در تاریخ ۵ سپتامبر به وقت محلی، «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا فرمانی اجرایی امضا کرد که به موجب آن وزارت دفاع ایالات متحده به «وزارت جنگ» تغییر نام میدهد؛ اقدامی که توجه گسترده بینالمللی را برانگیخته است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در تاریخ ۵ سپتامبر به وقت محلی، «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا فرمانی اجرایی امضا کرد که به موجب آن وزارت دفاع ایالات متحده به «وزارت جنگ» تغییر نام میدهد؛ اقدامی که توجه گسترده بینالمللی را برانگیخته است. کاخ سفید اعلام کرد که نام «وزارت جنگ» پیام قویتری از «آمادگی و قاطعیت» نسبت به «وزارت دفاع» منتقل میکند. «پیت هگزث» وزیر دفاع نیز توضیح داد: «ما قرار است تهاجمی عمل کنیم، نه صرفاً دفاعی. حداکثر مرگبار بودن، نه قانونی نیمبند.» پرسش این است که باید این رویکرد را چگونه دید؟
«وزارت جنگ» ایالات متحده که در سال ۱۷۸۹ تأسیس شد، در واقع پیشزمینه و نهاد پیشین وزارت دفاع کنونی بود. بازگرداندن این نام از سوی دولت آمریکا، بخشی از کارزار برای پاکسازی طرفداران «جهانیگرایی» در عرصه سیاسی آمریکا تلقی میشود. کاخ سفید بر این باور است که شور و شوق جهانیگرایان پس از جنگ جهانی دوم برای دخالت در امور اروپا و منطقه آسیا-پاسیفیک، موجب شده است که آمریکا در ۲۵ سال گذشته در هیچ جنگی پیروز نشود و همین امر یکی از عوامل گرفتاریهای کنونی داخلی و خارجی این کشور است. از نگاه دولت ترامپ، «وزارت دفاع» که پس از جنگ جهانی دوم چنین نام گرفت، مترادف با شکست است.
«وزارت جنگ» ریشههای تاریخی مشخصی دارد. از ۱۷۸۹ تا ۱۹۴۷، این نهاد با پیروزیهای نظامی پیاپی، آمریکا را از کشوری محدود در سواحل آتلانتیک به قدرتی پهناور در دو اقیانوس بدل کرد. بومیان آمریکا، مکزیکیها و دیگر اقوام یا سرکوب شدند یا مجبور به واگذاری سرزمینهای وسیع شدند. تحت فشار آمریکا، کشورهایی مانند روسیه، فرانسه و بریتانیا به تدریج از قاره آمریکا عقبنشینی کردند. دولت کنونی آمریکا معتقد است که در آن دوران، انسجام داخلی و ملیگرایی پرشوری وجود داشت و امروز نیز «از دست رفتن ارزشهای آمریکایی» و «بدهی ملی سرسامآور» نتیجه نفوذ جهانیگرایان است. بنابراین، اگر آمریکا بخواهد دوباره در جنگها پیروز شود، باید وزارت دفاع را به وزارت جنگ تغییر نام دهد و تاریخ «موفقیتهای درخشان» ارتش را بازسازی کند.
این اقدام، تلاشی برای بازتولید منطق «دکترین مونرو» قرن نوزدهم در قرن بیستویکم است: حفظ برتری نظامی در قاره آمریکا برای امکان گسترش در مناطق اطراف و جلوگیری از نفوذ نیروهای خارجی در امور منطقهای. همچنین نشاندهنده درک آمریکا از افول قدرت جهانیاش و حرکت به سمت عقبنشینی راهبردی است. تبدیل کانادا به «پنجاهویکمین ایالت»، بازپسگیری کنترل کانال پاناما و اشغال گرینلند، اهدافی هستند که آمریکا آشکارا اعلام کرده است.
طبق پیشنویس جدید «راهبرد دفاع ملی»، ارتش آمریکا باید اولویت نخست را حفاظت از سرزمین اصلی و نیمکره غربی قرار دهد. اخیراً آمریکا به شکل قابل توجهی حضور نظامی خود را در اطراف ونزوئلا افزایش داده و شایعاتی وجود دارد که ارتش آمریکا درصدد ورود به مکزیک برای مقابله با کارتلهای مواد مخدر است. بنابراین، نخستین کشورهایی که در معرض استراتژی «جنگیدن و پیروزی» وزارت جنگ قرار خواهند گرفت، به احتمال زیاد کشورهای قاره آمریکا خواهند بود.
واقعیت این است که در سراسر تاریخ آمریکا، چه به نام «دفاع» و چه به نام «جنگ»، ماهیت مداخلات نظامی خارجی این کشور تغییر چندانی نداشته است. آمارها نشان میدهد از زمان استقلال آمریکا در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ تا امروز، این کشور در کمتر از ۲۰ سال از ۲۵۰ سال گذشته در صلح بوده است. بنا بر برخی آمارها، از پایان جنگ جهانی دوم در ۱۹۴۵ تا ۲۰۰۱، از میان ۲۴۸ درگیری مسلحانه در ۱۵۳ نقطه جهان، ۲۰۱ مورد (۸۱ درصد) به تحریک آمریکا رخ داده است. از جنگ کره تا ویتنام، از افغانستان تا عراق، آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بیشترین جنگهای خارجی را آغاز کرده است.
تاریخ بارها نشان داده است که برتری نظامی و سیاست قدرت بهتنهایی نمیتواند کشوری را واقعاً تقویت کند یا جایگاه بینالمللی آن را ارتقا دهد. برعکس، این امر موجب درگیریهای بیشتر و بیثباتی نظم بینالمللی میشود. دلیل اینکه آمریکا در دهههای اخیر الگوی «پیروزی در نبردهای متعدد اما شکست در جنگ نهایی» را تکرار کرده، نه کمبود توان نظامی، بلکه بیاحترامی به حاکمیت و منافع کشورها و فقدان مسئولیتپذیری در امور جهانی است. اگر این انگیزه برای ایجاد آشوب و بحران در مناطق مختلف تغییر نکند، تغییر نام وزارت دفاع هیچ تأثیری در جلوگیری از شکستهای آمریکا در مداخلات خارجی نخواهد داشت.
ممکن است نام «وزارت جنگ» در برخی آمریکاییها حس نوستالژی نسبت به «تاریخ پرافتخار» برانگیزد، اما زمانه تغییر کرده است. در شرایط امروز که جهانیشدن رو به تعمیق است، کشورها به شدت به هم وابستهاند. مهم نیست نام پنتاگون چه باشد، جامعه جهانی به اقدامات واقعی آمریکا چشم دوخته است: آیا همچنان به دامن زدن به اختلافات، نقض قواعد و تحریک درگیری ادامه خواهد داد یا به چندجانبهگرایی بازخواهد گشت و در مدیریت جهانی مشارکت خواهد کرد؟ اگر آمریکا واقعاً در پی «امنیت» است، باید صادقانه به تأثیرات منفی استراتژی نظامی و سیاست خارجی خود بر صلح جهانی در چند دهه اخیر بیندیشد.
صلح و توسعه، دو موضوع اصلی دوران ما هستند. آمریکا با توجه به منابع و قدرت فراوان، باید مسئولیت بیشتری بپذیرد و مروج صلح باشد، نه سخنگوی جنگ. امسال، مصادف با هشتادمین سالگرد پیروزی در جنگ جهانی ضد فاشیسم است. امید میرود که آمریکا همراه با جامعه جهانی از نظام بینالملل مبتنی بر سازمان ملل حمایت کند، به امنیت مشترک، جامع، تعاملی و پایدار متعهد شود، اختلافات را از راه گفتوگو حل کند، چالشها را از راه همکاری رفع نماید و چندجانبهگرایی را – نه اقدام یکجانبه نظامی – به جریان اصلی امنیت جهانی بدل سازد.
اگر آمریکا بخواهد با نام «وزارت جنگ» به همسایگانش زور بگوید یا حتی جنگی را آغاز کند، با مخالفت قاطع جهان روبهرو خواهد شد.
جان کلام:
این مقاله استدلال میکند که تغییر نام «وزارت دفاع» به «وزارت جنگ» توسط دولت ترامپ صرفاً اقدامی نمادین است که بازگشت به منطق سلطهجویانه قرن نوزدهم را تداعی میکند.
اما مسئله اصلی نام وزارتخانه نیست، بلکه ماهیت تغییرناپذیر مداخلات نظامی آمریکا است که همواره موجب بیثباتی جهانی و شکست سیاسی شده است.
نویسنده تأکید دارد که آمریکا اگر واقعاً به دنبال امنیت است باید به چندجانبهگرایی، احترام به حاکمیت کشورها و همکاری بینالمللی بازگردد.
در غیر این صورت تغییر نام هیچ دستاوردی نخواهد داشت و تنها مخالفت جامعه جهانی را برخواهد انگیخت.
سرمقاله
۱۷ شهریور ۱۴۰۴
۸ سپتامبر ۲۰۲۵
برگردان، کوتاه سازی و جان کلام: سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/112381