درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۱۱۷۹۶۷۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹ : ۰۵ بازدید: ۸۶۵۰دیدگاه: ۰

از بقا تا شکوفایی؛ نیمه ناتمام مقاومت

از بقا تا شکوفایی؛ نیمه ناتمام مقاومت اگر مقاومت از یک رویداد صرفاً سیاسی یا امنیتی فراتر نرود، نمی‌توان نتیجه گرفت که مقاومت شکست خورده است. اما می‌توان گفت که مقاومت در نیمه نخست مأموریت خود موفق بوده و در انتظار تحقق نیمه دوم مأموریت خویش است. نیمه نخست، حفظ کشور است.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در تاریخ ملت‌ها، لحظاتی وجود دارد که سرنوشت یک کشور نه در میدان جنگ، بلکه در چگونگی بهره‌برداری از نتایج آن جنگ‌ها تعیین می‌شود. بسیاری از ملت‌ها توانسته‌اند از طوفان‌های سهمگین عبور کنند، اما همه آنان موفق نشده‌اند عبور از بحران را به آغاز یک دوران جدید از پیشرفت و شکوفایی تبدیل نمایند. از همین رو، تاریخ بیش از آنکه پیروزی در نبردها را داوری کند، درباره کیفیت استفاده از فرصت‌های حاصل از آن پیروزی‌ها قضاوت می‌کند.

در این چارچوب، مقاومت را نباید صرفاً یک واکنش سیاسی یا امنیتی به تهدیدها دانست. مقاومت در معنای عمیق خود، تلاشی برای حفظ موجودیت، استقلال، هویت و حق تعیین سرنوشت یک ملت است. اما این تنها آغاز راه است. زیرا حفظ یک کشور با ساختن یک کشور تفاوت دارد؛ همان‌گونه که عبور از بحران با رسیدن به شکوفایی یکسان نیست.

ملت‌هایی که در آزمون‌های بزرگ تاریخی سربلند بیرون آمده‌اند، معمولاً در نقطه‌ای سرنوشت‌ساز با یک پرسش بنیادین مواجه شده‌اند: آیا دستاوردهای مقاومت می‌تواند به بهبود کیفیت حکمرانی، رونق اقتصادی، افزایش سرمایه اجتماعی و تقویت امید به آینده تبدیل شود؟ پاسخ به این پرسش، مرز میان یک پیروزی مقطعی و یک موفقیت ماندگار تاریخی را مشخص می‌کند.

در واقع، ارزش مقاومت تنها در دفع تهدیدها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در آن است که فرصت ساختن آینده را فراهم آورد. اگر مقاومت بتواند امنیت را به توسعه، اقتدار را به کارآمدی و ایستادگی را به پیشرفت تبدیل کند، از یک تجربه سیاسی فراتر رفته و به یک سرمایه تمدنی تبدیل خواهد شد. اما اگر این پیوند برقرار نشود، هرچند اصل مقاومت همچنان یک دستاورد مهم تلقی می‌شود، اما بخشی از ظرفیت تاریخی آن تحقق نخواهد یافت.

از این منظر، مهم‌ترین مسئله پیش روی ایران امروز نه صرفاً حفظ دستاوردهای گذشته، بلکه چگونگی تبدیل آن دستاوردها به افقی روشن برای آینده است. زیرا ملت‌ها در نهایت نه فقط با توانایی خود در ایستادن، بلکه با توانایی خود در ساختن سنجیده می‌شوند. اینجاست که مقاومت از یک مفهوم امنیتی فراتر می‌رود و به مسئله‌ای تمدنی تبدیل می‌شود؛ مسئله‌ای که پاسخ آن می‌تواند مسیر دهه‌های آینده ایران را رقم بزند.

تاریخ از ملت‌ها نمی‌پرسد که چند طوفان را پشت سر گذاشتند؛ می‌پرسد پس از عبور از طوفان، با سرزمینِ باقی‌مانده چه کردند.

 

پرسشی مهم و پاسخی قابل تأمل

حالا اگر مقاومت از بک رویداد سیاسی و یا امنیتی فراتر نرود یعنی مقاومت موفق نبوده یعنی تجربه تاریخی یک ملت با همه تلاش هایش با سکست مواجه شده است؟ این پرسش مهم را اکنون تفسیر و تبیین می نمایم. خوب به آن چه می گویم توجه فرمایید. 

این پرسش، یکی از ظریف‌ترین و عمیق‌ترین مباحث در فلسفه تاریخ، علوم سیاسی و مطالعات تمدنی است.

پاسخ کوتاه این است:

 

نه، لزوماً چنین نیست.

اگر مقاومت به پیشرفت اقتصادی و حکمرانی مطلوب منتهی نشود، نمی‌توان به سادگی گفت که مقاومت شکست خورده است؛ اما می‌توان گفت که مقاومت به همه ظرفیت و غایت تاریخی خود دست نیافته است.

اجازه دهید این تفاوت مهم را روشن کنیم.

 

تفاوت میان «موفقیت مقاومت» و «ثمره مقاومت»

فرض کنید ملتی در برابر یک تهدید بزرگ ایستادگی می‌کند و موجودیت، استقلال، هویت و تمامیت ارضی خود را حفظ می‌کند.

این خود یک موفقیت واقعی است.

زیرا اگر این مقاومت صورت نمی‌گرفت، ممکن بود اساساً کشوری باقی نماند که بعدها درباره توسعه، رفاه یا پیشرفت آن سخن گفته شود.

در این معنا، مقاومت مأموریت اولیه خود را انجام داده است.

اما پرسش بعدی این است که آیا این موفقیت اولیه توانسته به موفقیت‌های بعدی منجر شود یا خیر؟

اینجاست که بحث «ثمره مقاومت» مطرح می‌شود.

به تعبیر دیگر، مقاومت ریشه درخت را حفظ می‌کند؛ اما حفظ ریشه با به بار نشستن درخت یکسان نیست.

اگر ریشه حفظ شود، اصل درخت زنده مانده است.

اما اگر میوه‌ای تولید نشود، کسی نمی‌تواند بگوید درخت نابود شده؛ بلکه می‌گوید ظرفیت کامل آن هنوز محقق نشده است.

تجربه‌های تاریخی نیز همین را نشان می‌دهند

در تاریخ ملت‌ها نمونه‌های فراوانی وجود دارد که یک ملت در مرحله بقا و استقلال موفق بوده اما در مرحله توسعه دچار ضعف شده است.

در این موارد، مورخان معمولاً نمی‌گویند آن ملت شکست خورده است.

بلکه می‌گویند بخشی از اهداف تاریخی خود را محقق کرد و در بخش دیگری ناکام ماند.

بنابراین نباید میان «بقای یک ملت» و «شکوفایی یک ملت» خلط کرد.

بقا یک دستاورد است.

شکوفایی دستاوردی فراتر از بقاست.

اما یک خطر واقعی وجود دارد؛ با این حال، نکته مهمی هم نیز وجود دارد.

اگر فاصله میان مقاومت و ثمرات آن بسیار طولانی شود، به تدریج در حافظه اجتماعی یک پرسش شکل می‌گیرد:

«هزینه‌هایی که پرداخت شد، چه دستاوردی برای زندگی نسل‌های بعدی داشت؟»

این پرسش الزاماً مشروعیت اصل مقاومت را زیر سؤال نمی‌برد؛ اما درباره کیفیت بهره‌برداری از نتایج مقاومت سؤال ایجاد می‌کند.

در این حالت، نقد متوجه اصل ایستادگی نیست؛ بلکه متوجه نحوه تبدیل آن ایستادگی به فرصت‌های ملی است.

 

 

از نگاه تمدنی، شکست واقعی چیست؟

اگر بخواهیم از منظر تمدنی به موضوع نگاه کنیم، شکست واقعی زمانی رخ می‌دهد که یک ملت:

نه بتواند از خود دفاع کند،

نه استقلال خود را حفظ کند،

نه هویت خود را نگه دارد،

و نه امکان ساختن آینده را داشته باشد.

اما ملتی که توانسته موجودیت خود را حفظ کند، هنوز در میدان تاریخ حضور دارد و امکان اصلاح، بازسازی و پیشرفت را دارد.

به همین دلیل، بسیاری از اندیشمندان تاریخ معتقدند که تا زمانی که یک ملت اراده زیستن و ظرفیت اصلاح خود را حفظ کرده باشد، پرونده تاریخی آن بسته نشده است.

 

در مورد ایران چه می‌توان گفت؟

اگر بخواهیم در چارچوب بحث‌های پیشین سخن بگوییم، استدلال حامیان گفتمان مقاومت این است که مقاومت توانسته:

امنیت ملی را حفظ کند،

از فروپاشی جلوگیری کند،

استقلال تصمیم‌گیری را نگه دارد،

و فرصت ادامه مسیر را فراهم سازد.

از این منظر، مقاومت خود یک دستاورد است.

اما در همان چارچوب نیز پرسش بعدی مطرح می‌شود:

«این فرصت به دست آمده چگونه باید مورد استفاده قرار گیرد؟»

اینجاست که موضوع حکمرانی، اقتصاد، عدالت و امید اجتماعی وارد میدان می‌شود.

 

مقاومت یعنی؛ حفظ کشور، ساختن کشور و حرکت به سوی تعالی

بنابراین اگر مقاومت از یک رویداد صرفاً سیاسی یا امنیتی فراتر نرود، نمی‌توان نتیجه گرفت که مقاومت شکست خورده است.

اما می‌توان گفت که مقاومت در نیمه نخست مأموریت خود موفق بوده و در انتظار تحقق نیمه دوم مأموریت خویش است.

نیمه نخست، حفظ کشور است.

نیمه دوم، ساختن کشور.

نیمه نخست، جلوگیری از سقوط است.

نیمه دوم، حرکت به سوی تعالی.

و از منظر تاریخی، ملت‌ها زمانی به اوج موفقیت می‌رسند که بتوانند این دو مرحله را به یکدیگر پیوند بزنند؛ یعنی هم از موجودیت خود دفاع کنند و هم از دل آن دفاع، آینده‌ای بهتر برای نسل‌های بعدی بسازند.

شاید بتوان همه این بحث ها را در یک جمله خلاصه کرد:

مقاومت، اگرچه شرط بقاست، اما هنگامی به یک تجربه تاریخی کامل تبدیل می‌شود که از «حفظ امروز» به «ساختن فردا» برسد.

اگر بخواهم حاصل همه این مباحث را در یک گزاره فشرده جمع‌بندی کنم، شاید بتوان گفت:

هیچ ملتی تنها با مقاومت بزرگ نمی‌شود و هیچ ملتی نیز بدون مقاومت باقی نمی‌ماند. هنر تاریخی ملت‌ها در آن است که مقاومت را به فرصت، فرصت را به پیشرفت و پیشرفت را به تمدن تبدیل کنند.

در این نگاه، مقاومت نه پایان راه است و نه امری کم‌اهمیت؛ بلکه حلقه واسطی است میان «حفظ موجودیت» و «ساختن آینده». به همین دلیل، هم کسانی که فقط از مقاومت سخن می‌گویند و از کارآمدی و پیشرفت غفلت می‌کنند، بخشی از حقیقت را نادیده می‌گیرند و هم کسانی که ارزش مقاومت را صرفاً با نتایج کوتاه‌مدت اقتصادی می‌سنجند، از نقش آن در حفظ بسترهای استقلال و امنیت غافل می‌شوند.

برای یک ملت، بلوغ تاریخی زمانی حاصل می‌شود که بتواند هر دو را در کنار هم حفظ کند: اقتدار برای ایستادن و حکمت برای ساختن.

و باز اگر بخواهم عصاره همه مباحث اخیر را در یک عبارت جمع کنم، شاید بتوان چنین گفت:

«مقاومت، هنر حفظ سرمایه‌های یک ملت است؛ اما تمدن‌سازی، هنر تبدیل آن سرمایه‌ها به آینده‌ای بهتر است.»

در واقع، هیچ ملتی تنها با ایستادگی ماندگار نمی‌شود و هیچ ملتی نیز بدون ایستادگی فرصت ساختن آینده را به دست نمی‌آورد. تاریخِ ملت‌های موفق، معمولاً روایت پیوند این دو است؛ یعنی توان دفاع از خود در روزهای سخت و توان ساختن خود در روزهای پس از آن. 

آینده ازآنِ ملت‌هایی است که گذشته رامی‌شناسند،حال رامی‌فهمند وبرای فردا،باامیدو خرد گام برمی‌دارند.(1)

 

 دکتر اسدالله افشار

 

پانویس:

1- یادداشت پیش رو سومین و آخرین بخش از متن سخنرانی نویسنده، پژوهش گر و تحلیل گرنام آشنا؛ جناب دکتراسدالله افشار است که روز گذشته بخش دوم آن منتشر و در دسترس علاقمندان قرار گرفت. این نشست و سخنرانی که در خصوص سه رخداد سنگین سال 1404 تاریخ انقلاب کشور عزیزمان ایران است؛ با همت انتشارات سفیراردهال و مناره در جمع برخی دوستان نویسنده واهل قلم، برگزار و ایرادگردیده است. 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

۱. والتز، کنت. نظریه سیاست بین‌الملل. ترجمه علیرضا طیب. تهران: نشر قومس، ۱۳۹۰.

۲. میرشایمر، جان. تراژدی سیاست قدرت‌های بزرگ. ترجمه محمود شوری و همکاران. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر، ۱۳۹۶.

۳. هانتینگتون، ساموئل. نظم سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی. ترجمه محسن ثلاثی. تهران: نشر علم، ۱۳۸۸.

۴. نای، جوزف. قدرت نرم؛ ابزار موفقیت در سیاست جهانی. ترجمه سیدمحسن روحانی. تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق(ع)، ۱۳۹۰.

۵. گری، کالین اس. راهبرد و دفاع ملی. لندن: انتشارات آکسفورد، ۲۰۱۵.

۶. فریدمن، لارنس. راهبرد؛ یک تاریخ. نیویورک: انتشارات آکسفورد، ۲۰۱۳.

۷. کیلکالن، دیوید. خروج از کوهستان‌ها؛ جنگ در محیط انسانی. لندن: هرست پابلیشرز، ۲۰۱۳.

۸. توین‌بی، آرنولد. بررسی تاریخ. ترجمه یعقوب آژند. تهران: انتشارات مولی، چاپ‌های مختلف.

۹. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی. گزارش‌های «تاب‌آوری ملی و حکمرانی در شرایط بحران». تهران، سال‌های مختلف.

۱۰. مقالات منتشرشده در فصلنامه‌های «مطالعات راهبردی»، «پژوهش‌های سیاسی جهان اسلام»، «دفاع ملی» و «امنیت ملی» درباره جنگ ترکیبی، تاب‌آوری اجتماعی و حکمرانی در شرایط بحران.

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117967کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ