اقتصاد مقاومتی در ایران به عنوان یک الگوی بومی و علمی برای تقویت اقتصاد و کاهش وابستگی به نفت شکل گرفت. هدف آن ایجاد سیستمی مستحکم، مقاوم در برابر فشارها و تهدیدهای خارجی و تضمین رشد و شکوفایی کشور حتی در شرایط تحریم است.
پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، در 16 سال گذشته و با شدت یافتن تحریم های یک جانبه و غیرانسانی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران با هدف متوقف کردن برنامه های صلح آمیز هسته ای ایران، واژه ی جدید «اقتصاد مقاومتی» به ادبیات اقتصادی کشور اضافه و به فراخور حال و روز اقتصاد کشورمان مورد بحث قرار گرفته است.
این واژه اولین بار در دیدار کارآفرینان با امام شهیدمان در شهریور سال 1389 مطرح گردید. در همین دیدار، رهبرشهید انقلاب «اقتصاد مقاومتی» را معنا و مفهومی از کارآفرینی معرفی و برای نیاز اساسی کشور به کارآفرینی نیز دو دلیل «فشار اقتصادی دشمنان» و «آمادگی کشور برایی جهش» را معرفی نمودند.( بیانات امام شهیدمان در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور، 16 / 6 / 89)
برای مفهوم اقتصاد مقاومتی در همین مدت زمان کم، تعاریف متفاوتی ارائه شده که هر کدام از جنبه ای به این موضوع نگاه کرده اند. در این میان، تعریف جامع و کامل از اقتصاد مقاومتی را خود رهبر شهید انقلاب ارائه داده اند. ایشان در دیدار با دانشجویان فرمودند: «اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنی ها و خصومت های شدید می تواند تعیین کننده رشد و شکوفایی کشور باشد.» ( بیانات رهبر شهید انقلاب در دیدار دانشجویان، 16 / 5 / 91)
لازم است به این نکته مهم توجه شود که؛ اقتصاد مقاومتی به زبان ساده بر توانمندسازی کشور در برابر شوکهای داخلی و خارجی تاکید دارد و هدف آن کاهش آسیبپذیری و حفظ روند رشد در شرایط دشوار یا بحرانی است. اقتصاد مقاومتی بر تابآوری، پایداری و تخصیص بهینه منابع تمرکز دارد و به دنبال مقاومسازی، آسیبزدایی و اصلاح ساختارها و نهادهای ناکارآمد اقتصادی است.
این یادداشت تلاش دارد از زوایای مختلف به مباحث گوناگون اقتصاد مقاومتی بپردازد و به آن ورود نماید؛ و لذا ارایه مباحثی که در ذیل تقدیم خوانندگان گرامی خواهد شد برهمان قصد و نیت بیان و بنا نهاده شده است که امید آن دارم مقبول طبع واقع شود.
درسال 1394جمعی از مسئولین و اعضای انجمن اسلامی وزارت اقتصاد و دارایی با حضرت آیت الله جوادی آملی دیدار و گفتگو کردند. وی دراین دیدار به تشریح مبانی نظری و عملی اقتصاد مقاومتی پرداختند که بنا به اهميت موضوع وارتباط اين بيانات با مباحث كتاب پيش رو، مشروح آن كه درذيل خواهدآمد از نظرخوانندگان گرامي می گذرد: (1)
مسئله اقتصاد بعد از اعتقاد جزء مهمترین عناصر استقلال سیاسی یک مملکت است وقتی شما عهدهدار دریافت مالیات هستید این مالیات بر درآمد است باید راه درآمد را هم ـ انشاءالله ـ به ملّت بزرگ و بزرگوار ایران اسلامی ارائه کنید تا در تحصیل درآمد هم تلاش و کوشش بکنند و آنگاه آنها مشتاقانه این مالیات را بپردازند. سرّ اینکه اقتصاد بعد از اعتقاد سهم تعیین کننده دارد این است که مال را ذات اقدس الهی عامل قیام یک ملّت قرار داده است ملّتی میتواند مقاوم باشد و مقاومت کند که بتواند بایستد ایستادگی یک عامل قیام میخواهد همان طوری که ایستادن یک عامل قیام میخواهد ایستادگی هم یک عامل قیام میخواهد الآن که فرمودند ( منظور کلام امام شهیدمان است) اقتصادِ مقاومتی این سخنی است حق لکن این دو مطلب باید کاملاً توضیح داده شود تا فرق این دو مطلب روشن شود و رسالتی که برای اعضای محترم انجمنهای اسلامی است هم روشن شود.
مطلب اول این که کسی میتواند بایستد که ستون فقراتش سالم باشد وگرنه باید به عصا تکیه کند یا باید بنشیند اگر ستون فقرات کسی سالم نباشد به او میگویند فقیر، فقیر یعنی فقیر نه یعنی ندار، آن که ندار است به او میگویند فاقد آن که ستون فقراتش شکسته است به او میگویند فقیر چون کسی که ستون فقراتش شکسته است قدرت قیام ندارد این زمینگیر است این مطلب اول درباره ایستادن فیزیکی.
ایستادن متافیزیکی یعنی مقاومت هم به اقتصاد وابسته است اگر ستون فقرات ملّتی که همان مسائل مالی و امکانات مالی آنهاست شکسته بود این قدرت مقاومت ندارد و از پا در میآید هرگز فقیر را فقیر نگفتند برای اینکه او مال ندارد برای اینکه در صدر اسلام این همه افراد بیمال بودند که بدر و احد را اداره کردند فقیر را فقیر میگویند برای اینکه ستون فقراتش شکسته است اگر ستون فقرات ملتی که دین آنهاست آسیب ببیند این ملّت قدرت مقاومت ندارد یعنی اقتصاد مقاومتی که فرمودند توفیقش نصیب اینها نمیشود توفیقش نصیب کسانی میشود که تکیهگاهی دارند ستونی دارند و ستونشان را با دین حفظ کردند،
بنابراین ما باید دو کار کنیم یکی اعتقاد را که آن ستون اصلی است حفظ کنیم یکی اقتصاد را که یک ستون فرعی است حفظ کنیم اگر ما میشنویم فلان کارخانه کارگرها را بیرون کردند باید راهحل پیدا کنیم یا فلان کارخانه در آستانه تعطیلی است باید راهحل پیدا کنیم. ما زیارت عاشورا میخوانیم دعای کمیل میخوانیم نمازهای مستحبی میخوانیم و مانند اینها، اینها همه وظیفه است و ثواب الهی را به همراه دارد اما آنکه مشکل جامعه را حل میکند آن درایت اقتصادی است این دعای کمیل را شخص کمیل از وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) نقل کرد خب کمیل از اصحاب خاصّ حضرت بود وجود مبارک حضرت امیر که به خیلیها وقت ملاقات خصوصی نمیداد دست همین کمیل را از مسجد کوفه بیرون برد و آن بیانات نورانی را به کمیل آموخت که «إِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَةٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا»(۲) تا پایان آن بیانات نورانی و این دعای معروف کمیل را به او آموخت و آن کمیل هم این دعا را نقل کرد.
بعد از این که وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) به مقام خلافت ظاهری رسیدند آن طوری که در نهجالبلاغه هست منطقهای است به نام هیت مسئولیت آن منطقه را وجود مبارک حضرت امیر به کمیل داد امویان ریختند آنجا غارت کردند زدند بردند و کمیل نتوانست اداره کند وجود مبارک حضرت امیر نامهای نوشت این نامه در نامههای مکتوب نهجالبلاغه است به کمیل اعتراض کرد که من همه امکانات را به تو دادم نتوانستی آنجا را اداره کنی(۳) خلاصه اعتراض حضرت امیر این است که بعضیها فقط به درد دعای کمیل میخورند! اداره مملکت یعنی اداره مملکت! اگر ما بشنویم فلان کارخانه کارگرها را بیرون کرده آن با نمازِ زیارت عاشورای شما حل نمیشود حواستان جمع باشد و دامنگیرتان خواهد شد! کسی گرسنه بخوابد، فقیر باشد، به زندان برود، هزاران چک برگشتی وجود داشته باشد اینها با دعای کمیل حل نمیشود! شما بررسی کنید ببینید چندتا چک برگشتی دارید، معلوم میشود که اقتصاد و دارایی نتوانست رسالتش را انجام بدهد.
اقتصاد مقاومتی یک ستون فقرات میخواهد و آن دین است .
بنابراین مطلب اول این است که فقیر غیر از فاقد است دوم آن است که اقتصاد مقاومتی یک ستون فقرات میخواهد و آن دین است برخی از این جانبازان عزیز نزدیک سی سال است که به عنوان قطع نخاعی در آسایشگاه هستند که من یک بار رفتم به عیادت اینها بلکه به زیارت اینها بعد آمدم کنار و قدری گریه کردم و بعد دیگر رویم نشد بروم به عیادت اینها! اینها مردان الهیاند اینها به مراتب قویتر از شهدای صدر اسلاماند این روحیه این کشور را حفظ میکند اما مادامی که ما با عُرضه نه بیراهه رفته باشیم نه راه کسی را بسته باشیم! اما اگر اختلاس و امثال آن پیش بیاید اگر ـ خدای ناکرده ـ فشاری بیاید تحملش سخت است برای اینکه اقتصاد مقاومتی، ستون مقاومت میخواهد ستون مقاومت هم همان اعتقاد است، وقتی کسی این فساد را ببیند این ناهنجاری را ببیند خب تحمل نمیکند، بنابراین ما باید مواظب باشیم که بعضیها فقط به درد دعای کمیل میخورند در برابر جنگها و حملهها نمیتوانند بایستند ما اگر توانستیم اقتصاد مقاومتی را در کنار اعتقاد پیوند بزنیم راه درآمد را توسعه میدهیم بعد مالیات میگیریم حقّ مشروع دولت هم است مردم هم کاملاً جانانه تسلیم میکنند اگر هم یک وقت نبود، همه تحمل میکنند اما اگر باشد و نابسامان باشد تحملپذیر نیست!
در همین راستا مرحوم کلینی(رضوان الله علیه) در کتاب شریف کافی بیانی را از وجود مبارک پیغمبر(ص) نقل میکنند که وجود مبارک پیغمبر به خدای سبحان عرض میکند «اللهمّ بارک لنا فی الخبز و لا تفرّق بیننا و بینه فلولا الخبزُ ما صُمنا ولا صَلَّیْنا ولا أدَّینا فرائضَ ربِّنا عزّوجلّ» (۴) یعنی خدایا بین ما و نان ما جدایی نینداز منظور از نان، اقتصاد است نان یعنی اقتصاد مملکت عرض کرد خدایا بین مسلمانها و نان آنها، اقتصاد آنها جدایی نینداز زیرا اگر بین مسلمین و نان آنها جدایی افتاد دیگر دینداری مشکل است بنابراین ما قبل از اینکه از درآمد، مالیات بگیریم باید راه تحصیل درآمد را هموار کنیم نباید بگوییم ما مسئول گرفتنیم دیگری مسئول تغییر است هر دو یک واقعیت است این گردهماییها این مشورتها این شورای اداریها برای همین است که انسان با هماهنگی کشور را اداره کند اگر ما مشکلی دیدیم به مسئولان دیگر هم گزارش بدهیم طوری باشد که دیگر کسی در کارخانه را نبندد و عدهای از کارگرها را بیرون بکند.
در سوره مبارکه نساء فرمود عامل قیام و مقاومت ملت همان مسائل اقتصادی است فرمود: ﴿وَلاَ تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیَاماً﴾ (۵) فرمود مال ، عامل مقاومت است عامل قیام است عامل استقامت است شما این را حفظ بکنید به دست هر کسی ندهید اگر این مال، عامل قیام است به دست سفیهان جامعه ندهید ﴿وَلاَ تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیَاماً﴾ .
ملت اگر بخواهد اقتصاد مقاومی داشته باشد باید مالش را به دست عقلا بدهد نه به دست سفیهان خب اگر این اصول رعایت شد هم درآمد محفوظ است و هم هزینهها متعادل است هم مالیات بر درآمد و اگر ـ خدای ناکرده ـ در اثر امتحانهای الهی یا علل و عوامل دیگر مقداری مسئله اقتصاد اُفت کرد این ملت کاملاً تحمل میکند چون اعتقاد، اصل است بر خلاف بساط کمونیستی که اقتصاد در رأس است اقتصاد نزد ما مسلمانها در صف دوم است آن اعتقاد است که اصل است از صدر اسلام تاکنون هم همین طور بود حالا نیازی به تاریخ گذشته ندارد این جنگ ده ساله را ـ برای اینکه هشت سال دفاع مقدس بود دو سال جنگ داخلی بود ـ مردم تحمل کردند و این به سبب اعتقاد بود و اما اگر ـ خدای ناکرده ـ این اعتقاد آسیب ببیند، ببینند با دین دارد بازی میشود اگر آدم آن اصل را آن ستون فقرات را از دست داد به آدمِ کمرشکستهای که ستون فقراتش را از دست داد با نصیحت نمیشود گفت قیام کنید؛ انسانِ کمرشکسته ، با سخنرانی بلند نمیشود باید حواسمان جمع باشد!
بنابراین آن عقل و درایت است که هم قرآن سفارش کرده هم روایات سفارش کرده و شما بزرگواران تلاش و کوششتان ـ انشاءالله ـ مشکور باشد و بکوشید در کنار این آداب و سنن دینی و مستحبّاتی که دارید ـ انشاءالله ـ آن هوش اقتصادی را هم خودتان داشته باشید هم به دیگران منتقل کنید که این کشور روی پای خود بایستد برای اینکه اگر نایستد، مغبون شده و بد کرده یک وقت کشوری است که امکاناتی در اختیار ندارد اما بیان نورانی حضرت امیر(سلام الله علیه) این است که «مَن وجدَ ماءً و تُراباً ثم افتقر فأبعده الله»(۶) فرمود کشوری که آب دارد خاک دارد مع ذلک فقیر و محتاج باشد خدا آن را از رحمت دور بدارد این نفرین علی است!
نفرین علی دیگر به مراتب بالاتر از دعای ماست صریح فرمود: «مَن وجدَ ماءً و تُراباً ثم افتقر فأبعده الله» ملّتی که آب دارد خاک دارد ولی محتاج است خدا او را از رحمت خود دور کند! حالا شما بیا قرآن به سر بکن در برابر نفرین علی، نمیشود!
این ملت، ملت بزرگی است و اسلام اینها را بزرگ کرده این استعداد را دارد منتها کسی میخواهد که از این استعداد حداکثر بهره را ببرد. داستانی است که معروف است عمرو بن مَعدی کرب از سلحشوران بنام بود شمشیری داشت به نام صمصامه، صمصامه عمرو بن مَعدی کرب در جنگها معروف بود خلیفه وقت از او خواست که شما این صمصامه را این شمشیر برنده را برای من بفرستید او فرستاد آن خلیفه چند بار آزمود دید که این شمشیر خیلی کارآیی ندارد و کارآمد نیست برای او نامهای نوشت که این شمشیر آنطور که شهرت دارد نیست او در جواب این مضمون را نوشت که «بَعثت إلیک بالسیف لا بالساعد»(۷) من شمشیر دادم بازو که ندادم! بازوی عمرو بن مَعدی کرب میخواهد که از این شمشیر حداکثر استفاده را ببرد. ایرانی منهای اسلام همان شمشیر معدی کرب است ایرانیِ با اسلام همان بازوست. توضیحش این است که ما در جنگ جهانی اول همین ایرانی بودیم هر چه به ما گفتند، گفتیم چشم در جنگ جهانی دوم همین ایرانی بودیم هر چه به ما گفتند، گفتیم چشم، در کودتای ننگین 28 مرداد ۳۲ همین ایرانی بود، اما وقتی صحبت از اسلام شد و روحانیت شد و مراجع شد و مسجد و حسینیه شد و امام، رهبری را به عهده گرفته شانزده شهریور گفتند «مرگ بر شاه» هفده شهریور آن همه شهید دادند و گفتند «مرگ بر شاه» هجده شهریور گفتند «مرگ بر شاه»، گفتند «تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد» همین ایرانی بود دیگر، تا این شمشیر به دست چه کسی باشد! با بازی کردن نمیشود مملکت را حفظ کرد مردم همان مردماند اسلام همان اسلام است الآن هم ـ معاذ الله ـ اگر بیگانه حمله کند این مردم همان مردماند.
الآن هم ـ معاذ الله ـ حادثه پیش بیاید همان است از آن جهت که مسلماناند یعنی این ایران این قدرت شمشیری که هست این باید با بازوی اسلامی کار کند بازوی اسلامی نباشد این شمشیر کار نمیکند. اینکه بیگانه با همه قدرتی که دارد میترسد و واقعاً این جرأت را ندارد که اجازه چنین فضولی را به خودش بدهد که به ایران حمله کند برای همین اسلامی بودن این کشور است این را باید حفظ کنیم این اصل است در کنارش درایت است امانت است عقل است هوش است فهم است و فهم است و فهم! که چگونه ما از درآمد مملکت استفاده کنیم و بفهمیم بین سرمایه و درآمد فرق است نفت، سرمایه است نه درآمد کسی با نفتفروشی بخواهد مملکت را اداره کند یعنی با سرمایهفروشی، نفت را باید تبدیل کرد به یک سرمایه دیگر از آن درآمدش باید استفاده کرد.
تصوراینکه سیاستهای اقتصاد مقاومتی، سیاستهایی ایدهآلی و توهمی و ناشی از خیالپردازی و نه واقعیتهای موجود است، یکی از آسیبهای جدیای است که در برابر هر اصلاح اقتصادی در کشور ممکن است به وجود بیاید و کارآمدی و در نتیجه تحققپذیری آن را دچار خدشه سازد. رهبر شهید انقلاب در بیانات خود در ابتدای سال 1393 در حرم مطهر رضوی در رد این تصور چنین فرمودند :
«سؤال دوّم {درباره اقتصاد مقاومتی} این بود که آیا این برنامهی اقتصادی که شما میگویید اقتصاد مقاومتی، یک امر خیالی و توهّمی است و آرزو دارید که انجام بگیرد؛ یا نه، عملاً ممکن است؟ پاسخ این است که خیر، کاملاً، عملاً، حتماً ممکن است؛ چرا؟ بهخاطر ظرفیتها ؛ چون این کشور، دارای ظرفیتهای فوقالعاده است.»
و از همین رو بارها و بارها این سیاستها را مورد وفاق تمامی نخبگان و اقتصاددانان جامعه دانسته و بر تبیین علمی صحیح و درست از این سیاستها در مجامع نخبگانی و دانشگاهی و علمی تأکید کردند:
«این یک فکر است ، یک مطالبهی عمومی است. شما دانشجو هستید ، استاد هستید ، اقتصاددان هستید ؛ بسیار خوب ، با زبان دانشگاهی ، همین ایدهی اقتصاد مقاومتی را تبیین کنید ؛ حدودش را مشخص کنید ؛ یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنیها و خصومتهای شدید میتواند تضمینکنندهی رشد و شکوفایی یک کشور باشد.»(۸)
بعد از نامگذاری سال ۱۳۹۵ به نام «اقتصاد مقاومتی ؛ اقدام و عمل»، اولین نکتهای که به ذهن نگارندهی این نوشتار رسید این بود که بعد از تأکیدات مکرر رهبر شهیدمان در اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی به انحای مختلف و در زمانها و مکانهای متعدد، بهویژه در توصیههای مکرر به دولتمردان، ایشان راه محقق شدن این سیاستها را از طریق نامگذاری سال دانسته و سعی کردند تا از این طریق این مهم را پیگیری نمایند. از سوی دیگر مجموعه شرایط داخلی و متغیرهای منطقهای و بینالمللی از اهمیت و اولویتدار بودن مسائل اقتصادی از بین مجموعه مسائل گوناگون کشور اعم از فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی حکایت میکند.
بهطوریکه اگر بخواهیم به تعبیر امام شهیدمان از دوراهی اجتنابناپذیر دشمن یعنی یا صلح و سازش با آمریکا و عقب نشستن از اصول اساسی خود و یا تحمل فشارها و تهدیدات و وضعیت بد اقتصادی و معیشتی خلاص شویم چارهای نداریم جز اینکه خود را و اقتصاد خود را قوی کنیم. رهبر شهید انقلاب بهدرستی اشاره کردند که موقعیت و نفوذ ایران در منطقه و در حتی در معادلات جهانی غیرقابل انکار است و برای رسیدن به صلح و ثبات و آرامش در منطقه چارهای جز نقشآفرینی ایران وجود ندارد. چراکه در عرصهی امنیتی، دفاعی و سیاسی در حد قابل قبول و حتی فراتر از انتظاری، جمهوری اسلامی ایران توانسته است در مقایسه با دیگر کشورهای این منطقهی ناامن، وضعیت و جایگاه خوبی داشته باشد و به اقرار داخل و خارج، امنترین کشور در این منطقه باشد و از این حیث ما توانستهایم بهخوبی نهتنها وابسته و چشم به دست بیگانگان و بهویژه دشمنان نظام نباشیم بلکه در بسیاری موارد، دست نیاز اجانب و دشمنان برای حل مسائل منطقه بهسوی ایران اسلامی دراز شده است.
اما آنچه بهنوعی پاشنه آشیل و چشم اسفندیار نظام جمهوری اسلامی است، مسئله سامان دادن به اقتصاد کشور است. رهبر شهید انقلاب نیز به این نکته به خوبی اذعان فرمودند:
«انقلاب، ما را از وابستگی سیاسی نجات داد. در راه استقلال اقتصادی هم کارهای زیادی شده است؛ اما همت همهی ملت ایران از قشرهای مختلف را میطلبد تا کشور بتواند از لحاظ اقتصادی کاری بکند که دیگر تهدید به تحریم و محاصرهی اقتصادی معنا پیدا نکند. »(۹)
در واقع همانطور که ما با جانفشانیها و جهادهای نظامی و دفاعی سرداران و شهدای بزرگوار توانستیم نظام سیاسی و مرزهای جغرافیایی و خطوط دفاعی خود را تثبیت کنیم ، اما در عرصه مسائل اقتصادی و در واقع در جهاد اقتصادی با دشمنان آنچنانکه باید موفق نشدهایم و پیداست که تا این مسئله حل نشود، همچنان نقطهی ضعفی برای نفوذ و فشار دشمنان بر مردم وجود خواهد داشت و ممکن است این امر موجب تضعیف سایر عرصههای موفق نظام هم بشود . از اینجاست که معلوم میشود مسائل اقتصادی برای کشور ما فوریت و اولویت بیشتری دارد . در آسیبشناسی اینکه چرا در عرصه اقتصادی برخلاف سایر عرصهها، ایران اسلامی نتوانسته به عنوان یک الگوی موفق در داخل و خارج کشور، به اثبات برسد، باید آن را در مسائل زیر جستجو نمود و آنگاه متناسب با آن، به رفع این آسیبها و راهکارهایی برای رفع آن پرداخت :
۱۹ سال پیش بود که امام شهیدمان در سخنرانی ابتدای سال 1386 در حرم مطهر رضوی سخن از جنگ اقتصادی را مطرح نمودند: «من برنامههای استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه میکنم: اول، جنگ روانی؛ دوم، جنگ اقتصادی؛ و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. دشمنیهای استکبار با ملت ما در این سه قلم عمده خلاصه میشود.»
بهجرئت میتوان گفت در این سالهای طولانی هیچ دولتی این جنگ اقتصادی را جدی نگرفته است و تنها در بین سالهای 91 و 92 یعنی اوج تحریمها علیه اقتصاد کشور بود که تا حدی این هشدار جدی گرفته شد. اما در آن سال ها بهواسطه درآمدهای بالای نفتی و وابستگی به نفت، فکر و تدبیر جدی نه از سوی مسئولان و نه عزم عمومی راسخی در بین گروههای مختلف مردم دیده نشد. تا اینکه سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی از سوی قائد شهیدمان ابلاغ و تبیین شد. خوشبختانه نقشه راه و مجموعه سیاستهای کلی مشخص شد. اما همچنان فقدان این نگاه جهادگونه یعنی مقابله اقتصادی دشمن با این نظام، در مجموعه ارکان نظام بهویژه دولتمردان احساس میشد. تکیه زیاد بر ایجاد ستاد و قرارگاه فرماندهی اقتصاد مقاومتی بجای پیگیری معمولی و عادی سازمانی و اداری، نیز بر همین رویکرد دلالت دارد.
متأسفانه همچنانکه امام شهیدمان فرمودند، دوراهی که آمریکا برای مردم و نخبگان ما به تصویر کشیده است، بسیار هم جا افتاده است . به نظر میرسد اگر مجموعه علمی و دانشگاهی و نخبگانی حوزه و دانشگاه، در این زمینه کمی مسائل را واقعبینانهتر و فارغ از وابستگیهای جناحی و فکری خاص دنبال میکردند، اکنون اقتصاد مقاومتی توانسته بود، مسیر قابل توجهی را روبهجلو طی کند و کشور از برکات و ثمرات آن برخوردار شده بود . متأسفانه این وابستگی فکری به نظم غرب و شرق حتی از سوی جریان بهاصطلاح روشنفکری کشور، یک سابقه تاریخی طولانیمدت دارد که در اذهان متخصصان ما ریشه دوانده است و حتی توانسته تا مدیریتهای کلان اقتصادی کشور نیز نفوذ کند و تفکر خود را بر عرصه مدیریت اقتصادی کشور حاکم سازد. اما به نظر میرسد نسل جوان دانشگاهی، تا حدی توانسته خود را از این وابستگی برهاند و با سرمایهگذاری بیشتر روی آنها میتوان به آیندهای روشنتر و اقتصادی سالمتر امیدوار بود.
عمل به سیاستهای اقتصاد مقاومتی در بسیاری از موارد ، نیاز به یک عزم جدی و قاطع و یک سری اقدامات انقلابی و جهادی و ساختارشکنانه به معنای مثبت کلمه دارد . در این میان میتوان بین دو دسته برنامهها تفکیک قائل شد و برای هرکدام راهبرد و مجموعه اقدامات خاصی را تدبیر نمود :
دسته اول برنامههایی که برای اجرایی شدن آن نیاز به ایجاد زیرساختها و یا اصلاح ساختارهای معیوب و نادرست گذشته است. در واقع برای پیگیری این برنامهها تا رسیدن به زمان اجرا، یکسری اقدامات مقدماتی و ساختاری و زمینهای لازم است و این امر بهطور معمول و منطقی، دفعتاً صورت نمیگیرد بلکه زمانبر است و باید در یک چارچوب زمانی مشخص آنها را برنامهریزی کرد. در این میان به اصلاح ساختار بانکی کشور اعم از قانون پولی بانکی کشور، اصلاح قانون بانکداری بدون ربا، اصلاح قانون بانکداری مرکزی، ایجاد بانک جامع اطلاعات کشور، طراحی الگوی واگذاری فعالیتهای اقتصادی به مردم ، اصلاح قانون تجارت، اصلاح قانون کار (نحوهی ارتباط کارگر و کارفرما) و اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم و... میتوان اشاره کرد . در واقع به یک برنامه جامعی برای حصول این امر نیاز هست. ضمن اینکه شاید حتی اتخاذ یک رویکرد جهادی و انقلابی نیز در پیگیری این برنامهها مورد نیاز بیشتری باشد . چراکه معمولاً مجلسها و دولتها با مقاطع زمانی 4 ساله چندان تمایلی به ایجاد و اصلاح ساختارهای 20 و 30 ساله و قوانین بعضاً 100 و 200 ساله ندارند .
اما دسته دوم به نظر میرسد مراحل ساختاری و قانونی آن بهصورت نسبتاً کاملی طی شده است و بنابراین چندان به زیرساخت و عوامل بسترساز متعدد، نیازی نداشته و تا پیاده شدن، فاصله چندانی ندارند. اما بهدلایل متعدد از جمله انتخاب راههای سهل و آسان، تنبلی و فرار از تبعات، دردسرها و پیچیدگیهای آن و یا بهصوت بدبینانهتر بهدلیل وجود رانتها و منافع متعدد درگیر در مسئله، مورد غفلت یا تغافل واقع میشوند.
اگر بخواهیم نمونهای از این برنامهها را نام ببریم میتوانیم به مسئلهی حذف اقشار پردرآمد از یارانهها، مبارزه با قاچاق از لب مرزها تا مغازه، حذف واردات مصرفی غیرضروری و دارای مشابه داخلی، پرداخت یارانههای تولیدی و حمایت از بنگاههای تولیدی کوچک و متوسط از طریق بانک و غیربانک، جلوگیری از فرارهای مالیاتی و بسیاری دیگراز موارد اشاره کرد. اگر ریشه اجرایی نشدن این برنامهها در تنبلی، عادتهای بد گذشته و یا منافع و رانتها باشد، راهحل همهی اینها داشتن یک روحیه جهادی با برنامهریزی دقیق و تصمیم قاطعانه است.
برهمین اساس میتوان ده راهکارمورد اشارت رهبری معظم انقلاب را در نیزدرهمین چارچوب تحلیل و پیگیری کرد. به نظر میرسد مجموعه اقدامات دهگانه ایشان در راستای عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی، غالباً از نوع دوم برنامهها است که به ساختار قانونی جدیدی نیاز نداشته و بلکه بایست متن قانون مورد توجه و اجرا واقع شود همچون شناسایی مزیتهای نسبی کشور در عرصهی فعالیتهای اقتصادی، قطع واردات غیرضروری و بیمورد، مبارزه با قاچاق و فسادهای بانکی و مالی و ویژهخواری، عدم اسراف پولهای احیاناً آزادشده پس از برجام، دانشبنیان نمودن صنایع مهم اقتصادی، استفاده از سرمایهگذاریهای بسیار گذشته و تقویت صنایع کوچک ومتوسط. البته اینطور هم نیست که این ده مورد ازباب ذکرهمه مصادیق و یا حتی اهم مصادیق نیزباشد بلکه آنهایی است که قابل وصولتر ودردسترستر و برای اجراشدن نزدیکتر هستند. در واقع آنچه بیش از پیش مردم را ازاقتصاد کشور و بالاتر از آن از اقتصاد مقاومتی ، مأیوس میسازد ، نبود تأثیرات عملی این سیاستها در زندگی مردم بوده است. امری که لامحال له و لابدّ منه است. بنابراین کارشناسان در سال 1395 شایسته نمی دانستند در پیگیری جهت اقدام، تأخیر یا معطلی دراین زمینه از سوی دولت بهعنوان قوه مجریه و عملکننده و به تعبیری مخاطب اصلی شعار«اقتصاد مقاومتی ؛ اقدام وعمل» ونیزازسوی سایر مسئولین همچون مجلس، قوه قضاییه، رسانه ملی و نهادهای فرهنگی دیگر صورت پذیرد . (10)
اقتصاد مقاومتی در ایران به عنوان یک الگوی بومی و علمی برای تقویت اقتصاد و کاهش وابستگی به نفت شکل گرفت. هدف آن ایجاد سیستمی مستحکم، مقاوم در برابر فشارها و تهدیدهای خارجی و تضمین رشد و شکوفایی کشور حتی در شرایط تحریم است. اصول تابآوری و پایداری اقتصادی در تخصیص منابع محدود، مردمی کردن اقتصاد، مبارزه با فساد و کاهش وابستگی به نفت از الزامات اساسی اقتصاد مقاومتی هستند. سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی نقشه راهی جامع برای توانمندسازی تولید داخلی، مدیریت مصرف و اصلاح نظام مالی ارائه میدهند.

پانویسها:
1- منبع: مشرق نیوز
2- نهجالبلاغه ، حکمت 147.
3- نهجالبلاغه ، نامه 61 .
4-الکافی ، ج 6، ص 287 .
5- سورهٴ نساء / 5 .
6- قرب الاسناد، ص55 .
7- ر . ک : نهایة الارب، ج 6، ص 200.
8- بیانات امام شهیدمان در دیدار دانشجویان ، 16 / 5/ 1391.
9- بیانات رهبر شهیدمان در دیدار مردم و عشایر شهرستان نورآباد ممسنی ، 15/ 2/ 1387.
10- کریمی ، علیاکبر، سه مشکل بزرگ برسراجرای اقتصاد مقاومتی در کشور، پایگاه خبري تحلیلی برهان . افشار، اسدالله(1395) ، اصول اقتصاد مقاومتي دراقتصاد ايران ، تهران: سفيرارد هال.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117906