تنگه هرمز در طول تاریخ معاصر همواره کانون تقابل ارادهها بوده است، اما وقایع دوشنبه و حوادث متعاقب آن در جریان "جنگ رمضان"، نقطه عطفی در تغییر موازنه قدرت دریایی به نفع جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، تنگه هرمز در طول تاریخ معاصر همواره کانون تقابل ارادهها بوده است، اما وقایع دوشنبه (۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵) و حوادث متعاقب آن در جریان "جنگ رمضان"، نقطه عطفی در تغییر موازنه قدرت دریایی به نفع جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. «پروژه آزادی» که با هدف شکستن سیطره قانونی ایران بر این آبراه استراتژیک طراحی شده بود، نه یک عملیات نظامی ساده، بلکه یک قمار تمامعیار از سوی دونالد ترامپ برای بازسازی پرستیژ فروریخته ایالات متحده بود. این تحلیل به بررسی چگونگی فروپاشی این پروژه در کمتر از ۴۸ ساعت و ابعاد شکست سنگین واشنگتن در برابر غرش موشکهای ایرانی میپردازد.
اعلام آغاز «پروژه آزادی» توسط ترامپ، با هدف تحمیل نظم نوین آمریکایی بر تنگه هرمز، با یک خطای محاسباتی بزرگ همراه بود: نادیده گرفتن "عنصر اقتدار میدانی". ترامپ تصور میکرد با اسکورت نظامی کشتیهای تجاری میتواند قواعد عبور و مرور را که توسط ایران تعیین شده، به چالش بکشد. اما واقعیتِ صحنه، زمانی تغییر کرد که یگانهای شناوری ایران با "شلیکهای هشدار" و "رصد هوشمند"، قاطعیت خود را به نمایش گذاشتند.
در نگاه ناظران و تحلیلگران خارجی، پیروز راهبردی جنگ 40 روزه نیز «ایران» بوده است. در چنین شرایطی، توقف عملیات پروژه آزادی به یک ضرورت برای ترامپ تبدیل شد. یکی از نشانههای مهم این جمعبندی، تناقض آشکار در مواضع مقامات آمریکاست. تنها چند ساعت پیش از اعلام توقف عملیات از سوی ترامپ، «مارکو روبیو» وزیر خارجه، «پیت هگست» وزیر جنگ و «دن کین» رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا با اطمینان از موفقیت عملیات موسوم به پروژه آزادی سخن میگفتند. آنها مدعی بودند مسیر امنی در تنگه ایجاد شده و حتی از آمادگی صدها کشتی برای عبور خبر میدادند اما اعلام ناگهانی توقف عملیات، این روایتها را به چالش کشید و نشان داد واشنگتن از ابتدا برنامهای برای عقبنشینی نداشته و تصمیم اخیر، نتیجه مستقیم تحولات میدانی در تنگه هرمز بوده است.
در همین راستا، بلومبرگ نیز به دشواری تأمین امنیت تنگه هرمز اشاره کرد و نوشت توقف این طرح کوتاهمدت، نشاندهنده پیچیدگیهای عملیاتی و ناتوانی آمریکا در ایجاد یک مسیر پایدار برای عبور کشتیهاست. این رسانه تأکید کرد در همان مدت کوتاه اجرای طرح، ایران نهتنها کنترل خود را حتی گسترش داد، بلکه مقررات جدیدی نیز برای عبور کشتیها وضع کرد.
شکست مفتضحانه عملیات نظامی موسوم به پروژه آزادی، مهر تایید ارتش آمریکا بر این واقعیت است که کنترل تنگه هرمز به صورت کامل در اختیار ایران است. ارتش آمریکا با این شکست، معادله ایران برای تنگه هرمز را تثبیت کرد. بنابراین این شکست نظامی، یک آبروریزی بزرگ برای ترامپ و ارتش آمریکا به حساب میآید.
بنابراین عقبنشینی ذلتبار ناوگان آمریکا نشان داد که "زبان زور" در خلیجفارس تنها با "پاسخ سخت" مواجه میشود و امنیت ادعایی آمریکا، پوشالیترازآن است که بتواند پشتوانه کشتیهای تجاری باشد.
روایت رسمی کاخ سفید درباره توقف داوطلبانه عملیات پروژه آزادی، با ارزیابیهای مستقل و دادههای میدانی همخوانی ندارد. در واقع، آنچه رخ داده، بیشتر به یک عقبنشینی شباهت دارد که در پی ناکامی در تحقق اهداف و افزایش هزینهها اتخاذ شده است.
توسل ترامپ به بهانههای واهی نظیر "درخواست پاکستان" برای عقبنشینی، نشاندهنده یک بنبست استراتژیک است. در حالی که رسانههای غربی در ابتدا از این حرکت به عنوان پایان اقتدار ایران یاد میکردند، اعترافات بعدی رسانههایی چون «وال استریت ژورنال» پرده از واقعیت برداشت. واقعیت این بود که ناوهای آمریکایی نه تنها امنیتساز نبودند، بلکه به دلیل آسیبپذیری در برابر موشکهای ساحلبهدریای ایران، خود به هدفهای متحرک و عامل بحران تبدیل شدند. این عقبنشینی، در واقع گریز از یک فاجعه نظامی بزرگتر بود که اعتبار نظامی آ مریکا را در میان متحدان منطقهایاش به پایینترین سطح ممکن رساند.
واقعیت صحنه نبرد نشان داد که امنیت خلیجفارس تنها با اراده ایران تأمین میشود و چکهای بیمحل واشنگتن حتی برای شرکتهای بیمه غربی هم ارزش اعتبار ندارد. اعتراف رسانههای دشمن همچون «وال استریت ژورنال» و «بلومبرگ» به بنبست راهبردی آمریکا، مُهری بر ابطال محاسبات غلط ترامپ بود.
یکی از مهمترین ابعاد این واقعه، بیاعتبار شدن «تضمینهای امنیتی» واشنگتن برای شرکتهای بیمه و مالکان کشتیها بود. وقتی کشتیهای تجاری با وجود وعده حمایت آمریکا، مسیر خود را به سمت لنگرگاههای امن تغییر دادند، ثابت شد که در هندسه قدرت جهانی، ایران تنها بازیگری است که توانایی تأمین یا سلب امنیت در این آبراه را دارد. این موضوع نشان داد که "چکهای بیمحل" ترامپ حتی برای متحدان نزدیکش نیز ارزش ریسک کردن ندارد.
کنایههای سنگین چهرههایی چون رابرت مالی به توجیهات مضحک ترامپ، نشاندهنده شکاف عمیق در ساختار سیاسی آمریکا پس از این شکست است. توصیف عقبنشینی به عنوان«پیروزی»، نه تنها افکار عمومی را اقناع نکرد، بلکه به سوژهای برای استهزای توانمندی نظامی تیم ترامپ تبدیل شد. این وضعیت نشان میدهد که ماجراجوییهای واشنگتن در خلیجفارس، هزینههای سیاسی سنگینی را بر دولتِ فشلِ احمقِ بله قربانِ متملقِ مجیز گوی او تحمیل کرده است.
در دنیای امروز، «جنگ روایتها» پایاپای با «جنگ میدان» پیش میرود و شکست ترامپ در تنگه هرمز، پیش ازآنکه یک شکست نظامی باشد، یک فروپاشی حیثیتی در عرصه صداقت رسانهای بود. در این زمینه چند نکته را یادآوری می نمایم:
دونالد ترامپ پس از بنبست نظامی در پروژه آزادی، به جای پذیرش واقعیت، به سنت دیرینه خود یعنی «برساخت واقعیت مجازی» روی آورد. او با طرح ادعاهای متناقض - از جمله اینکه «عقبنشینی به دلیل دستیابی به اهداف بوده» یا «به درخواست میانجیهای منطقهای فرصت دادهایم»- تلاش کرد تا از ریزش بدنه اجتماعی و سیاسی خود جلوگیری کند. اما تعدد این روایتها (روایتهای چندگانه) خود بزرگترین گواه بر کذب بودن آنها بود؛ چرا که حقیقت همیشه واحد است، اما دروغ برای پوشاندن حفرههای شکست، نیاز به قصهپردازیهای متنوع دارد.
نکته تکاندهنده برای کاخ سفید این بود که این بار، روایتهای جعلی ترامپ حتی در میان متحدان استراتژیک و تحلیلگران ارشد غربی و صهیونیستی نیز خریداری نداشت که در ذیل به برخی از آن ها اشاراتی خواهیم داشت:
* تحلیلگران صهیونیست: کارشناسان امنیتی در تلآویو با دیدن تصاویر راداری و اقتدار میدانی ایران، به صراحت اعلام کردند که ادعای پیروزی ترامپ، «نمایشی برای تسکین متحدان هراسان» است. آنها هشدار دادند که این دروغپردازیها، بازدارندگی ادعایی غرب را بیش از پیش فرسوده میکند.
* اتاقهای فکر اروپایی: تحلیلگران در لندن و پاریس، با تمسخر توئیتهای ترامپ، اشاره کردند که میان«عقبنشینیِ ناشی ازهراس از موشکهای ایران» و «عقبنشینیِ تاکتیکی»، تفاوت از زمین تا آسمان است.
در مقابل آشفتگی رسانهای واشنگتن، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر «دیپلماسی میدان» و ارائه مستندات تصویری از عقبنشینی ناوهای متجاوز، «روایت صادق» را بر کرسی نشاند. زمانی که ایران اعلام کرد تنگه هرمز تحت کنترل کامل نیروهای مسلح است و هیچ شناوری بدون رعایت ضوابط ملی ایران اجازه عبور تحت اسکورت آمریکا را نیافته، واقعیتِ روی آب، مهر تأییدی بر این سخن زد. این انطباق دقیق میان «سخن» و «عمل»، باعث شد تا حتی رسانههای معاند نیز در تحلیلهای نهایی خود، روایت ایران را به عنوان روایت مرجع و منطبق بر واقعیت بپذیرند.
وقتی غرش موشکهای ایران در فضای ملتهب خلیجفارس، طنین «پروژه آزادی» را در کمتر از ۴۸ ساعت خاموش کرد، نبرد از پهنه آبی تنگه هرمز به صحنه نمایشهای رسانهای کاخ سفید منتقل شد. شکست استراتژیک ترامپ در میدان نظامی، چنان سنگین و حیثیتی بود که وی را ناگزیر ساخت تا برای پوشاندن «عقبنشینی ذلتبار» ناوگان خود، به پیچیدهترین و در عین حال مضحکترین ابزار خود یعنی «روایتسازی جعلی» متوسل شود. این بخش از یادداشت پیش رو، در واقع استمرار واکاوی همان شکستی است که از دوشنبه ۱۴ اردیبهشت آغاز شده؛ جایی که ترامپ پس از سیلی سخت در دریا، کوشید تا با «واژهسازی» و «دروغپردازی»، شکست نظامی را در افکار عمومی به یک «پیروزی تاکتیکی» تغییر برند دهد. اما این بار، شکاف میان «واقعیتِ عریان میدان» و «ادعاهای کاخ سفید» به قدری عمیق بود که حتی همپیمانان نزدیک واشنگتن نیز زبان به تمسخر گشودند.
در هرحال، هر شکست نظامی بزرگی، با یک تلاش مذبوحانه در عرصه روایتسازی دنبال میشود تا تلخی حقیقت را در کام افکار عمومی شیرین جلوه دهد. اکنون با عنایت به توضیح کوتاه بیان شده؛ مباحث تحلیلی این بخش از بحث را در ادامه پی خواهیم گرفت:
ترامپ پس از آنکه شاهد فرار ناوهای آمریکایی از برابر یگانهای شناوری ایران بود، بلافاصله وارد فاز «مهندسی معکوس حقیقت» شد. او در مجموعهای از پیامهای متناقض، مدعی شد که عقبنشینیاش نه از ترس اقتدار ایران، بلکه به دلیل «دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده» و «احترام به درخواست کشورهای ثالث» بوده است. این روایت جعلی با هدف مدیریت بحران در داخل آمریکا طراحی شده بود، اما با انتشار تصاویر راداری و مستندات میدانی ایران، این حباب رسانهای به سرعت ترکید. دروغهای سریالی او نشان داد که واشنگتن در مواجهه با قدرت نوظهور ایران، به مرحلهای از «استیصال روایت» رسیده است.
یکی از بارزترین وجوه شکست ترامپ در این مقطع، عدم پذیرش روایت او از سوی اتاقهای فکر غرب و حتی تحلیلگران صهیونیست بود. به این مهم که در قالب دونکته زیر اشاره خواهد شد خوب دقت شود:
* دیدگاه تحلیلگران غربی: بسیاری از استراتژیستهای اروپایی با کنایه به «پیروزیهای توئیتری» ترامپ، اشاره کردند که اگر این یک پیروزی بود، چرا امنیت عبور و مرور همچنان در گرو اراده ایران است؟
* واکنش محافل صهیونیستی: تحلیلگران ارشد امنیتی در تلآویو، با ابراز نگرانی از «بیاعتباری سیستماتیک آمریکا»، روایت ترامپ را یک «خودزنی رسانهای» توصیف کردند. آنها به صراحت اعلام کردند که روایت ایران به دلیل انطباق با آنچه در واقعیتِ تنگه هرمز رخ داده، «روایت صادق» و مرجع جهانی است.
ایران در این نبرد، استراتژی «صداقت مقتدرانه» را برگزید. انتشار بموقع اخبار میدانی و نمایش اقتدار در عمل، باعث شد تا حتی رسانههای معاندی که در ابتدا با آب و تاب از «پروژه آزادی» میگفتند، در نهایت تغییر موضع داده و به شکست آمریکا اعتراف کنند. این موضوع ثابت کرد که در نظم نوین جهانی، «اعتبار» بر پایه «اقتدار واقعی» شکل میگیرد، نه بر اساس هیاهوهای مجازی. ترامپ در این قمار، نه تنها دریا، بلکه «مرجعیت خبری» خود را نیز به ایران واگذار کرد.
* پل ارتباطی میان شکست نظامی در تنگه هرمز و رسوایی رسانهای در واشنگتن، حقیقتی به نام «پایان دوران بزکسازی شکست» است. ترامپ تصور میکرد با ابزار دروغ میتواند واقعیتِ سخت میدان را تغییر دهد، اما غرش موشکها و ایستادگی نیروهای مسلح، چنان ستونهای این روایت جعلی را لرزاند که امروز در سراسر جهان، از واشنگتن تا تلآویو، روایت ایران به عنوان تنها حقیقت معتبر شناخته میشود.
* شکست ترامپ نشان داد که در دوران شفافیت اطلاعاتی، دیگر نمیتوان شکستهای راهبردی را با واژههایی نظیر «خروج پیروزمندانه» یا «تغییر تاکتیک» بزک کرد. تمسخر جهانیِ ادعاهای ترامپ ثابت کرد که اعتبار سیاسی آمریکا به چنان حضیض و ذلتی رسیده است که دیگر حتی ماشین رسانهای عظیم غرب هم قادر به بازسازی آن نیست. در این معرکه، ایران نه تنها در دریا، بلکه در قلب جنگ نرم نیز با سلاح «صداقت و اقتدار»، پیروز میدان گشت.
* شکست پروژه آزادی در "جنگ رمضان" ثابت کرد که دوران «بزن و در رو» در خلیجفارس به تاریخ پیوسته است. غرش موشکها و ایستادگی نیروی دریایی ایران، هندسه قدرت را به گونهای ترسیم کرد که در آن، هرگونه قمار بر سر امنیت ایران، به گورستانی برای آرزوهای هژمونیک آمریکا تبدیل خواهد شد. اقتدار دریایی ایران، واقعیتی تثبیت شده است که با توئیتهای جنجالی و هیاهوی رسانهای خدشهدار نمیشود.
* صاحب نظران با توجه به واقعیت های میدانی و دست برتر ایران در جنگ رمضان؛ معتقدند که تعدد شکستهای پیاپی ارتش آمریکا در برابر ایران، یک فهرست مطول است و شکست پروژه آزادی را، جدیدترین مورد این فهرست ناکامیها می دانند. این شکستهای متعدد، یک واقعیت بسیار مهم را آشکار کرده است؛ مشخص است دولت ترامپ برای حل کردن مسائل موجود درباره ایران، کاملا مستأصل شده و از آن مهمتر، طراحیهای اشتباه و بچهگانه نظامی به وضوح ضعف پیت هگست، وزیر جنگ و مجموعه فرماندهان پنتاگون را آشکار کرده است.
* شکست «پروژه آزادی» نشان میدهد راهحلهای یکجانبه آمریکا بدون هماهنگی با بازیگران منطقه، محکوم به شکست است. تنگه هرمز تنها یک آبراه نیست، بلکه شریان حیاتی اقتصاد جهان است. هرگونه اقدامی در این منطقه، باید با در نظر گرفتن منافع ایران انجام شود. ایران به عنوان همسایه مستقیم و دارای منافع حیاتی منطقه، حق دارد در تصمیمگیریهای مربوط به امنیت و عبور و مرور در تنگه هرمز نقش داشته باشد. نادیده گرفتن این حق، نهتنها غیرقانونی است، بلکه غیرعملی نیز هست؛ بنابراین منافع ایران در گرو تأکید بر این اصل است که امنیت منطقهای، تنها با همکاری و احترام به حاکمیت ملی ایران ممکن است.

منابع:
1- المیادین (۱۴۰۵). *واکاوی تمسخر ادعاهای ترامپ در رسانههای عبری پس از جنگ رمضان*.
2- اینترسپت (می ۲۰۲۶). *چرا دیگر کسی دروغهای نظامی کاخ سفید را باور نمیکند؟*.
3- بلومبرگ (۱۴۰۵). *گزارش تحلیلی از بنبست راهبردی ناوگان پنجم آمریکا در منطقه*.
4- ترامپ کمتر از 48 ساعت مجبور به عقبنشینی شد. کیهان : ۱۷ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵. کیهان: پنجشنبه 17 اردیبهشت ماه 1405- شماره 24134.
5- مالی، رابرت (می ۲۰۲۶). *یادداشت انتقادی در خصوص عقبنشینی دریایی دولت ترامپ* (منتشر شده در رسانههای اجتماعی و بازنشر در مطبوعات داخلی).
6- وال استریت ژورنال (می ۲۰۲۶). *بررسی میدانی ناکامی اسکورت نظامی در تنگه هرمز و واکنش بازار بیمه دریایی*.
7- گاردین (۲۰۲۶). *شکاف در ناتو؛ برخورد سرد اروپا با روایتهای ساختگی واشنگتن در خلیجفارس*.
8- مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS). *گزارش ارزیابی دقت دادههای میدانی ایران در مقابل بیانیههای پنتاگون*.
9- کیامنش؛ حسین. تنگه شکست ترامپ. وطن امروز: پنجشنبه 17 اردیبهشت ماه 1405- شماره ۴۶۰۶.
10- رحمتی؛ رضا. درباره شکست «پروژه آزادی». وطن امروز: پنجشنبه 17 اردیبهشت ماه 1405- شماره ۴۶۰۶.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117920