روسیه و ایران بهعنوان دو همسایه و قدرت بزرگ با تاریخ باشکوه، در طول قرنها رابطهای دشوار و شطرنجی داشتند. این به اعتبار پراگماتیسم ایرانی است که این کشور یاد گرفت به جای گرفتار شدن در دشمنی ابدی، با پیامدهای توسعه طلبی روسیه تزاری زندگی کند....
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، روسیه و ایران بهعنوان دو همسایه و قدرت بزرگ با تاریخ باشکوه، در طول قرنها رابطهای دشوار و شطرنجی داشتند. این به اعتبار پراگماتیسم ایرانی است که این کشور یاد گرفت به جای گرفتار شدن در دشمنی ابدی، با پیامدهای توسعه طلبی روسیه تزاری زندگی کند. از برخی جهات، ایران نیز در مصائب چین به دست قدرتهای استعماری شریک بود. چنین تجربیات تلخی ناگزیر در روح و روان یک ملت جاری می گردد.
بنابراین، امضای معاهده مشارکت راهبردی جامع ایران و روسیه در 28 دیماه ( 17 ژانویه) در مسکو در واقع نقطه عطفی در دشواری هاست تا نشان دهنده پذیرش متقابل به عنوان شراکت در روابطی برابر باشد. همچنین تلاشی برای ایجاد ابزار محافظتی است تا بتواند مسیر جدیدی از روابط را در جهت منافع متقابل ایجاد کند. واقعیتی که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، به درستی آن را یک "دستیابی به موفقیت" خواند.
مذاکرات طولانی شد و امضای سند توسط دو رئیس جمهور ولادیمیر پوتین و خود مسعود پزشکیان به تعویق افتاد. اما هر کسی که با ایرانیها مذاکره کرده است، میداند که اغلب در آخرین لحظه با پیشنهادهای تازه دست و پنجه نرم میکنند و همیشه مذاکرهکنندگان سرسختی هستند - بهویژه در زمینههای استراتژیک مانند انرژی.
از سوی دیگر، هم روسیه و هم ایران به شدت آگاه هستند که این یک رابطه از بالا به پایین است. روس ها کاملاً آگاه هستند که با رهبری جدیدی در تهران سروکار دارند که بهبود روابط ایران با غرب را در اولویت قرار داده و بر همسایگان خلیج فارس که متحدان نزدیک آمریکا هستند تمرکز دارد.
اگرچه پوتین پیش نویس پیمان را در شهریور ( سپتامبر گذشته ) تصویب کرد ، اما امضای این سند به تعویق افتاد. روسیه از عقلانیت و خود محدودیتی که ایران در توسعه برنامه هسته ای و دستاورد درخشان آن برای دستیابی به توانایی بازدارنده بدون ایجاد سلاح های هسته ای اعمال می کند ، قدردانی می کند. در نقطه مقابل ، روسها مطمئناً می دانند که ایرانیها هرگز امتیازات حاکمیتی و خودمختاری استراتژیک خود را با هیچ کشوری معامله نخواهند داد.
با این حال، تغییر دولت در تهران پس از مرگ ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور سابق، عنصری از عدم اطمینان را ایجاد کرد، زیرا انتخابات متعاقب آن و تشکیل دولت جدید به نوعی «تغییر رژیم» بود.
راهبرد سیاست خارجی دولت جدید به رهبری پزشکیان – بهبود روابط ایران با همسایگان خلیج فارس (و غرب) – را معطوف به حل مسئله هسته ای خود با آمریکا نمود. کشوری که کلید لغو تحریم های غرب که مسیر بهبود اقتصادی ایران از آن می گذارد را در دست دارد.
با این حال، اراده سیاسی در سطح رهبری برای ایجاد یک مشارکت استراتژیک در چشم انداز بلندمدت مورد تردید نیست. هم روسیه و هم ایران مزیت های تاکتیکی و استراتژیک را در همکاری نزدیک در شرایط تحریم متصور هستند. جالب توجه است که ماده 19 معاهده توجه زیادی به تبادل تجربیات در مورد چگونگی عقب راندن تحریمهای شدید غرب دارد.
پزشکیان تاکید کرد: پیش از سفر به مسکو با آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی گفتوگو کرده است. ایشان تاکید کردند «توسعه روابط همه جانبه با روسیه خیلی مهم است». تعامل صمیمی، محترمانه و قابل اعتماد پوتین و آیت الله خامنهای، نقطهی اصلی روابط در دهه اخیر بوده است البته ادامه این روابط تا حد زیادی به موقعیت رهبری ایران پس از آیت الله خامنه ای 86 ساله بستگی دارد.
برجستگی این معاهده در گسترش و تعمیق همکاری های نظامی، جهش بزرگ در روابط انرژی با برخی پروژه های بزرگ مانند سوآپ نفت و خط لوله جدید گاز از طریق آذربایجان با ظرفیت برنامه ریزی شده 55 میلیارد مترمکعب می باشد که نقطه عطفی در تاریخ فی مابین به شمار می رود. تلاشهای مشترک برای دلارزدایی و سیستم تسویه به ارز محلی و در مجموع، سطح کیفی جدیدی از هماهنگی در استراتژیهای سیاست خارجی دو کشور در چارچوب دوجانبه و چندجانبه مانند اوراسیا EAEU، بریکس BRICS و پیمان شانگهای SCO شکل گرفته است.
با این حال، ادغام در سرچشمه و جای پیدایش اوراسیا که ایران باید خود را مظهر آن بداند ممکن است برای این کشور که خود را ار حیث تاریخی فاقد «ذهنیت بلوکی» می بیند فقط تا یک حدی مناسب باشد، و به دلیل همین ذهنیت است که بیشترین اهمیت را به خودمختاری استراتژیک می دهد. بطور دردناکی جالب اینجاست که ماده 3 این معاهده، به فعالیت های مخربی اشاره می کند که هیچ یک از طرفین نباید علیه دیگری متعهد شود!
ایران با تهدید تهاجم خارجی مواجه نیست ولی از داشتن توافقنامه ای هم طراز با پیمان دفاعی متقابل روسیه با کره شمالی یا آمریکا با بیش از نیمی از کشورهای آمریکای لاتین و فیلیپین کوتاه می آید. با این وجود، پزشکیان گفت که همکاری نظامی تمام عیار با روسیه اکنون امکان پذیر است. وی خاطرنشان کرد: دشمن نباید توهم داشته باشد که به راحتی می تواند ما را شکست دهد. وی بهمین بسنده می کند و در همین جا نقطه می گذارد.
این معاهده دو کشور را موظف نمی کند تا به دفاع از طرفی بپردازند که مورد حمله قرار گرفته است. در عوض، آنها موافقت می کنند تا به متجاوز کمک نظامی نکنند!
کافی است که بگوییم، این معاهده از ایجاد یک ائتلاف کم می گذارد، در حالی که احتمالاً میتوانست «اثر پروانهای» *** (تعریف عبارت در پائین صفحه) ناشی از یک اتحاد بر سیاست منطقهای داشته باشد. ایران تجربه کرده است که روسیه در مقابل حملات شدید و بی امان هوایی اسرائیل علیه استقرارهایش در سوریه منفعل باقی مانده است. مسکو حتی برای جلوگیری از حملات اشتباه به یکدیگر، مکانیسمی برای رفع تعارض به صورت دوجانبه با تلآویو ایجاد کرده است- هرچند روسیه و ایران در طول جنگ داخلی سوریه در یک سمت با هم رزمان خود میجنگیدند.
اگر نزدیک شدن ایران و آمریکا در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، آغاز شود، هر چند ممکن است مضحک و غیر طبیعی به نظر برسد اما این معاهده به شدت در معرض آزمایش قرار خواهد گرفت -اما وابستگی ایران به روسیه تنها در صورتی افزایش مییابد که ترامپ به استراتژی «فشار حداکثری» بازگردد و تلاش کند دوستی فزاینده عربستان و ایران را برای متقاعد کردن ریاض به عادیسازی با اسرائیل بر اساس روح توافقنامه ابراهیم و تنظیم مجدد قطبنمای سیاست خارجیاش به حالت قبلی برگرداند. موقعیت پیشفرضی که ایران را در شرایط خصمانه قرار میدهد.
توافقات فی نفسه چیزی را تغییر نمی دهد. کلید در اجرای آنها نهفته است. ساخت نیروگاه اتمی بوشهر بی دلیل به تعویق افتاد زیرا روس ها تحت فشار آمریکا و اسرائیل پای خود را از معاهده پس کشیدند و تهران را مجبور به تشکیل پرونده ای با ادعای خسارت کردند. البته شرایط امروز متفاوت است، اما اینکه روسیه تا چه اندازه مایل به انتقال فناوری پیشرفته نظامی به ایران خواهد بود، یک سوال باز باقی می ماند.
چشم انداز تبدیل شدن معاهده روسیه و ایران به یک تغییر دهنده بازی در سیاست منطقه ای نیز به دگرگونی فعلی در عادی سازی عربستان سعودی و ایران و روندهای مرتبط با آنها در سیاست منطقه ای بستگی دارد. روسیه به یکی از ذینفعان در تقویت چنین روندهایی تبدیل می شود. شکی نیست که با افزایش عدم اطمینان در روابط روسیه و ترکیه و رقابت در دریای سیاه (که دیگر «دریاچه روسیه» نیست)، ایران را به یک شریک کلیدی در اتصال منطقهای روسیه تبدیل می کند. جای تعجب نیست که این معاهده اذعان می کند که همکاری در منطقه دریای خزر حیاتی است.
تمایل روسیه برای عملیاتی کردن کامل کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) بدیهی است. این معاهده (مواد 20 و 21) بر بخش حمل و نقل به عنوان یک منطقه استراتژیک در روابط روسیه و ایران تاکید دارد. ایران در موقعیت خود به عنوان یک مرکز منطقه ای قابل اعتماد که روسیه را با برخی از کشورهای کلیدی در جنوب جهانی از جمله هند و پاکستان وصل می کند، دست خواهد یافت.
پینوشت:
***اثر پروانهای در بردارنده یک واقعیت دروندادی جزئی است که می تواند ستاده ای بسیار بزرگ و غیر قابل پیش بینی ایجاد نماید. مثلا از به هم زدن بال یک پروانه در یک نقطه از دنیا موجی ایجاد می شود که می تواند در نقطه دیگر از جهان طوفان سهمگینی ایجاد کند.
بقلم ام.ک.بهادراکومار
5 بهمن 1403
24 ژانویه 2025
برگردان و تنظیم علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/104289