نویسندگان حدود 50 مقاله اصلی در مورد سقوط دولت سوریه، هیچ یک به خود زحمت نمیدهند تا به ذکر این واقعیت بپردازند که شبه نظامیان سنی که بشار اسد را سرنگون کردند، در حال حاضر در لیست سازمانهای تروریستی وزارت خارجه آمریکا قرار دارند.
* ویلیام اسکات ریتر: افسر اطلاعاتی سابق تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا، بازرس سابق تسلیحات کمیسیون ویژه سازمان ملل متحد، نویسنده و مفسر آمریکایی می نویسد پرچم سیاه اسلام سلفی بر فراز دمشق برافراشته شد. داعش/القاعده پیروز شد... همان تروریست هایی که در 11 سپتامبر به ما حمله کردند. ما در افغانستان، عراق و جاهای دیگر با آنها جنگ کردیم. از دست دادن هزاران سرباز و زن ما. تریلیون ها دلار هزینه داشت. هم اکنون آنها پیروز شده اند. و ما به آنها کمک کردیم. آمریکا برای هیچ چیز ایستادگی نمی کند. …
* ژنرال مایک فلین، رئیس سابق آژانس اطلاعات دفاعی پنتاگون (DIA)، به همکاران خود در دولت اوباما هشدار داد که حمایت از گروههای تروریستی برای اجرای جنگهای نیابتی از جانب واشنگتن، کاری پرخطر است که در نهایت منجر به ایجاد نتیجه معکوس با یک حکومت سلفی در سوریه خواهد شد. این هشدار اکنون به واقعیت تبدیل شده است.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، نویسندگان حدود 50 مقاله اصلی در مورد سقوط دولت سوریه، هیچ یک به خود زحمت نمیدهند تا به ذکر این واقعیت بپردازند که شبه نظامیان سنی که بشار اسد را سرنگون کردند، در حال حاضر در لیست سازمانهای تروریستی وزارت خارجه آمریکا قرار دارند. آنها همچنین اشاره نکردند که همین گروه جهادی در لیست سازمان های تروریستی سازمان ملل نیز قرار دارد. آنها همچنین اشاره ای به این موضوع نکردند که رهبر این گروه - ابومحمد الجولانی - 10 میلیون دلار جایزه برای سر خود دارد که توسط دولت ایالات متحده پیشنهاد شده است. هیچ یک از این اطلاعات به مردم گزارش نشد زیرا رسانه ها نمی خواهند مردم آمریکا بدانند که واشنگتن فقط به استقرار یک رژیم تروریستی در مرکز خاورمیانه کمک کرده است. اما این چیزی است که واقعاً در جریان است.
و حتی بدتر از آن چیزی است که به نظر می رسد، زیرا در نهایت، هدف کارزار 13 ساله معارضین سوری در واقع علیه ایران بوده است . سوریه تنها آخرین مانع در مسیر تهران است، اما هدف نهائی تهران است. با درهم شکستن ایران، اسرائیل "نقطه برتر" در خاورمیانه را به خود اختصاص و یک شبه به هژمون منطقه ای تبدیل می شود.
در همین حال، عمو سام به کریدورهای خط لوله ای که بیش از 2 دهه به دنبال آن بوده دسترسی پیدا می کند، کریدورهایی که گاز طبیعی را از قطر به دریای مدیترانه و سپس به بازارهای اروپا منتقل می کند. این گاز توسط یک دست نشانده آمریکایی تهیه، توسط شرکت های نفتی غرب استخراج، به دلار آمریکا فروخته و در نهایت از آن برای حفظ فشار در سیاست اروپا استفاده می شود. در همین زمان، تمام رقبای دیگر از طریق تحریم ، خرابکاری و یا مانند نورداستریم به طور کامل از دور خارج خواهند شد.
بیشتر مردم از اینکه چگونه سیاست خط لوله ، وقایع در سوریه را شکل و این کشور را هدف تجاوز ایالات متحده قرار داده است، بی اطلاع هستند. اما از سال 1328 ( 1949) تا به امروز، سرویسهای اطلاعاتی آمریکا بارها تلاش کردهاند تا رهبر دولت سوریه را سرنگون کنند تا بر یک خط لوله ترانس عربی نظارت و کنترل کنند که «در نظر داشت میادین نفتی عربستان سعودی را از طریق سوریه به بنادر لبنان متصل کند». رابرت اف کندی جونیور برادرزاده جان اف کندی رئیس جمهور سابق آمریکا که به احتمال زیاد با توطئه سازمان سیا بقتل رسید این موضوع را در مکتوبی درخشان به نام " چرا اعراب به آمریکا اعتماد ندارند" که بیش از یک دهه پیش در پولیتیکو منتشر شد، این چنین خلاصه کرد:
["سازمان سیا مداخله فعال خود در سوریه را از سال 1328 ( 1949) تقریباً یک سال پس از ایجاد آژانس، شروع کرد. میهن پرستان سوری علیه نازی ها اعلام جنگ کرده بودند، حاکمان منسوب ویشی در مستعمره فرانسوی را اخراج و یک دموکراسی سکولار شکننده بر اساس مدل آمریکایی برپا کرده بودند. اما در فروردین 1328 ( مارس 1949) شکری القواتلی ، رئیس جمهور سوریه که به صورت دموکراتیک انتخاب شده بود ، در تأیید خط لوله ترانس عربی، یک پروژه آمریکایی که قصد داشت میادین نفتی عربستان سعودی را از طریق سوریه به بنادر لبنان متصل کند، تردید کرد. تیم واینر، مورخ سیا در کتاب خود با عنوان میراث خاکستر، نقل می کند که در تلافی عدم اشتیاق القواتلی برای خط لوله ایالات متحده، سیا کودتا را طراحی کرد و به جای القواتلی ، دیکتاتور دستچین شده سیا، یک کلاهبردار محکوم موسوم به حسنی الزعیم را جایگزین کرد . زعیم بعد از چهارماه و نیم حکومت که توسط هموطنانش خلع گردید، به سختی فرصت داشت تا پارلمان را منحل و پیش از برکناری، خط لوله آمریکا را تائید کند.]
سابقه طولانی اقدام پنهانی واشنگتن علیه سوریه به خوبی در مقاله کندی ثبت شده است. وی همچنین به لحظه دقیقی اشاره می کند که ایالات متحده تصمیم گرفت برای سرنگونی رژیم و جایگزینی آن با یک نوکر سازگار "هر کاری که لازم باشد" انجام دهد. کندی در ادامه می نویسد:
[... جنگ ما علیه بشار اسد با اعتراضات مدنی مسالمت آمیز بهار عربی در سال 1390 (2011 ) آغاز نشد، بلکه از سال 1379 ( 2000 ) شروع شده بود، زمانی که قطر پیشنهاد ساخت یک خط لوله 10 میلیارد دلاری و 1500 کیلومتری را از طریق عربستان سعودی، اردن، سوریه و ترکیه داد. قطر میدان گازی گنبد شمالی/پارس جنوبی، غنی ترین مخزن گاز طبیعی جهان را با ایران در اشتراک دارد. تحریم تجاری بین المللی تا همین اواخر ایران را از فروش گاز به خارج منع می کرد. در همین حال، گاز قطر تنها در صورتی می تواند به بازارهای اروپایی برسد که مایع شده و از طریق دریا حمل شود، مسیری که حجم را محدود و هزینه ها را به طور چشمگیری افزایش می دهد. خط لوله پیشنهادی، قطر را مستقیماً به بازارهای انرژی اروپا از طریق پایانههای توزیع در ترکیه مرتبط میکرد. خط لوله قطر/ترکیه به شیوخ سنی خلیج فارس تسلط قاطع بر بازارهای جهانی گاز طبیعی و تقویت قطر، نزدیک ترین متحد آمریکا در جهان عرب، خواهد داد. قطر میزبان دو پایگاه نظامی عظیم آمریکایی و مقر فرماندهی مرکزی آمریکا در خاورمیانه است. ]
این داستان به توضیح اینکه چرا سوریه تا حد زیادی در برنامه های ژئوپلیتیک ایالات متحده برای کنترل منابع حیاتی به عنوان راهی برای حفظ سلطه دلار و مهار رشد اقتصادی انفجاری چین نقش دارد، کمک می کند. ایالات متحده مصمم است منابع وسیع خاورمیانه را کنترل کند تا موقعیت ممتاز خود در نظم جهانی را حفظ کند.
در ادامه می خوانیم:
[ اسد با حمایت از یک "خط لوله اسلامی" مورد تایید روسیه که از میدان گازی ایران آغاز و از طریق سوریه به بنادر لبنان کشیده می شد، خشم شیخ نشین های سنی خلیج فارس را برانگیخت. خط لوله اسلامی ایران شیعه و نه قطر سنی، به تامین کننده اصلی بازار انرژی اروپا تبدیل می شد و نفوذ تهران در خاورمیانه و جهان را به طور چشمگیری افزایش می داد. اسرائیل همچنین مصمم بود تا خط لوله اسلامی که ایران و سوریه را متنفع و احتمالاً گروههای نیابتی آنها، حزبالله و حماس را تقویت میکرد، از مسیر ایجاد خارج کند.
اسناد محرمانه و گزارشهای آژانسهای اطلاعاتی آمریکا، عربستان و اسرائیل نشان میدهد که لحظهای که اسد خط لوله قطر را رد کرد، برنامهریزان نظامی و اطلاعاتی به سرعت به این اجماع رسیدند که دامن زدن به قیام سنیها در سوریه برای سرنگونی بشار اسد غیرهمراه ، راهی امکانپذیر است. دستیابی به هدف مشترک تکمیل اتصال گاز قطر/ترکیه. بر اساس گزارش ویکی لیکس، در سال 1388 ( 2009 ) بلافاصله پس از اینکه بشار اسد احداث خط لوله قطر را رد کرد، سیا کمک مالی به گروه های مخالف در سوریه را آغاز کرد. مهم است که توجه داشته باشیم که این جریان مربوط به قبل از قیام بهار عربی علیه اسد بود. ]
بنابراین، هنگامی که اسد با "خط لوله اسلامی" موافقت کرد، آش او نیز پخته شد( جلوی مؤفقیت برنامه او گرفته شد). واشنگتن هرگز اجازه نداد این اتفاق بیفتد. همانطور که قبلاً گفتیم، واشنگتن کاملا متعهد به کنترل منابع حیاتی در خاورمیانه به عنوان راهی برای مهار چین و حفظ تسلط ضعیف خود بر قدرت جهانی است. توافقنامه ابراهیم همچنین با عادیسازی روابط بین اسرائیل و همسایگان اسلامیاش (عمدتاً عربستان سعودی) به منظور ایجاد یک کریدور اقتصادی که امکان حمل و نقل سریع کالاهای تولیدی از هند به اروپا را فراهم میکند، در این استراتژی ژئوپلیتیکی نقش دارد. واشنگتن ادغام اقتصادی در منطقه را ابزار اصلی برای حفظ برتری جهانی خود می داند. این بدان معنا نیست که جاه طلبی های اسرائیل برای تسلط بر خاورمیانه، نیروی محرکه جنگ در سوریه و برکناری اسد نبوده است. این ماجرا نقش داشت، اما ملاحظات دیگری چون ملاحظات ژئوپلیتیکی نیز نقش خود را ایفا می کرد.
بنابراین، میتوانید ببینید که چرا ایالات متحده میخواست دولتی برپا کند که بیشتر پذیرای منافع واشنگتن باشد. با این حال، آنچه درک آن دشوار است این است که چگونه قرار است با این جابه جائی قدرت و استیلای آدمکشان همه این کارها انجام شود. اسد رفت و القاعده پیروز شد. ما این را می دانیم. حالا چگونه؟
من نمی توانم تصور کنم که هیچ یک از مردان جوانی که ده سال گذشته در بیابان کاری به جز انفجار و کشتن نداشته اند ، در مورد اداره یک دولت اطلاعات زیادی داشته باشند. بنابراین، چه کسی قرار است آژانس ها را اداره کند، به کارگران حقوق بدهد و وظایف پیش پا افتاده دفتری را که از هر دولتی انتظار می رود، انجام دهد؟ چه کسی مدارس را اداره می کند، جاده ها را تعمیر و خیابان ها را کنترل می کند؟ البته، شاید آقای الجولانی استعدادهایی داشته باشد که ما در مورد آنها بی اطلاعیم و به طور معجزه آسایی به این موقعیت می رسد و مطمئن می شود که سازمان ها به طور کامل کار می کنند و قطارها به موقع حرکت می کنند، اما این بسیار بعید به نظر می رسد. محتمل تر این است که معماران این شکست هولناک قصد دارند کشور و اقتصاد رو به زوال آن را به زمین بزنند و رنج مردم عادی را به شدت تشدید و نارضایتی عمومی را افزایش دهند تا زمانی که تلاشی خشونت آمیز برای سرنگونی رژیم جدید صورت گیرد.
ممکن است اشتباه کنیم. این احتمال وجود دارد که شبه نظامیان سنی در هیئت تحریرالشام به نیازهای مردم رسیدگی کنند و آنها را به آینده ای مرفه و امن هدایت کنند. اما همه ما می دانیم که این اتفاق نخواهد افتاد. این رژیم صرفاً ابزاری در دستان منافع خارجی است که میخواهد هر چه بیشتر از ثروت طبیعی سوریه را تصاحب و در عین حال راه را برای گسترش بیامان اسرائیل باز کند. به طور خلاصه، قدرتهای نومحافظهکار که این استراتژی شیطانی را ایجاد کرده اند، این کار را بدون کوچکترین توجهی به امنیت یا رفاه هیچ یک از 23 میلیون نفری که در حال حاضر سوریه را خانه و وطن میخوانند، انجام داده اند. بدون آنکه لحظه این به این موضوع بیاندیشند که زندگی آنها نیز مهم است.
آنچه که (برای تل آویو و واشنگتن) اهمیت دارد، داشتن ارتش نیابتی است که مایل باشد در جنگ آتی با ایران دستورات این شیاطین را انجام دهد. این مهم است. و به همین دلیل است که ایالات متحده و ترکیه از سربازان "قراردادی" استفاده می کنند تا در ازای حقوق هنگفتی که دریافت می کنند آنچه را که به آنها گفته می شود انجام دهند. تحریرالشام برای خدمات خود پول می گیرد و این خدمات شامل حمله به ایران و حزب الله می شود. بنابراین، این یک آزمایش در اشکال جدید حکومت نیست. هیئت تحریر الشام کوچکترین علاقه ای به اداره دولت ندارد. سوریه صرفا پایگاه عملیاتی برای حمله به ایران و حزب الله است. تنهاهمین. این چیزی است که آنها برای انجام آن پول می گیرند تا جنگ بسازند.
همه چیز در مورد 1- جغرافیا 2- گاز 3- دلار آمریکا و 4- اسرائیل است. و از میان این چهار ، اسرائیل از بقیه مهم تر است.
بقلم مایک ویتنی
18 آذر 1403
8 دسامبر 2024
برگردان و تنظیم سیدعلی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/101679