مذاکرات جاری نه برای توافق، بلکه تلاشی از سوی آمریکا و اسرائیل برای جبران شکستهای میدانی است، اما ایران این بار با تجربه و قاطعیت، اجازه «فریب دیپلماتیک» را نخواهد داد.
پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، چرا ما از هماکنون به رهبری لبنان درباره سرنوشتهایی مانند انور سادات و بشیر جمیل هشدار میدهیم؟ و احتمال خروج زودهنگام هیئت ایرانی از مذاکرات پاکستان چیست؟ حضور کوشنر و ویتکوف چه معنایی دارد؟ و آیا ترامپ بالاخره «تنبیه» شده است؟
برای ما (دستکم) تعجبآور نبود که خبرگزاری نیمهرسمی ایران «تسنیم» بهسرعت گزارش شبکه سی ان ان را تکذیب کرد؛ گزارشی که مدعی شده بود مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد ممکن است چند روز طول بکشد. تسنیم تأکید کرد که این مذاکرات ممکن است تنها یک روز طول بکشد.
هیئت ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف، که یکی از چهرههای تندرو انقلاب اسلامی محسوب میشود، با دستورهای سختگیرانه از سوی آیت الله مجتبی خامنهای اعزام شده است؛ مأموریت او نه مذاکره، بلکه انتقال یک پیام روشن به آمریکا است:
ایران تا پیروزی کامل خواهد جنگید، از شروط خود عقبنشینی نمیکند، از جمله است:
* حق غنیسازی اورانیوم
* حفظ ذخایر غنیشده
* غیر قابل مذاکره بودن برنامه موشکی و پهپادی
* ادامه حمایت از محور مقاومت (بهویژه لبنان بهعنوان خط قرمز)
* حاکمیت کامل بر تنگه هرمز
هدف اصلی این مذاکرات بهزعم نویسنده، «دزدیدن» پیروزی و مقاومت ایران و نجات دونالد ترامپ از شکست سیاسی و انزوای داخلی و جهانی است؛ هدف مشابهی که برای بنیامین نتانیاهو نیز صدق میکند.
رهبری ایران بهخوبی از این «دام مذاکراتی» آگاه است و نمیخواهد برای سومین بار فریب بخورد. بنابراین بعید نیست که هیئت ایرانی اقامت کوتاهی در اسلامآباد داشته باشد، میز مذاکره را ترک کند و به تهران بازگردد.
به گفته نویسنده، شروط و تهدیدهای آمریکا تغییر نکرده، فقط لحن نرمتر شده و عباراتی مانند «باز کردن درهای جهنم» حذف شدهاند—تهدیدهایی که پیشتر موجب تمسخر جهانی شده بودند.
نویسنده مدعی است آمریکا در این درگیریها شکست خورده و دهها هواپیما و پهپاد خود را از دست داده، در حالی که ایران با هزینهای بسیار کمتر موفق به سرنگونی آنها شده است.
ریاست هیئت آمریکایی توسط جی دی وانس معاون رئیسجمهور چیز جدیدی نیست و بخشی از «فریبهای تکراری» است. حضور جرد کوشنر و استیو ویتکوف نشان میدهد که به زعم نویسنده، نتانیاهو از راه دور مذاکرات را هدایت میکند.
نویسنده همچنین حملات اخیر اسرائیل به لبنان (با صدها کشته و زخمی) را نشانه شکست و ناامیدی اسرائیل میداند و مدعی است که ایران و حزبالله لبنان در حال تقویت موقعیت خود هستند.
در پایان، نویسنده به دولت لبنان هشدار میدهد که در صورت همکاری با اسرائیل علیه حزبالله، «با آتش بازی میکند» و ممکن است سرنوشتی مشابه:
* بشیر جمیل
* انور سادات
داشته باشد.
او تأکید میکند که محور مقاومت در حال تقویت است و ایران بهعنوان یک قدرت منطقهای در آستانه هستهای شدن، رهبری آن را بر عهده دارد. همچنین به نقش ارتش مصر در تحولات سیاسی اشاره کرده و هشدار میدهد که تحولات آینده میتواند تعیینکننده باشد.
این مقاله با رویکردی تحلیلی-سیاسی و انتقادی ادعا میکند:
* مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان احتمالاً کوتاه و نمایشی است.
* ایران با موضعی سخت و بدون انعطاف وارد شده و قصد امتیازدهی ندارد.
* هدف آمریکا و اسرائیل از مذاکرات، نجات از شکست و مهار ایران است.
* اسرائیل و آمریکا در میدان شکست خوردهاند و به فشار سیاسی روی آوردهاند.
* لبنان در صورت همکاری با اسرائیل علیه حزبالله با خطر جدی مواجه است.
* محور مقاومت در حال تقویت و ایران در حال تبدیل شدن به قدرت برتر منطقهای است.
از نگاه نویسنده، مذاکرات جاری نه برای توافق، بلکه تلاشی از سوی آمریکا و اسرائیل برای جبران شکستهای میدانی است—اما ایران این بار با تجربه و قاطعیت، اجازه «فریب دیپلماتیک» را نخواهد داد؛ در همین حال، هرگونه همراهی دولتهای منطقه (بهویژه لبنان) با این پروژه، میتواند هزینهای سنگین و حتی سرنوشتساز برای آنها داشته باشد.
نوشته: عبدالباری عطوان
۲۲ فروردین ۱۴۰۵
۱۱مارس ۲۰۲۶
برگردان، کوتاه سازی و تنظیم سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117884