درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۱۱۷۹۴۹۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵ : ۱۸ بازدید: ۲۳۱۱۷دیدگاه: ۰

فرمانروایی بر ذهن‌ها: حقیقت در مسلخ روایت

تبارشناسی و آناتومی گفتمانِ جنگِ روایت‌ها

تبارشناسی و آناتومی گفتمانِ جنگِ روایت‌ها امروز، «روایتگری» سلاحی است که برد آن از موشک‌های قاره‌پیما بیشتر است. اگر ما قصه خودمان را برای جهان روایت نکنیم، دشمن آن را به میل خود بازنویسی خواهد کرد.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در جهان کهن، پیروز میدان کسی بود که پرچمش را بر فراز آخرین تپه دشمن برافراشته می‌کرد؛ اما در عصر پساخطیری که ما در آن زیست می‌کنیم، پیروز واقعی کسی نیست که سرزمین را فتح می‌کند، بلکه کسی است که موفق می‌شود«معنای»آن واقعه رادرذهن جهانیان تثبیت کند.حقیقت، اگرچه واحد است، اما پدیده «روایتگری» آن را به منشوری هزار وجه تبدیل کرده که هر جریان قدرت، نور را از زاویه‌ای خاص بر آن می‌تاباند تا سایه‌ای دلخواه بر دیوار افکار عمومی بیندازد. «جنگ روایت‌ها»، امروزه نه یک بحث نظری صرف، بلکه ستون فقرات منازعات مدرن است. در ادامه، تحلیلی مبسوط بر این مفهوم با تمرکز بر تحولات اخیر و «جنگ رمضان» تقدیم می‌شود:

 

یکم) تبارشناسی و چیستی جنگ روایت‌ها

جنگ روایت‌ها حاصل گذار از«انحصار رسانه‌ای» به «تکثر پیام‌رسانی»است. اگردرگذشته چند خبرگزاری بزرگ، جهان‌بینی مردم را می‌ساختند، امروزه هر کاربری در فضای مجازی یک راوی است. با این حال، قدرت‌های استکباری با استفاده از الگوریتم‌ها و کلان‌داده‌ها، شکلی نوین از پروپاگاندا را سازماندهی کرده‌اند. در جنگ رمضان، هدف ترور شخص نیست، بلکه «ترور شخصیت» یک ملت یا یک آرمان است. تاریخچه این نبرد به قدمت خود تمدن است، اما پیوند آن با فناوری‌های نوین در دهه اخیر، آن را به یک «جنگ شناختی» تمام‌عیار تبدیل کرده است.

 

دوم) آناتومی گفتمان در میدان جنگِ روایت‌ها

در عصر حاضر، جنگ تنها به معنای درگیری فیزیکی و تبادل گلوله نیست؛ بلکه «جنگ روایت‌ها» به عنوان خط مقدم اصلی، تعیین‌کننده سرنوشت ملت‌هاست. در این نبردِ نامرئی اما خشن، حقیقت و دروغ، هر یک تسلیحاتی استراتژیک هستند که تأثیرات عمیق و چندلایه‌ای بر بافتار جامعه می‌گذارند. از سوی دیگر، ما با دو دسته روایت روبرو هستیم: «روایت جعلی» که از جنس فریب، ترس‌افزایی و تحریف واقعیت است و هدفش فرسایش زیرساخت‌های اجتماعی وسیاسی است؛و «روایت حقیقی» که از جنس آگاهی، شفافیت و استناد به واقعیت‌هاست و کارکرد آن بازسازی اعتماد و انسجام است.

درک دقیقِ پیامدهای این دو قطبِ متضاد، تنها از طریق کالبدشکافیِ لایه‌لایهٔ تأثیراتشان بر عرصه‌های حیاتیِ یک کشور ممکن است. وقتی یک روایتِ کاذب، تارهای ریزِ اعتماد را می‌پارد و یا یک روایتِ حقیقی، بنیان‌های مقاومت را استوار می‌کند، این تأثیرات خود را نه‌تنها در هیئت دولت و بازار، بلکه در خانه‌های مردم، ذهنِ نخبگان، روانِ شهروندان و حتی سلامتِ جسمی و روحی جامعه نشان می‌دهد.

اینجا، با نگاهی جامع و تفکیک‌شده، دست به جراحیِ این تأثیرات می‌زنیم؛ تا مشخص کنیم چگونه «روایت‌های دروغین» به مثابه سمی آرام، ساختارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، بهداشتی و نظامی را آلوده می‌کنند و چگونه «روایت‌های حقیقی»، در برابر طوفان‌های جنگ، پناهگاهی از ثبات، امید و همبستگی فراهم می‌آورند. این تحلیل، تلاشی است برای واکاویِ آن واقعیتِ تلخ که در آن، گاهی یک روایت دروغ، زیان‌بارتر از یک حمله نظامی است و یک حقیقتِ روایی، قوی‌تر از هر سپری است. تأثیراین جنگ تنها به جبهه‌های نبرد نظامی محدود نمی‌شود، بلکه تمام ساحت‌های زندگی انسان را در بر می‌گیرد. در اینجا «آثار سازنده (روایت حقیقی/حقانی)» را در مقابل «آثار مخرب (روایت دروغین/جعلی)»؛ در هر یک از عرصه‌ها مقایسه می‌کنیم:

 

۱. عرصه سیاسی (حاکمیت، دیپلماسی و مشروعیت)

الف)آثار روایت دروغین (دشمن):

    * فرسایش مشروعیت داخلی: تلاش برای نشان دادن حکومت به عنوان «بی‌کفایت» یا «هزینه‌بر» تا پایه‌های اجتماعی آن سست شود.
    * تکفیر جهانی: برچسب زدن به تصمیمات استراتژیک کشور به عنوان «تهاجم‌طلبانه» برای مشروعیت‌بخشی به تحریم‌ها و فشارهای دیپلماتیک.
    * ایجاد شکاف نخبگان: القای این باور که رهبری از واقعیت‌ها بی‌خبر است یا نخبگان باید مسیر را تغییر دهند (ترور شخصیت نخبگان منتسب به نظام).

 

ب)آثار روایت حقیقی (مقاومت/حق):

    * انسجام سیاسی: تبدیل بحران‌های خارجی به فرصتی برای یکپارچه‌سازی صفوف سیاسی و کاهش تنش‌های درونی.
    * بازتعریف دیپلماسی: تغییر موازنه قدرت در تعاملات بین‌المللی از طریق نشان دادن «هزینه‌ی بالای حمله» به دشمن، که منجر به بازنگری در سیاست‌های کشورهای همسایه و منطقه می‌شود.
    * تثبیت هویت سیاسی: تثبیت جایگاه کشور به عنوان یک قدرت مستقل که از محورهای وابسته به استکبار فاصله گرفته است.

 

۲. عرصه اقتصادی (بازار، سرمایه و معیشت)

الف)آثار روایت دروغین:

    * حباب‌سازی و ترس مصنوعی: ایجاد اخبار کاذب درباره «فروپاشی پول ملی»، «قحطی غذا» یا «فرار سرمایه» برای تحریک مردم به احتکار یا فروش اموال با قیمت‌های پایین.
    * تخریب برند ملی: القای این ایده که تجارت با این کشور «ریسک‌دار» یا «نامعتبر» است تا شرکای تجاری واقعی هم دچار تردید شوند.
    فرسایش اعتماد به مدیریت: تمرکز بر سوتی‌های کوچک و نادیده گرفتن پیشرفت‌های کلان برای سلب اعتماد عمومی به تصمیم‌گیرندگان اقتصادی.

 

 

ب)آثار روایت حقیقی:

    * شفاف‌سازی و ثبات نسبی: وقتی حقیقتِ زنجیره تأمین و ظرفیت‌های داخلی روایت می‌شود، بازار از هیجانات کاذب خارج شده و سرمایه‌گذاران بومی اطمینان می‌یابند.
    * توسعه اقتصادی مقاومتی: روایتِ موفقیت‌های بومی‌سازی (چه در دارو، چه در صنایع دفاعی و غذایی) به مردم انگیزه می‌دهد تا به کالای داخلی اعتماد کنند که خود محرک بزرگی برای اقتصاد چرخه‌ای است.
    * مدیریت انتظارات: روایتِ صادقانه از دشواری‌های پیش‌رو، کمک می‌کند تا مردم برنامه‌ریزی معیشتی دقیق‌تری داشته باشند و از شوک‌های ناگهانی در امان بمانند.

 

۳. عرصه فرهنگی (هویت، ارزش‌ها و گفتمان)

الف)آثار روایت دروغین:

    * هویت‌زدایی: تلاش برای قلم‌به‌سر کردن تاریخ و هویت ملت و جایگزینی آن با فرهنگِ مصرفی و غربی.
    * نفاق فرهنگی: تجزیه کردن فرهنگ واحد کشور به بخش‌های قومیتی و مذهبی متخاصم برای ایجاد «برادری‌زدایی».
    * بی‌هویتی نسل جوان: القای این باور که ارزش‌های انقلابی یا اسلامی «عقب‌مانده» است و تنها راه پیشرفت، پذیرش الگوهای فرامذهبی است.

 

ب) آثار روایت حقیقی:

    * احیای اصالت: بازخوانی تاریخ پرافتخار و مقاومت در برابر استعمار، که باعث غرور ملی و حفظ هویت مستقل می‌شود.
    * تثبیت ارزش‌ها: روایت‌های حماسی و معنوی (مانند ایثار در جنگ‌های تحمیلی 12 روزه و 40روزه جنگ رمضان) باعث می‌شود نسل جدید با ارزش‌هایی مانند فداکاری، عدالت‌خواهی و غیرت آشنا شود.
    * گفتمان‌سازی مستقل: تولید محتوایی که نشان می‌دهد فرهنگ ایرانی-اسلامی می‌تواند با چالش‌های مدرن همگام باشد، نه اینکه آن را رد کند.

 

۴. عرصه اجتماعی (اعتماد، همبستگی و ساختار قومی)

الف) آثار روایت دروغین:

    * تفرقه افکنانه: برچسب زدن به اقوام یا گروه‌های مذهبی خاص به عنوان «متجاوز» یا «بهره‌بر» برای ایجاد نفرت‌پراکنی اجتماعی.
    * سلب اعتماد عمومی: القای این باور که «همسایه یا دوست، دشمن است» و هیچ‌کس قابل اعتماد نیست، که منجر به انزوای اجتماعی می‌شود.
    * طرح‌ریزی ناامیدی اجتماعی: تشویق به مهاجرت یا انزوا با روایتِ «آینده‌ای تاریک و بدون امید» برای جامعه.

 

ب)آثار روایت حقیقی:

    * همبستگی ملی: روایتِ ایستادگی همه‌جانبه مردم (از روستا تا شهر، از همه اقوام) باعث تقویت حس «ما» به جای «من» می‌شود.
    * بازسازی بافت اجتماعی: وقتی مردم می‌بینند که در سخت‌ترین شرایط نیز یکدیگر را یاری می‌دهند (مانند کمک‌های مردمی در روزهای جنگ)، پیوندهای اجتماعی عمیق‌تر می‌شود.
    * امیدآوری جمعی: روایتِ واقع‌بینانه از توانایی‌های کشور برای گذر از بحران، به جامعه روحیه‌ حرکت به جلو می‌دهد.

 

۵. عرصه بهداشتی و سلامت (جسم، روح و روان)

الف) آثار روایت دروغین

    * وبای روانی (اکزیلوس‌فوبیا): ایجاد ترس غیرمنطقی از بیماری‌ها، کمبود دارو یا آلودگی‌های محیطی که ناشی از حملات نظامی است، اما به صورت اغراق‌آمیز روایت می‌شود.
    * استرس مزمن: زندگی در فضای «عدم قطعیت کاذب» باعث فرسایش سیستم عصبی و ایمنی مردم می‌شود.
    * احساس قربانی بودن دائمی: القا این باور که «سیستم بهداشتی ورشکسته است» و «هیچ کمکی به شما نمی‌رسد»، که منجر به افسردگی و درماندگی习得ی می‌شود.

 

ب)آثار روایت حقیقی:

    * آرامش روانی ناشی از آگاهی: وقتی مردم دقیقاً می‌دانند وضعیت واقعی چیست (مثلاً اینکه داروها موجود است یا خطرات واقعی کدام است)، اضطراب کاذب کاهش می‌یابد.
    * تقویت روحیه (Resilience): روایت‌های مبتنی بر امید و ایمان، باعث ترشح هورمون‌های مثبت شده که خود به تقویت سیستم ایمنی بدن کمک می‌کند (روان‌تن‌شناسی).
    * بهداری جسمانی: پیشگیری از شایعات درباره‌ منابع غذایی یا آبی، مستقیماً از مسمومیت‌ها یا کمبودهای تغذیه‌ای ناشی از خریدهای هیجانی جلوگیری می‌کند.

 

۶. عرصه نظامی (امنیت، بازدارندگی و عملیات)

الف)آثار روایت دروغین:

    * فریب استراتژیک دشمن: اگر روایت دروغینِ ما (به عنوان چانه) دیده شود، دشمن گارد نمی‌گیرد؛ اما اگر روایت دروغینِ دشمن بر ما چیره شود، نیروها دچار شک در فرماندهی می‌شوند.
    * تهدید امنیت سایبری و اطلاعاتی: القای این باور که «ارتش توانایی دفاعی ندارد» برای از بین بردن روحیه رزمی نیروها در میدان.
    * ایجاد حس بی‌دفاعی: ترساندن مردم از حمله‌های بعدی بدون نشان دادن تدابیر گرفته‌شده، که باعث می‌شود مردم از زیرساخت‌های امنیتی کشور بگریزند.

 

ب)آثار روایت حقیقی:

    * بازدارندگی فعال: روایتِ شفاف از توانمندی‌های پدافندی و موشکی، به دشمن هشدار می‌دهد که هزینه حمله بسیار بیشتر از سود آن است. این خود یک ابزار جنگ نرم قدرتمند است.
    * هماهنگی عملیاتی: وقتی فرماندهی با صداقتِ تاکتیکی (در حد لازم) نیروها را آگاه می‌کند، هماهنگی در میدان نبرد افزایش می‌یابد و تلفات کاهش می‌یابد.
    * امنیت پایدار: اعتماد مردم به نیروهای مسلح به دلیل شفافیت در گزارش‌دهی، باعث می‌شود مردم خود را بخشی از سپاه مردم بدانند و از امنیت کشور در برابر جاسوس‌ها و نفوذی‌ها محافظت کنند.

 

7. تفاوت اصلی این دو روایت در کجاست؟

تفاوت اصلی این دو روایت اینجاست: روایت دروغین (چه از سوی دشمن و چه اگر ما دچار خودفریبی شویم) مانند سمی است که در کوتاه‌مدت شاید اثر کند، اما در بلندمدت ساختارها را از درون پوسانده و «سرمایه اجتماعی» را می‌کشد. اما روایت حقیقی، مانند بنیانی است که هرچه فشار بیرونی بیشتر شود، استحکام آن بیشتر نمایان می‌شود و جامعه را به سمت «بلوغ جمعی» هدایت می‌کند. در جنگ‌های اخیر، پیروزی ما دقیقاً به این دلیل بود که روایت حقیقیِ «مقاومت و ایستادگی» بر روایت کاذبِ «شکست و فروپاشی» غلبه کرد.

 

8. جنگ رمضان و تقابل روایت‌ها

در«جنگ رمضان»(تجاوزاخیرآمریکا و صهیونیست‌ها به ایران در بامداد روز شنبه 9اسفند ۱۴۰۴ و تا به امروز که نزدیک 90 روز است) ما شاهد پیچیده‌ترین لایه‌های این نبرد بوده ایم. 

پس از واقعه عظیم و حزن‌انگیز شهادت رهبر فقید انقلاب در پی تجاوز دشمن، ماشین رسانه‌ای جبهه استکبار—به‌ویژه با کارگردانی چهره‌هایی چون ترامپ و پلتفرم‌های اختصاصی‌شان— سعی داشت این‌گونه روایت کند که «ایران به پایان راه رسیده است». آن‌ها با تکیه بر دروغ‌های سیستماتیک و بزرگ‌نمایی ضربات نظامی، سعی در ایجاد آشوب داخلی و ناامیدی مطلق داشتند. 

اما «جنگ روایت‌ها» در این مقطع با پدیده‌ای به نام آگاهی ملی روبه‌رو شد. روایت متقابلی که از متن جامعه ایران برخاست، شهادت را نه پایان، بلکه آغاز یک انسجام نوین و خون تازه‌ای در رگ‌های مقاومت تصویر کرد. انتخاب سریع و هوشمندانه رهبری جدید توسط خبرگان، روایت «بی‌ثباتی» دشمن را با چالش جدی مواجه کرد. در جنگ رمضان، دشمن تلاش کرد با استفاده از ابزار «فریب»، واقعیت‌های میدانی و ایستادگی نیروهای مسلح ما را وارونه جلوه دهد، اما روایتِ «ایمان و پایداری» توانست بر روایت «ترس و تسلیم» غلبه کند.

 

جمع بندی پایانی

1- امروز، «روایتگری» سلاحی است که برد آن از موشک‌های قاره‌پیما بیشتر است. اگر ما قصه خودمان را برای جهان روایت نکنیم، دشمن آن را به میل خود بازنویسی خواهد کرد. پیروزی در میدان جغرافیا بدون پیروزی در میدان افکار عمومی، پیروزیِ ناتمامی است. از این رو، هوشیاری در برابر لاف‌زنی‌های سیاسی و دروغ‌های سازمان‌یافته(1)، نه فقط یک نیاز رسانه‌ای، بلکه یک ضرورت امنیت ملی است.

2- در جنگ‌های اخیر، به‌ویژه در برابر رژیم صهیونیستی، هدف روایت‌های دشمن فروپاشی انسجام درونی است. وقتی دشمن در میدان سخت با بن‌بست مواجه می‌شود، با بزرگ‌نمایی ضعف‌ها ونادیده گرفتن فتوحات طرف مقابل،سعی می‌کند«ادراک شکست»راجایگزین«واقعیت پیروزی» کند.

3- روایت‌ها به تهاجم فرهنگی مشروعیت می‌دهند. با برچسب‌زنی‌هایی چون «تروریسم» یا «نقض حقوق بشر» به مدافعان وطن، جای ظالم و مظلوم را در دیدگان جهانیان عوض می‌کنند تا فشار دیپلماتیک ایجاد نمایند.

4- شایعات و روایت‌های جعلی درباره قحطی، فروپاشی پولی یا بی‌ثباتی بازار، مستقیماً بر رفتار معیشتی مردم اثر می‌گذارند. در اینجا، «کاذب‌نمایی واقعیت‌های اقتصادی» خود به بازوی مکمل تحریم‌ها تبدیل می‌شود.

5- حتی در حساس‌ترین نیازهای انسانی، روایت‌ها با ایجاد هراس از ناامنی دارویی یا ناکارآمدی سیستم سلامت، تلاش می‌کنند اعتماد عمومی به حاکمیت را سلب کنند.

6- تمایز میان این دو روایت حیاتی است. در حالی که دشمن با «دروغ» تلاش می‌کند ذهن‌ها را فلج کند، مقاومت ما با «حقیقتِ عریان» (حتی اگر تلخ باشد) ذهن‌ها را آگاه می‌کند. تاریخ نشان می‌دهد که روایت‌های مبتنی بر دروغ، مانند کاغذِ سنگی، در برابرِ بادِ زمان می‌پوسند، اما روایت‌هایی که ریشه در حقانیت و واقعیتِ پابرهنه دارند، استوار می‌مانند.

این هوشیاریِ جمعیِ جهانیان نسبت به دروغ‌های صهیونیستی و امپریالیستی، بزرگ‌ترین دستاوردِ غیرنظامیِ ما در این روزهای حساس است.

 

 دکتر اسدالله افشار

 

پانویس:

1- در دوران ترامپ رييس‌جمهور امريكا، به‌دليل شخصيت پوپوليستي او و دشمني عميقي كه با ايران دارد، اين جنگ رسانه‌اي افزايش يافت و او با استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي به عنوان ابزاري جديد و تاثيرگذار به ميدان آمد. ترامپ با ايجاد يك شبكه رسانه‌اي تحت عنوان Truth Social، اقدام به ارسال نظرات و خواسته‌هاي خود نمود و با توجه به موقعيتش به عنوان رييس‌جمهور امريكا مورد استقبال قرار گرفت.ترامپ از نظر شخصيتي، فردي دروغگو و لاف‌زن است. به نوشته واشنگتن‌پست و راستي‌آزمايي كه از وي صورت گرفته، تعداد ادعاهاي دروغ ترامپ در دوران اول رياست‌جمهوري او (2016-2020) بالغ بر 30573 مورد مي‌باشد كه تا پايان دوره رياست‌جمهوري او به‌طور متوسط روزانه حدود 21 مورد گرديده است. در ارزيابي كه از او صورت گرفته، سخنان ترامپ فقط شامل 3‌درصد حقيقت است و 25درصد آن كاملا كذب است. در طول جنگ تحميلي امريكا و رژيم صهيونيستي عليه كشورمان، ترامپ تلاش نمود با بازي كلمات و بيان مطالب ضد و نقيض به جنگ روايت‌ها شكل عملياتي بدهد. او با ارسال پيام روزانه، روايت‌هاي مختلفي را بيان نمود كه بسياري از آن دروغ بوده است. روزنامه همشهري 7 ارديبهشت 1405 در مقاله‌اي به 80 مورد دروغ‌هاي بزرگ ترامپ اشاره كرده است. در هر صورت، روايت يك واقعه گاهي مهم‌تر از خود آن است. بارها گفته شده كه فاتحان روايت‌ها را مي‌سازند و برهمين اساس، تاريخ نگاشته شده است. جنگ روايت‌ها در زماني كه ابزار اطلاع‌رساني عمق و گسترش زيادي يافته، اهميت بسياري پيدا كرده است و بايستي مورد توجه ويژه قرار گيرد. (روشنايي؛ حمید. جنگ روايت‌ها در جنگ تحميلي عليه ايران. اعتماد: سه شنبه 5 خرداد ماه 1405- شماره 6332) 

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117949کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ