جنگ ترکیبی دشمن، با وجود تمام سختیها و فشارهای معیشتی، یک فرصت تاریخی برای «جراحی ساختارهای ناکارآمد» و «نوسازی قرارداد اجتماعی میان مردم و حاکمیت» فراهم آورده است. جنگ رمضان در فاز جدید خود، آزمون «هوش اجتماعی» و «پایداری اقتصادی» ماست.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، تحلیل پیش رو با نگاهی جامع به ابعاد مختلف «جنگ رمضان» – که اکنون از تقابل سخت نظامی به لایههای پیچیدهتر ترکیبی رسوخ کرده – ارایه خواهد شد. تلاش بر این بوده تا با رعایت اسلوب پژوهشی، تصویری شفاف از وضعیت موجود و الزامات عبور از این پیچ تاریخی ارائه شود.
ماهیتشناسی جنگ ترکیبی (Hybrid Warfare) در بستر تنشهای اخیر در ادبیات نوین دفاعی، جنگ تکبعدی جای خود را به «جنگ ترکیبی» داده است؛ الگویی که در آن مرز میان وضعیت «جنگ» و «صلح» کمرنگ شده و ابزارهای نظامی تنها بخشی کوچک از یک کل بزرگتر را تشکیل میدهند. در پرونده تقابل اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران (موسوم به جنگ رمضان)، پس از عبور از ۴۰ روز تبادل آتش و عملیاتهای میدانی، دشمن به این جمعبندی راهبردی رسیده است که قدرت سخت ایران نفوذناپذیر است؛ لذا، ثقل عملیاتی خود را بر «فرسایش از درون» متمرکز کرده است. هدف اصلی در این فاز، هم انهدام زیرساختهای فیزیکی، و هم تخریب «اراده ملی» و «تابآوری اجتماعی» از طریق در تنگنا قرار دادن معیشت و مدیریت ادراک عمومی است، که البته موضوع دوم از اولویت مهمی برخورداراست.
تصور کنید اقتصادی که تحت شدیدترین تحریمهای تاریخ بوده، اکنون با یک «شوک انتظارات» مواجه است. دشمن تلاش میکند با استفاده از ابزار تحریم و اخلال در شبکههای مبادلاتی، مدیریت اقتصادی را از دست حاکمیت خارج کرده و بازار را به عرصهای برای اعتراض تبدیل کند.
در ادراک دشمن، اقتصاد «پاشنه آشیل» نظام است. آنها با علم به وابستگیهای معیشتی به نرخ ارز و کالا، استراتژی خود را از «تحریم ایستا» به «تخریب پویا» تغییر دادهاند. در این فاز، هدف اصلی ایجاد گسست میان سفره مردم و تصمیمات کلان سیاسی است تا جامعه به این نتیجه برسد که هزینه استقلال، بیش از سود آن است. لذا اقتصاد در اینجا نه یک علم فنی، بلکه خط مقدم یک نبرد تمامعیار است. در این خصوص چندنکته مهم وجود دارد که در ذیل به آنها اشاراتی خواهیم داشت:
۱. جنگ ارزی و روانی: در این مرحله، قیمت ارز دیگر صرفاً یک متغیر اقتصادی نیست، بلکه یک «نشانگر ظرفیت تحمل» است. دشمن با عملیات روی کانالهای فردایی و ایجاد هراس از قحطی، به دنبال جهشهای غیرمنطقی در قیمتهاست.
۲. فرسایش معیشتی: هدف، خسته کردن طبقه متوسط و تحت فشار قرار دادن طبقه ضعیف است تا هزینههای پایداری سیاسی-نظامی کشور در ذهن تودهها غیرقابلتحمل جلوه کند.
۳. راهکار: عبور از این مرحله نیازمند «اقتصاد مقاومتی مردمی» است؛ یعنی شفافیت درتخصیص منابع، جلب اعتماد نخبگان اقتصادی برای سرمایهگذاری امن و استفاده از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور به عنوان پلهای دور زدن فشار مالی.
میدان نبرد اصلی دیگرمرزهای جغرافیایی نیست،بلکه «گوشیهای هوشمند» و «ذهن شهروندان» است. دشمن به دنبال آن است که واقعیت را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که میخواهد (ناامیدکننده و بنبستگونه) روایت کند. دشمن به دنبال روایت واقعیت به سود اهداف خود است.
در جنگ ترکیبی، «روایت بر واقعیت غلبه دارد». دشمن با استفاده از تکنیکهای عملیات روانی، به دنبال القای حس «بنبست» و «بیآیندگی» است. وقتی افکار عمومی تحت بمباران خبری قرار میگیرد، قدرت تشخیص سره از ناسره کاهش یافته و «اضطراب جمعی» جایگزین «تحلیل منطقی» میشود. در این فاز، رسانه ابزاری برای تبدیل کوچکترین کاستیهای داخلی به یک بحران ملی و فراملی است. سه نکته در این بخش مهم است که در ذیل مطرح خواهیم نمود:
۱.تکنیک تضعیف همبستگی: دراین فاز،روی گسلهای اجتماعی(موافق/منتقد، مذهبی/غیرمذهبی) سرمایهگذاری میشود تا انسجام ملی در برابر دشمن خارجی به درگیری داخلی تغییر جهت دهد.
۲. بیاعتمادسازی نسبت به مرجعیت خبری: تلاش برای خنثی کردن رسانههای رسمی و جایگزینی آنها با جریانهای خبری هدفمند که پیام «تنهایی ایران» و «ناکارآمدی دولت» را مخابره میکنند.
۳. راهکار: «جهاد تبیین» هوشمندانه و صادقانه
مسئولان باید با پذیرش کاستیها و ارائه گزارشهای دقیق، فاصله ایجاد شده با نخبگان دلسوز متعهد را ترمیم کنند تا روایت اول از حوادث متعلق به جبهه داخلی باشد. و البته پاسخگویی سریع و صادقانه به ابهامات جامعه نیز باید در اولویت باشد.
تمدنها زمانی سقوط میکنند که مردمش فکر کنند دیگر «سهیم» نیستند. تابآوری اجتماعی به معنای احیای حس تعلق و مسئولیتپذیری در تکتک آحاد جامعه برای عبور از بحران است.
قدرت واقعی یک کشور در میزان همبستگی میان «ملت» و «حاکمیت» نهفته است. دشمن در جنگ فرسایشی، دقیقاً این «سرمایه اجتماعی» را هدف میگیرد. اگر نخبگان جامعه احساس انزوا کنند و تودههای مردم خود را در سرنوشت کشور سهیم نبینند، تابآوری اجتماعی به شدت افت میکند. ترمیم این رابطه، نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک ضرورت امنیتی برای خنثیسازی جنگ ترکیبی است. در این بخش سه نکته مهم باید لحظ شود:
۱. شکاف میان نخبگان و مسئولان: یکی از بزرگترین آسیبهای جنگ ترکیبی، انزوای نخبگان است. اگرمتخصصان احساس کنند ایدههایشان در بدنه اجرایی شنیده نمیشود، توان علمی کشور به موتور محرک ناامیدی تبدیل میشود.
۲. ظرفیتهای بیپایان مردمی: همانگونه که در دوران دفاع مقدس، مردم بار اصلی جنگ را بر دوش داشتند، در جنگ اقتصادی نیز«الگوی بسیج منابع»(نه لزوماً نظامی، بلکه تخصصی و مادی) تنها راهگشاست.
۳. راهکار: ایجاد سازوکارهای قانونی برای مشارکت نخبگان در تصمیمگیریهای کلان و شفافسازی درخواستهای حاکمیت از مردم (۱) که به جامعه حس «عاملیت» و «تأثیرگذاری» میدهد.
ایران در جزیرهای تنها نیست. دشمن میکوشد ایران را منزوی کند، در حالی که نظم جهانی در حال تغییر است و فرصتهای جدیدی در شرق و میان قدرتهای نوظهور پدید آمده است.
در سطح جهانی، جنگ رمضان تنها یک درگیری منطقهای نیست، بلکه بخشی از بازآرایی قدرت در نظم جهانی محسوب میشود. آمریکا و رژیم صهیونیستی با استفاده از دیپلماسی اجبار، به دنبال ایجاد یک «دیوار آهنین» به دور ایران هستند. خنثیسازی این استراتژی مستلزم یک دیپلماسی پویاست که بتواند از تضاد منافع قدرتهای بزرگ بهره جسته و جایگاه ایران را به عنوان یک بازیگر غیرقابل حذف تثبیت کند. با توجه به توضیح ارایه شده ؛ دونکته ذیل در این خصوص، قابل اهمیت است:
۱. خنثیسازی اجماع بینالمللی: فعالیت دیپلماتیک باید به گونهای باشد که هزینه همراهی با آمریکا و رژیم صهیونیستی برای متحدانشان افزایش یابد. درحقیقت دیپلماسی باید هزینه همراهی با تحریمها را برای کشورهای ثالث افزایش دهد.
۲. بهرهگیری از ظرفیت و توان ایرانیان خارج از کشور: این گروه عظیم، سرمایههای نمادین و اقتصادی ایران هستند. در جنگ ترکیبی، تبدیل این پتانسیل از یک چالش احتمالی به یک فرصت (برای لابیگری بینالمللی و انتقال دانش) حیاتی است. به عبارت دیگر؛ نگاه به این گروه به عنوان سفرای فرهنگی و اقتصادی می باشد که میتوانند روایتهای جعلی دشمن را در افکار عمومی جهان به چالش بکشند.
3.راهکار: تقویت پیوندهای راهبردی با بلوکهای قدرت نوظهور و استفاده از ابزارهای حقوقی بینالمللی برای افشای خدعههای دشمن؛ لازم و ضروری است.
گره زدن مفهوم «جنگ ترکیبی فرسایشی» به تاریخ جنگهای بزرگ جهان و ادبیات «جنگ نامتقارن»، دقیقاً همان حلقه مفقودهای است که جایگاه امروز ایران را در نقشه کلان جهانی روشن میکند.
تاریخ جنگها را میتوان به دو بازه «کلاسیک» و «پستمدرن» تقسیم کرد. در حالی که در جنگهای کلاسیک، پیروزی با انهدام فیزیکی ارتش دشمن حاصل میشد، در «جنگ رمضان» (تقابل فعلی ایران و محور غربی-صهیونیستی)، هدف اصلی «مرگ اراده» است. جنگ ترکیبی فرسایشی (Hybrid-Attritional Warfare) مولودِ به بنبست رسیدن گزینههای نظامی سخت است. در این پارادایم، دشمن با آگاهی از قدرت بازدارندگی ایران، میدان را به لایههایی منتقل کرده که در آن «زمان» و «روان» به عنوان سلاح عمل میکنند.
برای درک این فاز، باید پرسید چرا دشمن به جای یک حمله ضربتی (Blitzkrieg)، به یک مسیر طولانی وفرساینده روی آورده است؟پاسخ درتفاوت میان«جنگهای تعیینکننده» و «جنگهای اراده» نهفته است.
اگر جنگ جهانی دوم را نماد نبردهای برقآسا و متکی بر ماشینهای جنگی بدانیم، جنگ فعلی ایران بیشتر شبیه به «جنگ سرد» اما با غلظت بالای عملیاتی است. در جنگهای فرسایشی معروف (مانند نبرد وردن در جنگ جهانی اول یا جنگ ویتنام)، پیروزی متعلق به طرفی نبود که گلوله بیشتری داشت، بلکه متعلق به طرفی بود که «تابآوری» بیشتری از خود نشان داد. در جنگ ترکیبی امروز، دشمن از مدل «محاصره اقتصادی» که در جنگهای باستانی برای تسلیم قلعهها به کار میرفت، در ابعادی مدرن و دیجیتال استفاده میکند تا زیرساختهای فکری جامعه را فرو بپاشد. چند نکته در این بحث مهم است که در ذیل مطرح می نمایم:
* گذار از مدل کلاسیک به مدل فرسایشی: برخلاف نبرد مِدوی یا نرماندی، اینجا هیچ «نقطه پایانی» مشخصی وجود ندارد؛ پیروزی در «ماندن» و «ادامه دادن» تعریف میشود.
* سلاحسازی از زمان: دشمن با طولانی کردن فشار، به دنبال «خستگی ملی» است تا جامعه خود به دنبال تسلیم باشد.
* شباهت به جنگ ویتنام:* در اینجا نیز مانند ویتنام، ارتش کلاسیک (آمریکا) در برابر یک «قدرت شبکهای و نامتقارن» قرار گرفته و سعی میکند با فشار بر عقبه اجتماعی، پیروزی میدانی را بیاثر کند.
جنگ نامتقارن یعنی جنگیدن با روشهایی که دشمن برای آنها پاسخی در کتابهای کلاسیک نظامی خود ندارد. حالا تصور کنید این نابرابری نظامی به عرصههای فرهنگ و معیشت کشیده شود.
در دکترین نظامی ایران، «ناهمترازی» یک اصل است؛ یعنی استفاده از نقاط ضعف کوچکِ یک دشمن بزرگ. اما در فاز جدید جنگ رمضان، دشمن نیز به دنبال «ناهمترازی معکوس» است. آنها میدانند در جنگ موشکی و پهپادی، ایران به توازن دست یافته است؛ لذا جنگ را به عرصهای بردهاند که در آن نابرابری ابزاری دارند (مانند تسلط بر سوئیفت، پلتفرمهای اجتماعی جهانی و امپراتوریهای رسانهای). اینجاست که «جنگ نامتقارن اقتصادی» شکل میگیرد؛ جایی که یک توئیت یا یک شایعه ارزی میتواند اثری مخربتر از یک موشک کروز داشته باشد. در این زمینه نکته های ذیل از اهمیت خاصی برخوردار است:
* نقاط تماس غیرنظامی: در جنگ نامتقارن سنتی، قایقهای تندرو در مقابل ناوها بودند؛ در جنگ نامتقارن ترکیبی، «نخبگان و شرکتهای دانشبنیان» در مقابل«تحریمهای خزانهداری آمریکا» قرار دارند.
* تغییر مرکز ثقل (Center of Gravity): مرکز ثقل از پادگانها به «بازار» و «افکار عمومی» منتقل شده است.
راهکار استراتژیک: تبدیل دفاع نامتقارن به «هجوم نامتقارن» از طریق تقویت دیپلماسی غیررسمی و استفاده از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور برای شکستن حصر رسانهای.
وقتی جنگ فرسایشی میشود،«تخصص» و «همدلی» به اندازه «مهمات» حیاتی میشوند. نخبگان در اینجا نقش «مهندسان رزمی» را در خاکریزهای اقتصادی و روانی ایفا میکنند.
در جنگهای ترکیبی، نخبگان هدف اول ترور شخصیت یا جذب توسط دشمن هستند (فرار مغزها به عنوان خلع سلاح علمی). دشمن میخواهد مغز متفکر جامعه را از بدنه اجرایی جدا کند تا تصمیمات حاکمیتی، فاقد پشتوانه علمی و منجر به نارضایتی شوند. کاهش فاصله میان نخبگان و مسئولان، که در پیام رئیس مجلس بر آن تاکید شده، در واقع «ترمیم ستاد فرماندهی» در این جنگ فرسایشی است. برخی نکات را بدلیل اهمیت آن در این بحث در ذیل یادآور می شویم:
* تابآوری به مثابه زره: اگر جامعه نسبت به اهداف جنگ آگاه باشد، فشارهای معیشتی را به عنوان «هزینه پیروزی» میپذیرد، نه «نشانه شکست».
* نیروهای مردمی و گرهگشایی: استفاده از الگوهای توزیع عادلانه و صرفهجویی ملی برای خنثی کردن اثر تحریم.
* ظرفیت ایرانیان خارج از کشور: این گروه میتوانند به عنوان«لشکرهای سایبری و اقتصادی» ایران در قلب جبهه دشمن عمل کنند.
هیچ جنگ فرسایشی تا ابد ادامه نمییابد. این نبرد به یک «نظم نوین» ختم خواهد شد که در آن جایگاه ایران تثبیت یا تغییر خواهد کرد.
جهان نظارهگر است که آیا مدل «مقاومت فعال» ایران میتواند بر مدل «فشار حداکثری» غربی پیروز شود یا خیر. اگر ایران از این فاز ترکیبی- فرسایشی با موفقیت عبور کند، دکترین تحریم و جنگ روانی برای همیشه در ادبیات سیاسی جهان ابطال خواهد شد. این نبرد، در واقع نبرد سرنوشتساز برای تعیین سهم ایران از هندسه جدید قدرت جهانی است. دو موضوعی که در زیر خواهد آمد می تواند دراین بخش از بحث مهم و دارای اهمیت باشد:
* شکست هژمونی: عبور از این بحران، به معنای اثبات ناکارآمدی ابزارهای مالی آمریکا به عنوان سلاح جهانی است.
* ائتلافهای نوین: پیوند با قدرتهای شرق نه به عنوان یک انتخاب، بلکه به عنوان یک ضرورت استراتژیک برای دور زدن فرسایش اقتصادی.
در تحلیل نهایی، «جنگ رمضان» در فاز ترکیبی و فرسایشی خود، دیگر نه یک حادثه نظامی، بلکه یک *«آزمون تمدنی» برای ایران معاصر است. اگر بخواهیم تمامی ابعاد مطرح شده در این پژوهش (اقتصاد، رسانه، تابآوری اجتماعی و نبرد نامتقارن) را در یک تصویر واحد خلاصه کنیم، به نتایج راهبردی زیر دست مییابیم:
۱. تغییر ماهیت پیروزی: در جنگهای کلاسیک، پیروزی با اشغال خاک تعریف میشد؛ اما در جنگ ترکیبی فرسایشی، پیروزی یعنی «ناکام گذاشتن دشمن در ایجاد فروپاشی از درون». هر روزی که انسجام اجتماعی حفظ شود و چرخ اقتصاد (حتی تحت فشار) بچرخد، یک پیروزی نظامی در ابعاد استراتژیک برای ایران ثبت شده است.
۲. نخبگان؛ فرماندهان میدان جدید: عبور از این پیچ تاریخی بدون «پل زدن میان تصمیم و تخصص» ممکن نیست. همانگونه که در متن تحلیل اشاره شد، نخبگان (اعم از داخلی و خارجنشین) سرمایه اصلی بازدارندگی در فاز نرم هستند. پیام رئیس مجلس در واقع فراخوانِ بازسازی این سنگر حیاتی است. نظام حکمرانی باید از مدل «تصمیمگیری بسته» به سمت «حکمرانی مشارکتجود» حرکت کند تا تخصص نخبگان، اثر تحریم را خنثی و تابآوری ملی را بیمه کند.
۳. سنتز قدرت سخت و نرم: ایران نشان داد که در جنگ نامتقارن نظامی صاحب سبک است؛ اکنون زمان آن است که این نبوغ در عرصه «جنگ ادراکی و رسانهای» نیز تجلی یابد. شکست دادن روایتِ دشمن که بر محور «ناامیدی» استوار است، اهمیتی کمتر از انهدام پهپادهای دشمن ندارد.
۴. تولد نظم جدید: عبور موفقیتآمیز ایران از این جنگ فرسایشی، نقطه پایانی بر دوران «هژمونی ابزارهای مالی غرب» خواهد بود. ایران با ایستادگی در این نبرد، نه تنها از مرزهای خود، بلکه از مدل جدیدی از استقلال سیاسی در جهان چندقطبی رونمایی میکند.
1. جنگ ترکیبی دشمن، با وجود تمام سختیها و فشارهای معیشتی، یک فرصت تاریخی برای «جراحی ساختارهای ناکارآمد» و «نوسازی قرارداد اجتماعی میان مردم و حاکمیت» فراهم آورده است. اگر همدلی اجتماعی و مشارکت نخبگانی – که در درخواستهای راهبردی اخیر مطرح شده – محقق گردد، ایران از دل این فرسایش، با اقتصادی مقاومتر، جامعهای منسجمتر و جایگاهی بینالمللی مستحکمتر بیرون خواهد آمد. دشمن بر روی «خستگی» ما حساب کرده است، اما تاریخ نشان داده است که «صبر استراتژیک» ایرانیان، همیشه مهیبترین ماشینهای جنگی و اقتصادی را به زانو درآورده است.
2. جنگ رمضان در فاز جدید خود، آزمون «هوش اجتماعی» و «پایداری اقتصادی» ماست. پیروزی در این نبرد در گروی بازگشت به الگوی «حکمرانی مردمپایه» است. تکیه بر نخبگان، تقویت اعتماد عمومی از طریق صداقت رسانهای و ایجاد بسترهای مشارکت اقتصادی برای عموم، کلید واژههایی هستند که میتوانند ترفندهای اتاقهای فکر واشینگتن و تلآویو را خنثی کنند. ایران برای عبور از این گردنه، بیش از موشک، به «همدلی» و «عزم ملی» نیاز دارد.

پانویس:
1- مشابه پنج درخواست راهبردی رئیس مجلس. رئیس مجلس شورای اسلامیروز چهارشنبه 16 اردیبهشت ماه سال جاری با طرح پنج درخواست از مردم در دوره جدید جنگ، تاکید کرد: در شرایط فعلی مؤثرترین کمکی که همه میتوانند به کشورشان بکنند، «صرفهجویی» است. محمدباقر قالیباف در دومین پیام صوتی خود خطاب به مردم ایران، گفت: مردم عزیز و شریف ایران، همانطور که در پیام صوتی قبلی عرض کردم، دشمن در طراحی جدید خود با محاصره دریایی به دنبال فشار اقتصادی و جوسازی رسانهای و از بین بردن انسجام کشور است تا ما را تسلیم کند.( خبرگزاری ایسنا: چهارشنبه / ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۸:۲۴- کد مطلب: 1405021609601)
منابع:
۱. قالیباف، محمدباقر (۱۴۰۵).* بازخوانی نقش نخبگان در مدیریت بحرانهای فرسایشی (سخنرانی راهبردی اردیبهشت ۱۴۰۵). تهران: مرکز پژوهشهای مجلس.
۲. *متقی، ابراهیم (۱۴۰۴).* نظریه جنگ ترکیبی و امنیت ملی ایران: از تقابل سخت تا فرسایش نرم. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
۳. *لی، بی. (۲۰۲۵).* فرسایش ارادهها: چرا قدرتهای بزرگ در جنگهای نامتقارن شکست میخورند؟. ترجمه س. مهدوی، تهران: نشر战略 (استراتژی).
۴. *دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی (۱۴۰۵).* گزارش تحلیلی شماره ۱۲: بررسی تطبیقی جنگ رمضان با نبردهای فرسایشی قرن بیستم.
5. مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری (۱۴۰۴). سند صیانت از تابآوری اجتماعی در برابر جنگهای ادراکی. تهران: نهاد ریاست جمهوری.
6. کاستلز، مانوئل (۲۰۲۳).قدرت ارتباطات و بازتاب آن در جنگهای ادراکی. ترجمه م. احمدی، تهران: نشر نی.
.7 *Qassem, A. (2026).* The Ramadan War: A New Paradigm of Resistance in the Middle East. Beirut: Al-Maaref Studies Center.۶. *Lind, William S. (2024).* Understanding Fourth .8Generation Warfare in the 21st Century. New York: Oxford University Press (Selected Chapters on Hybrid Resilience).
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117925