درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۱۱۸۰۶۲۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷ : ۱۸ بازدید: ۳۳۳۰دیدگاه: ۰

حمله موشکی ایران به مواضع نیروهای آمریکایی در اردن

اردن؛ نقطه ثقل بازدارندگی ایران

اردن؛ نقطه ثقل بازدارندگی ایران ایران نشان داده است که می‌تواند حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا را بخشی از محاسبات امنیتی مستقیم خود قرار دهد؛ آمریکا نیز نشان داده که هنوز از ظرفیت‌های گسترده دفاعی و تهاجمی برخوردار است و توان پاسخ‌گویی خود را حفظ کرده است.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در سیاست بین‌الملل، قدرت واقعی آنجایی آشکار می‌شود که تصمیم سیاسی با توان نظامی، اطلاعاتی و عملیاتی در میدان پیوند می‌خورد. آنچه بامداد چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ در حمله موشکی ایران به مواضع نیروهای آمریکایی در اردن رخ داد، صرفاً یک عملیات نظامی در جغرافیای اردن نبود؛ بلکه رخدادی بود که باید در چارچوب بزرگ‌ترِ بازتعریف معادله بازدارندگی، عمق راهبردی و هزینه حضور نظامی ایالات متحده در غرب آسیا فهم و تحلیل شود.

گزارش‌های منتشرشده حاکی است که ایران در این حمله موشک‌های بالستیک را به سمت مواضع آمریکایی در اردن شلیک کرده و سنتکام آن را «تلاش برای یک حمله غافلگیرکننده» خوانده است. اردن نیز از رهگیری پنج موشک خبر داد. هم‌زمان، رسانه‌های آمریکایی گزارش دادند که حمله پس از یک وقفه کوتاه در درگیری‌ها صورت گرفت و متعاقب آن، ایالات متحده همراه با عربستان سعودی به مواضع گروه‌های همسو با ایران در عراق حمله نموده است.

اهمیت این رخداد دقیقاً در همین نقطه است: ایران نشان داد که در محاسبات امنیتی خود، صرفاً به مرزهای جغرافیایی خویش محدود نمی‌ماند و می‌تواند شبکه استقرار، پشتیبانی و فرماندهی نیروهای آمریکایی را در گستره منطقه به عنوان بخشی از معادله تهدید و بازدارندگی مورد محاسبه و حمله قرار دهد.

از سوی دیگر، نباید این حادثه را با ساده‌سازی به معنای «پیروزی قطعی یک طرف» یا «شکست کامل طرف دیگر» تعبیر کرد. رهگیری موشک‌ها توسط پدافند اردن و آمریکا نشان می‌دهد که این عملیات از منظر اصابت و خسارت، نیازمند ارزیابی دقیق و مستند است؛ اما همین واقعیت نیز چیزی از اهمیت راهبردی آن کم نمی‌کند. در جنگ مدرن، گاهی نفسِ توانایی تحمیل وضعیت هشدار، تغییر آرایش دفاعی، افزایش هزینه حفاظت از پایگاه‌ها و مجبورکردن دشمن به واکنش، خود بخشی از قدرت بازدارندگی است.

از این منظر، پرسش اصلی این نیست که «چند موشک اصابت کرد؟» بلکه پرسش عمیق‌تر آن است که چرا آمریکا، با وجود برخورداری از گسترده‌ترین شبکه اطلاعاتی، ماهواره‌ای و پدافندی جهان، همچنان ناگزیر است برای حفاظت از نیروهای خود در منطقه، سناریوی حمله ناگهانی ایران را جدی تلقی کند؟

پاسخ به این پرسش، ما را به چهار سطح اصلی بحث می‌رساند: نظامی، سیاسی، بین‌المللی و منطقه‌ای؛ و در نهایت باید دید این رخداد چه تصویری از قدرت ایران در برابر آمریکا و چه پیامدی برای کشورهای عربی خلیج فارس ایجاد می‌کند.

 

۱. بُعد نظامی؛ از قدرت آتش تا قدرت شکل‌دهی به میدان

مهم‌ترین پیام نظامی حادثه اردن را باید در مفهوم عمق راهبردی جست‌وجو کرد.

ایالات متحده طی دهه‌های گذشته امنیت منطقه را بر مبنای شبکه‌ای از پایگاه‌ها، ناوگان‌ها، سامانه‌های دفاع هوایی، هواپیماهای رزمی، مراکز فرماندهی و نیروهای مستقر در کشورهای مختلف غرب آسیا طراحی کرده است. چنین الگویی در ظاهر مزیت بزرگی ایجاد می‌کند، اما یک آسیب بنیادین نیز دارد: هرچه شبکه استقرار گسترده‌تر شود، تعداد نقاطی که باید از آنها حفاظت شود نیز افزایش می‌یابد.

ایران در مقابل، با تکیه بر موشک‌های بالستیک، پهپادها، توان اطلاعاتی، جنگ الکترونیک و سایبری، پراکندگی عملیاتی و قابلیت‌های نامتقارن، تلاش کرده است هزینه این شبکه گسترده را برای واشنگتن بالا ببرد.

بنابراین اهمیت اردن در این است که نشان می‌دهد میدان نبرد دیگر الزاماً از خطوط مرزی ایران آغاز نمی‌شود. پایگاه آمریکایی در اردن، مرکز فرماندهی در منطقه، تأسیسات لجستیکی، مسیرهای انتقال تجهیزات و شبکه‌های پشتیبانی، همگی در محاسبه راهبردی تهران قرار گرفته‌اند.

گزارش‌های پیشین نیز نشان داده بود که ایران در تیرماه، اهداف آمریکایی در اردن و حتی منطقه عقبه را در چارچوب عملیات خود قرار داده بود؛ از جمله سپاه پاسداران بیان کرده بود که هواپیماهای نظامی آمریکایی در فرودگاه عقبه را هدف گرفته است، هرچند میزان خسارات بالا عنوان شده است اما سانسور خبری مانع از انتشار واقعی خسارات هستند. 

این روند یک پیام مهم برای پنتاگون دارد: پایگاه خارجی دیگر الزاماً به معنای منطقه امن نیست.

در چنین شرایطی، آمریکا مجبور است منابع بیشتری برای دفاع از نیروهای خود اختصاص دهد؛ پدافند را تقویت کند، نیروها را پراکنده سازد، جابه‌جایی تجهیزات را محدود کند و در انتخاب اهداف هجومی خود محتاط‌تر شود.

اینجاست که مفهوم «ابتکار عمل» اهمیت پیدا می‌کند. ابتکار عمل صرفاً به معنای شلیک نخست نیست؛ بلکه یعنی توانایی تحمیل محاسبات جدید به دشمن.

 

۲. اردن؛ چرا این جغرافیا از اهمیت راهبردی برخوردار است؟

اردن در نقشه امنیتی آمریکا یک کشور عادی نیست. این کشور در مجاورت اسرائیل، سوریه، عراق و عربستان قرار دارد و برای عملیات اطلاعاتی، لجستیکی و نظامی آمریکا اهمیت ویژه‌ای دارد.

بنابراین هرگونه تهدید علیه تأسیسات آمریکایی در اردن، فراتر از یک عملیات تاکتیکی، می‌تواند بر معماری امنیتی واشنگتن در بخش بزرگی از شامات و شمال عربستان اثر بگذارد.

اما اینجا یک ظرافت مهم وجود دارد: ایران اگر بخواهد فشار را بر آمریکا افزایش دهد، باید هم‌زمان مراقب باشد که هزینه عملیات مستقیماً بر کشورهای عربی میزبان تحمیل نشود.

این مسئله در مورد اردن و حتی کشورهای خلیج فارس اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا هر حمله‌ای که از نگاه این کشورها مستقیماً علیه حاکمیت ملی آنها تعبیر شود، می‌تواند آنها را بیش از پیش به سمت همکاری امنیتی با واشنگتن سوق دهد.

در نتیجه، چالش اصلی راهبرد ایران عبارت است از ایجاد یک توازن بسیار حساس میان:

هدف قرار دادن ظرفیت نظامی آمریکا ــ بدون تبدیل‌شدن به تهدید مستقیم برای کشورهای عرب منطقه.

 

این تمایز در آینده اهمیت تعیین‌کننده خواهد داشت.

 

۳. بُعد سیاسی؛ اردن فقط یک پایگاه نیست، یک پیام سیاسی است

از منظر سیاسی، حمله قرار دادن اردن برای واشنگتن معنایی فراتر از یک حمله موشکی دارد.

ترامپ پس از حمله، آن را «غافلگیرکننده» توصیف کرد و بر واکنش سخت آمریکا تأکید کرد. در همان حال، واشنگتن تلاش کرده است میان ادامه فشار نظامی و باز نگه‌داشتن مسیر مذاکره با تهران توازن برقرار کند. گزارش‌های اخیر نیز از ادامه تلاش‌های دیپلماتیک در کنار تشدید عملیات نظامی حکایت دارند.

این دوگانگی خود یک واقعیت راهبردی را آشکار می‌کند:

قدرت نظامی آمریکا هنوز بسیار بالاست، اما قدرت نظامی به‌تنهایی نتوانسته است مسئله ایران را برای واشنگتن حل کند.

از همین رو، آمریکا میان دو مسیر در نوسان است:

۱. افزایش فشار نظامی برای تحمیل هزینه؛

۲. بازگشت به مذاکره برای جلوگیری از جنگ فرسایشی و پرهزینه.

ایران نیز با نشان‌دادن قابلیت حمله به عمق منطقه می‌تواند تلاش کند هزینه گزینه نخست را افزایش دهد.

در این چارچوب، عملیات اردن را باید بخشی از دیپلماسی قدرت دانست؛ یعنی انتقال این پیام که مذاکره، اگر قرار باشد شکل بگیرد، از موضع فشار یک‌جانبه آمریکا نخواهد بود.

 

۴. بُعد بین‌المللی؛ آزمون اعتبار قدرت آمریکا

حمله به اردن برای جهان یک پرسش بزرگ‌تر ایجاد می‌کند: آیا شبکه نظامی آمریکا در غرب آسیا هنوز می‌تواند امنیت کامل نیروها و تأسیسات این کشور را تضمین کند؟

پاسخ البته «خیر مطلق» نیست. واقعیت آن است که آمریکا همچنان از برخی جهات از برتری نسبی هوایی، اطلاعاتی و پدافندی برخوردار است.  

اما مسئله در سطح دیگری قرار دارد.

قدرت آمریکا زمانی بیشترین اثر بازدارنده را دارد که ایران را از اقدام بازدارد. اگر ایران بتواند حتی در شرایط آماده‌باش و نظارت گسترده، حمله موشکی خود را طراحی و اجرا کند، معادله وارد مرحله‌ای تازه می‌شود: برتری سخت‌افزاری آمریکا دیگر الزاماً به معنای مصونیت عملیاتی آن نیست.

در نتیجه، مسئله اصلی از «چه کسی سلاح بیشتری دارد؟» به «چه کسی می‌تواند هزینه و ریسک بیشتری بر دیگری تحمیل کند؟» منتقل می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که قدرت نامتقارن ایران اهمیت پیدا می‌کند.

 

۵. غرب آسیا؛ بازتعریف مفهوم امنیت

در سطح منطقه‌ای، حمله به اردن در شرایطی رخ داده که آمریکا دارای شبکه گسترده‌ای از نیروها و تأسیسات نظامی در کشورهای عربی است.

در چنین شرایطی، هر بار که یکی از این پایگاه‌ها مورد تهدید قرار می‌گیرد، کشورهای میزبان با یک معضل راهبردی مواجه می‌شوند:

چگونه می‌توانند هم متحد آمریکا باقی بمانند و هم از تبدیل‌شدن خاک خود به میدان جنگ آمریکا علیه ایران جلوگیری کنند؟

این پرسش برای اردن بسیار جدی است و برای کشورهای خلیج فارس حتی جدی‌تر.

در تیرماه نیز حملات و تهدیدهای متقابل در منطقه باعث شد عربستان، امارات، قطر، کویت، بحرین و اردن نسبت به حملات ایران مواضعی را نه چندان قوی  اتخاذ کنند.

برخی تحلیل گران عافلیت طلب معتقدند؛ از این منظر، یک نتیجه مهم قابل مشاهده است: قدرت نظامی ایران اگرچه می‌تواند هزینه حضور آمریکا را بالا ببرد، اما اگر پیام سیاسی آن به‌درستی مدیریت نشود، ممکن است بخشی از کشورهای عربی را به سمت همگرایی امنیتی بیشتر با آمریکا سوق دهد. این همان پارادوکسی است که تهران باید آن را جدی بگیرد.

 

۶. کشورهای عربی خلیج فارس؛ میان ترس از ایران و بی‌اعتمادی به آمریکا

کشورهای عربی خلیج فارس در برابر تحولات اخیر در موقعیتی پیچیده قرار گرفته‌اند.

از یک سو، آنها به دلیل نگرانی از قدرت موشکی و پهپادی ایران و احتمال سرریز جنگ، خواهان کاهش تنش هستند.

از سوی دیگر، وابستگی امنیتی بخش بزرگی از این کشورها به آمریکا موجب می‌شود که در صورت تشدید حملات، به تقویت همکاری دفاعی با واشنگتن تمایل پیدا کنند.

اما در این میان یک تحول مهم نیز وجود دارد: اعتماد مطلق به چتر امنیتی آمریکا دیگر همان معنای سابق را ندارد.

اگر آمریکا نمی‌تواند از تمام پایگاه‌ها و متحدان خود در برابر حملات مو شکی و پهپادی به‌طور کامل محافظت کند، کشورهای منطقه ناگزیرخواهند شد به سمت تنوع‌بخشی به روابط امنیتی، دیپلماتیک و اقتصادی خود حرکت کنند.

از این زاویه، ایران می‌تواند یک فرصت راهبردی داشته باشد: به جای آنکه کشورهای عربی را صرفاً به عنوان «عمق عملیاتی دشمن» تلقی کند، آنها را به عنوان بازیگران مستقلی که امنیتشان باید از امنیت آمریکا تفکیک شود مورد خطاب قرار دهد.

این رویکرد می‌تواند در بلندمدت از شکل‌گیری یک ائتلاف عربی ـ آمریکایی ضدایرانی جلوگیری کند.

 

۷. عربستان؛ مهم‌ترین آزمون سیاست منطقه‌ای ایران

در میان کشورهای عربی، عربستان سعودی جایگاهی ویژه دارد.

در ۲۹ ژوئیه، عربستان اعلام کرد که همراه با سنتکام علیه مواضع گروه‌های همسو با ایران در عراق عملیات انجام داده و آن را در چارچوب دفاع از خود در برابر حملات به تأسیسات انرژی‌اش توصیف کرد.

 

این تحول اگر به یک روند پایدار تبدیل شود، برای ایران اهمیت زیادی خواهد داشت؛ زیرا ورود مستقیم‌تر عربستان به همکاری عملیاتی با آمریکا می‌تواند سطح جدیدی از قطبی‌شدن امنیتی در خلیج فارس ایجاد کند.

ایران و عربستان در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که گفت‌وگو و تنش‌زدایی میان دو قدرت بزرگ منطقه‌ای امکان‌پذیر است. بنابراین سیاست هوشمندانه تهران باید میان «بازدارندگی در برابر تهدید» و «جلوگیری از تبدیل رقابت به دشمنی دائمی» تفاوت بگذارد.

ایران برای حفظ دست برتر منطقه‌ای، بیش از هر چیز به ترکیب قدرت نظامی با ابتکار دیپلماتیک نیاز دارد.

 

۸. پیام اردن برای تل‌آویو؛ جغرافیای امن اسرائیل نیز محدودتر می‌شود

از منظر اسرائیل، مسئله فقط امنیت آمریکا در اردن نیست.

گسترش میدان درگیری به اردن نشان می‌دهد که عمق جغرافیایی اسرائیل و محیط پیرامونی آن می‌تواند تحت تأثیرتوان موشکی ایران قرار گیرد. شهر عقبه در جنوب اردن، در تیرماه نیز در گزارش‌های مربوط به شلیک موشک‌های ایران مطرح شد و موقعیت جغرافیایی آن در نزدیکی ایلات، اهمیت حادثه را برای اسرائیل دوچندان می‌کند.

از این رو، تل‌آویو با یک معادله دشوار روبه‌رو است:

هرچه میدان جنگ گسترده‌تر شود، عمق راهبردی اسرائیل و آزادی عمل نیروهای آمریکایی در منطقه محدودتر خواهد شد.

اما در مقابل، گسترش بیش از حد جبهه‌ها می‌تواند بهانه‌ای برای افزایش مداخله آمریکا و تشکیل ائتلاف‌های جدید فراهم کند.

پس برای ایران، مسئله صرفاً «ضربه‌زدن» نیست؛ مسئله اصلی، کنترل سطح و دامنه درگیری است.

 

۹. قدرت ایران؛ برتری مطلق یا قدرت بازدارنده مؤثر؟

برای ارزیابی علمی و نظامی  قدرت ایران نباید شتابزده تحلیل نمود و البته باید از ادعاهای مطلق هم در این خصوص فاصله گرفت.

ایران نه از نظر فناوری هوایی، نه از نظر ناوگان دریایی، نه از نظر ماهواره‌ای و نه از نظر حجم بودجه دفاعی با آمریکا قابل مقایسه نیست.

اما جنگ مدرن فقط جنگ مقیاس‌ها نیست.

ایران در حوزه‌هایی چون موشک‌های بالستیک، پهپادها، توانمندی‌های نامتقارن، جغرافیای راهبردی، عمق منطقه‌ای و توان ایجاد هزینه برای نیروهای مستقر آمریکا، مجموعه‌ای از مزیت‌های خاص دارد.

آمریکا نیز در مقابل، از شبکه عظیم پایگاه‌ها، برتری هوایی، ناوگان دریایی، اطلاعات ماهواره‌ای، سامانه‌های پدافندی و ظرفیت لجستیکی برخوردار است.

بنابراین واقع‌بینانه‌تر آن است که بگوییم:

 

ایران به نقطه‌ای از توان نظامی رسیده که آمریکا نمی‌تواند بدون محاسبه دقیق هزینه‌ها با آن وارد یک جنگ منطقه‌ای گسترده شود.

این تعریف، از نظر راهبردی بسیار مهم‌تر از ادعای «برتری مطلق» است.

 

۱۰. مهم‌ترین پیام اردن؛ تغییر محاسبه هزینه ـ فایده آمریکا

اگر یک پیام مرکزی از حمله به اردن استخراج کنیم، آن پیام این است:

ایران تلاش می‌کند هزینه حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا را از سطح قابل مدیریت به سطحی برساند که واشنگتن ناگزیر شود درباره فلسفه ادامه این حضور تجدیدنظر کند.

این راهبرد البته زمانی موفق خواهد بود که ایران بتواند میان سه عنصر توازن ایجاد کند:

قدرت نظامی + بازدارندگی + دیپلماسی منطقه‌ای.

صرف قدرت نظامی کافی نیست.

قدرت نظامی باید پشتوانه دیپلماسی باشد؛ دیپلماسی باید دستاورد نظامی را به امتیاز سیاسی تبدیل کند؛ و سیاست منطقه‌ای باید اجازه ندهد کشورهای عربی به صورت یکپارچه در اردوگاه امنیتی آمریکا قرار گیرند.

 

جمع‌بندی/ اردن، یک نقطه جغرافیایی یا یک نقطه عطف راهبردی؟

حمله بامداد ۷ مرداد را  به اردن؛ نمی‌توان تنها با شمار موشک‌ها، میزان خسارت یا موفقیت رهگیری‌ها سنجید.

اهمیت اصلی آن در پیام راهبردی عملیات است.

ایران نشان داده است که می‌تواند حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا را بخشی از محاسبات امنیتی مستقیم خود قرار دهد؛ آمریکا نیز نشان داده که هنوز از ظرفیت‌های گسترده دفاعی و تهاجمی برخوردار است و توان پاسخ‌گویی خود را حفظ کرده است. بنابراین آنچه در اردن شکل گرفته، نه پایان قدرت آمریکا و نه اثبات شکست کامل آن، بلکه ورود بازدارندگی ایران و آمریکا به مرحله‌ای پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر است.

در این میان، کشورهای عربی خلیج فارس بیش از دیگران در معرض انتخاب قرار دارند: آیا امنیت خود را همچنان در چارچوب چتر نظامی آمریکا تعریف خواهند کرد یا به تدریج به سوی یک معماری امنیتی منطقه‌ای حرکت می‌کنند که در آن ایران نیز یک واقعیت غیرقابل حذف باشد؟

پاسخ این پرسش، تا اندازه زیادی به رفتار آینده تهران بستگی دارد.

ایران اگر بتواند اقتدار نظامی را با خویشتن‌داری راهبردی، دیپلماسی فعال با همسایگان و ابتکار سیاسی همراه کند، می‌تواند قدرت نظامی خود را از یک ابزار دفاعی به یک سرمایه ژئوپلیتیکی تبدیل سازد.

در چنین صورتی، پیام اردن فقط برای واشنگتن و تل‌آویو نخواهد بود؛ بلکه برای ریاض، ابوظبی، دوحه، منامه، کویت و حتی مسقط نیز روشن خواهد شد که معادله آینده خلیج فارس را نمی‌توان بدون درنظرگرفتن قدرت ایران طراحی کرد.

اردن در این معنا یک پایگاه نیست؛ یک آزمون است: آزمون میزان آسیب‌پذیری شبکه نظامی آمریکا، آزمون ظرفیت بازدارندگی ایران و مهم‌تر از همه، آزمون اینکه آیا غرب آسیا در حال عبور از «امنیت آمریکایی» به سوی یک «موازنه منطقه‌ای جدید» است یا خیر.

پاسخ نهایی این پرسش هنوز در میدان و دیپلماسی نوشته می‌شود؛ اما یک واقعیت آشکار شده است: دیگر نمی‌توان امنیت غرب آسیا را صرفاً با حضور نظامی آمریکا تعریف کرد و قدرت ایران را از معادله کنار گذاشت. 

 

 دکتر اسدالله افشار

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/118062کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ