درحال بارگذاری

گروه: فرهنگ / حوزه قرآن و فعالیت های دینی/ایران شناسه: ۱۱۷۳۰۴۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۴۶ : ۰۷ بازدید: ۲۲۱۷دیدگاه: ۰

ضرورت پژوهش در رؤیت هلال- بخش دوم

ضرورت پژوهش در رؤیت هلال- بخش دوم در دنیای اسلام، بحث تقویم قمری یک بحث بین المللی است. پنجاه وشش کشور مسلمان به اضافه مسلمانان همه کشورهای دیگر ودر مجموع،صدها میلیون مسلمان اکنون درغرب وشرق عالم زندگی می‌کنند وآنها نیزمسائل و تکالیف وسنن وآداب و فرهنگشان را وابسته به این مسأله می بینند.

پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، با توجه به مباحث مطرح شده در بخش اول که روز گذشته منتشر گردید، در بخش دوم یادداشت پیش رو و در بحث مذكور، ضرورت پژوهش درامررؤیت هلال، ازجهت فقهی و نجومی دوچندان می شود. موضوعی که برخی ازآگاهان ودلسوزان بارها برآن تأکید کرده اند.از جمله مرحوم حضرت آيت الله هاشمی رفسنجانی، درنخستین گردهمایی تخصصی رؤیت هلال در هشتم آبان 81 اظهارداشتند: 

... یکی ازاشکالات بسیارجدّی به حوزه های علمیه ودانشمندان حوزه های نجوم وهیئت همین جاوارد است،که چرابه طورجدّی به این مسأله پراهمیّت نمی پردازند....

متأسّفانه درباره تقویم هجری قمری، یعنی گاهشماری ای که زندگی دینی، فکری، اجتماعی، سنن و آداب ما بسیاربدان وابسته است،هنوز کارهای اساسی نشده است وازپژوهشهای بسیاربسیارمهم که همگان باید روی آن کارکنیم این است که درباره تقویم قمری عمیقاً تحقیق کنیم وجمعاً یک تصمیم درست بگیریم....

در دنیای اسلام، بحث تقویم قمری یک بحث بین المللی است. پنجاه وشش کشور مسلمان به اضافه مسلمانان همه کشورهای دیگر ودر مجموع،صدها میلیون مسلمان اکنون درغرب وشرق عالم زندگی می‌کنند وآنها نیزمسائل و تکالیف وسنن وآداب و فرهنگشان را وابسته به این مسأله می بینند. وقتی که یک مسلمان دلسوزبا تفرقه و ناهماهنگی مواجه می شود رنج می برد. به راستی این چه وضعی است و چرا یک تصمیم جامع گرفته نمی شود؟... .

وقتی که همسایه های ما که بایکدیگرقریب الأُفق هستیم ماه را می بینند یاتصمیم می گیرند که آن را ببینند! و برنامه هایشان رانیزاجرا می کنند، سپس دراینجا باچندکیلومتر فاصله تصوّردیگری بخواهد وجود داشته باشد، این موضع اصلاً قابل توجیه نیست.آنها که می خواهند همه چیزعلمی، تحقیقی،منطقی و مستدل باشد،اینها را  نمی پذیرند.پس چنین اختلافی می تواند در عقاید ما شبهه انگیز باشد. یعنی وجود و بروزهمین مسأله کافی است تا عدّه ای بگویند:این چه دین جامعی است که نتوانسته این مسأله راحل کند؟....این وظیفه بسیار بسیارمهم شرعی و در درجه اوّل وظیفه حوزه هاست. اگرحوزه ها تصمیم درستی نگیرند دانشگاه هم نمی تواند به تنهایی این مشکل راحل کند. به خصوص مراجع باید تدبیری بیندیشند.

... چه ضرری ازاین بزرگترکه این تفرقه ها مثل خوره به جان جامعه بیفتد و تردیدهایی را دردل انسانها به وجود بیاورد، این مسائلْ عادی و معمولی نیستند و حتّی از لحاظ شخصی هم انسان را با تکالیفی که بین او و خدایش دارد دچار مشکلات روحی می سازند. اینکه گفته شود «یوم الشک» این طور باشد و... ، یا هنگام عید فطر عده ای به مسافرت بروند، شایسته زمان ما نیست. مامی توانیم این مسائل راحل کنیم و اکنون ضروری است آن رادر مقیاس بین المللی مرتفع نماییم، نه درمقیاس فرد یا یک جامعه محدود یا یک شهر.... (1)

 

رویدادهای مربوط به رؤیت هلال، درطول تاریخ

رویدادهای مربوط به رؤیت هلال، در طول تاریخ، هم آموزنده ومایه عبرت واندرز و گاه تلخ است و هم تسکین دهنده وآرامش بخش ازاین روکه می بینیم مشابه آنچه درروزگارما اتفاق می افتد،درعهد پیشینیان نیزرخ داده است.به هرحال مواردی ازاین رویدادها را حتی الامکان به ترتیب تاریخی یا به تناسب موضوع دراین مقاله نقل می کنیم:

 

1- شیخ طوسی در تهذیب نقل کرده است که دردوران حکومت امیرالمؤمنین (ع)، مردم پس از بیست و هشت روز روزه، هلال عید فطر را مشاهده کردند. امام(ع) به منادی دستور داد به مردم اعلام کند که ماه رمضان 29 روزه است ویک روز روزه قضا بگیرند.)2(

ظاهراً درآن سال اوّل ماه رمضان هوا ابری بوده وماه دیده نشده است. ازاین رو مردم شعبان را کامل و سی روزه حساب کرده اند ودر پایان ماه رمضان با رؤیت هلال درشب 29 معلوم شده است که ماه شعبان نیز 29 روز بوده و مردم یک روزازآغاز آن را روزه نگرفته اند. ازاین رو،حضرت امیر(ع)دستور دادند یک روزروزه قضا شود.

این ماجرا را ابوریحان بیرونی نیزاز کتابهای زیدیه نقل کرده است. (۳)

میرزای قمی نیزدرغنائم می گوید که مکرّراً در زمان ما اتفاق افتاد که مردم 28 روز روزه، و روز 29 را عید گرفتند.(۴) چند سال پیش درایران نیزمردم 28 روزروزه گرفتند.

 

2- کلینی درکافی وشیخ در تهذیب ازامام صادق(ع) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود:

درزمان منصورعباسی روزی درحیره براو وارد شدم. آن روزیوم الشکّ بود ومردم درشک بودند وقسم به خدا من می دانستم که آن روزازماه رمضان است. منصورگفت: یا ابا عبداللّه، امروزروزه ای؟ گفتم: «ذاک إلی الإمام إن صُمت صمنا، و إن أفطرت أفطرنا: این مربوط به امام است اگرتوروزه بگیری ما هم روزه می گیریم، و اگرتو نگیری ما هم نمی گیریم». منصور به غلامش گفت:«سفره را بیاور» ومن با منصور غذا خوردم وقسم به خدا می‌دانستم که آن روزازماه رمضان است. راوی به امام صادق(ع) با شگفتی عرض کرد: روزی از ماه رمضان را روزه نگرفتی وافطارکردی؟ حضرت فرمود:... آری قسم به خدا، افطار یک روز و گرفتن قضای آن روزه برایم آسان ترازاین است که گردنم را بزنند وخدای متعال عبادت نشود: «وکان إفطاری یوماً وقضؤه أیسر علیّ من أن یضرب عنقی ولا یعبد اللّه».(۵)

 

3- شیخ صدوق درفقیه روایت کرده است ازعیسی بن منصور که وی گفت:دریوم الشکّ خدمت حضرت امام صادق(ع) بودم. امام به غلامش فرمود:«غلام، برو ببین سلطان روزه گرفته است یا نه؟ غلام رفت و برگشت و گفت: سلطان روزه نگرفته است. امام غذا طلب کرد و با هم تناول کردیم.(6)

 

4- ابن سعد درطبقات آورده است:هنگامی که سعید بن عاص ازجانب عثمان والی کوفه بود، روزی درپایان ماه رمضان به مردم گفت:کدام یک ازشما هلال رادیده اید؟ مردم گفتند: ما ندیدیم؛ ولی هاشم بن عُتبة بن ابی وقّاص گفت: من هلال را دیده ام. سعید بن عاص به وی گفت: با یک چشم بینا، تنها تو از بین مردم ماه را دیدی! هاشم به سعید گفت: مرا برای چشمم سرزنش می کنی با اینکه چشمم درراه خدا چنین شده است! ( چشم وی درواقعه یرموک آسیب دیده بود). فردا صبح، هاشم در منزلش افطار کرد و عید گرفت ومردم نیزنزد اوغذا خوردند. این خبربه گوش سعید بن عاص رسید. آن گاه کسی را به دنبال هاشم فرستاد و او را کتک، و خانه اش را آتش زد. (7)

پس ازاین ماجرا اُمّ الحکم دخترعتبه بن وقّاص که اززنان مهاجر بود و نافع بن أبی وقّاص ازکوفه به مدینه آمدند و ماجرا را برای سعد بن ابی وقّاص بازگوکردند. سعد نزد عثمان آمد و قضیه را به وی گفت. عثمان هم پاسخ داد: سعید در برابر هاشم دراختیار شماست، او را به تلافی کتک زدن به هاشم، بزنید.

خانه سعید هم دربرابر خانه هاشم از آن شماست، به تلافی آتش زدن خانه هاشم آن را به آتش بکشید. در این هنگام، عمر بن سعد بن ابی وقّاص که کودک بود به خانه سعید در مدینه آمد و آتشی درآن شعله ور ساخت. خبر به عایشه رسید و عایشه در پی سعد بن ابی وقّاص فرستاد وازاوخواست دست نگه دارد. واو دست نگه داشت.... (8)

 

5- یحیی بن حسین شجری درالأمالی الخمیسیه (ج 2، ص 42) ازنافع بن سعید حکایت کرده است که وی گفت:

درسفر حج (سال 170 هجری، اولین سال خلافت هارون) همراه هارون الرشید بودم که ده نفرآمدند و شهادت دادند که ما یک روز پیش از مردم هلال را دیدیم. هارون غمگین شد وگفت:«این اولین حجی است که درخلافتم برگزارمی کنم، آن هم بر خلاف شرع برگزار می شود!!».آن گاه فقها را جمع کرد. فقها بین شهود جدایی انداختند وسخن شهود مختلف شد ویکسان از کار درنیامد. هارون ازشهود پرسید: شما کی هستید؟ پاسخ دادند: از اهل کرمانیم، از فلان روستا. هارون دستورداد آنان را به زندان بیفکنند. آن گاه منادی بین مردم ندا درداد تا اهل کرمان آمدند.ازآنان ازوضع روستای شهود پرسید. مردم گفتند: قسم به خدا ای امیر،همه اهل آن روستا زندیق وکافرند. ما با آنها نه آمیزشی داریم نه رفت و آمدی، وهیچ کس راازاهل آن روستا نمی شناسیم.

آن گاه هارون آن ده شاهد رااحضار کرد وگفت: بگویید شما که هستید؟ قسم به خدا جزبا راستگویی از دست من نجات نمی یابید.گفتند: ما زندیقیم وآمدیم تا حج مردم را فاسد و تباه کنیم. هارون هم دستور دادآنها رابا شمشیرگردن زدند. (9)

 

6- عبد الجلیل رازی درکتاب جاودانه نقض سخنی ازخصم را راجع به شیعه نقل می کند و به آن پاسخ می دهد. مجموع ایراد وپاسخ، برخی اززوایای مسأله رادرآن روزگارروشن می سازد،آنجا که گفته است:

فضیحت سی وسیم: رافضی برسنّت مصریان رود، ودوروزپیش نیت روزه ماه رمضان کند، وچون دوروز به عید مانده باشد،افطارکند، ودرمصرهم، چنین کنند و به جدل روزه دارند وعید یک روزپیش ترکنند مخالفت آل عبّاس را.

اما جواب آنچه گفته است که:«دوروزپیش ترازماه رمضان روزه می گیرند»به حساب کورتر است که زهّاد و عبّاد شیعه به دوماه پیش ترازماه رمضان روزه گیرند اما نه به نیّت ماه رمضان روزه دارند و کتبِ فقهای ایشان دراحتیاط این مسأله وعدد رؤیت هلال وعدد شهود براختلاف احوال،اظهرمن الشمس است و به جدول و نجوم و مانند این هرگز معترف نبوده اند و آن را منکر باشند و در روز عید روزه گشایند و در این معنی تقیه نتوان کردن، بلی جماعتی اخباریه که خویشتن را شیعه خوانند این معنی مذهب ایشان بوده است و از ایشان بسی نمانده اند و گر جایی باشند این معنی پنهان [از] اُصولیان کنند که علم الهدی و شیخ موفّق بوجعفر طوسی و علماء از متاخّران برایشان انکار کرده اند درمسائلی چند که این یکی از آن است و ایشان را قمع و قهر کرده اند وتظاهر نیارند کردن و نیارند گفتن، مگراین انتقالی [ کذا ؟] در جایی درکتب اخباریه دیده است ومعلوم است که نه مذهب اصولیان است؛والحمد للّه رب العالمین.

واما آنچه گفته است:که«مخالفت آل عبّاس را یک روزپیش ترعید کنند»دگرباره به حساب کورتراست که این معنی مخالفت شریعت مصطفی  باشد پس بایستی که عبّاسیان را برمصطفی  تقدیم وترجیح ندادی که صاحب شریعت مصطفی (ص) است نه ایشان، اما خواسته که به تقیه باز نماید که دیگران را بهتر از رسول (ص) می داند و به همه حال امامزاده بهترازکافربچه باشد،علی رغم المصنّف. والسلام. (10)

 

 

7- درتاریخ ابن قاضی شُهبه درضمن حوادث ماه رمضان سال 796 آمده است: دراین ماه موضوع غریبی اتفاق افتاد و آن اینکه: قاضی حنبلی اثبات واعلام کرد که اوّل ماه رمضان سه شنبه است. مردم شب چهار شنبه به جست وجوی هلال رفتند ولی دیده نشد. عصرروز چهارشنبه، قضات هشتگانه برای مراسم سلام برسلطان وارد شدند. سلطان ازقاضی حنبلی درباره کیفیت اثبات ماه رمضان پرسید.قاضی گفت:دو نفر نزدم به رؤیت شهادت دادند. سلطان دچارشک وشبهه شد وپرسید اگر شب پنج شنبه هم دیده نشود،تکلیف چیست؟ وسخن بالا گرفت. سلطان دستور داد که شب پنج شنبه نیزمردم ترائی کنند وبه جست وجوی هلال بروند. گفته می شد که ماه قبلاً دیده نشده وشهود به دروغ شهادت داده اند! وطبلخانه سلطان اعلام عید نکرد وبشارت آن را نداد تا اینکه ماه رؤیت شود.

روز پنج شنبه قاضیان و شیخ در مسجد جامع گرد آمدند و مردم برای دیدن ماه بالای مناره ها رفتند. در این هنگام مردی هلال را دید و به رؤیت شهادت داد، سپس دیگری تا شمارشان به هفت نفر رسید و شهادت دادند وهلال ثابت شد. قاضی حنبلی ازاین ماجرا ترسید.

آن گاه سلطان درمیدان، نماز[جمعه] خواند وقاضی مصر خطبه ایراد کرد، ونایب شام، قبه را حمل کرد و قاضی شام، در مسجد جامع خطبه خواند و به مصلای جمعه نرفت....(۱1)

 

8- شیخ محمّد جواد مغنیه گوید: درسال 1939 م عید قربان درمصر دوشنبه بود، ودرعربستان سعودی سه شنبه، و در بمبئی چهارشنبه! ودر سال 1960 م دولت پاکستان وتونس برای جلوگیری ازهرج ومرج مقرّرکردند که برای ثبوت هلال باید به سخن هیئت شناسان ومنجّمان اعتماد کرد. (12)

 

9- وی همچنین می گوید: درسال 1964 م یکی ازمراجع نجف ومقلدانش روزجمعه را عید گرفتند، ومرجع دیگری ومقلدانش نیز درنجف اشرف روزشنبه را!(13)

 

10- در سال 1393 درقطرازیکی ازشهرها خبررسید که شب جمعه هلال رؤیت شده وروزجمعه عید است. رادیو هم مردم رابه افطار روز جمعه دعوت کرد. مردم هم جمعه راعید گرفتند، ولی درشب دوم یعنی شب شنبه هم قطعاً ماه دیده نشد و تنها در شب سوم یعنی شب یکشنبه عده ای تیزبین آن را به شکلی ضعیف دیدند که 25 یا 30 دقیقه درافق پیدا بود. در حالی که طبق این شهادت،شب سوم ماه بود؛ازاین رومردم مضطرب شدند ویقین پیدا کردند که روز جمعه،وترجیحاً شنبه نیزازماه مبارک رمضان بوده است.(14)

 

11- مرحوم آیت اللّه سید محمّد حسین حسینی تهرانی درنامه ای خطاب به مرحوم آیة اللّه خوئی ؛ درباره عید فطر 1396 که به دلیل اختلاف فتوای ایشان با مشهورفقها،درثبوت عید در ایران اختلاف و دو دستگی شد، می نویسد: عید فطرامسال [ 1396] معرکه عجیبی درهمه نواحی رخ داد که باعث اختلاف شدید و ترک جماعات وسقوط ابهت و عظمت عید و مآیه بروز نفاق و ظهورعوامل و ایادی شیطان بود.

این تشتّت ودودستگی وآثار جانبی آن، باعث شد مرحوم تهرانی طیّ سه نامه، مبنای آیت اللّه خوئی را نقد کند و از ایشان بخواهد ازاین نظر، عدول یا حداقل احتیاط کند.آیت اللّه خوئی هم پاسخ دو نامه از این نامه ها را دادند و برنظرخود اصرار ورزیدند و پیشنهاد مرحوم تهرانی مبنی بر عدول از فتوا به احتیاط را هم نپذیرفتند.این پنج نامه علمی درمجموعه ای به نام رساله حول مسأله رؤیه الهلال چاپ شده و با تجدید نظرمرحوم تهرانی واضافات ایشان درجلد دوم رؤیت هلال نیزمنتشر شده است.

 

12- مفتی قطرمی نویسد: عید فطر درسال 1400 بی جا وبر خلاف واقع و بر اساس شهادت دروغ به رؤیت هلال درشب دوشنبه اعلام شد. درحالی که شب دوشنبه ونیزشب سه شنبه کسی ماه را ندید. و معلوم شد این شهادت باطل بوده است.ومردم تنها درشب چهارشنبه ماه رادیدند مانند هلال شب اوّل ماه. وبرای همه معلوم شد که ادعای رؤیت شب دوشنبه دروغ محض بوده است.(15)

 

13- دکتر یوسف قرضاوی ازعالمان معاصراهل سنّت می نویسد: آغازماه رمضان 1409 را برخی کشورها پنج شنبه،برخی جمعه وبرخی شنبه گرفتند.(16)

نیز در گفتگویی با شبکه الجزیره درروز یکشنبه پنجم ماه رمضان 1418 اظهار داشت: چند سال پیش آغاز ماه رمضان در کشورهای خلیج روز چهارشنبه؛درمصر،تونس والجزائرروز پنج شنبه؛ درمغرب،پاکستان وهند جمعه؛ودر بنگلادش روز شنبه بود.

قرضاوی افزود: من درامریکا دیدم این اختلاف ازکشورهای اسلامی به مسلمانان امریکا بلکه حتی به یک خانواده سرایت کرده است به طوری که شوهر روزه نبود ولی همسرش روزه بود، فرزند افطار می کرد ولی پدرش روزه داربود،یکی به پیروی از پاکستان، دیگری به پیروی ازعربستان وسومی به پیروی ازمصرروزه می گرفت. آیا این عاقلانه است؟!

 

14- عید فطرسال 1412 هم حوالی ساعت 9 صبح (شنبه 15 فروردین 71) ازرسانه ها اعلام شد. یعنی اعلام شد که ماه رمضان ناقص و29 روزه بوده وهمان روزعید فطراست وشب گذشته شهود، هلال را رؤیت کرده اند.

 

15- درعید فطرسال 1419 درلبنان اختلاف شدیدی درثبوت عید بین شیعیان بروزکرد که براثرآن غوغایی برپاشد عده ای ازشیعیان به استناد شهادت شهود،روزدوشنبه را، وعده ای به استناد سخن هیئت شناسان ومنجّمان که رؤیت هلال درعصریکشنبه راغیرممکن می دانستند، سه شنبه راعید فطر اعلام کردند. درلبنان روزنامه ها ونشریات متعددی به این موضوع پرداختند وبا مقالات علمی وگاه غیرعلمی هریک ازاین دوگروه ازنظرخود دفاع کردند. مقالاتی که گاهی بین آنها اظهارتأسّف وتحسّرهم دیده می شد مانند مقاله هایی با عنوان«وحده المسلمین        بین هلالین !» و«العید الضائع !».این طوفان تا مدتی درلبنان ادامه داشت.

عین همین اختلاف ودرست به همان دلیل درعید فطر سال 1424 درایران نیزبروزکرد وتوابعی ناخوشایند داشت.

 

16- سال 1425 نیزحادثه غریبی رخ داد؛شورای عالی قضائی عربستان طبق تقویم اُمّ القری درست مانند تقویم رسمی ایران روز چهارشنبه برابر با دی ماه 1383 را روز اوّل ذی حجه 1425 اعلام کرد. رورنامه ها و رادیو و تلویزیون عربستان نیز روز چهارشنبه را اوّل ماه دانستند؛ ولی ناگهان عصرجمعه برابر با سوم ماه،شورای عالی قضائی عربستان اعلام کردکه جمعه چهارم ماه، وروزسه شنبه اوّل ماه بوده است. روزنامه های روزشنبه عربستان درتوجیه این حکم نوشتند:سه نفردرشرق منطقه رین،ماه راعصردوشنبه 29 ذی قعده دیده اند. بنابراین روزسه شنبه اوّل ماه بوده است. دراین زمینه شورای عالی قضایی عربستان این بیانیه راصادرکرد:

با وجود این که عصر سه شنبه، مردم در همه شهرها ماه را به صورت بلند دیدند که بر حسب تقویم مکه مطابق با 30 ذی القعده است شورای عالی قضایی، روز چهارشنبه را اول ماه ذی الحجه اعلام کرد؛ ولی ازآن جا که مجرد بلند بودن ماه، موجب حکم به شروع ماه ذی الحجه از روز سه شنبه نمی شد و کسی هم پیش تراعلام نکرده بود که در عصر دو شنبه 29 ذی القعده هلال ماه رادیده است بنابراین شورای عالی قضایی حکم به تمام بودن سی روز ماه ذی القعده کرد؛ ولی با توجه به این که در عصر جمعه مطابق با سوم ذی الحجه بر حسب تقویم مکه چند نفر شهادت دادندکه شب سه شنبه، ماه رادرسیح در شرق استان رین دیده اند،قاضی استان رین آنها راخواست و دو نفر از آنان حاضر شده، به رویت هلال ذی الحجه بعد از غروب دوشنبه شهادت دادند... وعدالت آن دونفر اثبات شد وقاضی استان رین یاد آور شد که آن دو نزدش به عدالت وثقه بودن معروف هستند با آن دو نیزجوانی بود که هلال ماه را دیده ولی به دادگاه نیامد... بنابر این شورای عالی قضایی... مقررداشت که دخول ماه ذی الحجه درروز سه شنبه ثابت شده است... و باید درروز چهارشنبه درعرفه وقوف کرد... (17)

 

17 - درزمان مرحوم آیت اللّه حاج آقا حسین بروجردی؛ نیزروزی هلال برای آیت اللّه سید احمد خوانساری درتهران اثبات شد و ایشان اعلام عیدکرد. ولی برای آیت اللّه بروجردی ثابت نشده بود. عده ای ازبزرگان علمای تهران برای رعایت حرمت مرحوم خوانساری و این که اگرآیت اللّه بروجردی اعلام عید نکند شخصیت ایشان مخدوش می شود نزدآیت اللّه بروجردی آمدند وایشان هم به اعتماد آیت اللّه خوانساری و برای حفظ حرمت وی بعد ازظهراعلام عیدکردند.(18) 

 

رؤيت هلال ازديدگاه شارع مقدس

شارع مقدس، هلال را به عنوان هلال برای مردم یک مبدا زمانی قرار داده است، نه دیدن آن،هر چند لازمه آگاهی یافتن از هلال، دیدن باشد و نه آشکار شدن آن دریکایک شهرها به طور خاص، هر چند گریز از دیدن آن از سوی مردمان یکی از شهرهای هم افق نباشد.براین پایه، گمان می شود ادعای ما آن است که به گونه مطلق، هر گاه هلال تحقق یابد، آثارش نیز، بر آن مترتب می گردد، خواه در شب باشد، خواه در روز، خواه در این لحظه از شب یا روز باشد و خواه در آن لحظه؛ چه همین مقتضای طبیعت چرخش ماه است.ازدیگر سوی، هر کس حکم را بسته به ماه و چرخش آن می داند، باید به لوازم آن نیز، پایبند باشد و این در حالی است که هیچ فقیهی چنین حکمی بر زبان نمی آورد.

در پاسخ چنین گمانی می گوییم: هرگز، مقصود ما این نیست؛ زیرا بی گمان، مردم پیش از پیدایش اسلام، کارهای خود را بر پایه نظام سال های قمری سامان می داده اند. حتی گفته شده، بیشتر ملت های پیشین، چنین بوده اند، همه عربان، دردوران پیش از اسلام، ماه قمری را مبنای زمانی خود قرار می دادند. آنان،کارهای خود را به طلوع ماه، هر گونه که روی دهد، پیوند نمی زدند، بلکه آغازشب رامبدا زمانی می دانستند وساعت هایی را که پیش ازآغاز شب و یا درطول روز،ماه دیده شده بود،به حساب نمی آوردند. بنابراین،آنان، حکم را به«ماه» پیوند دادند وآن را به ترتیبی که بیان شد، قاعده مند کردند.

شارع نیز،این نظام راپذیرفت وتقریرکرد،گواه این تقریر،صحیحه حماد است که از امام صادق(ع): «محمد بن یعقوب، عن علی بن ابراهیم، عن ابیه، عن ابی ابی عمیر، عن حمّاد بن عثمان،عن ابی عبداللّه(ع) قال:اذا راوا الهلال قبل الزّوال، فهو للیله الماضیه و اذا راوه بعد الزّوال، فهو للیله المستقبله » اگر هلال را پیش از زوال دیدند، ازآنِ شب پیشین است واگرآن را، پس از زوال دیدند،ازآنِ شبی است که درپیش است.

این حدیث، مبدا ماه راشب قرارداده و ساعتهای زایدی که ماه پیش ازشب دیده شده، نادیده گرفته است وساعت های ناقص شب راکه ماه درآن دیده نشده [بلکه پیش از زوال روزبعد دیده شده]کامل کرده است.افزون براین، هلال را در مرتبه ای از روشنی معتبر دانسته که دیدن آن با هر چشم عادی امکان پذیر است و همگان، به گونه یکسان، می توانند آن را ببینند، نه آن که تنها با چشمان تیز غیر متعارف و یا به کمک دوربین های نجومی دیده شود. همان گونه که شماری،این گونه دیدن راپذیرفته اند .

اکنون که این مسأله روشن شد، به مسأله ای دیگرمی پردازیم:

احتمال دارد، شارع حکم به ثبوت ماه رااین گونه مقیّد کرده باشدکه: هلال درشهری که به ثبوت ماه در آن حکم می کنیم، یا درشهرهای نزدیک به آن، که به طور معمول، هر گاه هلال درآنها دیده شود، در آن شهرهم دیده می شود. این احتمال هم وجود دارد که شارع، حکم را به دیدن در شب، هر چند در آخرین دقیقه های آن، مقید کرده باشد، صرف نظر از این که در کدام شهر دیدن صورت می پذیرد.

براین پایه، ماه در هر زمان از شب هم که دیده شود،آن شب، برای همه مردمی که آن جا ماه دیده شده، آغاز ماه قمری است. حال که این دو احتمال امکان دارد، می بایست درپی دلیل برویم وازآنچه دلیل اقتضا می کند،پیروی کنیم.همان گونه که پیش ازاین گفته ایم، دیدن،راهی است برای آگاهی پیدا کردن ازهلال وآن سان که روشن است،درموضوع اخذ شده است.بنا براین، اگر به دلیلی دست یافتیم که هم دیدن را وهم این را که دیدن درشهر ما،یادرشهرهای نزدیک به آن باشد،ایجاب می کند، بدین پایبند می شویم که لازم است افق دو یا چند شهرکه به صرف دیدن هلال دریکی ازآنها،به ثبوت ماه درهمه آنها حکم می کنیم، با یکدیگر نزدیکی افق داشته باشند. بر این پایه، به دیدن هلال در یک شهر، برای شهر دیگر که با آن اتفاق افق ندارد، بسنده نمی کند. اگر هم دلیلی پیدا کردیم که یا به اطلاق و یا به صراحت مفادش، حکم را برای ما گسترش می دهد، از آن استفاده می کنیم مقصود معصومان(ع) از:

«اذا رایتم الهلال فصوموا و اذا رایتموه فافطروا»تنها یکی از مصادیق دیدن است.بدین معنی که دیدن، همه برای کسی که ماه را درشب دیده است کفایت می کند وهم برای دیگران.

گویا شارع فرموده است:« برای دیدن، که راه آگاهی یافتن از هلال است برای شما و برای دیگران، بشتابید.» درچنین صورتی، دیگر معنی نخواهد داشت که اطلاق دلیل مطلق را به افقهای نزدیک به هم، برگردانیم، یا از آنچه به روشنی براین شمول وگستردگی دلالت می کند، روی برتابیم.

شکرخدای، چنین دلیلی دراختیار داریم وآن روایات معتبری هستند که بین شهرهای نزدیک به هم، با شهرهای دور از یکدیگر، فرقی نمی گذارند. بلکه ما در روایات، چیزی نمی یابیم که برچنین تفاوتی دلالت کنند.

ازباب نمونه:

 

1. «و باسناده عن سعد بن عبداللّه، عن احمد بن محمّد، عن الحسین بن سعید، عن محمّد بن ابی عمیر، عن هشام بن الحکم عن ابی عبداللّه(ع) انّه قال: فیمن صام تسعه وعشرین قال: ان کانت له بیته عادله علی اهل مصر؛انّهم صاموا ثلاثین علی رؤیته قضی یوماً: ازامام صادق(ع)پرسش شد در باره کسی که بیست و نُه روز، روزه داشته است.امام فرمود: اگرگواه عادلی برای او گواهی داد که اهل شهر، بر اساس دین هلال، سی روز روزه گرفته اند، باید قضای آن یک روز، به جای آورد». 

دراین صحیحه، عبارت«بینه عادله علی اهل مصر» مطلق است، همه شهرهای نزدیک وهم شهرهای دور را در بر   می گیرد. به هیچ روی هم، نمی توان ازاین نکته روی بر تافت. مگرچه مانعی عقلی و شرعی وجود دارد که این اطلاق را به شهرهایی که افقهای نزدیک به یکدیگر دارند، برگرداند؟ مگرآن که دیدن، در خون همان شهری که به ثبوت ماه درآن می کنیم، یا دیدن درشهرهای نزدیک به آن، به گونه خاص، برما فرض شده باشد.امّا کجا دلیلی ازکتاب و سنت، برای چنین ادعایی دردست است؟

افزون براین، اگردراین حدیث، مقصود از«مصر»شهرهایی بود که افق آنها، به افق شهر پرسش کننده نزدیک است، می بایست امام، که درصدد بیان حکم بوده، به چنین چیزی تصریح کند.

 

2.«محمد بن الحسن باسناده عن الحسین بن سعید، عن حمّاد، عن شعیب، عن ابی بصیر عن ابی عبداللّه(ع) انّه سئل عن الیوم الذی یقضی من شهر رمضان فقال:لاتقضه الاّ ان یثبت شاهدان عدلان من جمیع اهل الصّلاه متی کان راس الشّهر و قال: لاتصم ذلک الیوم الذی یقضی الاّ ان یقضی اهل الامصار فان فعلوا فصمه.»

از امام صادق(ع) درباره روزی از ماه رمضان که [روزه اش] قضا می شود پرسیدند. امام در پاسخ فرمود: آن قضا مکن، مگر این که دو شاهد عادل از همه مسلمانان، ثابت کنند که آغاز ماه، چه هنگام بوده است.

درحدیثی دیگر به همین سند، امام در پاسخ این پرسش فرمود: «لاتصم ذلک الیوم الاّ ان یعضی اهل الامصارفان فعلوا فصمه»آن روز را که قضا می شود،روزه مگیر، مگر آن که مردم دیگرشهرها قضا کنند. اگر چنین کردند، آن روز را روزه بگیر.

حضرت آیت اللّه خویی، به این حدیث استدلال کرده و به دوجمله آن تمسک جسته است: « این که فرمود: «لاتقضه الاّ ان یثبت شاهدان عدلان من جمیع اهل الصلاه»، به روشنی دلالت می کند که آغاز ماه قمری برای همه مسلمانان، با همه تفاوت شهرهایی که درآن می زیسته اند وبا همه تفاوت افقی که این شهرها داشته،یک چیز بوده وآن این که:آغازماه به تعدد و تفاوت شهرها وافقها، متعدد ومتفاوت نمی شده است. وجمله دیگری که فرمود:«لاتصم ذلک الیوم الاّ ان یقضی اهل الامصار»،همانند جمله پیشین،دلالتی روشن دارد براین مطلب که ماه قمری، به واسطه تفاوت افق شهرها با همدیگر،تفاوت  نمی کند و برای مردمان همه سرزمین ها و آبادی ها یکی است.

می توانید بگویید: این جمله بر آن دلالت دارد که دیدن هلال، دریک شهر، برای ثبوت ماه دردیگر شهرها بسنده می کند، بی هیچ تفاوتی میان آن که افق این شهرها با هم یکی باشد، به هم نزدیک باشد و یاهمه تفاوت واختلاف داشته باشد.»

بازگشت این سخن به آن است که حکم مترتب برثبوت هلال،یا به دیگر سخن،حکم مترتب بربیرون آمدن ماه ازمحاق،حکمی برای همه مردم،درهر نقطه دنیاست،نه برای یک،یا چند نقطه خاص.

 

3.« و عنه،عن فضاله، عن ابان بن عثمان، عن اسحاق بن عمّارقال: سالت ابا عبداللّه(ع) عن هلال رمضان یغمّ علینا فی تسع وعشرین من شعبان فقال:لاتصمه الاّ ان تراه فان شهد اهل بلد آخر انّهم راوه فاقضه و اذا رایته من وسط النّهار فاتمّ صومه الی اللیل.»

اسحاق بن عمّارمی گوید:درباره هلال ماه رمضان،درشرایطی که دربیست و نهم شعبان، آن را ندیده ایم، پرسیدم.

امام فرمود: آن روز را روزه مگیر، مگر این که آن ببینی. پس اگر مردمان شهر دیگری، گواهی دارند که آن را دیده اند، آن روز را قضا کن.

این روایت صحیح، به اطلاق خود، بر این دلالت می کند که دیدن هلال، در یک شهر، برای دیگر شهرها نیز بسنده می کند؛چه، اگر مقصود امام(ع) شهرهای نزدیک بود، می بایست چون در مقام بیان است، این قید را ذکر کند.

 

4.«و عنه،عن القاسم، عن ابان،عن عبدالرحمن بن ابی عبداللّه، قال:سالت ابا عبداللّه(ع)عن هلال شهر رمضان یغمّ علینا فی تسع وعشرین بن شعبان. قال:لاتصم الاّ ان تراه فان شهد اهل بلد آخرفاقضه.»

عبدالرحمن بن ابی عبداللّه می گوید:درباره هلال ماه رمضان، در شرایطی که دربیست ونهم شعبان، آن را    ندیده ایم،پرسیدم. امام(ع) فرمود: روزه مگیر، مگر این که آن را ببینی. پس اگرمردم شهری دیگر،گواهی دادند، آن روزه را قضا کن. 

این حدیث، به واسطه وجود قاسم بن محمد جوهری، درسلسله سند آن،حدیثی ضعیف است؛ چه این که هیچ توثیقی درباره او نرسیده است. با این وجود،حضرت آیت اللّه خویی رنج توثیق این راوی را و تصحیح آن را از این ناحیه، بردوش کشیده و نوشته است: «وی،ازراویان کامل الزیارات است وازآن جا که راویان این کتاب، همگی، ثقه اند،روایت اونیزصحیح است ومی توان به آن تکیه کرد.»

امّا شنیده شده که بعدها، وی ازاین نظر برگشته و در برگه ای که آن را درحوزه های علمیه پخش کرده اند، دیدگاه جدید خویش را اعلام داشته است.

محققان معتقدند: راه دیگری هم برای توثیق روایت وجود دارد وآن این که: ابن ابی عمیر،بزنطی و صفوان ازقاسم بن محمد جوهری، نقل حدیث کرده اند.ازدیگرسوی،اینان بدان مشهورندکه خبراز راویان ثقه حدیث نقل نمی کنند.

گروهی، همانند محقق و شهید،که شمارشان ازده تن می گذرد، در طول ادوار گوناگون، از این نقل، چنین برداشت کرده اند که: حدیث قاسم بن محمد،حدیثی پذیرفته است.

اینک،اگرازاین مساله، برای ما،اطمینانی حاصل آید،همان بسنده است وگرنه،این روایت،همچنان بر ضعف خود، باقی است.

ازدیدگاه آیت اللّه خویی،این مساله[که ابن ابی عمیر و بزنطی و صفوان،ازقاسم بن محمد،نقل حدیث کرده اند] اهمیت چندانی ندارد و حدیث، برابرآخرین نظری که اعلام داشته، همچنان حدیثی ضعیف است.

به هرروی، مضمون این حدیث، روشن است ونیازی به توضیح ندارد.

 

5.«محمّد بن الحسن باسناده عن محمّد بن الحسن الصفّار، عن محمّد بن عیسی، قال: کتب الیه ابو عمر اخبرنی یا مولای انّه ربّما اشکل علینا هلال شهر رمضان و لانراه ونری السّماء لیست فیها علّه ویفطر الناس و نفطرمعهم ویقول قوم من الحساب قبلنا:انّه یری فی تلک اللّیله بعینها بمصروافریقیه و الاُندلس،هل یجوزیا مولای ما قال الحساب فی هذا الباب حتی یختلف العرض علی اهل الامصار،فیکون صومهم خلاف صومنا و فطرهم خلاف فطرنا؟فوقع لاصوم من الشّک افطر لرؤیته وصم لرؤیته.»

محمد بن حسن، به سند خود ازمحمد بن حسن صفار،ازمحمد بن عیسی نقل می کند که گفت: ابو عمر برای امام(ع) نوشت: مولای من! مرا خبر ده که گاه، برای ما، هلال ماه رمضان مشکل می شود و آن را نمی بینیم و آسمان را می بینیم که در آن علتی نیست [که مانع دیدن باشد] پس مردم، روزه نمی دارند و ما نیز روزه نمی گیریم.

گروهی ازمنجمان، پیش ازآن، به ما می گویند: ماه درست،درهمین شب،درمصر،آفریقا واندلس دیده می شود.

مولای من! آیا برای پذیرش آنچه منجمان گفته اند رواست تا درنتیجه، وضع برای ساکنان شهرهای متفاوت، اختلاف داشته،روزه آنان مخالف روزه ما وروزه نداشتن آنان نیز،مخالف روزه نداشتن ما باشد؟

حضرت، درتوقیع خود فرمود: به واسطه شک، نمی توان روزه گرفت. روزه را واگذار به دیدن آن و روزه بگیر به دیدن آن.

آیت اللّه گلپایگانی، درمقام استدلال دراین باره، به روایت بالا اشاره کرده است ومی نویسد: «شاید این روایت وسائل... براین مطلب دلالت کند؛زیراراوی،درباره گفته منجمان،مبنی بردیدن هلال درآفریقا واندلس می پرسد وامام(ع)درپاسخ می فرماید:با شک نمی توان روزه گرفت؛امّا نمی فرماید:دیدن هلال درسرزمین های دورکفایت نمی کند.»

يكي ازصاحب نظران می گوید: درروایت، نکته دیگری هم برای دلالت براین مطلب [که دیدن درهر جا باشد،کفایت می کند] وجود دارد وآن، سخن راوی است که از باب استنکارو اظهار شگفتی می گوید: «آیابرای ما، پذیرش آنچه منجمان گفته اند،رواست؟ تا درنتیجه، وضع برای ساکنان شهرهای متفاوت، اختلاف داشته وروزه آنان، مخالف روزه ما وروزه نداشتن آنان نیز،مخالف روزه نداشتن ما باشد؟»

گویا،آنچه برای آنان، شناخته شده وآشنا بوده،این بوده است که همه شهرها و سرزمین ها، درآغازوپایان روزه، بریک وضع باشند. (19)

 

 دکتر اسدالله افشار

 

پانویس‌ها:

1-  تحقیقات اسلامی، سال 15، شماره 2،سال 16، شماره 1،ص 24 28، «رؤیت هلال؛ مشکلات وراه حلها».

 2- تهذیب الاحکام، ج 4، ص 158، ح 444؛ الوافی، ج 11، ص 132، ح 10549.

3- ال آثار الباقیه، ص 75. 

4- رؤیت هلال، ج 3، ص 2038.

5- الکافی، ج 4، ص 82 83 ؛ تهذیب الأحکام، ج 4، ص 317، ح 965 ؛ الوافی، ج 11، ص 157 158، ح 10598 10600 ؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 131 133، ح 13034 13036.

6- الفقیه، ج 2، ص 127، ح 1926؛ وسائل الشیعه، ج 10، ص 131، ح 13031.

7- ظاهراً به دلیل مخالفت با والی در عید گرفتن، خانه اش را آتش زد.

8- الطبقات الکبری، ج 5، ص 32.

9- فوائد المرجان، ص 109.

10- النقض، ص 618- 619. 

11- تاریخ ابن قاضی شهبه، ج 3، ص 518. 

12- الفقه علی المذاهب الخمسه، ص 164 .

13- فقه الإمام الصادق(ع)، ج 2، ص 47.

14- اجتماع أهل الإسلام علی عید واحد کلّ عام، ص 20-21. 

15- الحکم الشرعی فی إثبات رؤیه الهلال، ص 5-6. 

16- تیسیر الفقه، فقه الصیام، ص 31. 

17- روزنامه المدینه، شنبه 4 ذی حجه 1425، شماره 15242، ص 4. 

18- مختاری، رضا،رؤیت هلال، مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 43.

19- خزعلی، ابوالقاسم، پژوهشی دردیدن هلال ماه، مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 4. چند نکته درباره رؤیت هلال، فقه اهل بیت(ع)، ش 43، ص 169. 

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117304کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ