درحال بارگذاری

گروه: فرهنگ / حوزه قرآن و فعالیت های دینی/ایران شناسه: ۱۱۷۳۵۴۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۳۵ : ۱۴ بازدید: ۵۲۶۹دیدگاه: ۰

بيان ديدگاه فقها؛ در باب دیدن هلال در روز سی‌ام- بخش چهارم

بيان ديدگاه فقها؛ در باب دیدن هلال در روز سی‌ام- بخش چهارم بیشتر فقیهان شیعه برآنند که هلال درچنین فرضی، به شب پس ازآن بسته است. امّا گروهی ازآنان، تردید کرده‌اند وگفته‌اند: مساله، به خاطر اخبار متعارضی که در این باب رسیده، بسیارمشکل است. شماری اندک نیزبراین نظر شده‌اند که اگر هلال، بیش ازظهردیده شود، ازآنِ شب گذشته است واگر پس از آن دیده شود، از آنِ شب آینده.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، بیشتر فقیهان شیعه برآنند که هلال درچنین فرضی، به شب پس ازآن بسته است. امّا گروهی ازآنان، تردید کرده‌اند وگفته‌اند: مساله، به خاطر اخبار متعارضی که در این باب رسیده، بسیارمشکل است. شماری اندک نیزبراین نظر شده‌اند که اگر هلال، بیش ازظهردیده شود، ازآنِ شب گذشته است واگر پس از آن دیده شود، از آنِ شب آینده. ازاین گروه،تنها شیخ صدوق، فیض کاشانی،سبزواری ونراقی رامی شناسیم ودر عصرحاضر،حضرات آیات:میلانی وخویی، به این نظرگرویده اند.

شهید در مسالک،درردّ این دیدگاه می نویسد:«اخباری که به عنوان دلیل براین نظراقامه کرده اند شاذند و علاوه روایات صحیح تر و مشهورتر، با آنها ناسازگارند.»دراین جا،دو ادعا وجود دارد:1. شاذ بودن اخباری که به عنوان دلیل اقامه شده اند.2. ناسازگار بودن این اخبار،بااخبارصحیح ترومشهورتر.

 

ادعای نخست

 بنا براین ادعا، به واسطه شاذ بودن، وانهاده می شوند؛ زیرا آنچه از دیدن در ذهن جای گرفته و آنچه نزد اهل شرع اعتبار دارد، دیدن در شب است و بر این پایه، دیدن درروز اعتباری ندارد. از این روی، محقق اردبیلی در مجمع الفائده و البرهان می نویسد:

«ظاهرازدیدن، دیدن متعارف است وآن هم چیزی که تنها در شب صورت می پذیرد. بر این پایه، اخبار دیدن، دیدن در روز را در بر نمی گیرند.»

صاحب جواهر،درردّ این ادّعا که دیدن درروز اعتباردارد می نویسد:«درچنین صورتی، دلیل اقتضا     می کند که دیدن پیش ازظهر، به خودی خود، حجت باشد، نه به واسطه کشف این حقیقت که درشب گذشته،امکان دیدن ماه بوده، ولی مانعی از قبیل امر، پیش آمده،یا شخص به سببی نتوانسته آن راببیند.

بنابراین، می توان بر آنچه مخالف این مدعی است ونیزبراین نکته ادعای ضرورت کرد که آنچه از نظر شارع اعتبار دارد،دیدن در شب است،نه دیدن درروز، به معنایی که گذشت.»

این را نیز می توان ادعا کرد که این روایات، به واسطه روی بر تافتن عالمان ازآنها و اجماع آنان بر اعتبار نداشتن دیدن روزانه، وانهاده می شوند، هر چند خود آن اجماع مستند به همین نکته باشد. نکته بالاتر از آن، می توان گفت: این یک مساله اسلامی است که مسلمانان، بی هیچ تفاوتی میان شیعه وسنی و یا صحابی وتابعی ازهمان آغاز، بدان پایبند بوده اند، همان گونه که استدلال سیّد و شیخ، به این مطلب، اشعار، بلکه بر آن دلالت دارد. این دو، به اجماع استدلال جسته وآن را با نظر صحابه در این باره همراه کرده اند و همین را در حکم اجماعی از سوی آنان بر اعتبار نداشتن دیدن هلال درروز،شمرده اند. شاید آن ادعای ضرورتی که صاحب جواهر،دارد، به همین برگردد. ازهمین جاست که می توان دریافت،چه چیزی شیخ را بدان واداشته که روایتهای صحیح [حکایت گراعتباردیدن درروز ] بر وجوهی، هرچند دوراز نظر،حمل وتفسیر کند.

شیخ طوسی درتهذیب، درباره خبر حمّاد و ابن زراره می نویسد:«این دو خبر، از خبرهایی هستند که نمی توان به واسطه آنها در ظاهر قرآن و اخبار متواتر، خدشه کرد؛ زیرا این دو خبر، روشن نیستند. این در حالی است که خبری که چنین حکمی داشته باشد، پذیرفتن آن و گراییدن به آن، واجب نیست.

افزون براین، حتی اگر، این دو خبر صحیح هم باشند، ممکن است مقصود ازآنها صورتی باشد که در کناردیدن پیش از ظهر، دو شاهد نیز از بیرون شهر، به دیدن هلال درشب گذشته گواهی دهند.

درچنین صورتی، لازم است حکم شود:آن روز[که در آن، هلال درپیش ازظهر دیده شده] ازماه شوال است. کسی نمی تواند بگوید: اگر این مقصود بود، دیدن آن پیش از ظهر، فایده ای نداشت؛ زیرا هر گاه، دو گواه به دیدن هلال گواهی دهند، عمل، به استناد گفته آنان واجب است.

دلیل آن که چنین اشکالی وارد نیست، آن است که: چنین چیزی [پذیرش گواهی گواهان، به گونه مطلق و بدون نیاز به ضمیمه شدن دیدن هلال در روز] درجایی لازم است که از شهر مورد بحث، مانعی برای دیدن هلال، وجود نداشته باشد و بدین سبب هلال را ندیده باشند، درحالی مقصود از این دو خبر، جایی است که در شهر مانعی برای دیدن نباشد، ولی با این وجود، مردم به سبب خطا، ماه را نیافته و ندیده باشند و سپس از فردای آن شب، ماه را پیش از ظهر ببینند وگواهی گواهان نیز، با این دیدن همراه شود. در این فرض است که گواهی گواهان [در کنار دیدن در روز] لازم است.»

این است تفسیردورازنظری که شاذ بودن آن دوخبر، شیخ را بدان ناگزیر ساخته است. ازاین روی، صاحب جواهر،پس ازذکراین تفسیرمی نویسد:«شاید وانهادن این حدیثها، ازاین تفسیر،شایسته ترباشد.» 

 

ادعای دوم

ادعای دوّم شیخ این است که این دوخبر، با روایاتی صحیح تر و مشهورتر، ناسازگارند.

یعنی اگرازشاذ بودن این دو خبر صرف نظرکنیم وآنها رامعتبر نیزبدانیم، خبرهای صحیح وتایید شده که شهرت را نیزبا خود دارند، باآن دوخبرشاذ، ناسازگارند، ازجمله:

1- «محمد بن الحسن باسناده عن الحسین بن سعید، عن یوسف بن عقیل، عن محمّد بن قیس، عن ابی جعفر(ع) قال: قال امیرالمؤمنین(ع): اذا رایتم الهلال فافطروا او شهد علیه عدل واشهدوا علیه عدولاً من المسلمین و ان لم تروا الهلال الاّ من وسط النهار او آخره، فاتمّوا الصیام الی اللیل و ان غم علیکم فعدوا ثلاثین لیله، ثم افطروا:اگر هلال [شوال] را دیدید، روزه را واگذارید و چند عادل از مسلمانان بر این [که هلال را دیده اید] گواه بگیرید. امّا اگر هلال را تنها در نیمه روز، یا در پایان آن دیدید، روزه را به شب برسانید. اگر ماه [به سببی] از دیدگانشان پنهان بود، سی روز بشمرید و پس از آن روزه را واگذارید».

2- «و عنه، عن النضر بن سوید، عن القاسم بن سلیمان، عن جرّاح المدائنی قال: قال ابو عبداللّه(ع) من رای هلال شوال بنهار فی شهر رمضان فلیتم صیامه:هر کس هلال شوال را در روز ماه رمضان ببیند، باید روزه آن روز را به شب برساند».

3- «و عنه، عن محمد بن جعفر، عن محمد بن احمد بن یحیی، عن محمّد بن عیسی قال: کتبت الیه(ع): جعلت فداک ربّما غم علینا هلال شهر رمضان فنری من الغد الهلال قبل الزّوال و ربّما رایناه بعد الزّوال، فتری ان نفطر قبل الزوال اذا رایناه ام لا؟ وکیف تامرنی ذلک؟ فکتب(ع): تتمّ الی اللیل فانّه ان کان تامّا رؤی قبل الزّوال:محمد بن عیسی می گوید: برای امام(ع) نوشتم: فدایت شوم! گاه هلال رمضان از دیده ما، پنهان می ماند و فردای آن، پیش از ظهر، دیده می شود. گاه نیز، آن را پس از ظهر می بینیم. آیا نظر مبارک بر این است که اگر هلال را ببینیم، روزه را پیش از ظهر بگشاییم، یا نه؟ در این باره، چه می فرمایید؟ اما در پاسخ نوشت: روزه را به شب       می رسانی؛ چه اگر هلال، تمام بود، پیش از ظهر دیده می شد».

عبارت «تتم الی اللیل » امر است به رساندن روزه به شب و ناظر به پایان ماه است وبر این دلالت می کند که دیدن هلال در روز، اعتباری ندارد. اگر این حدیث ناظر به آغاز ماه بود، دلالتش برعکس می شد. چگونگی پرسش، خود، دلیل آن است که روایت، ناظر به پایان ماه است؛ چه اگرآغاز ماه در نظر باشد، به طور طبیعی باید پرسش درباره روزه گرفتن باشد وچنین پرسیده شود:

«اگرهلال درروزسی ام شعبان دیده شود، آیا برما واجب است، روزه بگیریم؟» اماپرسش درآغازماه، این گونه است:«اگرماه، درروز سی ام دیده شود،آیا می توانیم پیش ازظهرروزه را بگشاییم؟»این، همان چیزی است که راوی درروایت خود پرسیده است. افزون براین، امام فرمود:«فانه ان کان تاماً روی قبل الزّوال: اگر هلال تمام بود، پیش از ظهر دیده می شد».

این، چیزی است که با آغازماه، سازگاری ندارد؛ زیرا اگر ماه کامل می بود [ماه شعبان] روزه آخرین روز آن [به عنوان نخستین روز ماه رمضان] واجب نمی شد. بنا براین تنها این پرسش، با فرض پایان ماه، سازگاری می یابد.

گویا امام فرموده است: «روزه ات را به شب برسان و ماه را نیز کامل بدان.» [این هم، هیچ ناسازگاری با دیده شدن هلال در روزند؛ زیرا] وقتی ماه کامل باشد، دیدن هلال ماه آینده در روز ممکن است. همچنین از این گونه است، روایت دعائم الاسلام، که پیش تر، آن را نقل کردیم:«اذا رایتم الهلال او رآه ذوا عدل منکم نهاراً فلاتفطروا حتی تغرب الشمس کان ذلک فی اول النهاراوآخره:اگر هلال را در روز دیدید، یا دو نفر عادل از شما، آن را در روز دیدند، روزه مگشایید، تا خورشید غروب کند، خواه این دیدن در آغاز روز باشد و خواه در پایان روز».

کوتاه سخن آن که: دراثبات اعتبار نداشتن دیدن درروز به این اخبار، که شهرتی قوی نیز،پشتوانه آنهاست، استناد می شود، هر چند در برخی از روایتها، کلامی سست و ناهمگون، همانند:«او فی وسط النهار»آمده باشد. برپایه آنچه گفتیم، نمی توان به این سخن سیّد صاحب ریاض،اهمیتی داد،آن جا که می نویسد:

«گروهی از متاخران، در همراهی با سیّد مرتضی در ناصریات به این نظر[اعتبار داشتن دیدن هلال پیش از ظهر] گراییده اند; چرا که متنهای دلالت کننده بر این مطلب روشن هستند. سند آنها نیزمعتبر است. اطلاقات پیش گفته آنها را تقویت و پشتیبانی می کند و بادیدگاه توده علمای اهل سنت (چونان که برخی ازآنان به این نظر تصریح کرده اند)درناسازگاریند و در کنار همه اینها، سیّد مرتضی، براین مطلب ادعای اجماع امامیه و نیز اجماع صحابه کرده است.

اگراین نظر، با ظاهرصریح کلام فقیهان در آثاری چون: منتهی، مسالک، خلاف و غنیه مخالفت نداشت، خالی از قوت نبود. دعوای شهرت این قول، مستفیض و بلکه مسلم است و براین پایه، دلیل هایی بردیدگاه دلالت دارند،دلیل های قوی هستند، هرچند درمقایسه با دلیل های مخالف، ضعیف باشند.

جمع میان این دلیل ها، هرچند به تعیید، یا تخصیص درآنها، فرع ایستادگی دلیل ها رابرابرهمدیگراست و این،چیزی است که دراین جا نیست.

اگرموافقت نظرمشهوربا نظرتوده فقیهان عامه نبود، پذیرش آن، بی هیچ تردیدی قطعی بود،امّا این مساله به همین خاطر،خالی از شبهه نیست.»

چه شایسته است این گفته سیّد صاحب ریاض: «اگر این نظر [اعتبار دیدن هلال در روز] با ظاهر صریح کلام فقیها مخالفت نداشت و چه گرانسنگ است گفته های بعدی وی.

امّا آنچه پیش ازآن آورده، یعنی این که آن دیدگاه رابه گفته سیّد مرتضی درناصریات تاییدکرده و اجماع صحابه وامامیه را نیز، ازسخن اوبرداشت کرده،اشکالهایی دارد که تاکنون،خود،دریافته اید.این که روایات حکایت گرتفصیل را با نظر توده فقیهان اهل سنت مخالف دانسته وبه همین دلیل، روایات مقابل آنها راضعیف شمرده،سخنی است نادرست.

آنچه حقیقت وشایسته پذیرش وپیروی است، درست برعکس این است؛ چه باور به بی اعتباری دیدن هلال درروز،خواه پیش از ظهر و خواه پس ازظهر، باوری است اسلامی و هیچ رنگی ازتشیّع وتسنن برخود ندارد و همسنگ باور به لزوم دیدن هلال، در شب است.

اگر نظری هم از عامه وجود داشته باشد که باید ازآن دوری جست (وبرخاسته ازدیدگاه فردی آنان است)نظر کسانی چون ابویوسف است.

ازاین روی،درروایات مربوط به دوره پیش از امام صادق(ع) هیچ دیده نمی شود که کسی معتقد به تفصیل باشد، بلکه این تفصیل، تنها در روایات امام صادق(ع) که هم عصرکسانی چون ابو یوسف بوده است، دیده می شود وبراین پایه،حمل این دسته ازروایات برتقیه، شایسته ترولازم تر است.

چکیده سخن:نظرهمان است که توده فقیهان دارند وچون شهرتی عظیم واجماعی مسلم، پشتوانه آن است. ما با درنگ درکلام سیّد صاحب ریاض، ازمخالفت او وازاجماع برخلاف نظریه برگزید خود، که از سخن اوبر می آید وبا اجماع برنظری که برگزیده ایم، مخالفت دارد،آسوده خاطر شده ایم که آنچه را سیّد تایید کرده، همان مورد تایید ماست و آن جا هم از آن ترسیده و گفته:

«اگرموافقت دیدگاه مشهور، با دیدگاه توده فقیهان عامه وجود نداشت، پذیرش آن، بی هیچ تردیدی قطعی بود.» باید به او گفت: بزرگوارا! شما نیزیقین کنید و حکم قطعی بدهید و بیم مدارید که درامانید. به یاری خداوند، تا اینجا درباره روایات دیدن هلال درروز، سخن گفتیم وازشاذ بودن روایات حکایت کننده ازاعتبارچنین دیدنی آگاه شدیم و از آنها چنین به دست آوردیم:

مقصودازدیدن، همان دیدن در شب است.این را،از روایاتی که اصحاب به آنها اعتنا کرده اند وبلکه از روایاتی هم که به شاذ بودن آنها حکم کرده اند، برگرفتیم؛ چه همان روایات شاذ نیز،اگر چه به مدلول مطابقی آنها عمل نکرده اند، بازهم [دست کم در مدلول غیر مطابقی] دیدن درشب را معتبر دانسته و افزون براین، دریک طرف تفصیل،ازآن حکایت کرده اند که: اگر دیدن،پیش اززوال باشد،هلال متعلق به شب گذشته است.

اگرباز هم نمی پذیرید، می توانید نیمه دوم روایات [طرف دوم تفصیل] را بنگرید که دیدن، پس از ظهر را از آنِ شب آینده می داند. این چیزی است که از آن، اعراض نکرده اند. مقصود از این بحث، با همه طول و تفصیل، آن است که هلال، گرچه به صرف تحقق آن در آسمان، آغاز ماه است، امّا نه آغاز حساب ماه ونه آغاز احکامی که بر آغاز ماه مترتب می شوند.

شارع، در این مسأله، تصرفی کرده وآغاز حساب ماه رادیدن آن آغازشب دانسته و بدین ترتیب، اعتراض های وارد بر دیدن آن در روز، ساقط شده است.

 

دیدن هلال در شب

دردیدن هلال درشب، تنها با دوپدیدار رو به رو هستیم:1. هلال 2. دیدن

هلال، عبارت است ازخارج شدن ماه اززیر شعاع، به میزانی که دیده شدن آن، با چشم معمولی، نه چشم تیز و پر نورتر از اندازه معمول و نه به کمک دوربین نجومی، امکان پذیر باشد. این چیزی است که گفته شده، بلکه بر آن ادعای اتفاق شده است. دیدن، همان که گفتیم، تنها یک راه است و جزء موضوع نیست.بنابراین، اگر هلال، تحقق یابد (البته نه در روز) و ازآن سوی،علمی نیست به آن پیدا شود، نه خیال و گمان، موضوع تحقق می یابد و حکم نیز، بر آن مترتب می شود.بیشترین چیزی که مانع رسیدن ذهنها به چنین برداشتی شده، تعلیق بر «دیدن » است و بر همین اساس است که گفته می شود: ما مکلف به روزه گرفتن و عید گرفتن در هنگام دیدن هلال هستیم، در حالی که در افق ما، هلالی نیست تا دیدنی از سوی ما صورت پذیرد.

نکته دیگرآن که هلال، چون طلوع و غروب خورشید، مقید به این نیست که در افق ما باشد، آن گونه که دیدن هم، به عنوان قید و یا جزء موضوع، لحاظ نشده است. این چیزی است که ما، برای روشن شدن مقصود خود، بر آن تأکید داریم.

ازاین روی، محقق معاصر،آیت اللّه خویی، درپاسخ علامه فقید تهرانی، درکتاب:حول مسأله رویه الهلال،           می نویسد:

«باید دانست هنگامی که می گوییم:آغاز ماه، به خارج شدن ماه از محاق است، مقصود آن نیست که درست همین لحظه، در هر زمان [از شبانه روز باشد] آغاز محاسبه روزهای ماه، یا مداربرقراری احکام و واجبات است، تا آن توهمی که شده به عنوان اعتراضی دربرابرآن مطرح شود.

مقصود ازاین عبارت، از میان بردن این توهم است که برخی پنداشته اند،ظهورهلال درآسمان، همانند پدیدارشدن خورشید، برای ساکنان زمین درروز، یک پدیده مربوط به افق است، تا درنتیجه یک شب دریک افق و برای مردمان یک شهر ظاهر شود وشبی دیگر،درافق دیگر، برای مردمانی دیگر، چونان که خورشید، دمی دراین افق طلوع می کند ودمی دیگر درافقی دیگر.

ما این تو هم را، با این سخن که آغاز ماه، چیزی غیرازآغاز روز است، از میان بردیم; چه طلوع خورشید، پدیده ای است که با افق ارتباط و از حرکت وضعی زمین، سرچشمه می گیرد و در نتیجه، هر دم برای خورشید، افقی تازه شکل می گیرد و ناگریز، به شمار افقها، روز پدید می آید، بنا بر این، روز مردمان یک نقطه از زمین، برای دیگرانی که هنوز خورشید در افق آنان طلوع نکرده است، روز نیست. امّا هلال، چنین وضعی ندارد؛چه آن یک پدیده آسمانی است که از دور بودن ماه از زیر شعاع، به مقدار چند درجه برای همه ساکنان زمین، سرچشمه می گیرد و ازهمین جا، قوس هلالی ازماه برای مردم به چشم می آید.

برهمین پایه، اگردرجغرافیای امروز جهان ما، برای نمونه درنقطه ای اززمین، همانند: اسپانیا، هلال دیده شود، امّا درتهران دیده نشود، صحیح نیست که بگویند دراسپانیا هلال شد، امّا درتهران، هلال نشد. در حالی که صحیح است گفته شود: درفلان نقطه روزشد ودرفلان جای دیگر، روز نشد؛چرا که روز، به این دو نقطه ارتباط دارد، امّا هلال، به هیچ یک از آنها ارتباطی ندارد، مگر در دیدن غیر هلالی. بنا بر این، در چنین فرضی، هم در اسپانیا هلال ماه است، هم در تهران و هم در تمامی نقاطی که شبِ دیدن، آنها را فراگرفته است، این است مقصود ما از این سخن: «آغاز ماه، به خارج شدن ماه از محاق است» امّا آغازمحاسبه [روزهای ماه] ناگزیر می بایست از همان آغاز شبِ دیدن باشد، صرف نظرازاین که خارج شدن ما ازمحاق، در چه زمانی صورت پذیرفته است. پس تا زمانی که ازراه دیدن،که یگانه راه آسان و در دسترس برای همگان است، علم به وجود ماه، در آسمان پیدا نشده، خارج شدن ماه ازمحاق اعتباری ندارد.

دیدن نیز،چیزی است که بیشتر، درآغاز شب، یا زمانی نزدیک به آن،صورت می پذیرد ومردم، می توانند آن را نقطه آغازین محاسبه زمان ماه قرار دهند:«یسالونک عن الاهله، قل هی مواقیت للناس و الحج...»

مبدا زمانی ماه برای مردم،ازهمان نخستین شبی بود که درآن هلال دیده می شد. شارع هم، این شیوه مردم را پذیرفت و به رسمیت شناخت. گواه این امر، شواهدی چون سخن امام صادق(ع) در صحیح حماد است که می فرماید:«اذا راوا الهلال قبل الزّوال فهو لیله الماضیه و اذا راوا بعد الزّوال فهو للیله المستقبله.»

زیرا امام، دراین سخن خود، هلال را به شب نسبت داد.امّا اگر دیدن در روز صورت پذیرد، ما هم از آن در نمی گذریم و با مشهور و با تو، در این باره اختلاف نمی کنیم....

اگرانعقاد شود که چنانچه ملاک آغاز ماه، همان چیزی بود که گفتید، ناگزیرمی بایست، آغاز ماه برای همه ساکنان زمین، یکی باشد و همه افقها را دربر گیرد، نه آن که تنها افقهایی را دربرگیرد که دریک سمت زمین، سمت بالا،یا همان سمتی که شب است، قرار می گیرد.

پاسخ این خواهد بودکه:آنچه سبب تمایزمی شود، همان چیزی است که بیان داشتیم:آغازماه، شب دیدن است و شب دیدن، یا شبی که ماه در آن دیده شده نیم قوس مقابل سمت تابش خورشید است و این چیزی نیست که به همه افقها تعلق داشته باشد، بلکه به نصف فوقانی [نصف پشت به خورشید ] مربوط می شود و بیشتر در نیمه دیگر (یعنی در نقاط غیر قطب) روزاست روز، پیوسته، درشمارش پیروشب پیش ازآن است وبنا بر این، نقاط مقابل که هنوز در آنها شب فرا نرسیده نمی توانند به حساب این شب [شبی که اکنون دراین نیمه است] عمل کنند، بلکه این زمان، درآن نقاط، به حساب ماه گذشته گذاشته می شود. وقتی شب،درچرخش خود، به این افقها، یا به آن سرزمین ها برسد، شبی که آن نقاط را فراگرفته است، شب نخست ماه به حساب می آید. می توانید بگویید،شب دیدن هلال، یک شب است، دارای بیست وچهار ساعت ودرپی آن یک روزمی آید، یا بیست چهار ساعت واین دو شبانه روز،آغازماه شمرده می شوند وپی آنها، شبها وروزها دیدگری می آید،تا سی،یا بیست ونه شبانه روز،تکمیل می شود ودر نتیجه،یک ماه،کامل می گردد.درپی آن ماههای دیگرمی آید، تا آن دوازده ماه،درکتاب آفرینش خداوند،کامل می شود.امّا بنا بر مشهوری که شما آن راتایید کرده اید، تقریباً،بیست وچهار ماه کامل می شود.»

آیت اللّه خویی درادامه این سخن خود، می نویسد: «راهی که به شیوه مشهورپیموده اید [خطاب به علامه تهرانی] وبه وسیله آن، ادعای آنان را توجیه کرده اید که «دیدن (به تعبیر شما) به گونه صفتی، جزء موضوع است » مقصودتان این است که خواسته اید موضوع را به این اختصاص دهید که در هر افقی، برای هر مکلف، تنها برای خود او،برحسب این که دیدن برای او موضوعیت یافته است، تحقق دارد. نهایت امر، به این دلیل که به دعوای حکومت، دیدن در یک شهر، برای افقهای نزدیک بسنده   می کند، این موضوع، سعه داده شده است. بر این پایه، ازاین نظر که دیدن، موضوعیت دارد، ازیک شهر به نقاط دیگر، سرایت نمی کند. بدین سان، خواسته اید مانع اطلاقی شوید که آن را برای دیدگاه برگیرنده خود دلیل آورده ایم. این، در حالی است که پیش تر، اعتراف کرده اید: اطلاقی که در این مقام وجود دارد، از دیگر اطلاقها کم نمی آید. این هر دو ادعا، ازدایره تحقیق بیرون است:

ادعای نخست، یعنی جزء بودن دیدن برای موضوع: این ادعا، با ظهورگرفتن دیدن به عنوان راهی برای تحقق تمام موضوع، یعنی داخل شدن ماه، رد می شود؛ چه از کتاب خدا برمی آید که روزه، به تحقق همین موضوع، واجب می شود، آن جا که می فرماید:«علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم ... شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن ...»( بقره/185 )از سنت نیز، همین برداشت می شود.

این که درسنت، به روزه، به واسطه دیدن هلال،امرشده، برای لزوم احرازدیدن درخصوص ماه رمضان وبسنده نکردن فرمان بردن ازروی گمان وفرمان بردن ازروی احتمال است.

گواهِ حقیقت نخست [لزوم احراز دیدن در خصوص ماه رمضان] ذیل دوحدیث: ابن مسلم وخراز و همچنین موثق ابن عمار. گواه حقیقت دوم [بسنده نکردن فرمان برای ازروی گمان واحتمال] روایت قاسانی.

اموری چند برطریقی بودن دیدن هلال،گواهی می دهند:1. این که بیّنه می تواند جایگزین دیدن شود؛ بنا بر این، اگر دیدن، به گونه صفتی جزئی از موضوع بود، هرگز بیّنه، جای آن را نمی گرفت.

2. اگردیدن و بیّنه فراهم نشود،می توان سی روزازآغاز ماه برشمرد وآن گاه به پایان یافتن آن حکم کرد؛ چه این آگاهی، به بیرون شدن ماه گذشته ودرآمدن ماه نوراایجاب می کند.

3. قضای روز«یوم الشّک » که شخص به واسط نداشتن راهی به ثبوت ماه رمضان آن راروزه نگرفته و بعدها، به واسطه بیّنه،یا دیدن [هلال ماه شوال] شب بیست و نهم ماه رمضان روشن شده که ماه رمضان از همان «یوم الشک »آغاز شده و بدین سان، واجب واقعی، یعنی روزه آن روز از دست رفته، واجب است. این حکم، به نص و فتوا، ثابت است و در میان ما، اختلافی درباره آن نیست.

4. اگر شخصی در «یوم الشک » به نیت شعبان، یا به نیت روزه واجب دیگری که داشته است، روزه بگیرد و بعدها معلوم شود این روز، از ماه رمضان بوده، مجزی است.

برای این حکم، در متون روایی، چنین علت آورده شده که: «این روزه ای است که شخص به آن توفیق یافته است.» این در حالی است که از دیگر سوی می دانیم اجزاء فرع ثبوتِ اصل تکلیف است.

کوتاه سخن آن که: هیچ مجوز و دلیلی برای جزء بودن دیدن هلال، وجود ندارد، تا چه رسد به آن که این جزء بودن به گونه صفتی باشد، بلکه تنها دیدن، به عنوان یک راه گرفته شده است؛ چرا که از هر چیز دیگری کامل تر، آسان تر و در دسترس تر است و همگان می توانند به وسیله آن، هلال را که ملاک داخل شدن ماه است و ماه نیز، خود، همه موضوع است، احراز کنند.

البته باید، وجود هلال، به گونه ای باشد که دیدن آن، به گونه عادی امکان داشته باشد. بنا بر این، دیدن با چشمی که بسیار تیز و توان مند است، یا دیدن با چشم مسلح و یا علم پیدا کردن به وجود ماه، در مرتبه ای      پایین تر از دیدن عادی، از راه محاسبه های نجومی، بسنده نمی کند; چرا که این ویژگی از متون حکایت کننده ازاعتبار دیدن، برداشت می شود. متونی که می گویند ماه، باید در وضعیتی باشد که اگر یک نفر آن را ببیند، پنجاه نفر آن را ببینند، صد نفر آن را ببینند، یا هزارنفرآن را ببینند.این خود،بیانی است ازحدّ صفتی که ماه باید دارای آن باشد و بدان گونه دیده شود.

درمیان ما،دراین باره اختلافی نیست وبراین پایه می گوییم: اگرمقصود کسانی که از جزئی بودن دیدن سخن به میان آورده اند، چنین تقییدی باشد، این تقیید، شایسته تایید و همراهی است.»

نگارنده،متن سخن آیت اللّه خویی رابا همه طولانی بودن آن،آورد، تا تاکیدی باشد برنکته های مهمی دربحث که برطریقی بودن دیدن تاکید واطلاق دلیلها راتوان مندترمی کند که می گوید:دیدن دریک شهر،برای دیگرشهرها نیزکافی است. شاید با آنچه آوردیم، بحث اشباع شده ومقصود، روشن گردیده باشد. (1) 

 

اعتبار و یا عدم اعتبار وسائل وآلات جدید در رؤیت هلال

مسأله: اگرماه به کمک دوربین های نجومی، یا دیگرابزارهای مورد استفاده دررصدخانه ها دیده شود، به گونه ای که به کمک این ابزاربه وجودآن،علم حاصل آید،آیااین گونه ازدیدن،اعتباردارد؟

آیاآغازماه ازهمان زمان محاسبه می شود؟آیاآثاری که بردیدن متعارف هلال باربود،بی هیچ تفاوتی بر این گونه از دیدن نیز، بار می شود؟ یا آن که معیار، دیدن متعارف ورسیدن ماه به حدّی است که دیدن آن ازسوی همگان امکان پذیر باشد،آن سان که درروایت رسیده: اگریک نفر آن را ببیند،پنجاه نفرآن را ببینند آنچه به ذهن تبادر می کند، همین معنای آخر است; یعنی به آن ابزارهای رصدخانه ای و حتی چشم های توان مندتر از اندازه متعارف نمی توان اعتنا کرد و حکم دیدن را بر آن مترتب ساخت.

تقریباً،همه براین دیدگاه اتفاق دارند و حتی گفته شده: «این چیزی است که در میان ما، درباره آن، هیچ اختلافی وجود ندارد.» دراین سخن، جای درنگ بسیاراست.ازاین روی،می گوییم:

اگرکسی که دارای چشمانی قوی ترازمعمول است، هلال را ببیند،آیا فقیه می تواند به گونه جزم، بگوید: هیچ وظیفه ای براو نیست؟ و در نتیجه برای وی جایز است درروز اوّل ماه رمضان [بنا به حکم دیدن خود او ودر حالی که دیگران هنوزماه را ندیده اند وبه داخل شدن ماه رمضان حکم نشده است] روزه نگیرد، چونان که بر وی واجب است در پایان ماه، روزه بگیرد؟

چنین حکمی، بسیارمشکل است و بلکه حکم می شود به این که اگرشخص به هلال یقین پیدا کند، براو لازم است، به آنچه مقتضای همین دیدن و وظیفه خود اوست، عمل کند.

همچنین آیا اگردونفرعادل، که چشمانی قوی دارند، هلال دیدند، گواهی آنان پذیرفته نمی شود و در حکم عدم دانسته می شود و در نتیجه هیچ اثری برآن مترتب نیست؟

چنین حکمی بسیارمشکل است وبه گمان آيت الله خزئلي، هیچ فقیهی به آن ملتزم نمی شود.

همین اشکال،هنگامی قوی ترمی شود که در همان ماه، به گونه اتفاقی، هلال [ماه بعدی] رادرشب   بیست ونهم ببینند. درچنین فرضی، هیچ تردیدی نیست که آنچه افراد برخوردارازبینایی قوی تر،یا آنچه گواهان دیده اند، معتبرومورد اعتناست؛چه هیچ اختلافی در این وجود ندارد که ماه قمری،نمی تواند کم تر از بیست و نه روز باشد. بنابراین، درچنین صورتی، حکم می شود که آغاز ماه، همان بوده است که گواهان ادعا کرده اند، یا کسانی که برخوردارازبینایی قوی تر بوده اند، دیده اند.

همین فرض است که به کمک آن،بردلیل هایی که دربرابراعتبار دیدن به وسیله ابزارهای نجومی آورده شده،اشکال شده است؛چه در این فرض که اعلام کنند، ماه به وسیله این ابزارها دیده شده، یا خود آنان، خود، به کمک آن ابزارها، ماه را دیده اند وما نیز، آن را ندیده باشیم وهیچ کس دیگرهم، بدون آن ابزارها نتواند آن را ببیند وسپس، ازروی اتفاق، هلال ماه بعد، در شب بیست ونهم این ماه دیده شود، آیا کسی در این تردید می کند که آنچه به کمک ابزارهای نجومی دیده اند مبدأ محاسبه ماه بوده است؟براین پایه، چگونه می توان به گونه قاطع، ادعا کرد که شرع،دیدن به کمک ابزارهای نجومی، یا دیدن با چشمان قوی ترازاندازه معمول رایکسره نادیده انگاشته است؟

ما دربرابرآنان،که چنین محاسبه های مبتنی بردیدن به کمک ابزارها رانادیده می انگارند ودیگر سوی، برای تایید طریقی بودن دیدن،به آن چهارنکته پیش گفته،استناد می جویند می گوییم:

آن چهار نکته، همان گونه که طریقی بودن دیدن راتأیید می کنند وبرای دیدن به خودی خود، هیچ ارزشی برجای نمی گذارند، ازآن سوی، موید این نیز هستند که دیدن،به هروسیله ای که اتفاق افتد و بتواند یقین آور باشد،بی هیچ تردیدی پذیرفته است.بنابراین،هرکس هلال، به هر وسیله ای ببیند وبه آن یقین یابد، بروی واجب است آثارمترتب بردیدن را،مانند:روزه گرفتن ویا عید گرفتن را برآن بار کند.البته اگردرروایات،ازراه ویژه ای، نهی به عمل آمده باشد، ما آن رامی پذیریم.امّا گمان نمی کنم نهیی، جزمهمی ازامورگمان آور، یاایجاد کننده گمان نزدیک به علم،رسیده باشد.

نگارنده،گمان نمی کند اگرهمین گمان نیز، به اندازه علم قطعی برسد، به گونه ای که چنان باشد که گویا ماه رادیده است، منع رسیده دردلیلها،آن رادربربگیرد.با این همه،علم به امور،درنزد خداوند است. 

(گفتنی است:عامه نیزدیدن هلال رادرروز،معتبرندانسته اند.مالکیان وحنفیان گفته اند:چنین هلالی،ازآنِ روزآینده است. شگفت این که: مشافعیان و حنبلیان، در کل دیدن هلال را در روز، بی اعتبار دانسته و گفته اند:«دیدن هلال در روز، اعتبارندارد وآنچه اعتباردارد، دین هلال، پس ازغروب خورشید است.»

جزیری، درالفقه علی المذاهب الاربعه، این دیدگاه را ازآنان نقل کرده وبه همین دلیل،آنان راازردیف مخالفان به شمار آورده است.)

شایسته است درمسأله دیدن با چشم های قوی تر، یا به کمک دوربین های نجومی، درنگی ژرف تر کنیم، شاید اندیشیدن بیشتردرروایات و دقت در به دست آوردن معانی آنها، راه را برای ما، روشن کند و تردید پیش ترگفتیم: آنچه در این مساله در آغاز به نظر می رسد، این است که آنچه از دیدگاه شارع،اعتبار دارد، دیدن متعارف برای بیشتر مردم است؛ چه آنان مخاطبان شارع هستند و روی سخن با آنان است. از دیگر سوی، بی هیچ گمانی،مردم در گذشته،به آنچه با چشمان بسیار قوی تر از معمول،دیده می شده، اعتناوتوجهی نمی کرده اند،تا چه رسد به آنچه با کمک ابزارهای نجومی دیده می شود؛ چه، دیدن، آن چیزی است که همه مردم داشته باشند ووضع به گونه ای باشد که اگر یک نفر، هلال را ببیند، پنجاه نفر آن را ببینند.حتی براین مطلب وبراین که هیچ اختلافی دراین باره ودرمیان ما نیست،ادعای اتفاق شده است.

براین مطلب،چنین اشکال می شود:اگرکسی با این وصف، هلال را ببیند و به گونه ای بدان یقین کند که هیچ شبهه و تردیدی برای او بر جای نماند، آیا برای او جایز است به صرف این که بینایی قوی تر دارد و از چنین نعمتی برخوردار است، بر خلاف آنچه دیده عمل کند؟

پاسخ، بسیارمشکل است. بلکه می توان بر جایز نبودن چنان سرپیچی و بر معتبر بودن چنین دیدنی، هم به عمومات استدلال کرد و هم به روایات ویژه ای که در این مورد رسیده اند. نمونه این عمومات، روایات معتبری است که در وسائل الشیعه(ج 7/182) آمده است ویا می گوید:«اذارایتم الهلال فصومواواذا رایتموه فافطروا»یا می‌گوید:«هلال به رای وگمانه زنی ثابت نمی شود.»یا می گوید:«فاذا رایت الهلال فصم واذا رایته فافطره.» همچنین،روایاتی که به عنوان دیدن هلال،از امام صادق(ع) رسیده است آن جا که می فرماید:«الصوم للرؤیه والفطر للرؤیه.»

این اطلاقات و عمومات،کاستی ندارند ازاین که مورد بحث را دربر بگیرند وانصراف آنها را از مورد بحث [به دیدن متعارف] نمی پذیریم.

البته اگرافراد برخوردارازبینایی قوی تر،همانند عنقا،نادربودند که درهرقرن، یا دوقرن یک موردازآنان یابیده   می شد، چنین انصرافی جا داشت. در حالی که چنین نسبت ودرهر زمان ودرهرسرزمینی، کسانی، با این ویژگی وجود دارند،به گونه ای که اگردیگرمردمان به آنان توجه کنند،درهمگون شمردن آنان با خود درحکم، مشکلی نخواهد بود.

براین پایه،اگرکسی، با این ویژگی،به تنهایی هلال را ببیند وبه آن یقین پیدا کند، بروی لازم است آثار وجود هلال را براین دیدن مترتب سازد.روایات خاصی که به دیدن کسانی می پردازندکه به تنهایی هلال را دیده اند، همین حکم را تایید می کنند،از باب نمونه:

1. «محمد بن علی بن الحسین باسناده عن علی بن جعفر انه مساله اخاه موسی بن جعفر(ع) عن الرّجل یری الهلال فی شهر رمضان وحده لایبصره غیره اله ان یصوم؟

قال: اذا لم یشکّ فلیفطر والاّ فلیصم مع الناس: محمد بن علی بن حسین، به سند خود، از علی بن جعفر نقل می کند که از برادرش موسی بن جعفر(ع) پرسید: کسی به تنهایی، هلال را در ماه رمضان می بیند و هیچ کس دیگر، جز او، آن را نمی بیند، آیا وی حق دارد روزه بگیرد؟ امام فرمود: اگر شک ندارد، روزه بگیرد و گرنه با مردم روزه بگیرد».

سندحدیث،نزد شیخ صدوق وشیخ طوسی صحیح است وتنها تفاوتی که وجود دارد آن است که روایت رسیده به نقل شیخ صدوق،دیدن هلال درپایان ماه رمضان ودرروایت رسیده به نقل شیخ طوسی،دیدن هلال،درآغازماه رمضان بوده است.

2.«ورواه علی بن جعفر فی کتابه عن اخیه،قال سالته عمن یری هلال شهر رمضان وحده لایبصره غیره، اله ان یصوم؟ فقال: اذا لم یشک فیه فلیصم وحده والاّ یصوم مع الناس اذا صاموا.»علی بن جعفر، همین حدیث را درکتاب خود، ازبرادرش روایت کرده است. می گوید ازامام پرسیدم: اگرکسی به تنهایی هلال ماه رمضان را ببیند و هیچ کس دیگرغیرازاو، آن را نبیند، آیا چنین کسی حق دارد روزه بگیرد؟

امام فرمود:اگردرآن تردید ندارد، به تنهایی روزه بگیرد وگرنه، با مردم، هنگامی که روزه می گیرند، روزه بگیرد.

روایت اخیر،تاییدی است بر روایت شیخ طوسی. به هر روی، مصمون این دو حدیث، اگر نگوییم به کسانی که از چشمانی قوی تر برخوردارند، اختصاص دارد، دست کم، این گروه را به اطلاق خود در بر می گیرد.

افزون براین، تاکنون به دست آوردیم که عمومات نیزازدربرگرفتن این گروه نارسا و ناتوان نیستند، کاش          می دانستم دراین جا چه دلیل،یا قرینه ای وجود داردکه این اطلاق رابرگرداند ومانع آن شود.

برپایه آنچه تاکنون آوردیم، نمی توان ازاین نظرروی برتافت که برهرکس هلال را ببیند، واجب است آثاردیدن هلال را مترتب کند. بدین سان،به آنچه پشت سرنهادیم،بازمی گردیم ودرآنچه درنخستین نگاه به نظرمی آمد وبرپایه آن می گفتیم دیدن با چشم متعارف معتبراست، بازمی نگریم. به تبع آنچه روشن شد،اگردونفر،با این وصف،که افزون بربینایی قوی ترازمعمول،عادل وثقه نیزباشند،هلال را ببینند، به گواهی آنان،هلال ثابت می شود وعنوانِ عمل به آنچه بیّنه برآن گواهی داده اند،آثارثبوت هلال، براین گواهی مترتب می گردد.

این حکم،هنگامی به درستی تقویت وتایید می شود که در پایان ماه، هلال را درشب بیست ونهم ببینند. درچنین فرضی،دراین تردیدی نمی ماند که آنچه یک،یا دونفردیده اند، واقعیت داردوسزاست که به آن باور شود.

اگربتوانیم بگوییم:دیدن ازسوی کسانی که دیدی قوی ترازاندازه معمول دارند، اعتباردارد، این را نیز می توانیم بگوییم که اگر به کمک دوربین های نجومی به طلوع هلال ست یافتیم و به این یقین حاصل کردیم، معتبردانستن آن، هیچ اشکالی ندارد؛ چه دراین فرض،دیدن متعارف که هلال]ثابت شده است. بدین سان، به این نظررسیدیم که آگاهی یافتن ازطلوع هلال [به جای دیدن آن] بسنده می کند،چونان که گواهی گواهانی با ویژگی پیش گفته،بسنده می کرد.

البته اگراحتمال داده شود که دوربین،دراصل دیدن نقش واثری داشته،به گونه ای که هلال،درافق نبوده ودوربین به کمک پدیده شکست نور،هلال را به ما نمایانده است،دراین صورت،این کشف،به طور قطع،هیچ اعتباری نداردوازفرض بحث ما بیرون است؛زیرا بحث ما درجایی است که به وجود هلال درافق، درزمان حاضرعلم پیداکنیم ودوربین ودیگرابزارها، هیچ اثری جزبزرگ نمایی ونشان دادن مستقیم آنچه با چشم دیده نمی شود،نداشته باشد.با چنین قیدی،آنچه قوی تربه نظرمی آید این است که برچنین دیدنی،اثرمترتب کنیم ومیان این دیدن،باآنچه ازراه دیگرحاصل آید،هیچ تفاوتی ننهیم.خداوند، خود به امورآگاه است ودرآغازوفرجام،سپاس ازآن اوست. (2)

 

شرط تحقق ماه،امکان رؤیت هلال با چشم عادی است يا رؤیت آن با چشم مسلح ؟

درمسئله تحقق ماه قمری دررؤیت هلال،بحث موضوعی دیگری نیزگشوده شده است وآن اینکه میزان تحقق ماه قمری،آیا خروج واقعی ماه ازمحاق است حتی اگربه کمک دستگاه وبا چشم مسلح نیز به شکل هلال، قابل رؤیت نباشد، یا میزان تحقق ماه،آن است که کره ماه درمسیرگردش خود، به درجه ای از ظهوروبروز برسد که ولو با چشم مسلح به شکل هلال،قابل رؤیت باشد یا میزان،آن است که هلال با چشم طبیعی قابل رؤیت باشد وامکان رویت آن به کمک دستگاههای جدید وبا چشم مسلح،کافی نیست؟ پیداست که این بحث، حتی درنظریه مشهور- لزم رؤیت هلال درشهر مکلف - نیزجای طرح دارد.

ظاهرسخن فقهاآن است که شرط تحقق ماه،رؤیت هلال با چشم طبیعی است.مرحوم آيت الله ا...خوئي - چنان که درتقریرات درس ایشان آمده است- درتوضیح این بحث آورده اند:

پوشیده نیست که کره ماه - به عقیده هیئت شناسان قدیم - دوحرکت دارد: حرکتی به دورخود درهر بیست و چهار ساعت،که این حرکت،دارای مشرق و مغرب است.حرکت دیگری نیزدرهمان مدار،هرماه یک باربه دور زمین و از جهت غرب به شرق دارد. بر این اساس، مکان ماه درهرروز،با روز دیگر، متفاوت است واز این جهت، گاهی حرکت ماه، همگام با طلوع وغروب خورشید است وگاهی با آن اختلاف دارد. در حالت همگامی حرکت ماه و خورشید، که از آن به محاق یا تحت الشعاع تعبیر می شود وطبعا درآخرماه اتفاق می افتد، ازآنجا که نیمه روشن ماه دراین حالت، کاملا به طرف مشرق ورو به روی خورشید است، هیچ جزئی ازآن دیده نخواهد شد.

سپس مسیر،تغییر یافته ونیمه روشن ماه به سمت شرق منحرف شده وبخشی ازآن ظاهرمی شود وهلال جدید به وجود می آید. اما این انحراف مسیر،که نمایان شدن ماه را درپی دارد،تدریجی انجام می گیرد وازاین رودرابتدا مقدارچشمگیری ازماه که قابل رؤیت باشد،یکباره آشکار نمی شود،بلکه اندک اندک آشکار می گردد؛ زیراهرجزء ازنوررا فرض کنیم، بنا براین اصل فلسفی که هیچ جزء تجزیه ناپذیری وجودندارد طبعا قابل تقسیم به اجزای کوچکتراست. اگرفرض کنیم نخستین جزء ازماه که دربرابر خورشید قرارمی گیرد، یک میلیونم نیمه روشن ماه باشد،این جزء چون بسیارکوچک است، قابل رؤیت نیست واگر چه وجود واقعی دارد و برحسب قواعد فلکی وضوابط علم نجوم،علم قطعی به تحقق آن داریم،اما شرعا تاثیری درتکون هلال ندارد؛ زیرابراساس روایات گذشته، آنچه درتحقق ماه قمری اعتبار دارد، فقط رؤیت است، یا شهادت حسی دو شاهد که آن را با چشم عادی دیده باشند، نه اینکه از روی قواعد نجومی، به وجود آن پی برده یا ازبلند بودن هلال در شب بعد،کشف کنند که درشب قبل نیز وجود داشته است.ازاینجا معلوم می شودکه رؤیت با چشم مسلح وبه استناد دستگاهها و دوربینهای جدید، مانند تلسکوپ، بی آنکه با چشم عادی قابل رؤیت باشد،اعتبار ندارد.البته تعیین محل هلال به کمک دستگاه وسپس دیدن آن با چشم عادی،اشکال ندارد. بنابراین،هرگاه هلال،قابل رؤیت باشد،هرچند مقدمات رؤیت،به کمک این دستگاههافراهم شده باشد،کفایت می کند وهلال ثابت می شود.(3)

اینکه فقيه اهل بيت مرحوم خوئي گفته اند:«وجود واقعی آن جزء از هلال که چون بسیارکوچک است، قابل رؤیت نیست، برای ثبوت هلال کفایت نمی کند»،سخنی درست است. بدین معنا که صرف علم به حرکت ماه ازنقطه تقارن با خورشید وخروج آن ازمحاق، مادام که به شکل هلال محقق نشده باشد، قطعا برای تحقق ماه قمری کافی نیست؛هرچند این حرکت ماه با محاسبه و به کمک دستگاههای پیشرفته، ثابت شده باشد. برای اینکه میزان حلول ماه قمری،تحقق هلال است وکره ماه، هرگاه درگردش خود به این حالت برسد،هلال نامیده می شود. ماههای قمری بارؤیت هلالهایشان برای مردم محقق می شود، نه به صرف حرکت کره ماه وگردش جدید آن،طبق موازین علمی.(4)

اما اینکه گفته اند:«شرط تحقق ماه،امکان رؤیت هلال با چشم عادی است ورؤیت آن با چشم مسلح کافی نیست»ازدو لحاظ قابل مناقشه است:

1. روایات رؤیت،دلالت برآن ندارد که فقط رؤیت با چشم عادی اعتباردارد. عنوان رؤیت، همان گونه که رؤیت با چشم عادی رادربرمی گیرد، رؤیت با چشم مسلح رانیز شامل می شود؛رؤیت با چشم مسلح نیز مصداق رؤیت هلال است؛همانند رؤیت با عینک طبی برای کسی که ضعف بینایی دارد.بلی،احرازوجود هلال، با محاسبه قواعد نجومی، بدون امکان رؤیت آن،حتی با چشم مسلح،برای اثبات حلول ماه قمری، کافی نیست؛ زیرا در تحقق ماه قمری، شرط است که ماه به درجه ای ازدرخشندگی رسیده باشد که و لو به کمک دستگاه، رؤیت آن به شکل هلال، ممکن باشد واحراز این مرتبه، با محاسبه، ممکن نیست. البته رؤیت بادستگاههای بزرگ نما،رؤیت غالب و متعارف میان مردم نیست، ولی درمباحث پیشین،گذشت که موجبی برای ادعای انصراف روایات به رؤیت غالب یا متعارف وجود ندارد؛خصوصا پس ازآنکه پذیرفتیم رؤیت،فقط طریقی برای کشف پدیدارشدن ماه و وجود آن درافق،به شکل هلال است.

2. ازبرخی روایات استفاده می شود که رؤیت با چشم عادی یا متعارف،شرط نیست.ازجمله این روایات، معتبره علی بن جعفراز امام کاظم (ع) است که به دوصورت نقل شده است:

درکتاب علی بن جعفر آمده است:«قال: سالته عمن یری هلال شهر رمضان وحده و لایبصره غیره، أله ان یصوم؟ فقال: اذالم یشک فیه فلیصم وحده والا یصوم مع الناس اذا صاموا:علی بن جعفر می گوید: از امام کاظم (ع) پرسیدم: آیا کسی که به تنهایی، هلال ماه رمضان را می بیند و غیر از او کسی آن را نمی بیند، می تواند روزه بگیرد؟ فرمود: اگردر آن شک ندارد، باید تنها خود او روزه بگیرد؛ و گرنه هرگاه مردم روزه گرفتند، اوهم روزه بگیرد».(5)

شیخ صدوق درکتاب الفقیه،این روایت را با اسناد خود از علی بن جعفر،این گونه نقل کرده است:

«انه سال اخاه موسی بن جعفر (ع) عن الرجل یری الهلال فی شهر رمضان وحده ولایبصره غیره، ا له ان یصوم؟ قال: اذا لم یشک فلیفطر والا فلیصم مع الناس:علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر (ع) پرسید: مردی در ماه رمضان، هلال رابه تنهایی می بیند و کسی غیر از او آن را نمی بیند، آیا می تواند روزه بگیرد؟ امام فرمود:اگر شک ندارد، باید افطارکند؛وگرنه با مردم روزه بگیرد».(6)

ظاهرنقل دوم،سؤال ازهلال ماه شوال است.شایداین دونقل،دوروایت مستقل باشند،اگرچه با توجه به وحدت فقرات هردو، بعید به نظرمی رسد که دوروایت مستقل باشند.درهرحال، مضمون هردو،یکی است وآن اینکه اگرکسی به تنهایی هلال را می بیندوغیرازاوکسی آن را نمی بیند،هرگاه شک نداشته و به رؤیت خود یقین داشته باشد،ترتب آثارماه جدید براوواجب است.تعبیر«یری الهلال وحده ولایبصره غیره»ظهوردردید انفرادی این شخص دارد؛بدین معنا که تنها این شخص،هلال رامی بیند وکسی غیراز او آن را نمی بیند؛ نه اینکه کسی غیرازاو هلال را ندیده است.

بنابراین،روایت یادشده - ولوبااطلاق خود- دلالت داردکه این شخص،حتی بااین فرض که چنین دیدی برای دیگرمردم ممکن نباشد- مثلاچشم اودیدغیرمتعارف داشته باشد- نیزهمین حکم رادارد که درروایت آمده است.ازاین نگاه وباتوجه به روايت مذكور،مشروط کردن بینایی ورؤیت به دیدن باچشم متعارف وعادی،وجهی ندارد.(7)

این بحث ادامه دارد....

 

 دکتر اسدالله افشار

 

پانویس‌ها:

1- خزعلی، ابوالقاسم، پژوهشی دردیدن هلال ماه، مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 4. وسائل الشیعه، باب 8 (انّه لا عبره برؤیه الهلال قبل الزوال ولا بعده)،ح 5.

2- فاضل لنکرانی، محمدجواد، اعتبار ابزار جدید دررؤیت هلال، مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 43.

خزعلی، ابوالقاسم، پژوهشی دردیدن هلال ماه، مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 4. سمیعی،محمد، بررسی حکم شرعی رؤیت هلال با چشم مسلّح. مختاری،رضا، رؤیت هلال با چشم مسلّح، مجله فقه اهل بیت سال دهم شماره 40 39.

 3- مستند العروه الوثقی، ج 2، کتاب صوم، ص 123.

4- هاشمی شاهرودی،سیدمحمود،رؤیت هلال وثبوت ماه، مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 36. قمی، سید تقی، مبانی منهاج الصالحین،ج 6،ص 226.

5- وسائل الشیعه، باب 4 از ابواب احکام شهر رمضان، حدیث 1.

6- همان.

7- هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، رؤیت هلال و ثبوت ماه، مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 36.

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117354کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ