاریخی متن تنگه هرمز با هویت ایران میکند. در اسناد و روایتهای تاریخی، خلیج فارس و آبراههای پیرامونی آن همیشه بخشی از قلمرو تمدنی ایران است. از دوره هخامنشی تا ساسانی، ایران نه یک قدرت صرفاً زمینی، بلکه قدرتی دریایی نیز بوده است.
کتیبههای هخامنشی به ویژه در دوره داریوش بزرگ نشان میدهد که شاهان ایران به مسیرهای دریایی راهبردی میرود. حفر کانال میان نیل و دریای سرخ در زمان داریوش، نشان نگاه ژئوپلیتیکی ایران به تجارت دریایی است.
ریشهشناختی از «هرمز» به عنوان مشتقی از «اهورامزدا» از نظر تاریخی و زبانشناسی قابل توجه است، زیرا در فارسی میانه «اورمزد» یا «هرمزد» صورت تحولیافته نام اهورامزدا بوده است. بسیاری از نامهای جغرافیایی عصر ساسانی رنگ و بوی دینی دارند و این موضوع با ساختار دولت ساسانی همخوانی دارد.
با این حال، روایت محلی «هور-مغ» نیز مهم است و نشان میدهد که بومی منطقه پیش از تبدیل شدن به کانون رقابتهای اقتصادی جهانی، با محیط طبیعی و دریایی پیوند دارد.
متن به درستی بر نقش ساسانیان دارد. اسناد تاریخی نشان میدهد ساسانیان برای مقابله با نفوذ روم شرقی و حفاظت از تجارت هند، ناوگان دریایی فعال در خلیج فارس. بندرهای مهم چون سیراف و هرمز در این دوره رونق یافتند.
ساسانیان عملاً خلیج فارس را «دریای داخلی» خود تلقی میکردند. این موضوع در منابع رومی و عربی نیز منعکس شده است.
بازپسگیری هرمز از پرتغالیها در سال ۱۶۲۲ میلادی، یکی از اولین نمونههای موفق دولتهای آسیایی در برابر استعمار اروپا بود. این اقدام در دوره شاه عباس اول نه تنها نظامی بود، بلکه نشاندهنده جستجوی ایران برای بازگرداندن کنترل بر تجارت منطقهای بود.
یکی از مهمترین نکات متن، تداوم تاریخی موقعیت تنگه هرمز است. بسیاری از عناصر ژئوپلیتیک ایران از دوران باستان تا امروز تغییر نکرده اند:
* کنترل مسیرهای تجاری
* نقش بازدارندگی جغرافیایی
* پیوند امنیت ملی با خلیج فارس
* وابستگی اقتصاد جهانی به موقعیت ایران
این استمرار تاریخی نشان میدهد که تنگه هرمز فقط یک مسئله معاصر نفتی نیست، بلکه بخشی از ساختار بلندمدت قدرت در تاریخ ایران است.
نویسنده م.رضا بهنام
۱ خرداد ۱۴۰۵
۲۲ مه ۲۰۲۶
برگردان، کوتاه سازی و تحلیل سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117943