چرا در دیدن هلال ماه رمضان؛مراجع باهم اختلاف دارند؟ با اینکه ماه قابل رؤیت میباشد چرا دردیدن هلال ماه رمضان؛ مراجع با هم اختلاف دارند؟ مگر امکان داردکه با این دستگاههای پیشرفته یکی ازمراجع ماه را ببیند ودیگری نبیند این مثل خورشید روشن است که ماه دیده میشود یا نه ؟
چرا در دیدن هلال ماه رمضان؛مراجع باهم اختلاف دارند؟
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، با اینکه ماه قابل رؤیت میباشد چرا دردیدن هلال ماه رمضان؛ مراجع با هم اختلاف دارند؟ مگر امکان داردکه با این دستگاههای پیشرفته یکی ازمراجع ماه را ببیند ودیگری نبیند این مثل خورشید روشن است که ماه دیده میشود یا نه ؟
در پاسخ به سئوال مذكور پیرامون اختلاف فتواها در رؤیت هلال ماه باید بگوئیم که ازنظرشریعت اسلام و فقه شیعه،اول ماه ازسه راه ثابت می شود:1- دیدن ماه.2- گذشتن 30 روزازاول ماه قبل.3- حکم حاکم شرع به اینکه فردا اول ماه است، البته این درحالی است که یقین به خطای حکم یامستند حکم برای ما وجود نداشته باشد(1). پس مطلقا حکم حاکم شرع قابل قبول نیست، و با شرط مذکور مورد پذیرش واقع می گردد و لازم الاجرا می باشد.
درثابت شدن ماه ازراه دوم و سوم، هیچ گونه اختلاف نظری بین مراجع وفقهاء وجود ندارد. اما درراه اول یعنی دیدن هلال ماه،آنچه باعث اختلاف نظرشده است به دونکته دقیق کارشناسی برمی گردد که البته این مهم در چند سال گذشته بهبود یافته و امیدواریم با تلاش علمی کارشناسان و همچنین فقهاء این اختلاف کم تر و در نهایت برطرف شود.آن دو نکته عبارتند از:
1- آیا دیدن ماه باید حتما با چشم غیرمسلح باشد یا دیدن با چشم مسلح به تلسکوپ ودوربین هم کفایت می کند.دراینجا در بین مراجع تقلید دونظریه وجود دارد:گروهی نظرشان کفایت با چشم مسلح است و گروه دیگرنظر دارند که حتما باید با چشم غیرمسلح دیده شود.ودیدن با وسائل فایده ای ندارد.
2- آیا اگردرشهریا منطقه ای رؤیت ماه حاصل شد برای کل جهان،یا برای همان نیم کره یا برای همان منطقه ای که آن شهردرآن واقع است کفایت می کندیا فقط برای همان شهرکفایت می کند؟ یعنی این بحث مطرح است که پیدا شدن هلال ماه درمنطقه ای برای مناطق دیگرکافی است یا نه؟ وآیا اصولا برای ماه افق های گوناگون وجود دارد یا نه؟
دراین نکته بین مراجع تقلید چندین نظریه متفاوت وجود دارد که ما درذیل به پاره ای ازآن ها اشاره می کنیم:
1ـ اگر ماه درشهری دیده شود تنها درآن شهروشهرهایی که هم افق با آن باشند اول ماه ثابت می شود.
2ـ اگردرشهری ماه دیده شود درآن شهر وشهرهایی که درناحیه شرق آن شهرباشند اولِ ماه ثابت می شود. ولی درشهرهایی که درناحیه غرب آن شهر واقع باشند اولِ ماه ثابت نمی شود.
3ـ اگردرشهری ماه دیده شوددرتمام شهرهایی که درشب با این شهرمشترک هستند(یعنی اول شب یکی آخرشب دیگری است) اولِ ماه ثابت می شود.(2) نکته پایانی اینکه مشکلات پدید آمده دراین سال های اخیرازناحیه فقهاء ومردم نبوده است، بلکه به عقیده شماری ازکارشناسان این رشته، ناشی ازکم توجهی و بی دقتی درنگارش سالنامه نگاران بوده است چون پس ازثابت شدن هلال با بینه،حکم حاکم،رؤیت و مانندآنها،این بحث مطرح می شود که آیا ماه قمری برای همه جاآغازشده است یا خیر.ولی درسال های اخیراختلاف دراین بوده است که آیا هلال پیدا شده است یا خیر؟(3)
دراین جا راه روشنی وجود دارد که می تواند به این اختلافات پایان دهد ولااقل اهل یک کشور،مسیر واحدی را طی کنند و عظمت و شکوه این برنامه های اسلامی را حفظ کنند و آن این که شورایی برای مسأله رؤیت هلال از آگاهان این فن و نمایندگان مراجع تشکیل گردد و تمام اطلاعاتی که در باره رؤیت هلال ازهر طرف می رسد،چه ازطریق شهود عینی یا خبرگان فنّ نجوم که ممکن است نظرات آنها به عنوان مؤیّد مورد توجه قرارگیرد گرد آوری کنند وازجمع بندی آنها، نظرواحدی ابرازدارند.( این کار مهم در چند سال گذشته با تشکیل کار گروه مجربی به توسط رهبر وامام شهیدمان؛ خامنه ای عزیزِ جانِ ایران صورت گرفته است)
ممکن است گفته شود هرگاه اعضای شورای رؤیت هلال نظرواحدی نداشته باشند (خواه به سبب جرح وتعدیل شهود باشد، یا غیرآن) چه خواهد شد؟
پاسخ این است که نظراکثریّت می تواند معیار باشد چراکه برای غالب مردم اطمینان بخش ترخواهد بود وبه یقین«اقربیّت به واقع»دارد وچون همان طورکه اشاره شد،بحث تشخیص موضوع است نه تشخیص حکم، مشکلی ایجاد نمی کند.
سؤال دیگری که ممکن است مطرح گردد این است که گاه مراجع درپاره ای ازاحکام مربوط به رؤیت هلال اختلاف فتوی دارند که در مسأله تأثیر گذار است. به عقیده ما این نیزمشکل مهمّی ایجاد نمی کند وما راه حلّ آن را نیز یافته ایم که شرح آن ازعهده این مختصر بیرون است.درهرصورت شرعاً می توان نظر اکثریت شورای رؤیت هلال را که با دقّت کامل همراه باشد،پذیرفت و به آن اعتماد کرد.
به یقین حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه)راضی نیست که پیروان اودریک چنین امرمهمّی گرفتارتشتّت و تفرقه حتی دریک شهرو یک خانه شوند وقدرت وقوّت آنها به ضعف گراید ودربرابردشمنان سرشکسته گردند.هنگامی که ائمّه اهل بیت (ع) برای حفظ شوکت مسلمین اجازه می دهند پیروان آنها درنماز جماعت اهل سنّت شرکت جویند،با این که اختلافاتی دربسیاری ازفروع نمازبا آنهادارند،چگونه راضی می شوند مسأله رؤیت هلال موجب آن همه تشتّت گردد؟آن هم درجهان امروزکه اخباربه سرعت از نقطه ای به نقاط دیگرمنتقل می گردد.
وازعجایب روزگاراین که به خاطر نبودن یک شورای متمرکزدقیق برای رؤیت ماه واعتماد برشهود غیر خبره،سالهاست که مردم ماه مبارک را29 روزروزه می گیرند وکمتر کسی به خاطرش می آید که ماه مبارک را 30 روز روزه گرفته باشد (جزدرموارد بسیارنادر) واین ازنظرعلمی غیرممکن است ومعلوم نیست چه کسی دربرابر این امرمسؤول است؟(4)
امید است صاحب نظران به مسأله «شورای رؤیت هلال» بیشتربیندیشند و راهکارهای آن را روشن تر بیان سازند.
نگارنده كه درمباحث گذشته به مبسوط به بيان ديدگاه موافق برخي ازفقها دراين زمينه پرداخته است، اكنون ضرورت مي داند به بيان دلائل برخي ازمخالفان دراين زمينه اشاراتي هرچند مختصرداشته باشد ؛كه ازجمله آن فقها ،ديدگاه فقيه اهل بيت حضرت آيت ا... مكارم شيرازي مي باشد. معظم له دراين خصوص بشرح ذيل چنين اظهارنظرنموده اند:
«مشهور»درمیان مراجع این است که رؤیت هلال،باید با چشم غیرمسلّح باشد ولی بعضی ازفقهای معاصر قائل به کفایت مشاهده باتلسکوپ شده اند.با دقّت درادلّه ثابت می شودکه بااحترامی که به همه آراء مجتهدین می گذاریم این رأی موافق با ادلّه و قواعد فقه نیست؛زیرا:
اوّلاً: درروایات متواترمعیار ثبوت ماه، رؤیت ذکر شده از جمله در باب سوم از ابواب شهر رمضان وسائل الشیعه 28 روایت نقل شده که غالباً همین مضمون را دارد:«إذا رأیت الهلال فصم و إذارأیته فافطر»یا «صم للرؤیه و افطر للرؤیه»؛هنگامی که ماه رادیدی روزه بگیروهنگامی که آن را(درپایان رمضان) دیدی افطارکن.
درابواب بعد ازآن نیز روایاتی دراین زمینه دیده می شود وهنگامی که سخن ازرؤیت به میان می آید منصرف به رؤیت متعارف است که رؤیت با چشم غیر مسلّح می باشد،زیرا فقها درتمام ابواب فقه،اطلاقات رامنصرف به افراد متعارف می دانند،مثلاً:
1. درباب وضومی گویند حدّ صورت که باید شسته شودآن مقداری است که میان رستنگاه مووچانه (از طرف طول)وآن مقداری که میان انگشت شست وانگشت«میانه»قرارمی گیرد،ازطرف عرض است.سپس تصریح می کنندکه مداربرافراد متعارف ازنظرطول انگشت ها ومحلّ روییدن موی سرومانند آن است،و افراد غیرمتعارف باید مطابق افراد عادی عمل کنند.
2. درباب مقدارکرکه آن را به وجب تعیین می کنند،مداروجب های متعارف است وآنچه خارج از متعارف می باشد ازنظر فقها معیار نیست.
3. درباب مقدار مسافت هایی که درفقه با قدم تعیین می شود، مداربرقدم متعارف است.
4. درنماز و روزه در مناطق قطبی یا نزدیک به قطب که روزها یا شب ها بسیار کوتاه وغیرمتعارف است، بسیاری از فقها مداررا برمناطق متعارف می گذارند.
5. درمسأله حدّ ترخّص(دیدن دیوارهای شهر،یا شنیدن اذان)تصریح می کنند معیارچشم های متوسّط (نه زیاد تیزبین،نه فوق العاده ضعیف) وصداهای متعارف وگوش های متعارف است وآنچه خارج ازمتعارف باشد معیار نیست(5) وبزرگان فقهای معاصربا متن کاملاً موافق هستند.
6. درمورد منکراتی که حدّ آن جلد (شلاّق) است گفته اند شلاّق باید متعارف باشد وازشلاّق های سنگین وپرفشاروغیر متعارف بپرهیزند،همچنین از شلاّق های بی اثر یا کم اثر.
7. درابواب نجاسات می گویند اگرجرم نجاست (مثلاً خون) ظاهراً زایل شود ولی رنگ یا بوی آن بماند پاک است، حال اگر کسی با میکروسکوپ ذرّات کوچکی ازخون راببیند که حتماً می بیند (چون رنگ و بو با اجزاء همراه است)،چون این مشاهده خارج ازمتعارف است مداراحکام نیست.
8. هرگاه مادّه نجس(مانند خون)درآب کرمستهلک شود همه می گویند پاک است با این که با میکروسکوپ می توان ذرات خون را درآب مشاهده کرد. علاوه براین «هشت مورد» موارد متعدد دیگری در سراسرابواب فقه وجوددارد که کلام شارع و لسان آیه یا روایت مطلق است و فقها آن را منصرف به «فرد متعارف»می دانند.
به یقین درمورد رؤیت هلال که درروایات متواتروارد شده نیزمعیار رؤیت متعارف است یعنی چشم غیر مسلّح، و چشم های مسلّح خارج ازمتعارف است ومقبول نیست.
ما نمی توانیم همه جا درفقه درمطلقات ادلّه به سراغ افراد متعارف برویم، ولی دررؤیت هلال فرد کاملاً غیرمتعارفی را ملاک حکم قرار دهیم.
ثانیاً: بعضی می گویند معیاردرآغاز ماه،«تولّد ماه درواقع» است ورؤیت ومشاهده جنبه«طریقی»دارد نه «موضوعی». بنابراین اگر با وسیله غیرمتعارف ازتولد ماه آگاه شویم،کافی است.
درپاسخ می گوییم به یقین ظاهرروایات این است که قابلیّت رؤیت با چشم عادّی،جنبه موضوعی دارد (تکرار می کنم قابلیت رویت با چشم عادی)؛زیرا:
اگرمعیار تولّد واقعی ماه باشد مشکل مهمّی پیش می آید که نمی توان به آن تن درداد و آن این که غالباً تولّد ماه قبل از امکان رؤیت با چشم عادی صورت می گیرد، و به عبارت دیگردر بسیاری از موارد ماه در آسمان ظاهر می شود وهیچ کس با چشم عادی آن را نمی بیند و شب بعد قابل رؤیت است. بنابراین باید قبول کرد که ماه واقعاً دربسیاری از موارد یک شب جلوترمتولّد شده منتها چون مردم با چشم عادی آن را ندیده اند، شب دوم ماه را شب اوّل ماه پنداشته اند.
درست است که براثر ندیدن و ندانستن معذور بوده اند، ولی آیا می توان قبول کرد که مسلمین جهان از آغاز بعثت پیامبر (ص) تا کنون وحتی در عصر آن حضرت(ع)مکرّردرمکرّر اوّل ماه رااشتباه گرفته اند، واز فضل شب های قدرمحروم بوده و به واسطه نداشتن تلسکوپ روزعید راروزه گرفته وروزبعد نماز خوانده اند (چون ماه قبلاً متولّد شده اما با چشم غیر مسلح قابل رؤیت نبوده است).
حتّی کسانی که فعلاً تلسکوپ را برای رؤیت ماه کافی می دانند باید بپذیرند که دربسیاری ازسال های گذشته،خود آنان ومقلّدانشان دوم ماه مبارک را آغاز ماه ودوم شؤال را اوّل شوال حساب کرده اند، زیراازتلسکوپ بهره نگرفته اند واگرمی گرفتند می دانستند اوّل ماه یک روزجلوتر بوده وشب های قدر نیزدرجای خود قرار نگرفته وازدست رفته است.این ها همه گواهی می دهد که معیار تولّد واقعی ماه نیست، بلکه معیارقابلیّت رؤیت با چشم عادی است. اساساً درعلم اصول گفته ایم«اماره» و«طریق» شرعی نمی تواند کثیرالخطاء باشد، زیرامردم ازدرک واقع محروم خواهند شد.درمواردی که اماره کثیر الخطاء باشد باید گفت خود اماره موضوعیت دارد(دقت کنید).
این باورکردنی نیست که درگذشته حتّی درزمان پیغمبراکرم (ص) وسایر معصومین(ع) مردم ازدرک عیدولیالی قدرمحروم بوده اند،بلکه به عکس ما معتقدیم استفاده ازتلسکوپ برای رؤیت ماه سبب می شود که مردم ازآغازوپایان ماه محروم شوند!زیرامعیارواقعی چشم غیرمسلّح است.
ممکن است بعضی تصوّرکنند که با استفاده ازتلسکوپ بساط اختلافات برچیده می شود درحالی که این کارهیچ اثری دراین امرندارد،چراکه قدرت تلسکوپ ها کاملاً با هم فرق دارد ومناطقی که درآن نصب می شود ازحیث وجود غباروبخارآب درافق متفاوتند. بنابراین ممکن است بعضی با تلسکوپ خود آن را ببینند وبعضی نبینند وانکار کنند وسفره اختلاف دگربارگسترده می شود. (6)
دراین بحث،به مشهورفقها نسبت داده شده که رؤیت با چشم مسلّح کفایت نمی کند؛امّاازآنجا که این بحث ازمباحث مستحدثه است وسابقه استفاده ازچشم مسلّح به زمان نه چندان دوربازمی گردد حتّی به صورت دقیق تر،همان طورکه دربرخی ازنوشته ها آمده است، باید گفت که استفاده ضابطه دار و روش مند ازابزار برای رؤیت هلال، عمری بیش ازچنددهه ندارد نمی توان شهرت معتبربین فقها را که همان شهرت میان متقدّمین است ادّعا نمود.البته دربین فقیهان معاصراین شهرت وجود دارد،امّا برای استدلال معتبر نیست.
کسانی که رؤیت با چشم مسلّح راکافی می دانند،به«أصاله الاطلاق»درمورد رؤیت استدلال نموده اند؛ علاوه براین که درهیچ یک ازروایات، دلیل و قرینه ای براعتباررؤیت با چشم معمولی وعادی وارد نشده است.گرچه اصل رؤیت معتبر است ومحاسبات فلکی وامورظنّی را معتبرنمی دانند،ولی معتقدند همان طورکه رؤیت با ابزاری مانند عینک کفایت می کند،رؤیت باابزارقوی ترنیزکه درواقع تغییری ایجاد نمی کندکفایت می کند.آنچه از نظر صناعی لازم است، صدق واستناد رؤیت به بیننده می باشد؛وبه طورقطع می توان رؤیت رابه کسی که با تلسکوپ می بیند،استناد داد واین استناد حقیقی است.به عبارت دیگر،صدق رؤیت بررؤیت باابزار، قطعی ومسلّم است. شاهد روشن براین مطلب آن است که اگر کسی باتلسکوپ مشاهده کند که شخصی به قتل رسید،می تواند دردادگاه برآن قتل شهادت دهد و حاکم شرع نیزباید براین شهادت ترتیب اثربدهد درحالی که درمسئله شهادت،شاهد باید مورد شهادت را مانند خورشید (به روشنی) دیده باشد.
شاهد دوّم آن است که شرط حلال بودن گوشت ماهی، وجود فلس درآن است؛ و بر طبق روایات و فتاوا، ملاک حلّیت، وجود فلس است.حال این سخن به میان می آید که اگرفلس یک نوع ماهی با چشم معمولی دیده نشود،امّا به وسیله دوربین بتوان آن رامشاهده کرد یا این که توده مردم نتوانند فلس آن راتشخیص دهند،ولی اهل فن بگویندکه دارای فلس است،ظاهراًاین مقداردرجوازخوردن آن کفایت می کند ونمی توان گفت که باید فلس آن با چشم معمولی دیده شود.به عبارت دیگر،جوازخوردن بر وجود واقعی فلس مترتّب است.دراین بحث نیزگرچه درروایات کلمه«رؤیت»آمده، امّا ازادلّه استفاده می شود که ملاک، وجود واقعی هلال است.
علاوه براین دوشاهد،درمجموع می توان دلایل این گروه رادرسه بخش زیرویک مؤیّد خلاصه کرد:
1. جریان اصاله الاطلاق نسبت به سبب رؤیت و عدم وجود قرینه برانصراف.
2. استناد حقیقی رؤیت به کسی که با ابزارووسائل آن را انجام می دهد.
3. شمول اطلاق لفظ اهلّه درآیه شریفه«یَسْئَلُونکَ عَنِ اْلأَهِلَّه...»،برهلالی که مردم با چشم معمولی نمی بینند، امّا ممکن است با وسائل وابزار،رؤیت شود.
ازشواهد ومؤیّدات این نظریه نیزآن است که اگرهلال درشب اوّل با چشم معمولی قابل رؤیت نباشد، ولی با تلسکوپ رؤیت شود، درصورتی که فردای آن شب را اوّل ماه ندانیم و بخواهیم روز بعد را به عنوان اوّل ماه قراردهیم، چنانچه این ماه درپایان،بیست وهشت روزشود طبق برخی از روایات و فتوای همه فقیهان لازم است یک روزروزه بگیریم. این کشف می کند که درآن زمان هرچند هلال با چشم معمولی دیده نشده،امّا عنوان روزاوّل را داشته است.این مطلب شاهد بسیارخوبی است که دیدن با چشم معمولی،موضوعیّت ندارد.
اگراشکال شود که درچنین فرضی،کشف می کنیم که درهمان شب اوّل نیزامکان رؤیت با چشم معمولی بوده، ولی به سبب برخی ازموانع دیده نشده است. وبه تعبیر دیگر،اگرادّعا شود که بین این دو، ملازمه وجود دارد؛ یعنی درشب سی ام اگرماه با چشم معمولی دیده شد،حتماً درشب اوّل نیزبا چشم معمولی قابل رؤیت بوده است.
درجواب می گوییم:ازدیدگاه نجومی وسائرروش ها،هیچ دلیلی،براین ملازمه وجود ندارد؛ بلکه اگر موارد وگزارش های رؤیت مورد بررسی قرارگیرد، به نمونه هایی برمی خوریم که ازنظرمنجّمین، در شب اوّل ادّعا شده که ماه با چشم معمولی قابل رؤیت نیست وازطرف دیگر،بعد ازگذشت بیست ونه روز گزارش داده اند که هلال جدید با چشم معمولی قابل رؤیت است واساساً با قطع نظرازاین مطلب، می توان گفت که هیچ شاهد ودلیلی ازعلم نجوم براین امروجود ندارد.
امّا کسانی که رؤیت هلال رابا چشم مسلّح کافی نمی دانند،مجموعاً دوادّعا رامطرح کرده اند:
ادّعای اوّل: انصراف رؤیت به دیدن با چشم معمولی.
ادّعای دوّم: با توجه به توضیحی که خواهد آمد، رؤیت در این باب، طریقیّت دارد نه موضوعیت.
بسیاری ازکسانی که رؤیت با چشم مسلح را کافی ندانسته اند، مسأله انصراف را مطرح کرده اند.
برخی دیگراز بزرگان گفته اند:رؤیت کسانی که قدرت دید فوق العاده ای دارند کفایت نمی کند؛ همان طوری که رؤیت با ابزار کفایت نمی کند. و این امر به دلیل انصراف رؤیت در نصوص به رؤیت با چشم عادی است. (7)
برخی دیگرازبزرگان معتقدند(8): هنگامی که سخن از رؤیت به میان می آید، به رؤیت متعارف(با چشم غیرمسلّح) انصراف دارد؛زیرافقیهان در همه ابواب فقه،اطلاقات را به افراد متعارف منصرف می دانند.
در این عبارت چند نکته قابل ملاحظه است:
1. در این بحث باید دید منشأ انصراف چیست؟ در علم اصول ثابت شده که منشأ انصراف چنانچه غلبه استعمال باشد در انصراف کفایت می کند، امّا غلبه وجود کفایت نمی کند. کلمه رؤیت همان طوری که در دیدن با چشم معمولی استعمال شده، دردیدن با ابزاری مانند عینک، ذرّه بین و دوربین نیز به نحو حقیقی استعمال می شود.
2. دلیل این مدّعا قابل تأمّل است؛ زیرا بر فرض صحّت این مطلب که فقیهان در همه ابواب فقه، اطلاقات را به افراد متعارف منصرف می دانند، آیا قابل استدلال است و این عمل فقیهان می تواند دلیل باشد؟ و اگر تا قبل از زمان مرحوم علاّمه، همه فقیهان به لزوم منزوحات بئر قائل بودند، باید برای دیگران هم حجّت باشد؟ روشن است همان طورکه در این موارد،مراجعه به مدارک اقوال ونظریّات آنان مورد بررسی قرار می گرفت، در این بحث نیز باید مدارک و مبانی مورد ارزیابی قرار گیرد.
3. اساساً چنین نسبتی صحّت ندارد؛ و نمی توان با بررسی و احصای چند مورد، چنین مطلب کلّی را به عالمان و فقیهان نسبت داد. در این مقاله موارد متعددی را بر خلاف این ادّعا ذکر خواهیم نمود.امّا قبل ازبررسی مواردی که فقیهان انصراف را پذیرفته اند و مواردی که نپذیرفته اند، لازم است نکاتی را از جهت صناعی مورد دقّت قراردهیم:
نکته اوّل: روشن است که اصاله الاطلاق یکی ازاصول لفظی عقلی است. اصل اوّلی در الفاظ به مقتضای مقدّمات حکمت اطلاق است؛ مگر این که در مقابل آن دلیل یا قرینه ای بر تقیید باشد. به عبارت دیگر، رفع ید از اطلاق و ادّعای انصراف، همیشه محتاج قرینه است و بدون قرینه، هرگز نمی توان ادّعای انصراف کرد. اساساً اگر بخواهیم موارد مطلق را در همه جا بر فرد متعارف حمل نماییم، پویایی اجتهاد از بین می رود و روشن است که اجتهاد به برکت این اطلاقات و عمومات به حیات خود داده است.
به نظرما در روایات باب رؤیت هلال و یا ادلّه دیگر، هیچ گونه قرینه ای که دلالت بر انصراف داشته باشد، نداریم؛ و رؤیت از جهت اسباب آن کاملاً مطلق است:«إذا رأیت الهلال فصم وإذا رأیته فافطر» یا این تعبیردیگر که می فرماید: «صم للرّؤیه وأفطر للرّؤیه».
دراین روایات،رؤیت یابه صورت خطاب آمده ویا به صورت غیرخطاب. همان گونه که خطاب گاهی به صورت مفردوگاهی به صورت جمع آمده است؛امّا درهمه 28 روایتی که درباب سوّم ازابواب شهر رمضان درجلد دهم کتاب وسائل الشیعه آمده است،هیچ قرینه ای برانصراف وجود ندارد.بنابراین بعضي ديگرازصاحبنظران به این نتیجه رسيده اند که رؤیت به هرشیوه ای که محقّق شود کفایت می کند؛یعنی ملاک صدق،رؤیت است به هرشیوه ای که باشد.
نكته دوم:ازسوی دیگرروشن است که اگردرموارد دیگرحتّی موارد بسیاری، وبالاترازآن درهمه موارد اطلاق به موردمتعارف آن انصراف داشته باشد،باید گفت مقتضای قاعده وصناعت آن است که با وجود قرینه، می توان انصراف را پذیرفت و بدون آن هرگز نمی توان چنین ادّعایی راقبول کرد. (9)
با عنايت به مباحث مطروحه دراين زمينه وحساسيت موجوددراين موضوع؛نگارنده دربحث حاضر،لازم وضروري مي داندتاازنگاه برخي كارشناسان خبره وآشناي به فقه،به بعضی ازاشکالاتی که منکرین اعتباررؤیت با چشم مسلّح مطرح نموده اند،درذيل اشاراتي داشته با شدتاشايدحق مطلب دراين خصوص اداءگردد :
اشکال اوّل: اگر رؤیت با ابزار و وسائل پیشرفته،اعتباروحجیّت داشته باشد،لازم است درباب نجاست و طهارت، دیدن با میکروسکوپ نیزکافی باشد.یعنی چنانچه ذرّات نجاست با میکروسکوپ هم قابل تشخیص باشد، باید لباس را شست؛ درحالی که التزام به این امر از نظر فقهی مشکل، بلکه غیرصحیح است. (10)
پاسخ: این مطلب بسیارروشن است که طبق روایات، ملاک در باب نجاست ولزوم تطهیر آن، یقین به نجاست است.یعنی درصورتی که نجاست یقینی باشد،تطهیر لازم است:«إن کان إستبان من أثره شیء فاغسله،وإلاّ لا بأس».(11).البته روشن است که این روایات درخصوص شکّ است. شارع درهنگام شکّ، بررسی وتحقیق از واقع درمورد نجاسات را لازم نمی داند، بلکه اگر به آن یقین پیدا کرد،لازم است از آن اجتناب کند وآن را بشوید. به عبارت دیگر، اگردرباب نجاسات نیز قاعده واصل، بررسی و تحقیق بود،به صورت روشن می گفتیم که یکی از راه های بررسی، دیدن با میکروسکوپ و یا ذرّه بین است. امّا به جهت توسعه ای که شارع داده، به این نتیجه می رسیم که شارع چنین بررسی را لازم نمی داند؛ بلکه اگر به صورت عادی برای انسان قطع حاصل شود، شستن لازم است.
حال این پرسش مطرح می شود که گرچه بررسی نجاست با ابزار و آلات لازم نیست، ولی اگرتصادفاً چنین امری اتّفاق افتد و با ذرّه بین یا تلسکوپ، ذرّات نجاست در لباس دیده شود، چه باید گفت؟ ظاهراً طبق اطلاقات می توانیم بگوییم که این مورد نیزازمصادیق استبانه است وچون به وجود نجاست یقین حاصل شده،حکم سایر موارد را دارد. البته این احتمال نیز وجود دارد که ازمجموع ادلّه موجود در باب طهارت ونجاست استفاده می شود که شارع این مقدارراموضوع حکم قرار نداده وآن را به منزله عدم دانسته است؛امّا این معنی را نمی توانیم به انصراف مستند کنیم.
اشکال دوّم: درحدّ ترخّص گفته شده است: حدّ ترخّص مکانی است که دیوارخانه های شهرازچشم دور باشد وصدای اذان شنیده نشود. اگر بگوییم ملاک مطلق رؤیت و مطلق شنیدن است، لازم می آید که اگرکسی مثلاً از فاصله بیست کیلومتری با دوربین یا تلسکوپ دیوارها را ببیند، حدّ ترخّص او همان مکان باشد؛ در حالی که همه فقیهان فتوا داده اند ملاک، حالت عادی و دیدن و شنیدن طبیعی است. (12)
پاسخ: روشن است که حدّ ترخّص از اموری نیست که به اختلاف افراد و اشخاص مختلف شود، بلکه یک امر عرفی است؛ و این تحدید شارع نیز به عنوان یک امرتعبّدی محض نیست، بلکه به یک ضابطه عرفی نظر دارد. عرف در این مورد، همان دیدن و شنیدن عادی را میزان قرار می دهد و برای ابزارو آلات اعتباری قائل نیست؛چراکه اگرابزارو وسائل دخالتی داشت، دیگر به اختلاف وسائل، این حدّ متعدّد،و اساساً از عنوان وحقیقت حدّ خارج می شد. به عبارت دیگر،ملاک حدّ ترخّص،دورشدن ازشهر به مقداری است که دیوارهای شهر دیده نشود و خود دور شدن، بهترین قرینه است بر این که یک حدّ معیّن واقعی برای آن وجود دارد.
اشکال سوّم: گفته شده که اگردو نفر استثنایی با قدرت بینایی دو برابر،شهادت دهند کفایت نمی کند؛ در نتیجه دیدن با وسائل را نیز باید به این موارد ملحق کنیم و بگوییم که هیچ اعتباری ندارد.
پاسخ: اوّلاً،دراین جهت که قدرت دیدن آنها استثنایی است، احتمال وجود اشتباه و خطا در آن زیاد است؛درحالی که دردوربین وتلسکوپ این احتمال یا وجود ندارد ویا درحدّ بسیار ضعیف است.
ثانیاً،همه می توانند با دوربین و تلسکوپ، ببیند؛ امّا در این مورد، دیدن مختصّ به خود آنان است. بنابراین نمی توانیم از این روایات استفاده کنیم که دیدن با تلسکوپ نیزمانند دیدن با چشم خارق العاده است.
ثالثاً،این استدلال تنها یک قیاس است و موارد دیگر را نمی توان به آن ملحق کرد مثلاً در باب نجاست نمی توان گفت که اگر قدرت بینایی کسی استثنایی باشد و با چشم خود نجاست را ببیند، براو اجتناب از آن لازم نیست؛ بلکه چون به حصول نجاست یقین کرده است، حتماً باید اجتناب کند؛هرچند برای دیگران اجتناب لازم نیست.
رابعاً،ازاین نظریه یا فتوا استفاده می شود که شهادت آنان برای دیگران اعتباری ندارد؛ولی برای خود آنان که دیده اند، قطعاً اعتبار دارد و باید به آن ترتیب اثر دهند.
اشکال چهارم: لازمه معتبر بودن چشم مسلّح آن است که شارع مقدّس بیش از هزار سال مردم را به اشتباه انداخته باشد. به این معنی که چون در گذشته این وسائل در اختیار مردم نبوده، همیشه یا غالباً ماه دیرتر در نزد آنان شروع شده است، درحالی که نمی توان به این امر ملتزم شد.
پاسخ: اوّلاً، این اشکال در صورتی صحیح است که شارع مردم را از استفاده این آلات منع کرده باشد، در حالی که چنین منعی وجود نداشته است.
ثانیاً،این اشکال در صورتی صحیح است که رؤیت با چشم مسلح تعیُِن داشته و ملاک حقیقی باشد، در حالی که گفتیم قائلین به اعتبار، به نحو مانعة الخلوّ این نظریه را قبول دارند.
ثالثاً،اگر ماه در منطقه ای با چشم معمولی رؤیت شود، هیچ گاه دلیل نمی شود که در شب قبل، امکان رؤیت با چشم معمولی نبوده است. بنابراین نباید این نظریه را از این راه ابطال کرد. به عبارت دیگر، این که رؤیت با چشم مسلّح کافی باشد یا نباشد، تأثیری در واقعیّت و حقیقت ندارد؛ همان طوری که رؤیت با چشم غیر مسلّح نیز این چنین است.
اشکال پنجم: قبول حجیّت رؤیت با چشم مسلّح، موجب مشکلات بسیاری می گردد و با برهان خُلف، قابل نقض است؛ چه آن که اگر دیدن با ابزار حجّت شرعی داشته باشد، به آن معنا است که احکام الهی و مفاسد و مصالح اعمال عبادی، تابع پیشرفت و به کارگیری ابزار و فنّاوری جدید است. یعنی اگر تلسکوپ قوی اختراع شود و مورد استفاده قرار گیرد، هلالی که با چشم عادی رؤیت پذیر نیست دیده می شود، مثلاً شب قدر یک شب جلوتر می افتد و ملائکه یک شب زودتر نزول می کنند و مصلحت ملزمه روزه در ماه رمضان و....(13)
پاسخ: اوّلاً، این مشکلات می تواند مشترک باشد؛یعنی چنانچه رؤیت با چشم معمولی نیز ملاک باشد، در شهرهایی که هلال را ندیده اند و قریب الافق هم نیستند، همه این مشکلات رخ خواهد داد. به عبارت دیگر، این مشکلات به خاطر استفاده کردن از ابزار و وسائل نیست.
ثانیاً، ادّعای ما آن است که اگر دیدن با وسائل کافی باشد، بسیاری از این اشکالات روی نمی دهد و اطمینان این روشن از رؤیت با چشم معمولی بیشتر است.
ثالثاً،دراصول ثابت شده که آنچه تابع مصالح ومفاسد است،احکام واقعی می باشد؛ امّا دراحکام فعلی که عنوان ظاهری دارد، ملاکات دیگری مطرح است که درجای خود درعلم اصول بحث شده است( جواب سوم اهمیت بیشتری دارد).
رابعاً،درموردی که یک شخص به تنهایی هلال را ببیند و دیگران نبینند، برحسب روایات(14) وفتاوا چنان چه آن شخص به دیدن خود اطمینان داشته باشد و شک نکند، باید به تنهایی روزه بگیرد و اگر شکّ کند، باید همراه با مردم روزه بگیرد.
بنابراین دراین فرض،تکلیف این شخص بابقیه مختلف می شود.آیادراین صورت نیزاین اشکالات را قبول دارید؟یا بایدبه شیوه ای که درجمع بین حکم واقعی وظاهری درمحلّ خوددراصول مطرح شده است،پاسخ بگوییم.
ازاین رو نتیجه می گیریم که استفاده ازاین آلات،هیچ کدام ازاین مفسده ها رابه دنبال نخواهدداشت.(15)
باتوجه به مباحث بیان شده كه ازديدگاه فقهاي اهل بيت ارائه گرديد، واختلاف نظرهاي موجوددراين زمينه،وعدم احاطه نگارنده به چنين موضوعاتي؛ضروريست به عنوان جمع بندي و نتيجه گيري؛ بارديگردراين خصوص،ديدگاه بعضي ديگرازفقها رايادآورشوئيم كه:برای ثبوت اوّل ماه،رؤیت هلال، و برای تشخیص حدّترخّص،دیدن دیوارهای شهرمعیاراست وحقیقت درهردومورد، یکی ازاین چهارفرض است:
1. فقط رؤیت با چشم غیرمسلّح، موضوع حکم ومعتبر است(وهوالمطلوب والمختار).
2. هم رؤیت با چشم غیرمسلّح موضوع حکم ومعتبراست وهم رؤیت باچشم مسلح.
3. فقط رؤیت با چشم مسلح موضوع حکم ومعتبراست.
4. تا قبل ازاختراع وساختن دوربین وتلسکوپ،فقط رؤیت با چشم غیرمسلّح موضوع حکم ومعتبربود و پس ازآن،تنها رؤیت باچشم مسلح موضوع حکم ومعتبر است.
ازمنظربرخي صاحبان فكرواهل خبره فقط صورت اوّل صحیح می باشد وسه فرض دیگرصحیح نیست،زیراازديدگاه آنهالازمه فرض دوم آن است که حدّ ترخّص هم مثلاً یک فرسخ باشد(دررؤیت با چشم عادی)وهم سه فرسخ مثلاً(دررؤیت با چشم مسلّح) ونیزدربسیاری ازماهها هم مثلاً روزشنبه اوّل ماه باشد(چون روزجمعه فقط با تلسکوپ قابل رؤیت است) وهم روزیک شنبه،چون(کما هوالمفروض) فقط روزشنبه با چشم غیرمسلح قابل رؤیت است. وبه عبارت دیگر،لازمه اش آن است که درطول بیش ازهزارسال که ازابزاربرای رؤیت استفاده نمی شد درتمام موارد مشابه مثلاً روزیک شنبه وپس ازاستفاده ازابزاردرعین همان فرض،روزشنبه اوّل ماه باشد.بدیهی است که لازمه فرض دوم این است که تحدید مذکورلغوومستلزم تنافی باشد،چون لازم می آید که حدّترخص هم یک فرسخ وهم سه فرسخ باشد وهم اوّل ماه وقتی است که مثلاً 15 ساعت ازخروج قمرازمحاق گذشته باشد(دررؤیت با چشم غیرمسلّح)وهم وقتی است که 8 ساعت ازخروج ماه ازمحاق گذشته باشد(دررؤیت با چشم مسلّح).
فرض سوم هم که بدیهی البطلان است؛زیرالازمه اش آن است که شارع مقدس چیزی راملاک ومعیار قرارداده که تا بیش ازهزار سال ازدسترس مکلفین خارج بوده است وباجعل چنین معیاری،مردم در بسیاری ازماهها براثرفعل شارع برخلاف واقع عمل کرده اند.
فرض چهارم همان تالی فاسد فرض دوم رادارد.
بنابراین، با توجه به اینکه شارع مقدس معیاری را برای حلول ماه قرارداده که ازهمان آغازدردسترس مردم بوده است برخلاف محاسبات حرکات خورشید که فقط اهل فن ازآن مطلع بوده اند واین نکته از آیه شریفه«یسئلونک عن الأهله»وگفتارمفسران درذیل آن استفاده می شود.(16 )باید یقین کرد همان رؤیتی که درزمان شارع مقدس برای مردم قابل دستیابی بوده معتبروموضوع حکم است، آن هم نه به دلیل انصراف روءیت، به رؤیت متعارف آن زمان،و نه تبادرآن نوع رؤیت به ذهن که برخی ازفقیهان به آن تمسک کرده اند.(17 )زیرادرروایات دسته اوّل(رؤیت ونظر)هم طبق این مبنی باید به آن قائل شد با اینکه اساساً قابل التزام نیست بلکه به دلیلی که گذشت یعنی درمقام تحدید بودن روایات رؤیت هلال وموضوعیت نداشتن آن،برخلاف روایات دسته اوّل.
عمده دلیل برخي صاحبنظران برعدم اعتباررؤیت با چشم مسلح همین است،ولی به زعم برخي ديگرازاهل خبره می توان مؤیّدات وشواهدی نیزبرآن افزود؛که هرچند دلیل مستقلی محسوب نمی شوند،امّا برای تثبیت مدّعایا ایجاد شک دراعتبارچشم مسلح مؤثرند:
1. لازمه معتبربودن رؤیت با چشم مسلح، آن است که شارع مقدس بیش ازهزارسال مردم را به اشتباه انداخته باشدکه البته پذیرفتنی نیست.یعنی شارع مقدس دربسیاری ازماههای سال حدّی راملاک شروع ماه قرارداده(قابلیت رؤیت ماه با چشم مسلّح، ومثلاً 8 ساعت پس ازخروج ازمحاق)که این حدتا هزارسال پیش ازاین، قابل دسترسی نبوده است و مردم یک روزپس از آن را(قابلیت رؤیت ماه باچشم غیرمسلح، و مثلاً 15 ساعت پس ازخروج ازمحاق)اوّل ماه می دانسته اند وعید فطر،شب قدر،عرفه و عید قربان رابرخلاف واقع یک روزدیرترمی دانسته اند،آن هم نه براثرتقصیرمکلفین،بلکه براثرفعل وجعل شارع. واگررؤیت با تلسکوپ های قوی مانند هابل معیارباشد این وسایل هنوزهم دراختیارمسلمانان نیست.
2. شارع مقدس،رؤیت هلال را موضوع حکم قرارداده است واطلاق هلال برهلال واقعی غیرقابل رؤیت با چشم غیرمسلح یعنی غیرقابل رؤیت درعصرشارع استعمال لفظ درغیرمعنای آن است.زیراهلال،مشتق از «هلّ»به معنی«بدا وظهر»یا«صرخ»می باشد وچون مردم هنگام رؤیت آن، صدای خود رابه فریاد وتکبیر وتهلیل،بلند می کردند به آن هلال گفته اندو«استهلّ الصبیّ»از همین باب است.یعنی کودک هنگام ولادت گریه و سر و صدا کرد.(18)
3. مشکل بزرگ ترقول به اعتباررؤیت هلال با چشم مسلح این است که قدرت دوربین ها وتلسکوپ ها یکسان نیست.آیامثلاً تلسکوپ های موجود درایران معیاراست یامطلق تلسکوپ مراد است هرچند که بسیارپرقدرت وپیشرفته باشدمانند هابل درآمریکا؟به عقیده کارشناسان،شاید هلال ماه با تلسکوپ های معمولی موجود درایران قابل رؤیت نباشد،امّا با تلسکوپ هابل،بتوان ماه رادید وچه بسا درآینده تلسکوپ قوی تری نیزساخته شود.
نقداستدلال اعتباررؤیت هلال باچشم مسلح
بخشي ازاهل خبره باتوجه به استدلال مذكوربراين باورندكه؛دراین صورت،گاهی اوقات ودربعضی ازافق ها اگررؤیت با هابل رامعتبربدانیم ماه یک روززودترثابت می شود واگرفقط رؤیت با تلسکوپ های معمولی معتبر باشد(19 )مسئله،صورت دیگری خواهد داشت.واين دسته ازصاحبنظران معتقدند؛این ضابطه مند نبودن وتفاوت معیارکه قطعاً مخالف درمقام تحدید بودن شارع است یکی ازشواهد ضعف این قول است،چرا؟چون:
1. برفرض که این ادلّه مدّعای ما را به طورقطع ثابت نکند،لااقل دراعتباررؤیت با چشم مسلح تشکیک ایجاد می کند،وحداقل شک می کنیم که آیا رؤیت با چشم مسلح معتبراست یا معتبرنیست؟وازطرفی هم درروایات وارد شده که یوم الشک(آخرماه مبارک) راروزه بگیرید وماه را کامل(سی روز)کنید. (20)
2. درصورتی که ازادلّه چیزی استفاده نشود،واعتباررؤیت باچشم مسلح مشکوک باشد،استصحاب موضوعی بقای ماه،واستصحاب حکمی وجوب صوم(درماه رمضان)جاری است. (21)
1. عدم اعتباررؤیت هلال با چشم مسلح به معنای استفاده نکردن ازابزاروفنّاوری جدید وپیشرفت های علمی وبی تأثیربودن آنها دررؤیت هلال نیست،بلکه این ابزارها کارایی های بسیاری دراین مسأله دارند، که علاقمندان مي توانند به مقاله«اعتبارقول هیوی دررؤیت هلال» وجلد دوم وچهارم کتاب«رؤیت هلال»استادگرانقدرجناب آقاي رضا مختاري مراجعه نمايند؛ چراكه موارد کارایی آنها درآنجا بیان گرديده است، ولذا از بیان دوباره آن دراینجا چشم می پوشيم.
2. اختلاف درمسأله رؤیت هلال با چشم مسلّح به مسلک مشهورفقها یعنی لزوم اشتراک واتحادآفاق اختصاص ندارد،بلکه برمبنای مرحوم آیت اللّه خویی رحمه اللّه وعده ای دیگرنیزمبتنی برعدم لزوم اتحادآفاق،ساری وجاری است.
3. بحث رؤیت هلال با چشم مسلح ازمسائل مستحدثه است وسابقه چندانی درفقه ندارد.ازاین روبنابرديدگاه برخي ازفقها؛پاره ای ازاستدلالها دراین بحث چندان قوی وکامل نیست. مثلاً برخی از طرفداران اعتباررؤیت هلال با چشم مسلح به همین دلیل اکتفا می کنندکه«رؤیت درروایات،مطلق است وشامل رؤیت باچشم مسلح هم می شود!»واگراشکال شود که رؤیت وسمع درروایات تعیین حدّ ترخص هم مطلق است،چرادرآنجا چشم مسلّح رامعتبرنمی دانید،نمی توانند پاسخی بدهند؟
همچنین مخالفان اعتباررؤیت با چشم مسلح هم به این دلیل اکتفاکرده اندکه«رؤیت به رؤیت متعارف در زمان شارع مقدس انصراف دارد» (22) ولی دلیلی برای انصراف ذکرنکرده اند.ازهمین رومی توان اشکال کرد که چرادرروایات دسته اوّل مانند نظربه نامحرم،قائل به انصراف نمی شوید؟
4. قول مشهوردرمیان فقهای عصرما،عدم اعتباررؤیت با چشم مسلح است که حضرات آیات: امام خمینی(ره)، خویی، شهید سید محمد باقرصدر و شهید سید محمد صدر(23) ازجمله این فقیهان هستند.
آیة اللّه خویی(ره) می گوید:
لا عبره بالرؤیه بالعین المسلّحه... نعم، لابأس بتعیین المحلّ بها ثمّ النظر بالعین المجرّده، فإذا کان قابلاً للرؤیه و لو بالاستعانه من تلک ال آلات فی تحقیق المقدمات کفی وثبت به الهلال،کما هوواضح.(24)
امام خمینی(ره) نیزمی نویسد:
لا اعتبار برؤیه الهلال بال آلات المستحدثه، فلو رئی ببعض ال آلات المکبّره نحو التلسکوب مثلاً و لم یکن قابلاً للرؤیه بلا آلة لم یحکم بأوّل الشهر، فالمیزان هوالرؤیه بالبصر من دون آله مقرّبه أو مکبّره نعم لو رئی ب آله و علم محلّه ثمّ رئی بالبصر بلا آله یحکم بأوّل الشهر.(25)
5. ممکن است مراد برخی ازکسانی که رؤیت با چشم مسلّح رامعتبرمی دانند درصورتی باشدکه ماه در مدارخود به درجه ای رسیده که باچشم غیرمسلح قابل رؤیت است؛ ولی براثرموانعی مثل بخاروابرفقط با تلسکوپ دیده می شود نه با چشم عادی.بنابراین این افراد با کسانی که رؤیت با ابزاررا معتبر نمی دانند اختلافی نخواهند داشت؛زیرادراین صورت حتی اگرماه باتلسکوپ هم رؤیت نشود،ولی محاسبات قطعی فلکی، رؤیت پذیربودن آن رااثبات کند کافی است.(26)
این مسأله ازدیربازدرفقه مطرح بوده ونگارنده با بررسی دیدگاه هاي مطروحه و مبانی آنها،کوشیده است تا با درنگی در خوردراین باره به نكاتي رابيان نمايد واگربه برخی از رد و اثبات ها و فراز و نشیب های بحث در نوشته های دیگران اشاره گرديده ، تنها اتفاق است ونه برگرفتن ازنوشته های دیگران.درنگارش این فصل تلاش براین بود که همه گفته ها ونوشته های را بازگوکنیم، واميدوارم به اين مهم نائل آمده باشم كه قضاوت دراين زمينه را به خوانندگان گرامي وانديشمندان گوهرشناس وامي گذارم، كه بهترين داوران هستند. ضمن آنكه ارزیابی استدلال ها درسرتاسرنوشته همگي،ازصاحبنظران است، وچه بسا پیش ترو بهترازمادرنوشته ها و کاوش های دیگران نیزآمده باشد. به هرروی امید آن است که این تلاش ناچیزدرروشن کردن جنبه های مختلف این مساله فنی فقهی که همگان درهرسال چند بار با آن مواجه هستند، سودمند مطرح شده باشد.
آرزو مي نمايم روزی فرارسد که دشواری موجود درباره رؤيت هلال حل شود. روشن است که نویسنده این سطور، تخصصی دراین مباحث ندارد وآنچه راکه دراینجا نوشته،از سردلسوزی و نگرانی بوده است . بنابراین، منتظررسیدن دیدگاه های درست بزرگان و عزیزانی خواهيم ماند که دراین باره نظر و راه حلی دارند.

پانویسها:
1- تحریرالوسیله، ج 1، ص 232؛اذ لم یعلم خطاه ولاخطا مستنده
2- برای آگاهی بیشترمراجعه شود به رساله مراجع ج 2، مساله راههای ثابت شدن اول ماه، وهمچنین مجله فقه،شماره 10،معیارآغازوانجام ماههای قمری،محمد رضا غفوریان.
3- رجوع شود به مجله فقه، شماره 10، همان مقاله.
4- مکارم شیرازی،آيت ا...ناصر،چند نکته درباره رؤیت هلال،مجله فقه اهل بیت فارسی،شماره 43.
5- رجوع شود به مسأله 64 از مسائل صلوه المسافر عروه الوثقی.
6- مکارم شیرازی،آيت ا...ناصر،چند نکته درباره رؤیت هلال،مجله فقه اهل بیت فارسی،شماره 43.
7- الصوم فی الشریعه الاسلامیّه الغرّاء،ص 144.
8- مکارم شیرازی،آيت ا...ناصر،چند نکته درباره رؤیت هلال،مجله فقه اهل بیت فارسی،شماره 43.
9- فاضل لنکرانی، محمدجواد،اعتبارابزارجدیددررؤیت هلال، مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 43 .
10- مختاری،رضا،رؤیت هلال با چشم مسلّح، مجله فقه اهل بیت سال دهم شماره 40 39.
11- وسائل الشیعه، ابواب النجاسات، باب 37، ص 467.
12- رضا مختاری، رضا، همان.
13- سمیعی،محمد ، بررسی حکم شرعی رؤیت هلال با چشم مسلّح، ص 8.
14- وسائل الشیعه، ابواب احکام شهر رمضان، باب 4، ح 1 و2.
15- فاضل لنکرانی،محمدجواد،اعتبارابزارجدیددررؤیت هلال، مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 43 .
16- علامه طباطبایی ذیل آیه شریفه درتفسیر المیزان می گوید:«إنّ الانسان لابدّ له من حیث الخلقه من أن یقدّر أعماله و أفعاله... بالزمان، و لازم ذلک أن یتقطّع الزمان الممتدّ الذی ینطبق علیه أمورهم قطعاً صغاراً و کباراً... و التقطیع الظاهر الذی یستفید منه العالم و الجاهل و البدوی و الحضری و یسهل حفظه علی الجمیع إنّما هو تقطیع الایّام بالشهور القمریه التی یدرکه کل صحیح الادراک مستقیم الحواسّ من الناس، دون الشهور الشمسیه التی ماتنبّه لشأنها و لم ینل دقیق حسابها الإنسان إلاّ بعد قرون و أحقاب من بدء حیاته فی الارض،وهومع ذلک لیس فی وسع جمیع الناس دائماً... »ونیز مرحوم آیت اللّه سید عبدالاعلی سبزواری درتفسیرمواهب الرحمن می نویسد:«... لتقدیرالزمان طرق مختلفه،ربما یصعب بعضها علی عامّه الناس ولایمکن معرفته إلاّ بعد بلوغ الإنسان منزله من العلم، و لذلک کان الطریق الأسهل لجمیع الناس الذی یستفید منه العالم والجاهل والحضری و البدوی إنّما هو التوقیت بالأهلّه، و یکون الحساب بالشهور القمریه وهو قدیم جدّاً... ».مشروح سخن این دوبزرگواروسایرمفسران درجلد اوّل کتاب رؤیت هلال نقل شده است. بسیاری ازعلمای اهل سنّت نیزبه این نکته اشاره کرده اند.
17- رؤیت هلال، ج2، ص1189 و 1268.
18- لسان العرب، ج11،ص71 «هلّ»وفقه اهل البیت(ع)،مقاله«رؤیه الهلال ومعطیات العلم الحدیث»، شماره 31، ح81.
19- مقاله «بررسی حکم شرعی رؤیت هلال با چشم مسلّح».
20- رؤیت هلال، ج2، ص1036 1066 و 1375 1377.
21- همان، ج2، ص1064 1066 و 1440 1441.
22- همان، ج2، ص1188 1192، 1268 1269 و 1478 1479.
23- رؤیت هلال، ج4، بخش سوم.
24- همان، ج2، ص1478.
25- همان، ج4، بخش سوم وتحریرالوسیله،ج2، ص607 و 608، مسأله18.
26- مختاری،رضا،رؤیت هلال با چشم مسلح، مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 39و40. سمیعی،محمد
مقاله«بررسی حکم شرعی رؤیت هلال با چشم مسلّح»،عرضه شده به دومین سمینارتخصصی رؤیت هلال، مهرماه 1383. افشار، اسدالله( 1391)، فرصت پرواز، تهران: سفيرارد هال.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117366