رهبر معظم انقلاب روز جمعه 25 اردیبهشت ماه 1405 در پیامی به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی، این زبان را مرز هویتی و قالب شناخت ایرانیان توصیف کردند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، رهبر معظم انقلاب روز جمعه 25 اردیبهشت ماه 1405 در پیامی به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی، این زبان را مرز هویتی و قالب شناخت ایرانیان توصیف کردند. ایشان با پیوند میان اسطورههای شاهنامه و حماسههای واقعی ملت در "دفاع مقدس سوم"، زبان و ادب فارسی را بزرگترین ظرفیت برای اقتدار تمدن ایرانی-اسلامی دانستند و بر ضرورت "بعثت هنرمندان" برای روایت ماندگار خیزش ملت و پدافند در برابر سبک زندگی آمریکایی تأکید کردند.
قطعا حکیم ابوالقاسم فردوسی، فراتر از یک شاعر، معمار هویت ملی است که در تلاطمهای تاریخی، زبان پارسی را به ظرفی برای تجلی شکوه تمدن«ایرانی-اسلامی» بدل ساخت. شاهنامه او، نهتنها شناسنامه ما، بلکه صحیفهای از خرد و اخلاق است که پیوندی گسستناپذیر میان ریشههای کهن و ارزشهای وحیانی ایجاد کرده است. پیام مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) درروزجمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، باردیگر ثابت کرد که بازخوانی شاهنامه، نه یک تفنن ادبی، بلکه یک «نقشه راه» استراتژیک برای عبور از گردنههای سخت تاریخی است.
این یادداشت بر آن است تا پیام رهبر فرزانه انقلاب را در سه لایه کلان واکاوی کند: نخست، ابعاد هفتگانه پیام (ادبی، حماسی، فرهنگی، اخلاقی، علمی، آموزشی و سبک زندگی)؛ دوم، فلسفه صدور پیام در برهه حساس «نه جنگ و نه صلح»؛ و سوم، تکالیف متولیان فرهنگی در قبال این منشور.
پیام رهبری، منشوری جامع است که زبان پارسی را «آیینه بیغبار» تمدن مینامد. از منظر ادبی و فرهنگی، ایشان این زبان را حلقه وصل «وطن فرهنگی» و ابزار تقویت همدلی جهانی میدانند. در ساحت اخلاق و سبک زندگی، شاهنامه را تجلی مکارم انسانی و پدافندی در برابر تهاجم فرهنگی برمیشمارند. همچنین از حیث علمی و آموزشی، تأکید بر این است که شاهنامه باید به اهرمی در دیپلماسی فرهنگی تبدیل شود تا تابآوری اجتماعی در برابر تهدیدها ارتقا یابد.
نکته راهبردی این پیام، زمانشناسی خیرهکننده آن است. صدور این منشور در فضای پس از «جنگ رمضان» و در دوران «آتشبس یکطرفه ترامپ» (وضعیت نه جنگ و نه صلح)، یک اقدام پدافندی هوشمندانه است. در حالی که دشمن میکوشد در پوشش آتشبس، اراده ملی را سست کند، رهبری با فراخواندن هنرمندان به «بعثتی فردوسیوار»، بر این حقیقت تأکید ورزیدند که پیروزی در میدان نبرد، تنها زمانی تثبیت میشود که در ساحت هنر و روایت، جاودانه گردد. ایشان با این پیام، تمرکز جامعه را از میزهای لرزان سیاست به بنیانهای مستحکم هویت ملی تغییر دادند.
فراز درخشان پیام، تکلیفِ «ماندگار کردن روایت خیزش ملت» است. رهبر انقلاب با پیوند زدن حماسه فردوسی به مقاومتِ امروز، معتقدند که قلم و هنر باید در خدمت روایتِ «جنگ ۱۲ روزه» و «جنگ رمضان» قرار گیرد. این یعنی هنر نباید در برابر حماسههای مردم ساکت بماند؛ بلکه باید همچون شاهنامه، نگهبان حافظه تاریخی ملت باشد.
پیام ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵رهبر معظم انقلاب، فراخوانی برای یک رستاخیز فرهنگی است. اگر میخواهیم زبان پارسی همچون گذشته «چراغ راه» تمدن باشد، سیاستگذاران باید از سطح تشریفات عبور کرده و شاهنامه را به عنوان«نقشه راه»بازیابی هویت دردستورکار قراردهند. بزرگداشت فردوسی، امروزیعنی صیانت ازکیان پارسی در برابر فتنههای نوظهور.
رهبرشهیدانقلاب اسلامی، حکیم ابوالقاسم فردوسی راازقلههای شعر و اندیشه در فرهنگ ایرانی دانستهاند. محتوای ذیل مروری بر بیانات رهبرِ شهید انقلاب اسلامی درباره حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر حکیم می باشد.(۱)
فردوسی، حکیم ابوالقاسم فردوسی است. به یک آدم داستانسرا، اگر صرفاً داستانسرا و حماسهسرا باشد، حکیم نمی گویند. این «حکیم» را هم ما نگفتیم؛ صاحبان فکر و اندیشه در طول زمان او را حکیم نامیدند. شاهنامهی فردوسی پرازحکمت است.اوانسانی بوده ازمعارف ناب دینی ازمعارف ناب دینی.(بیانات در دیدار جمعی از شعرا ۱۳۹۰/۰۵/۲۴)
[فردوسی] قلّهی شعر است. فردوسی، «حکیم فردوسی» است؛ شما توجّه کنید، در بین شعرای ما «حکیم فردوسی» [مطرح] است؛ حکمت فردوسی حکمت الهی است. در عمق داستانهای فردوسی، حکمت گنجانده شده؛ تقریباً در همهی داستانها یا بسیاری از داستانهای فردوسی، حکمت هست؛ لذا به فردوسی می گویند «حکیم فردوسی»؛ ما به کمتر شاعری در طول تاریخ حکیم می گوییم امّا اسم او حکیم فردوسی است. ( بیانات در دیدار جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب۱۳۹۸/۰۲/۳۰)
شعر فارسی در طول زمان نقشآفرینی کرده است در تولید اندیشه و تعمیق اندیشه. شما اگر نگاه کنید، در شعر فارسی حکمت زیاد است؛ ما فردوسی را می گوییم «حکیم فردوسی»، نظامی را می گوییم «حکیم نظامی»، سنائی را میگوییم «حکیم سنائی»، و از این قبیل؛ سعدی یک حکیم واقعی است، حافظ یک حکیم و عارف واقعی است؛ یعنی اینها شعر خودشان را ظرفی قرار دادند برای حکمت، آنهم حکمت اسلامی، حکمت قرآنی، حکمت معنوی و پیامبرانه. شعر فارسی مملو از حکمت است؛ بایستی این روحیه و این حالت حکمت و اخلاق، در شعر امروز ما برجسته بشود.( بیانات در دیدار جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب ۱۳۹۷/۰۳/۰۹)
فردوسی از اول با نام خدا شروع میکند - «به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه بر نگذرد» - تا آخر هم همینطور است؛ فردوسی را با این چشم نگاه کنید. فردوسی، خدای سخن است؛ او زبان مستحکم و استواری دارد و واقعاً پدر زبان فارسی امروز است؛ او دلباخته و مجذوب مفاهیم حکمت اسلامی بود؛ شاهنامه را با این دید نگاه کنید. بعضیها زردشتیمسلکند، بعضیها هم زردشتیمسلک نیستند. آنهایی که زردشتیمسلکند، خوششان میآمد که به زردشتیگری تظاهر کنند و چیزی دربارهی فردوسی بگویند؛ اما حقیقت قضیه که این نیست. این شاهنامهی فردوسی در مقابلمان است. شما خیال میکنید که اگر در شاهنامهی فردوسی چیزی برخلاف مفاهیم اسلامی وجود داشت، اینقدر در جوامع اسلامی جا میافتاد؟ شما میدانید که در این نسلهای گذشته، مردم ما چهقدر دینی بودهاند. در کدام خانه و کدام ده و کدام محله، شاهنامه نبود یا خوانده نمیشد؟ همه جا میخواندند و منافاتی هم با مفاهیم اسلامی نمیدیدند.( بیانات در دیدار اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی ایران۱۳۷۰/۱۲/۰۵)
من موافقم که از «فردوسی» تجلیل شود، شاهنامه تحلیل شود و حکمت فردوسی استخراج گردد تا همه بدانند که این حکمت، اسلامی است یا غیراسلامی. این بزرگداشت[فردوسی] هم که برگزار شد، اصلاً به دستور و خواست من بود؛ منتها چون اواخر ریاست جمهوری ام بود، به آقای مهندس «حجت» گفتم که دنبال نمایید و فردوسی را بزرگ کنید. فردوسی باید هم بزرگ شود. فردوسی در قلّه است.( بیانات در دیدار جمعی از اعضای انجمن قلم ۱۳۸۱/۱۱/۰۸)
یک نکتهای وجود دارد در مورد شعر فارسی و آن اینکه جزو خصوصیّات شعر فارسی تولید سرمایههای معرفتی و معنوی است. در شعرهای دیگر، تا آنجایی که حالا ما میدانیم، نه اینکه وجود نداشته باشد، به این شدّت وجود ندارد؛ یعنی ما قلّههای شعر فارسی را که نگاه می کنیم، یا حکیم ند ــ [مثل] نظامی یا حکیم فردوسی؛ فردوسی یک حکیم است و شاهنامه واقعاً کتاب حکمت است ــ یا مولانای معرفت و عرفان و معنویّتند یا حافظ قرآنند یا مثل سعدی کتابشان پُر از حقایق و معارف حِکمی و معنوی است.
همینطور از آن بالا شما بگیرید بیایید پایین تا برسیم به سعدی، به حافظ، به جامی، به صائب، به بیدل؛ ببینید، اینها همه حکیم ند، همهی [اشعار] اینها حکمت است؛ یعنی شعر ما، شعر فارسی، در طول زمان حاملِ حکمت بوده، حاملِ معرفت بوده، سرمایههای معنویِ ما را حفظ کرده و بر آنها افزوده؛ یعنی شما اگر چنانچه در یک حدّ خاصّی از معرفت باشید، وقتی که مثلاً مثنوی مولانا را می خوانید، این معرفت افزایش پیدا می کند؛ یعنی تولید معرفت می کنند، تولید این سرمایه را میکنند، فقط حفظ سرمایه نیست؛ خصوصیّت شعر فارسی این است.( بیانات در دیدار شاعران و اساتید زبان فارسی ۱۴۰۲/۰۱/۱۶)
من با شاهنامه مأنوسم. حکمت شاهنامهی حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکمت اوستایی نیست؛ حکمت قرآنی است. اگر کسی به شاهنامه دقت کند، خواهد دید فرودسی ایران را سروده، اما با دید یک مسلمان؛ آن هم یک مسلمان شیعه. بیان زندگی قهرمانها و پهلوانها و شخصیتهای مثبت مثل رستم و اسفندیار در شاهنامه، در اندیشههای اسلامی ریشه و ظهور و بروز دارد. عکس آن، شخصیتهای منفی مثل تورانیها یا بعضی از سلاطین، مثل کیکاووس شخصیتهایی هستند که در تفکر اسلامی بوضوح کوبیده شدهاند. اما تفکر اوستایی چیست و چیزی که میتواند حکمت اوستایی را به ما نشان دهد، کجاست؟ زمان فردوسی هم بیش از الان نبوده. اینطور نیست که ما خیال کنیم زمان فردوسی تفکر اوستایی آشکارتر بوده؛ خیر، آنوقت هم بیش از آنچه الان ما در اختیار داریم، نبوده است. لذا حکمت قرآنی، همان حکمت ملی بومی و ایرانی ماست.( بیانات در بازدید از نمایشگاه مینیاتور و نگارگری، در حسینیهی امام خمینی ۱۳۷۲/۰۶/۱۰)
آنچه که از حکمت، معرفت و اندیشه والای بشری در دیوانهای شعری زبان فارسی گنجانده شده است بسیار مهم و قابل توجه است و در این زمینه میتوان به حکمت، معارف الهی و اندیشه مورد نیاز بشری که در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی موجود است، اشاره کرد.( دیدارجمعی از ایرانشناسان و استادان ادبیات فارسی در کشورهای مشترکالمنافع با رهبر شهید انقلاب۱۳۷۲/۱۱/۱۸)
ما هستیم که اسم او [فردوسی] را «حکیم ابوالقاسم فردوسی» گذاشتیم؛ دشمنان دین که این اسم را نگذاشتهاند. خوب؛ این حکیم چه کسی است و حکمت او چیست؟ آیا حکمت زردشتی است، حکمت بی دینی است، حکمت پادشاهی است یا حکمت اسلامی؟ این را می شود در آورد. اگر کسی به شاهنامه نگاه کند، خواهد دید که یک جریانِ گاهی باریک و پنهان و گاهی وسیع، از روح توحید، توکّل، اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق در سرتاسر شاهنامه جاری است. این را می شود استخراج کرد، دید و فهمید. مخصوصاً بعضی از شخصیتهای شاهنامه خیلی برجسته هستند که اینها را باید شناخت و استخراج کرد. من یک وقت گفتم که «اسفندیار» مثل این بچه حزباللّهیهای امروز خودِ ماست! در فرهنگ شاهنامه یک حزباللّهی غیورِ دینخواهِ مبارز وجود دارد. بله؛ این کارها را شما بکنید تا دیگران نکنند. شما که نکردید، دیگران می کنند.( بیانات در دیدار جمعی از اعضای انجمن قلم۱۳۸۱/۱۱/۰۸)
حقیقت قضیه این است که فردوسی یک حکیم است؛ تعارف که نکردیم به فردوسی، حکیم گفتیم. الان چند صد سال است که دارند به فردوسی، حکیم میگویند. حکمت فردوسی چیست؟ حکمت الهیِ اسلامی. شما خیال نکنید که در حکمت فردوسی، یک ذره حکمت زردشتی وجود دارد. فردوسی آن وقتی که از اسفندیار تعریف میکند، روی دینداری او تکیه میکند. میدانید که اسفندیار یک فرد متعصبِ مذهبیِ مبلّغ دین بوده که سعی کرده پاکدینی را در همه جای ایران گسترش بدهد. تیپ اسفندیار، تیپ حزباللهیهای امروز خودمان است؛ آدم خیلی شجاع و نترس و دینی بوده است؛ حاضر بوده است برای حفظ اصولی که به آن معتقد بوده و رعایت میکرده، خطر بکند و از هفتخان بگذرد و حتّی با رستم دست و پنجه نرم کند.
وقتی شما شاهنامه را مطالعه میکنید، میبینید که فردوسی روی این جنبهی دینداری و طهارت اخلاقی اسفندیار تکیه میکند. با اینکه فردوسی اصلاً بنا ندارد از هیچیک از آن پادشاهان بدگویی کند، اما شما ببینید گشتاسب در شاهنامه چه چهرهیی دارد، اسفندیار چه چهرهیی دارد؛ اینها پدر و پسر هستند. فردوسی بر اساس معیارهای اسلامی، به فضیلتها توجه دارد؛ در حالی که بر طبق معیارهای سلطنتی و پادشاهی، در نزاع بین گشتاسب و اسفندیار، حق با شاه است. «به نیروی یزدان و فرمان شاه» یعنی چه؟ یعنی هرچه شاه گفت، همان درست است؛ یعنی حق با گشتاسب است؛ اما اگر شما به شاهنامه نگاه کنید، میبینید که در نزاع بین اسفندیار و گشتاسب، حق با اسفندیار است؛ یعنی اسفندیار یک حکیم الهی است.( بیانات در دیدار اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی ایران۱۳۷۰/۱۲/۰۵)

پانویس
1- حکیم ابوالقاسم فردوسی در نگاه رهبر شهید انقلاب؛ شاعری در قله حکمت اسلامی. خبرگزاری رسمی حوزه:
جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۸:۱۰- کد مطلب:1382512.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117940