در روایت مرسلی که از برخی نامه های حضرت امیر(ع) نقل شده آمده است: «اگرهلال را در هنگام روز دیدید، یا دو نفر عادل از شما، آن را در روز دیدند، روزه را نگشایید، تا خورشید غروب کند; خواه این دیدن، در آغاز روز باشد، خواه در پایان آن»
پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، اینک با توجه به انتشار دو یاد داشت قبلی در یادداشت مهم سوم، به روایات دیدن هلا در طول روز می پردازیم:
1. «و عنه، عن محمد بن جعفر، عن محمد بن احمد بن یحیی، عن محمد بن عیسی قال: کنت الیه(ع): جلعت فداک، ربّما غمّ علینا هلال شهر رمضان فنری من الغد الهلال قبل الزّوال و ربّما رایناه بعد الزوال، فتری ان نفطر قبل الزوال، اذا رایناه ام لا؟ و کیف تامر فی ذلک؟فکتب(ع): تتمّ الی اللیل فانّه ان کان تامّا روی قبل الزّوال:محمد بن عیسی می گوید: برای امام نوشتم: فدایت شوم! گاه هلال رمضان، از دیده ما، پنهان می ماند و فردای آن، پیش از زوال، هلال را می بینیم. گاه نیز، هلال را پس از زوال می بینیم. آیا نظر مبارک بر این است که اگر هلال را ببینیم، روزه را پیش از زوال افطار کنیم، یا خیر؟ در این باره، چه می فرمایید؟»
امام، در پاسخ نوشت: تا شب به پایان می بری، چه اگرتمام بود، پیش ازظهر،دیده می شد.
2. «و عنه، عن النضر بن سوید، عن القاسم بن سلیمان، عن جرّاح المدائنی قال: قال ابو عبداللّه(ع): من رای هلال شوال بنهار فی شهر رمضان فلیتمّ صیامه(صومه):هر کس، هلال ماه شوّال را در روز ماه رمضان ببیند، باید روزه خود را کامل کند».
3. در روایت مرسلی که از برخی نامه های حضرت امیر(ع) نقل شده آمده است: «اذا رایتم الهلال او رآه ذو عدل منکم،نهاراً فلا تفطروا حتی تغرب الشمس، کان ذلک فی اول النهار او فی آخره:اگرهلال را در هنگام روز دیدید، یا دو نفر عادل از شما، آن را در روز دیدند، روزه را نگشایید، تا خورشید غروب کند; خواه این دیدن، در آغاز روز باشد، خواه در پایان آن».
4. بنا برهمین روایت، فرمود:«لاتفطروا الاّ لتمام ثلثین من رؤیه الهلال او بشهاده شاهدین عدلین انّهما رایاه:روزه نگشایید، مگر به کامل شدن سی روز از هنگام دیدن هلال، یا به استناد گواهی دو شاهد عادل، مبنی بر این که، آن را دیده اند».
مرحوم محمد حسن نجفی، درجواهر الکلام (ج 16/366) برای اثبات بی اعتباری دیدن هلال درپیش از ظهرِ روزِ سی ام، به این اخبار استناد جسته وخدشه هایی راکه به سند ومضمون این اخبارشده پاسخ داده و پس ازآوردن خبرآخرین، چنین نوشته است:
«پوشیده نیست که چگونه این خبر،اشعار دارد که مقصود از اطلاق «رؤیت »؛ «رویت » در شب است. بر این پایه، روایات مستفیض،یا (چنانکه گفته شده) متواتر،دلالت کننده بر این که هم آغازوهم پایان روزبه دیدن هلال است، به حکم ظهور، یا صراحت آنها در منحصر بودن طریق به «دیدن » بر مطلوب ما دلالت می کنند».
سپس می افزاید:«ممکن است دراین مطلب،چند اشکال بشود:
ظهور لفظ«رؤیت »در«رؤیت » شایع و متعارف، بر این دلالت نمی کند که چیزی جزآن،ازلفظ اراده نشده است بلکه اقتضا دارد که یقین کنیم، دست کم، همین معنی رؤیت شایع متعارف] ازآن اراده شده است، امّا دراراده شدن، یا اراده نشدن غیراین معنی از لفظ،بسته به دلیلی است که برچنین چیزی دلالت کند.
بر فرض،دلیلی باشد براراده شدن رؤیت شایع و متعارف، این، هیچ تعارضی با اراده شدن معنای دیگر ندارد؛ زیرا لفظ، همان گونه که بر اراده شدن رؤیت غیرشایع، دلالت نمی کند، براراده نشدن آن نیز، دلالت ندارد.
[به دیگر سخن] ظهوری که دراین جا، وجود دارد،همانند ظهورلفظ درمعنای حقیقی نیست؛ چه درآن جا، اقتضای مطلب آن است که برای حذرازلزوم مجاز،معنای حقیقی، به طورخاص اراده شده باشد، درست برخلاف آنچه دراین جا هست، چه دراین جا فرض آن است که لفظ رؤیت،درحقیقت،برهردو معنای رؤیت،شایع وغیرشایع، دلالت می کند، تنها با این تفاوت که آنچه نخست ازاین واژه به ذهن می رسد، همان معنای رؤیت شایع ومتعارف است.
براین پایه، براین فرض که دلیلی،حاکی ازاراده شدن معنای رؤیت غیرمتعارف،درکنارآن معنای دیگر وجودداشته باشد،باآن ظهور نخستین، ناسازگارخواهد بود. ازاین جا، روشن می شود که معنای ظاهراز لفظ،بردو گونه است: 1. معنایی که لفظ برای وضع شده است. 2. فرد شایعی ازهمین معنای وضع شده برای آن.
تنها ظهور، به معنای نخست است که اقتضا می کند غیر آن، از لفظ اراده نشده باشد، برخلاف ظهور، به معنای دوم، که در مساله مورد بحث ما وجود دارد؛چه این ظهور، با دلیل هایی که ازاعتباردیدن هلال، پیش از زوال، حکایت می کنند، ناسازگارند. [اگرچنین اشکالی بشود] چند نکته آن را برطرف می کند:
نکته نخست: درچنین صورتی،دلیل اقتضا می کند که دیدنِ پیش از زوال، به خودی خود،حجت و معتبر باشد،نه به واسطه کشف این حقیقت که درشب گذشته،امکان دیدن ماه بوده است، ولی مانعی، مانندابر، پیش آمده،یا شخص، به سببی،نتوانسته است آن را ببیند. بنا براین، می توان برآنچه مخالف این مدّعاست و نیز براین نکته، ادعای ضرورت کرد که آنچه از نظر شرع، اعتبار دارد، دیدن درشب است، نه دیدن در روز، به معنایی که گذشت.
نکته دوّم: باپذیرفتن ظهور دلیل ها دراراده حصروپذیرفتن این که، آنچه ازدیدن به ذهن می رسد،دیدن درشب است، معنای دلیل ها این خواهد بود که:«روزه نگیرد،مگربه واسطه دیدن هلال،درشب » و «روزه گرفتن را وامگذارید،مگربه واسطه دیدن درشب»چونان که این حقیقت،با کم ترین درنگی،روشن می شود. کوتاه سخن آن که، هیچ منصفی نمی تواند ظهوردلیل ها رادرمعتبرنبودن دیدن هلال در غیر شب را انکارکند.»
صاحب جواهر، درادامه می نویسد:«این ادعا، که دیدن، پیش از زوال، کاشف از این است که ماه در شب طلوع کرده، امّا بیننده، به طور اتفاقی نتوانسته آن را ببیند، یا مانعی از قبیل ابر، درمیان بوده، ادعایی است که اگر مقصود ادعا کننده از آن، کشف علمی طلوع ماه در شب پیش باشد، منع ادعایش، روشن است. بلکه دراساس، چنین چیزی را ادعایی نمی کند واگرهم ادعا کند، برگشت ادعایش به خود او، امری روشن است.و افزون براین، اگر مقصود از آنچه ادعا می کند، کشف ظنی باشد (حتی پس از پذیرش آن که چنین کشفی دارد) در دایره عمل به ظنی است که دلیل های شرعی مستفیض، بلکه متواتر، بر بی اعتباری آن رسیده است.
این ادعا هم، که چنین ظنی، به واسطه وجود دلیل، از شمول دلیل های حکایت کننده از بی اعتباری ظن، خارج است، ادعایی است که خود، سستی آن را می بیند؛ چه دلیلی راکه ادعا کننده ادعا کرده، چیزی نیست، مگر روایت هایی در باب عمل به جدول،عدد، نطوق و...امّا اینها ، روایت هایی است که یا، چنانکه شیخ بارها در تهذیب گفته، به واسطه تعارض با دلیل های متواترِ مخالف، نزد اصحاب وانهاده شده است و یا بر وجوهی حمل وتفسیر می شود که ربطی به بحث ما ندارد.
از جمله آن روایاتی است که در ذیل مورد استناد واقع می شود:
1- روایت حسن، مانند صحیح ازحماد بن عثمان، ازامام صادق است که فرمود:«اذا راوا الهلال قبل الزوال فهو للیلته الماضیه و اذا راوه بعد الزوال فهو للیلته المستقبله:اگر هلال را پیش از ظهردیدند، ازآنِ شب پیش است واگر آن را پس از ظهر دیدند، از آنِ شب آینده است».
2 - روایت موثق عبیداللّه بن زراره از امام صادق(ع) که فرمود:«اذا راوه قبل الزوال، فهو للیله الماضیه و اذا راوه بعد الزوال، فذلک الیوم من شهر رمضان: اگر هلال، پیش از ظهر دیده شد، آن روز از ماه گذشته است و اگر بعداز ظهر دیده شد، آن روز از ماه رمضان است».
3- روایت صحیح محمد بن قیس، از امام باقر(ع) که فرمود: امیر مؤمنان(ع) فرمود:«اذا رایتم الهلال فافطروا او شهد علیه عدل من المسلمین و ان لم تروا الهلال الاّ من وسط النهار او آخره فاتمّوا الصیام و ان غمّ علیکم فعدوا ثلاثین لیلة ثم افطروا: اگر هلال را دیدید، یا مسلمانی عادل، بر آن گواهی داد، روزه را بگشایید؛ امّا اگر ماه را تنها در نیمه روز، یا در پایان روز دیدید، روزه را به شب برسانید».
4- روایات موثق(صحیح) اسحاق بن عمارازامام صادق(ع) که می گوید:ازامام، دراین باره که هلال ماه رمضان، درشب بیست ونهم شعبان دیده نشده است، پرسیدم.امام فرمود:«لاتصمه الاّ ان تراه فانّ شهد اهل بلد آخرنا قضه و اذا رایته وسط النهار، فاتمّ صومه الی اللیل:آن روز را روزه مگیر، مگر آن که ماه را ببینی. پس اگر مردمان شهری دیگر، گواهی دادند که آن را دیده اند، روزه آن روزرا قضا کن؛امّا اگرآن را درمیانه روز دیدی، روزه را به شب برسان».
5- خبرداود رقّی،ازامام صادق(ع) که فرمود:«اذا طلب الهلال فی المشرق غدوة فلم یر فهو هیهنا هلال جدید رؤی اولم یر: اگر بامدادن در شرق استهلال شود و ماه دیده نشود، این در حکم هلال نوی است، خواه دیده شود و خواه دیده نشود».
6- روایت مرسل ازامام باقر(ع) که فرمود:«اذا اصبح الناس صیاماً و لم یروا الهلال و جاء قوم عدول یشهد علی الرؤیه فلیفطروا و لیخرجوا من الغد اوّل النهار الی عیدهم:اگر مردم، در حالی که روزه اند و ماه را ندیده اند، با روزه وارد روز شوند و در این هنگام، گواهانی عادل، بیایند و بر دیدن هلال، گواهی دهند، باید که آن روز را روزه نگیرند و فردای آن روز، در آغاز صبح، بر نماز عید بیرون آیند.اگرهلال ماه شوال، در هنگام روز و پیش از زوال دیده شود، آن روز، از ماه شوال است. اگر پس از زوال دیده شود، آن روز، از ماه رمضان است.»
صاحب جواهر، پس ازنقل این روایات، چنین ادامه سخن می دهد:«برشما پوشیده نیست که روایات گرفتارشذوذند،پاره ای ازآنها برخی از شرط های حجیت راندارند. وضعی بسان روایات ناظر به عدد، جدول، تطوق و... را دارند.
فقیهان شیعه، این احادیث را ازراویان گرفته و از آنها اعراض کرده اند. واین سنت مستقرگذشته وحال شده که آنها را برروایات رؤیت حمل کنند. براین پایه، لازم است یا این احادیث راواگذاشته ویا ازآن جمع ازطرح سزاورمندتراست، بربرخی ازوجوه، هرچند دور،حمل شوند.ازهمین روی، شیخ درروایت نخست[روایت صحیح حمّاد وموثق عبید بن زراره] رابرمعتبربودن دیدن هلال درروز، همراه با گواهی دوگواه بر دیدن درشب،حمل کرده است.»
صاحب جواهر،این تفسیررا نمی پذیرد و می نویسد:«شاید وانهادن این دو حدیث، شایسته تر از چنین حمل و تفسیری باشد. با این که این دو حدیث، چنین تفسیر می شوند که: مقصود از آنها، بیان این نکته است که چنین دیدنی [دیدن در روز] نشانه و اماره ای است که از آن، گمان حاصل می آید و شاید هم در صورت پیوستگی به غیر، همانند پیوستگی با گواهی یک شاهد معتبر، یا چند شاهد غیر معتبر، به حصول قطع بینجامد. شاید همین نیز، دلیل یاد کرد این احادیث، از سوی علماست.یا باید گفت: مقصود ازاین گونه احادیث،بیان تقیه ای چنین نکته ای بوده تا درنتیجه، شنونده ای که در برابراوتقیّه می کنیم، گمان برد نزد ما، چنین دیدنی بسنده می کند، هر چند که حقیقت امر، این نیست. بدین ترتیب، هم تقیه می شود و هم به معتبر نبودن دیدن روزانه تصریح نمی شود.»
ازآنچه گذشت (با همه طولانی بودن آن) این حقیقت روشن می شود که این دسته ازروایات، برخلاف فراوانی آنها، نزد عالمان محل بحث بوده است وبا این وجود، آن را ازراویان گرفته واز[مضمون] آنها اعراض کرده اند ودرصدد یافتن وجوهی برای تفسیرآنها، هرچند وجوهی دور، برآمده اند و بهتعبیر مرحوم صاحب جواهر: «بی اعتباری دیدن هلال درروز، درردیف احکام ضروری نزد فقیهان جای گرفته است.»
بنا براین، آنچه ملاک و معیار است، دیدن ماه درشب است، یا درآغاز آن ودرهر افقی به طورخاص، یا درهریک ازاجزای شب، هر چند که بسیاری ازمردمان آبادیهایی که افق دیگری دارند نبینند.
براین پایه، اگر ماه،درشب برای مردمی در یک شهردیده شود، برای دیگران نیز، هم دراثبات آغاز ماه رمضان و هم دراثبات پایان این ماه بسنده می کند. به هر روی، درآنچه گذشت، هدف اين مبحث، پاسخ دادن به همه اشکالهایی بود که ازسوی اعتباردیدن هلال درروز، پدید می آمد.(1)
شیخ صدوق (م:381ه.ق.)در مقنع می نویسد:«اگرهلال رادرنیمه، یا پایان روز دیدی، روزه را به شب برسان واگرماه ازدیده ات پنهان بود،سی روز[از آغاز ماه رمضان]بشمروازآن پس،روزه مگیر.
امام صادق فرمود:«اذا رؤی الهلال قبل الزوال فذلک الیوم من شهر شوال و اذا رؤی بعد الزّوال فذلک الیوم من شهر رمضان:اگرهلال،پیش ازظهردیده شد، آن روز از ماه شوال است واگرپس ازظهردیده شد، آن روز از ماه رمضان است.»
همودرمن لایحضره الفقیه،می نویسد:«اگر هلال شوال، در هنگام روز و پیش از ظهر دیده شود، آن روز از ماه شوال است و اگر پس از ظهر دیده شود، آن روز از رمضان است.»
سید مرتضی در ناصریات می نویسد: «اگرهلال ،پیش از ظهردیده شود، به شب گذشته بستگی دارد.این نظر،درست وهمین نیز،فتوای اصحاب ماست.ابوحنفیه نیز، به این نظر گرویده، با این تفاوت میان دیدن پیش ازظهر و پس از ظهر، فرقی ننهاده است. نظرمحمد بن حسن، شیبانی، مالک وشافعی نیز، همین است.
ابو یوسف هم می گوید:اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، به شب گذشته بستگی دارد واگر پس از ظهر دیده شود، ازآن شب آینده است. احمد، در مورد هلال پایان ماه، نظری همانند نطر ابو یوسف دارد و امّا درباره هلال آغاز ماه رمضان، از باب احتیاط در روزه، نظری همانند نظرمخالفان ما را برگزیده است.
دلیل ما،یکی اجماع ودیگری روایات رسیده ازامیرمؤمنان(ع)،عبداللّه بن عمر،عبداللّه بن عباس،عبداللّه بن مسعود وانس بن مالک است که گفته اند: اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، ازآن شب گذشته است. دراین سخن، مخالفی هم وجود ندارد.»
حلبی (م: در حدود480ه.ق.)دراشاره السبق،می نویسد:«اگردیدن هلال، درروزباشد، به شب آینده بستگی دارد، نه به شب گذشته.»
شیخ طوسی (م:480ه.ق.)درخلاف می نویسد:«اگر هلال، پیش ازظهر،یا پس از آن دیده شود، به شب آینده بستگی دارد، نه به شب گذشته. همه فقیهان بر این نظرند. امّا گروهی ازاصحاب ما بر این نظرند که:اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، از آن شب گذشته است و اگر پس از ظهردیده شود، از آنِ شب آینده.
ابویوسف نیز،همین نظررا برگزیده است. دلیل ما،اخباری است که آنها درکتاب پیش گفته نقل کردیم و هم درآن جا درباره روایت شاذ مخالف،سخن گفتیم. دلیل دیگرما،فرموده پیامبر(ص) است:«اذا رایتم الهلال فصوموا و اذا رایتموه فافطروا.»
این، درحالی است که [بنا برفرض مساله] شخص هلال را درروز دیده وازاین روی می بایست،روزه داشتن [در مورد آغاز ماه رمضان] و روزه نداشتن [در آغاز ماه شوال] ازفردای آن روز باشد؛ زیرا اگر خود آن روز را روزه بدارد، پیش ازدیدن روزه داشته است. همچنین این نظر از علی(ع)، عمربن خطاب، عبداللّه بن عمروانس بن مالک نقل شده است که همه گفته اند: هلا، در چنین فرضی، ازآنِ شب آینده است ودر این سخن هم، مخالفی با آنان نیست و این، خود دلیلی است براین که همین مورد اجماع صحابه بوده است.»
همو،در مبسوط می نویسد:«اگر هلال، پیش از زوال، یا پس از آن دیده شود، ازآن شب آینده است، نه شب گذشته.»
نظر وی، درتهذیب نیز همین است و در آن جا می بینید که به صحیحه حمّاد، موثقه عبیداللّه بن زراره و ابن بکیراعتراض می کند واین احادیث را برآن حمل وتفسیرمی کندکه مقصود ازآنها، جایی است که دوگواه ازخارج شهر، بردیدن آن پیش از زوال،گواهی دهند.
درادامه، به روایت های معارضی استناد می کند که دیدن درروز را، به طور مطلق، بی اعتبارمی دانند. ابن حمزه دروسیله می نویسد:«اگر هلال، درروزدیده شود، ازآنِ شب آینده است.» ابن زهره درغنیه می نویسد:
«اگر هلال، پیش ازظهر، یا بعد ازظهردیده شود، ازآن شب آینده است، به دلیل اجماع متردد؛ زیرا کسانی از اصحاب ما، که دراین باره مخالفت کرده اند،مخالفت آنان،دردلالت اجماع اثری ندارد.»
فاضل درکشف الرموزمی نویسد:«درعمل به دیدن آن، پیش ازظهر،تردید است.»
محقق درمعتبر می نویسد:«امّا دیدن هلال ماه درپیش از ظهر:در این باره روایتهایی نقل شده که ازآن جمله است روایت حمّاد بن عثمان ... وعبیداللّه بن زراره نیزروایت کرده است... قوت این دوروایت، نوعی تردید میان عمل به این دوویا عمل به آنچه نقل دوعادل برآن دلالت کند،ایجاب کرده است. ابویوسف نیز،چنین نظری برگزیده است.»
محقق درمختصرالنافع می نویسد:«درعمل به دیدن هلال ماه، درپیش از ظهر،تردید است.»همودر شرایع می نویسد:«نه جدول اعتباردارد، نه عدد ... ونه دیدن آن درپیش ازظهرروزسی ام.» علامه درمنتهی المطلب می نویسد:«دیدن هلال، پیش ازظهر،اعتباری ندارد.
برخی گفته اند: اگر هلال، پیش ازظهردیده شود،ازآنِ شب گذشته است واگرپس ازظهردیده شود، از آنِ شب آینده است. ثوری وابویوسف، به همین نظرگراییده اند.آنچه من برمی گزینم، نظربیشتر علمای ماست، مگر اندکی که ازآن جدا شده اند و ما آنان را نمی شناسیم. شافعی نیز،همین دیدگاه را برگزیده است.»
همو،درتذکره می نویسد:«اگرهلال، درروز سی ام دیده شود، ازآنِ شب آینده است، خواه پیش از زوال دیده شود، خواه پس از آن.
براین پایه،اگرآنچه دیده شده، هلال رمضان باشد،برمردم لازم نیست آن روزراروزه بگیرند واگر هلال ماه شوّال باشد،روزه گشودن بر ایشان جایز نیست، مگر پس ازغروب خورشید،این نظر همه علمای ماست.
مالک وشافعی به همین نظرگراییده اند. امّا ثوری می گوید:اگر هلال، پیش ازظهر دیده شود، از آن شب گذشته است و اگر پس از ظهر دیده شود، از آنِ شب آینده. ابو یوسف نیز،همین دیدگاه را پذیرفته است.
احمد گفته:اگر[دیدن در روز]دراوّل ماه رمضان وپیش ازظهر باشد، هلال ازآنِ شب گذشته است. اگر هلال شوال باشد، در این باره دو روایت است:1. چنین روایتی نیز، همان حکم را دارد. 2. هلال از آن شب آینده است.»
همودرمختلف می نویسد:«سید مرتضی در مسائل ناصریه، هنگامی که سخن ناصر، مبنی بر این که اگر هلال،پیش ازظهردیده شود، به شب پیش تعلق دارد، می گوید: همین صحیح است وهمین نیز نظر ماست.
شیخ درخلاف می گوید: اگر هلال،پیش اززوال، یا پس ازآن دیده شود، ازآن شب آینده است، نه شب گذشته.ابن جنید می گوید: اگرثابت نشود که شب پیش، ماه دیده شده است، دیدن هلال درسی ام رمضان، هر گاه ازروز که باشد، ایجاب می کند که روزه آن روز را بگشایند.
امّا اگر،دیدن [در شب پیش ]ثابت شود، درهرگاه از روز سی ام که باشد، باید روزه راگشود. نزدیک تر آن است که این معیار،درآغاز روزه معتبر دانسته شود، نه درپایان روزه وعید گرفتن.»
شهید(م:786ه.ق.) درقواعد می نویسد:«نه جدول اعتباردارد ... ونه دیدن هلال ماه در روزسی ام.»
همودردروس می نویسد:«سلار،خبر واحد را دراثبات اوّل ماه [رمضان] کافی دانسته ومرتضی، دیدن آن را پیش ازظهرکافی شمرده است. پس درچنین صورتی، ماه ازآنِ شب پیش است، به دلیل روایت حماد، که روایتی حسن است، ولی معارض دارد.
فاضل، دراثبات اول ماه، به این روایت، عمل کرده است. براین پایه،اگرهلال ماه [شوال] درشب سی و یکم دیده نشود، باید روز بعد رانیز روزه گرفت.»
محقق ثانی درجامع المقاصد می نویسد:«جدول،عدد ... ودیدن درپیش ازظهرروز سی ام،اعتبار ندارد.» درمسالک می نویسد: «قوله: ولا بغیبوبته بعد الشفق و لابرؤیته یوم الثلاثین.اصحاب، به ثبوت ماه، به این نشانه[یعنی غایب شدن هلال پس از شفق]گراییده اند.
همچنین اگرهلال، پیش اززوال دیده شود،حکم می شود که این روز،ازماه است. اگرماه، پیش ازغایب شدن،حالت تطوق پیدا کند ودایره آن [از یک طرف] کامل شود،حکم می شود که هلال مربوط به شب پیش است [یعنی شب گذشته آغاز ماه بوده است] مستند این نظرنیز، اخباری است که هم شاذ هستند و هم روایت های صحیح ترومشهورتر، با آنها ناسازگارند.»
محقق اردبیلی درمجمع الفایده والبرهان می نویسد:«این مساله [تطوق] همانند عمل به دیدن هلال، پیش وپس اززوال، که درباره آن به حسنه حماد بن عثمان ... وروایت عبیداللّه بن زراره و عبداللّه بن بکیر، استناد شده، [مشکل] است.... بنا بر این، ردّ این دو حدیث... مشکل است... و ظاهر این است که آنها، پس ازثبوت عمل به خبر واحد، دو دلیل هستند.
براین پایه، این گفته شیخ که می گوید: «این دو خبر نیز، از چیزهایی هستند که نمی توان به ظاهر آنها در برابر ظاهر قرآن واخبارمتواتراستدلال کرد»خالی ازتامل نیست.
می توان هم گفت: این دوخبر، صراحتی در لزوم روزه گرفتن[درآغاز ماهی که بدین وسیله ثابت شود] و وانهادن روزه [در پایان ماهی که بدین وسیله ثابت شود] ندارد؛چه این امکان وجود دارد که هلال،از آنِ شب پیش باشد ودرعین حال، تکلیفی نسبت به آن نباشد، مگردرصورتی که درشب، علم به خود آن پیدا شود،یا درروز علم به دیدن آن درشب حاصل آید. البته دراین درنگی باید کرد.
ظاهرازدیدن،دیدن متعارف است و آن هم چیزی است که در شب صورت می پذیرد. بر این پایه، اخبار دیدن هلال، دیدن درروز را دربرنمی گیرند؛ازاین روی،زوال،داخل دردیدن دانسته نمی شود.مکاتبه محمد بن عیسی این مطلب را تایید می کند.احتیاط ودرنگ کن که این مساله،ازمسائل مشکل است.»
سیّد (م:1006ه.ق.) درمدارک می نویسد:«اشکال در این مساله قوی است؛ چه، دو روایتی که ازاعتبار چنین نشانه ای حکایت دارند،ازسند معتبری برخوردارند. حتی روایت نخست، ازمرتبه روایت صحیح، چیزی کم ندارد.... ازهمین جاست که مصنف، درمختصر النافع ومعتبر،دراین مساله تردید کرده و این تردیدی بجاست.»
شیخ یوسف بحرانی در حدائق، به طورمفصل به این بحث پرداخته ودرباره آن سخن به میان آورده است. به هرروی، مساله همان گونه که گفته ایم، محل تردید واشکال است.
سیّد صاحب ریاض،درهنگام شرح این جمله محقق:«در عمل کردن، یا عمل نکردن به دیدن هلال، پیش ازظهر،تردید است» می نویسد:«مصنف، هم دراین جا وهم درمعتبر،تردید کرده است. گفته شده:این تردید،ازاصل درمساله [که دیدگاه نخست را ایجاب می کند] وازدلالت پاره ای از متون، بردیدگاه دوم، سرچشمه می گیرد...
اگرنظرمشهور، با آنچه دیدگاه بیشترعالمان است، موافقت نداشت قول به آن، به هیچ تردیدی، قطعی بود. امّا،شاید این مساله، همان گونه که مصنف برآن است، خالی ازتردید وشبهه بنا شد والبته، با این همه، مقتضای اصول،متعیّن بودن عمل به نظرمشهور است.»
نراقی (م:1243ه.ق.)درمی نویسد:«سوم: بنا براقرب، اگر هلال، پیش از زوال دیده شود، ازآنِ شب گذشته است.»نراقی پس ازبیان این دیدگاه، بحث کاملی را برای استوارکردن دیدگاه خود، به میان آورده است. شیخ جعفر کاشف الغطاء، در کشف الغطاء می نویسد: «مبحث دوم،دربیان نشانه هایی همانند: خبرواحد ودیدن هلال، پیش ازظهر که دراثبات فرا رسیدن ماه، نمی توان به آنها تکیه کرد.»
صاحب جواهر،دراین باب، به شرح سخن گفته وما، پیش ازاین، کلام وی را دربحث درباره روایات آوردیم. فیض کاشانی، به عمل به دیدن هلال،درپیش ازظهر گراییده وبه پاسخ گویی ازکلام شیخ پرداخته است.(2)
اینک، شایسته است درگفته های عالمان که گذشت و همچنین دراینکه چگونه اخبار و روایات رسیده در این باب را بررسی کرده و با هم سازگاری داده اند، بنگریم:
ازآن جمله است سخن سیّد مرتضی درناصریات که می نویسد:«اگرهلال،پیش از ظهردیده شود،به شب گذشته بستگی دارد.این نظر،درست وهمین نیز،فتوای اصحاب ماست.ابوحنفیه نیز،به این نظر گرویده، با این تفاوت میان دیدن پیش از ظهر و پس از ظهر، فرقی ننهاده است. نظر محمد بن حسن،شیبانی،مالک و شافعی نیز،همین است. ابو یوسف هم می گوید:اگر هلال، پیش ازظهردیده شود، به شب گذشته بستگی دارد واگرپس ازظهر دیده شود، ازآن شب آینده است.
احمد،درموردهلال پایان ماه،نظری همانند نطرابویوسف داردوامّا درباره هلال آغازماه رمضان،ازباب احتیاط درروزه،نظری همانند نظرمخالفان ما رابرگزیده است.
دلیل ما،یکی اجماع ودیگری روایات رسیده ازامیرمؤمنان(ع)،عبداللّه بن عمر،عبداللّه بن عباس،عبداللّه بن مسعودوانس بن مالک است که گفته اند: اگرهلال،پیش ازظهردیده شود، ازآن شب گذشته است. دراین سخن، مخالفی هم وجود ندارد.»
ازاین گفته، چنین برداشت کرده اندکه سیّد، به تفاوت میان دیدن هلال، پیش از زوال و دیدن آن، پس از زوال، معتقد بوده است، همان گونه که این گرایش، از ظاهر کلام ایشان، برمی آید. ازاین روی، وی را درشمارپیشینیان معتقد به این دیدگاه دانسته اند.
فقيه اهل بيت حضرت آيت الله خزئلي می گوید:اگرمقصوداین بود،نه چیزی ازکلام ایشان نادرست می افتاد، نه عبارتهایی که درکلام اوآمده، با یکدیگرسازگارمی آمد، نه دلیلی به سود اوبرپا بودوتقریباً چنین می شد که آنچه را موافق گواه آورده، مخالف نظر وی شود و آنچه را مخالف گواه آورده، مواق نظراوشود.حتی درچنین صورتی،اصلاح طرح مساله،بدین شکل،درست درنمیآید.اینک شرح این سخن:
اومی نویسد:«اگرهلال، پیش ازظهر دیده شود، به شب گذشته تعلق دارد.»طرح مساله، به چنین صورتی، اصولاً نادرست است; چه می بایست درادامه سخن می نوشت:واگرپس اززوال،دیده شود،متعلق به شب آینده است.» همان گونه که درگفتارسایر فقیهان [که چنین نظری دارند] این گونه آمده است. وی، در ادامه می نویسد: «و همین نیز،فتوای اصحاب ماست.»ازدیدآيت الله خزئلي،چنین چیزی صحت ندارد؛ زیرا می بینید که علامه درتذکره می نویسد:«دیدن هلال،پیش ازظهر،اعتباری ندارد.برخی گفته اند: اگر هلال،پیش ازظهردیده شود، ازآنِ شب گذشته است واگر پس ازظهر دیده شود، ازآنِ شب آینده است. ثوری وابو یوسف، به همین نظرگراییده اند.آنچه من برمی گزینم،نظربیشترعلمای ماست،مگراندکی که ازآن جدا شده اند و ما آنان را نمی شناسیم.شافعی نیز، همین دیدگاه را برگزیده است.اگرهلال،درروز سی ام دیده شود،ازآنِ شب آینده است، خواه پیش از زوال دیده شود،خواه پس از آن.
براین پایه، اگرآنچه دیده شده، هلال رمضان باشد، برمردم لازم نیست آن روز راروزه بگیرند و اگر هلال ماه شوّال باشد، روزه گشودن بر ایشان جایز نیست، مگر پس از غروب خورشید،این نظرهمه علمای ماست.
مالک وشافعی به همین نظرگراییده اند.امّا ثوری می گوید:اگرهلال، پیش ازظهر دیده شود، ازآن شب گذشته است واگرپس ازظهردیده شود، ازآنِ شب آینده. ابویوسف نیز،همین دیدگاه راپذیرفته است.
احمد گفته:اگر[دیدن در روز] در اوّل ماه رمضان وپیش ازظهرباشد، هلال ازآنِ شب گذشته است. اگر هلال شوال باشد، در این باره دو روایت است:1. چنین روایتی نیز،همان حکم رادارد.2. هلال ازآن شب آینده است.»
همودرمنتهی المطلب می نویسد:«دیدن هلال، درپیش ازظهراعتباری ندارد...آنچه برمی گزینم،نظر بیشتر عالمان ماست، مگر اندکی که ازآنان جدا شده اند وما آنان را نمی شناسیم.»ازدیدگاه آيت الله خزئلي، عبارت اخیر:«ماآنان رانمی شناسیم »جای تأمل دارد.
ابن زهره، پیش ازاو، درغنیه نوشته است:«اگرهلال، پیش ازظهر،یا بعد ازظهردیده شود،ازآن شب آینده است، به دلیل اجماع متردد؛زیرا کسانی ازاصحاب ما،که دراین باره مخالفت کرده اند،مخالفت آنان، دردلالت اجماع اثری ندارد.»
با وجود این، چگونه سیّد مرتضی می گوید:«این، مذهب ماست.»سیّد مرتضی درادامه چنین می نگارد: «ابوحنیفه نیزبدین گراییده، با این تفاوت که میان دیدن پیش ازظهروپس ازظهر،فرقی ننهاده است.نظر محمد بن حسن شیبانی، مالک وشافعی نیز همین است.»
آيت الله خزئلي دراين خصوص می گوید:شاید مقصود سیداز«ابوحنیفه نیز، بدین گراییده »این باشد که ابوحنیفه، به همین تفاوت [میان دیدن پیش ازظهرودیدن پس ازآن] گراییده. امّا این چیزی است که جمله بعدی وی:«او میان دیدن پیش ازظهر وپس ازظهر،فرقی ننهاده است »سازگاری ندارد.
اگربگویید:مقصود وی،آن است که: ابوحنیفه،دیدن درروزرا، خواه پیش اززوال باشد وخواه پس ازآن، معتبرمی داند وآن را بسته به شب پیش می شمارد.
چنین گفته ای،ازگفته های شگفت آورونا مأنوس خواهد بود.دست کم،نگارنده کسی راسراغ ندارد که چنین گفته باشد.
افزون براین،به نظرابوحنیفه،مالک وشافعی دیدن هلال درروز،اعتباری ندارد،بی هیچ تفاوتی میان دیدن پیش اززوال وپس ازآن.
شیخ طوسی درخلاف می نویسد:«اگرهلال،پیش ازظهر،یا پس ازآن دیده شود،به شب آینده بستگی دارد، نه به شب گذشته. همه فقیهان براین نظرند. امّا گروهی ازاصحاب ما، بدین گراییده اند که اگر هلال،پیش از ظهر دیده شود، از آن شبِ گذشته است واگر پس از ظهر دیده شود، ازآن شب آینده خواهد بود.
ابویوسف نیز،همین دیدگاه را برگزیده است.» ابن رشد در بدایه المجتهد می نویسد: «اما اختلاف نظر فقیهان درباره هنگامی که دیدن هلال درآن معتبراست: همه براین اتفاق دارند که اگرهلال،شبانگاه دیده شود، ماه از فردای آن شب، آغاز می شود.
ولی دراین باره که اگردر وقتی دیگردیده شود(منظور دیدن برای نخستین بارودرآغاز ماه است)چه حکمی خواهد داشت، اختلاف کرده اند:توده فقیهان براین نظرند که ماه،درهرگاه ازروزکه دیده شود، مربوط به روز بعد از آن است، همان گونه که دیدن شبانه ماه نیز،همین حکم را دارد.
مالک، شافعی،ابوحنیفه وتوده پیروان آنان، براین نظرند.
امّا ابویوسف(از شاگردان ابوحنیفه)،ثوری وابن حبیب(ازپیروان مالک)گفته اند:اگرهلال،پیش ازظهر دیده شود از آن شب گذشته است و اگر پس از ظهر دیده شود، از آن شب آینده خواهد بود.»
[به نقد سخن سیّد مرتضی بازمی گردیم] سیّددرادامه سخن خود می نویسد:«ابویوسف می گوید: اگر هلال،پیش ازظهر دیده شود، به شب گذشته بستگی دارد واگر پس ازظهردیده شود،ازآن شب آینده است.»
آيت الله خزئلي دراين رابطه می گوید:اگرنظربرگزیده سیّد،تفاوت نهادن میان دیدن پیش از زوال و پس از آن بود، نظر ابو یوسف را به عنوان نظری که درتأیید اوست و نه نظری که مخالف اوست نقل می کرد.
این نکته چنان روشن است که هرگونه شرحی درباره اش، زیاده می نماید. سیّدمرتضی درادامه می نویسد:«احمد در مورد هلال، پایان ماه [رمضان]، نظری همانند ابویوسف دارد؛امّا درباره هلال،آغاز ماه رمضان،ازباب احتیاط در روزه، نظری همانند مخالفان ما برگزیده است.»
این نقل،درحالی است که علامه درتذکره می نویسد:احمد گفته:اگر[دیدن درروز] دراوّل ماه رمضان وپیش از ظهر باشد، هلال از آنِ شب گذشته است.اگرهلال شوال باشد،دراین باره دوروایت است: 1. چنین روایتی نیز، همان حکم را دارد. 2. هلال از آن شب آینده است.»
سیّد مرتضی درادامه می نویسد: «دلیل دیگر ما،روایت رسیده ازامیر مؤمنان(ع)،عبداللّه بن عمر،عبداللّه بن عباس، عبداللّه بن مسعود و مالک بن انس است که گفته اند:اگر هلال، پیش ازظهر دیده شود، ازآنِ شب گذشته است. دراین سخن مخالفی هم وجود ندارد.»
آيت الله خزئلي دراين زمينه می گوید:چگونه این نقل؛با سخن شیخ طوسی درخلاف سازگاری دارد، آنجا که می نویسد:«همچنین این نظر(تفاوت نداشتن دیدن پیش اززوال،بادیدن پس ازآن)از علی(ع)، عمربن خطاب، عبداللّه بن عمروانس بن مالک نقل شده است که همه گفته اند:هلال درچنین فرضی، متعلق به شب آینده است ودراین سخن هم، مخالفی باآنان نیست واین خود،دلیلی است براین که همین اجماع صحابه است.»
ازآنچه گذشت، روشن شد که کلام پیش گفته سیّد، حتی دریک جمله، حتی دراصل طرح مساله،درست و سازگارنمی نماید.به گمان نزدیک به علم آيت الله خزئلي،سیّد مرتضی به طورکلی، موافق شیخ ومعتقد به اعتبارنداشتن دیدن هلال درروز است وشاید دست تحریف، به عبارت وی رسیده، یاچیزی ازآن افتاده است.اگرمتن کلام سیّد رابا کلام شیخ مقایسه کنیم وبالحاظ این نکته که گمان تحریف، یا افتادگی در میان است به ارزیابی آن بپردازیم، روشن خواهد شدکه سیّد نیز، همچون شیخ،در شمار معتقدان به اعتبار نداشتن دیدن هلال در روز است.
اینک، نخست کلام شیخ را می آوریم و سپس با سخن سیّد می سنجیم. شیخ طوسی در خلاف، می نویسد: «اگر هلال، پیش از ظهر، یا پس از آن دیده شود، به شب آینده بستگی دارد،نه به شب گذشته. همه فقیهان بر این نظرند. امّا گروهی از اصحاب ما بر این نظرند که: اگرهلال، پیش ازظهردیده شود، ازآن شب گذشته است واگر پس ازظهردیده شود، ازآنِ شب آینده.
ابویوسف نیز،همین نظر را برگزیده است. دلیل ما، اخباری است که آنها درکتاب پیش گفته نقل کردیم وهم درآن جا درباره روایت شاذ مخالف،سخن گفتیم. دلیل دیگرما، فرموده پیامبر(ص) است:«اذا رایتم الهلال فصوموا و اذا رایتموه فافطروا.»
این، درحالی است که [بنا برفرض مساله] شخص هلال را درروزدیده وازاین روی می بایست،روزه داشتن[درمورد آغازماه رمضان]وروزه نداشتن[درآغازماه شوال]ازفردای آن روز باشد؛زیرا اگرخود آن روزرا روزه بدارد،پیش ازدیدن روزه داشته است. همچنین این نظرازعلی(ع)، عمربن خطاب، عبداللّه بن عمروانس بن مالک نقل شده است که همه گفته اند: هلال، در چنین فرضی، ازآنِ شب آینده است ودر این سخن هم، مخالفی با آنان نیست واین، خود دلیلی است براین که همین مورد اجماع صحابه بوده است.»
براین پایه، به عقیده نگارنده دراین عبارت سیّد که می گوید:«اگر هلال، پیش از ظهر دیده شود، به شب گذشته تعلق دارد» و اذا رؤی الهلال قبل الزوال فهو للیله الماضیه سه واژه:«اوبعد الزّوال»افتاده ودر قسمت اخیر: «للیله الماضیه»نیز،دست تحریف به میان آمده وعبارت سیّد راکه«للیله القابله»بوده به «للیله الماضیه» تغییرداده است. بدین سان، می توان گفت: اصل عبارت سیّد،چنین بوده است:
«اذا رؤی الهلال قبل الزّوال او بعد الزوال فهو للیله القابله»اگرهلال، پیش ازظهر، باپس ازآن دیده شود، به شب آینده بستگی دارد.تاآن جا که می نویسد:«وقال احمد فی آخرالشهرمثل قولنا»به باورآيت الله خزئلي،دست تحریف به این عبارت نیزرسیده ودرست آن است که گفته شود:«قال احمد فی آخرالشهر مثل قولنا وفی اوله مثل قول من خالقنا احتیاطاً للصوم.»
احمد،در مورد هلال پایان ماه [رمضان] نظری همانند نظرما دارد، امّا درباره هلال آغازماه رمضان، از باب احتیاط در روزه، نظری، همانند نظر مخالفان ما را برگزیده است.
تاآن جا که می نویسد: ازامیرمؤمنان روایت رسیده که فرمود: «اذا روی الهلال قبل الزّوال.»اگرهلال، پیش از ظهر دیده شود.
دراین جا باز به با ور آيت الله خزئلي،کلمه «بعد الزّوال» یا «بعده»ازادامه عبارت افتاده است ودرخبرآن، آن جاکه آمده: «فهو للیله الماضیه »دست تحریف آن را بدین گونه درآورده ودرست آن چنین است: «فهو للیله القابله»عبارت شیخ طوسی نیز،همین را می گوید ودراین است که صحابه مخالفتی ندارند.
این، حقیقتی بسیار روشن است وگریزی هم ازآن نیست. درغیر این صورت، ازعبارت سیّد، هیچ برداشت درستی نمی شود وپاره ای ازجمله ها،باپاره ای ازجمله ها ناسازگارند. تنها،یک چیزمی ماند وآن دین که علامه درمختلف وسیّد دردروس،چونان که گذشت، به سیّد چنین نسبت داده اند که میان دیدن پیش ازظهرودیدن پس ازآن، تفاوت می گذارد.
باید گفت: این دونیز، همان برداشتی را ازسخن سیّد کرده اند که دیگران داشته اند وشماراینان اندک نیست.
این بزرگان، گرفتاریهای فراوان داشته اند وبه همه مسائل اسلام ومسلمانان می پرداخته اند وهمین نیز، فرصتی برای ایشان برجای نمی گذاشته است،تا دلیلی برمدّعای خود منطبق کنند وببینند درصورت چنین برداشتی،آنچه به عنوان دلیل موافق وتأئید کننده ذکرشده،صورت مخالف می یابد وآنچه به عنوان مخالف ذکرشده، صورت موافق،بلکه تنها ظاهرعبارت راگرفته اند،آن سان که هریک ازمانیز، پیش تر، چنین برداشتی داشته ایم.(3)
این بحث ادامه دارد...

پانویسها:
1- خزعلی، ابوالقاسم، پژوهشی دردیدن هلال ماه، مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 4. چند نکته درباره رؤیت هلال، فقه اهل بیت(ع)، ش 43، ص 169.
2- خزعلی، ابوالقاسم، پژوهشی دردیدن هلال ماه، مجله فقه اهل بیت فارسی، شماره 4. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج 1، ص 222.
3- همان.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117324