از منظر مرشایمر، داشتن اورانیوم غنیشده برای بازدارندگی کافی نیست و صرفاً ریسک حمله را افزایش میدهد؛ اما داشتن زرادخانه کوچک اما باورپذیر هستهای، در میانمدت و بلندمدت، بهترین و تنها راه تضمین بقای رژیم در برابر آمریکا و اسرائیل است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، آیا ایران از کره شمالی درس گرفته است: آیا داشتن سلاح هستهای برای بازدارندگی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی ضروری است؟
طرفداران کنترل تسلیحات استدلال میکنند که آمریکا با حمله به ایران در نام «جلوگیری از ظهور یک دولت هستهای یاغی»، ممکن است «پتک بزرگی» بر پیکره کل رژیم منع گسترش سلاحهای هستهای زده باشد. ایران میتواند یکی از اولین قدرتهای فناورانه باشد که این ترس را تأیید میکند. نظام ایران نشان داده که ممکن است از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) خارج شود. چنین اقدامی به هرگونه نظارت رسمی بر تحقیقات هستهای و غنیسازی سوخت هستهای تهران پایان میدهد. کره شمالی در سال ۲۰۰۳ گامی مشابه برداشت و این حرکت به وضوح به رشد برنامه نوپای تسلیحات هستهایی پیونگ یانگ کمک کرد.
کارشناسان سیاست خارجی و اعضای رسانه همچنین اشاره میکنند که واکنشهای واشنگتن به تهدید هستهای که از یک سو کره شمالی و از سوی دیگر ایران بهزعم خود برای صلح منطقهای و جهانی ایجاد میکنند، بیش از هر زمان دیگری از هم فاصله گرفته است. آمریکا و متحدش اسرائیل اکنون یک جنگ هوایی بزرگ علیه ایران به راه انداختهاند – ظاهراً برای جلوگیری از تسلیحاتی شدن برنامه هستهای ایران. اما موضع آنها در قبال کره شمالی بسیار ملایمتر است. اگرچه رهبران آمریکا رسماً از کره شمالی میخواهند که متعهد به وضعیت غیرهستهای شود و سلاحهای ساختهشده را واگذار کند، اما این خواسته در سراسر نظام بینالملل به عنوان ژستهایی بیاثر تلقی میشود. مهمتر اینکه، نه آمریکا و نه متحدش هیچ اقدام نظامی علیه کره شمالی انجام نمیدهند.
تضاد بین احتیاط واشنگتن در برخورد با کره شمالی مسلح به سلاح هستهای و اجبار آشکار آمریکا علیه ایران که فاقد چنین سلاحهایی است، به شدت چشمگیر است. این موضوع بیتوجه نمانده است. مقابله موفقیتآمیز پیونگ یانگ با آمریکا بر سر مسئله هستهای میتواند درس مهمی برای رهبران ایران داشته باشد. پیونگ یانگ پنهانی یک زرادخانه کوچک از حدود ۵۰ کلاهک هستهای و ناوگانی روزافزون از موشکهای بالستیک برای حمل آنها ساخته است. اکنون رهبران آمریکا و دیگران با احتیاط و خویشتنداری با کره شمالی رفتار میکنند، هرچند با اکراه. در مقابل، ایران بدون سلاح هستهای به شدت بمباران میشود. اگر رهبران ایران حداقل تلاش نکنند (از طریق ساخت یا خرید) یک بازدارنده محدود مشابه کره شمالی به دست آورند، بیتوجه خواهند بود.
تا دوره اول ریاستجمهوری دونالد ترامپ، واشنگتن سعی داشت از طریق دیپلماسی از پیگیری برنامه سلاح هستهای توسط پیونگ یانگ یا تهران جلوگیری کند. این رویکرد ظاهراً در مورد ایران در سال ۲۰۱۵ تا حدی موفقیت داشت، زمانی که رژیم روحانیون توافقنامه چندجانبه «برجام» را امضا کرد که محدودیتهایی بر برنامه هستهای ایران اعمال میکرد تا صلحآمیز باقی بماند. این سند همچنین حاوی مقرراتی برای بازرسیهای مکرر و تهاجمی سازمان ملل بود. با این حال، ترامپ در مه ۲۰۱۸ تأیید آمریکا را از این توافق لغو کرد و آن را «توافقی بد» توصیف نمود. پس از آن، مقامات اسرائیلی و حامیان آمریکایی آنها بارها هشدار دادند که تهران تنها چند ماه یا حتی چند هفته تا ساخت زرادخانه هستهای فاصله دارد. هرگز شواهد قانعکنندهای برای این ادعاها وجود نداشته است، اما چنین هشدارهایی در ماههای منتهی به جنگ فعلی همیشه حاضر بودند.
تحلیلگران جنگطلب آمریکایی نگرانی خود را ابراز میکنند که مقامات دولت ترامپ و بقیه جامعه سیاستگذاری ممکن است چنان بر وضعیت ایران متمرکز شوند که تحولات نگرانکننده کره شمالی را نادیده بگیرند. تیموتی دبلیو مارتین، رئیس دفتر والاستریت ژورنال در سئول، اشاره میکند که دیکتاتور کره شمالی، کیم جونگ اون، به وضعیت فعلی ایران اشاره میکند تا تصمیم قبلی دولت خود برای رفتن به سمت سلاح هستهای را توجیه کند. کیم گفت: «وضعیت کنونی به وضوح ثابت میکند که گزینه راهبردی و تصمیم دولت ما در رد اغوای دشمن و تداوم تملک هستهای چقدر عادلانه بود.» در کنگره حزبی در فوریه ۲۰۲۶، «کیم به مقامات دستور داد تا تسلیحات هستهای بیشتری از جمله پرتابگرهای زمینی و نیروهای دریایی را سریعاً توسعه دهند.»
گزارشهایی وجود دارد که پیونگ یانگ برای توسعه برنامه سلاح هستهای ایران پیشنهاد کمک داده است. حتی یک گزارش ادعا میکند که کره شمالی اکنون حاضر است سلاحهای عملیاتی در اختیار ایران قرار دهد.
با توجه به عزم متعصبانه اسرائیل و آمریکا برای جلوگیری از دستیابی ایران به قابلیت سلاح هستهای، پیشبینی اینکه آیا تهران میتواند در آینده قابل پیشبینی بر این مانع بزرگ غلبه کند، دشوار است. با این حال، بیتردید درست است که واشنگتن و تلآویو انگیزه عظیمی برای رهبران ایران ایجاد کردهاند که حداقل تلاش را انجام دهند.
علاوه بر این، حمله به ایران اعتبار و پرستیژ پیونگ یانگ را افزایش داده است. تصمیم جسورانه کره شمالی برای ساختن یک بازدارنده هستهای، علیرغم خطرات تنبیه اقتصادی و حتی نظامی، در نگاه گذشته عاقلانه به نظر میرسد. ایران و سایر کشورهایی که روابط خصمانه با آمریکا دارند، به خوبی ممکن است درس مشابهی بگیرند. بار دیگر، مدیریت ناشیانه واشنگتن در قبال یک موضوع مهم سیاست خارجی ممکن است خطرات غیرضروری برای آمریکاییها ایجاد کند.
* حمله آمریکا به ایران ممکن است رژیم عدم اشاعه را تضعیف کند.
* تفاوت رفتار آمریکا با ایران (غیرهستهای) و کره شمالی (هستهای) بسیار معنادار است.
* کره شمالی به دلیل داشتن سلاح هستهای از حمله نظامی مصون مانده است.
* خروج آمریکا از برجام نقش مهمی در تشدید بحران داشته است.
* وضعیت کنونی، انگیزه ایران برای دستیابی به بازدارندگی هستهای را افزایش داده است.
* این روند میتواند به گسترش اشاعه هستهای در سطح جهانی منجر شود.
جان جی. مرشایمر (از نظریهپردازان اصلی رئالیسم) معتقد است که در نظام آنارشیک بینالملل، قدرتهای بزرگ و متوسط برای بقای خود به دنبال حداکثرسازی قدرت نسبی هستند. از منظر مرشایمر، منطق بازدارندگی هستهای ایران بر اساس سه اصل کلیدی استوار است:
۱. آمریکا یک تهدید وجودی است: مرشایمر معتقد است آمریکا به عنوان هژمون فرامنطقهای، همواره به دنبال مهار و براندازی رژیمهای مخالف خود است. تجربه عراق (صدام بدون سلاح هستهای برکنار شد)، لیبی (قذافی سلاح هستهای را کنار گذاشت و سپس کشته شد) و اکنون ایران (تحت بمباران شدید بدون سلاح هستهای) نشان میدهد که تنها داشتن سلاح هستهای اثبات شده، میتواند آمریکا را از حمله مستقیم بازدارد. کره شمالی بهترین مثال زنده این نظریه است.
۲. آیا صرف داشتن اورانیوم غنیشده برای بازدارندگی کافی است؟
به اعتقاد مرشایمر، خیر، صرفاً غنیسازی اورانیوم تا سطح ۶۰٪ یا حتی ۹۰٪ بدون ساخت کلاهک عملیاتی کافی نیست. دلیل آن چهار عاملی است که میرهایمر در نظریه بازدارندگی خود مطرح میکند:
* بازدارندگی نیاز به باورپذیری دارد: دشمن (آمریکا و اسرائیل) باید یقین داشته باشد که ایران نه تنها توانایی فنی، بلکه اراده سیاسی برای استفاده از سلاح در صورت حمله به خاک خود را دارد. اورانیوم غنیشده به تنهایی چنین یقینی ایجاد نمیکند.
* شکاف بین توانایی و قابلیت عملیاتی: مرشایمر میان «توانایی تولید سلاح» و «داشتن زرادخانه عملیاتی» تفاوت قائل است. تا زمانی که ایران کلاهک قابل حمل بر روی موشک نداشته باشد، دشمنان ممکن است ریسک «حمله جراحی» به تأسیسات غنیسازی را بپذیرند، به امید اینکه بازدارندگی شکل نگرفته است.
* آزمایش هستهای نقش کلیدی دارد: مانند کره شمالی، یک آزمایش موفق هستهای سیگنال غیر قابل انکاری به دشمن میدهد که «خط قرمز» عبور شده است. بدون آن، همواره ابهام باقی میماند و آمریکا و اسرائیل ممکن است منطقه خاکستری را برای حمله مناسب ببینند.
۳. آیا داشتن اورانیوم غنی شده، آمریکا و اسرائیل را برای حمله تحریک میکند؟
در اینجا تحلیل مرشایمر ظریفتر است:
* در کوتاهمدت، بله احتمال حمله افزایش مییابد: اسرائیل به ویژه گزینه «حمله پیشگیرانه» (Preventive Strike) را جدی میگیرد. اگر اسرائیل احساس کند ایران در آستانه ساخت کلاهک هستهای (نه فقط غنیسازی) است، ممکن است دست به حمله بزند، همانطور که به تأسیسات عراق (۱۹۸۱) و سوریه (۲۰۰۷) زد. آمریکا نیز ممکن است با ائتلافی حمله کند.
* اما در بلندمدت، بازدارندگی برقرار میشود: اگر ایران بتواند از آن مرحله بحرانی عبور کند و چند کلاهک عملیاتی (حتی ۵-۱۰ کلاهک) داشته باشد و بقای آنها را تضمین کند (مثل موشکهای سیلویی یا متحرک)، آنگاه آمریکا و اسرائیل عملاً گزینه حمله را کنار میگذارند، زیرا بهای حمله (هستهای شدن تلآویو یا پایگاههای آمریکا در منطقه) از هر سودی بسیار بالاتر است. کره شمالی دقیقاً همین الگو را طی کرد: سالها تحریم و تهدید، سپس پس از دستیابی به سلاح، آمریکا به ناچار وارد گفتگو شد.
نتیجهگیری مرشایمری از متن:
نویسنده مقاله (تد گالن کارپنتر) که دیدگاهی نزدیک به مرشایمر دارد، در عمل تأیید میکند که:
* غنیسازی اورانیوم به تنهایی، بدون عبور از آستانه ساخت کلاهک و احتمالاً آزمایش، نه بازدارندگی کامل ایجاد میکند و نه ریسک حمله را به صفر میرساند.
* در شرایط کنونی، حملات آمریکا و اسرائیل به ایرانِ بدون سلاح هستهای، منطق میرشایمر را تأیید میکند که «تنها سلاح هستهای کار میکند» و لذا ایران را به سوی ساخت واقعی سلاح سوق میدهد.
* تحریک آمریکا و اسرائیل در مرزهای آستانه هستهای شدن (threshold state) حداکثر است، اما پس از عبور موفق از آن آستانه و اثبات قابلیت تحمل ضربه اول، دولتهای مهاجم به ناچار مهار میشوند.
به عبارت ساده: از منظر مرشایمر، داشتن اورانیوم غنیشده برای بازدارندگی کافی نیست و صرفاً ریسک حمله را افزایش میدهد؛ اما داشتن زرادخانه کوچک اما باورپذیر هستهای، در میانمدت و بلندمدت، بهترین و تنها راه تضمین بقای رژیم در برابر آمریکا و اسرائیل است.
نوشته: تد گالن کارپنتر
۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
۲۴ آوریل ۲۰۲۶
برگردان، کوتاه سازی و تحلیل سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117900