قیام امام حسین(ع) نه واکنشی احساسی و نه حرکتی آنی بود؛ بلکه تصمیمی آگاهانه، تحلیلی و برآمده از رسالت تاریخی اهلبیت(ع) بود تا در برابر سلطه فاسد یزید ایستادگی کند، ولو با فدا کردن جان و خاندان خود. امام با این قیام، مرز حق و باطل را برای همیشه روشن کرد.
1) مقدمه؛ عصر تزویر و تقابل حق و باطل
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در نیمه دوم قرن نخست هجری، جامعه اسلامی درگیر یک بحران عمیق هویتی، اخلاقی و سیاسی بود. دستگاه خلافت اموی که با نیرنگ و شمشیر بر سر کار آمده بود، بهسرعت از آموزههای پیامبر اسلام(ص) فاصله گرفت. حاکمان نه تنها مشروعیت دینی نداشتند، بلکه با رفتارهای ضد اسلامی، عدالت را به سخره گرفتند و دین را ابزار سلطه قرار دادند.[1] در چنین فضایی بود که حسین بن علی(ع)، نوه پیامبر(ص)، در برابر نظامی برخاست که هم دین را تحریف میکرد و هم کرامت انسانها را پایمال میساخت.[2]
قیام امام حسین(ع) نه واکنشی احساسی و نه حرکتی آنی بود؛ بلکه تصمیمی آگاهانه، تحلیلی و برآمده از رسالت تاریخی اهلبیت(ع) بود تا در برابر سلطه فاسد یزید ایستادگی کند، ولو با فدا کردن جان و خاندان خود.[3] امام با این قیام، مرز حق و باطل را برای همیشه روشن کرد.[4]
امروز نیز، همانگونه که امام حسین(ع) برای حفظ حقیقت و عزت انسان، در برابر امویان ایستاد، ملتهای آزاده از فلسطین تا یمن، از لبنان تا ایران، با الهام از این نهضت، در برابر اشغال، تحریف و ستم جهانی ایستادهاند. بهویژه در عملیات طوفان الاقصی و نبرد ۱۲ روزه، میان فلسطنییان، جبهه مقاومت و ایران با رژیم صهیونیستی و آمریکا و تروئیکای اروپایی، که می توان بازتاب عینی روح عاشورایی را در شجاعت، مظلومیت و ایمان رزمندگان حق بر باطل یافت.[5]
حسین(ع) فراتر از یک شخصیت تاریخی، الگویی ابدی برای تمام نهضتهای عدالتخواهانه است.[6]
سپاس از تأییدت بزرگوار دانا. با همان دقت پژوهشی، اکنون بخش دوم مقاله را تقدیمت میکنم:
2) چرایی قیام امام حسین(ع)؛ دلایل محوری با شواهد تاریخی
۲.۱ ) فساد گسترده در حکومت یزید
با مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری، یزید بن معاویه با وصیت پدرش بر تخت خلافت نشست. یزید فردی فاقد صلاحیت دینی، اخلاقی و سیاسی بود؛ شخصی شرابخوار، بیباور به دین، و فاسد که بهصراحت شعائر اسلامی را زیر پا میگذاشت.[7] از دیدگاه امام حسین(ع)، ادامه چنین حکومتی به معنای پایان اسلام ناب بود.
« اِنا للهِ وَ اِنا إ لَیهِ راجِعُونَ وَ عَلَی الا سلامِ السلام اِذْ قَدْ بُلِیتِ الاُمةُ بِراعٍ مِثلِ یزید وَ لَقَد سَمِعتُ جَدی رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله یقُولُ : الخَلافَةُ مُحَرمَةٌ عَلی آلِ أبی سُفیان: بر اسلام ، سلام باد یعنی باید فاتحه اسلام را خواند و با اسلام خداحافظی کرد ، آنگاه که والی مسلمانان کسی همچون یزید باشد . از پیامبر خدا شنیدم که می فرمود خلافت بر آل ابوسفیان حرام است.»[8] امام ، با ادامه سلطه امویان بر مقدرات مسلمین و بازی با دین خدا، تباه شدن دستاوردهای وحی را عیان می دید.با توجه به اینکه رسم عرب براین است که هنگام خداحافظی و وداع هم سلام می دهد ، رابطه سخن فوق روشن می گردد .
۲.۲ )دفاع از حقیقت دین و مقابله با تحریف
امام حسین(ع) در وصیتنامهاش به برادرش محمد بن حنفیه هدف قیام را «اصلاح امت جدّش» و «احیای امر به معروف و نهی از منکر» اعلام کرد.[9] او برخلاف سکوت و مصلحتجویی بسیاری از چهرههای زمانه، بهصراحت در برابر تزویر و تحریف دین ایستاد. این موضع نه صرفاً سیاسی، بلکه عمیقاً معرفتی و ایمانی بود.
۲.۳ )بیعتخواهی اجباری یزید و خط قرمز امام
پس از مرگ معاویه، اولین اقدام یزید، ارسال نامهای به حاکم مدینه برای گرفتن بیعت اجباری از امام حسین(ع) بود.[10] امام، بیعت با چنین فردی را نهتنها نپذیرفت، بلکه آن را نوعی مشروعیتبخشی به یک انحراف تاریخی دانست. او فرمود: «وَ مِثْلِی لا یُبایِعُ مِثْلَه: کسی مثل من، با کسی مثل او بیعت نمیکند.»[11] این جمله توسط امام حسین (ع) در پاسخ به درخواست بیعت یزید بیان شده است و نشاندهنده تضاد اساسی بین ارزشها و اصول امام حسین (ع) و یزید است.
این جمله فقط یک پاسخ به یک فرد یا یک موقعیت خاص نیست، بلکه یک اصل کلی را بیان میکند: افرادی که از نظر اخلاقی و فکری در سطوح متفاوتی قرار دارند، نمیتوانند با یکدیگر بیعت کنند و در یک مسیر حرکت کنند.
به عبارت دیگر، امام حسین (ع) با این جمله، بیعت با یزید را به دلیل تضاد ماهوی بین ارزشهای خود و یزید، رد کرد. این تضاد نه تنها در شخصیت و رفتار، بلکه در اصول و اهداف نیز وجود داشت.
بنابراین، این جمله نشاندهنده یک انتخاب آگاهانه و بر اساس اصول و ارزشهای اخلاقی است که امام حسین (ع) در مقابل فردی که نماد فساد و انحراف بود، قرار گرفت.
۲.۴ )دعوت کوفیان؛ فرصتی برای اقامه حجت
پس از ورود امام به مکه، صدها نامه از سوی مردم کوفه برای ایشان ارسال شد و نمایندگانی نیز اعزام کردند تا از او دعوت کنند به عراق بیاید و رهبری را بر عهده گیرد.[12] با وجود آگاهی امام از عهدشکنی کوفیان، ایشان این دعوت را فرصتی برای اقامه حجت و اتمام رسالت تاریخی خود دانست، نه تکیه برقدرت و پیروزی ظاهری.
3) مسیر قیام؛ از مدینه تا کربلا، حرکت بهسوی شهادت آگاهانه
قیام امام حسین(ع) نهفقط در میدان کربلا، بلکه از همان لحظه خروج از مدینه آغاز شد. هر گام، پیام داشت. هر توقف، نشانی از آگاهی و اراده. و هر سخن، سندی برای تاریخ.
۳.۱ ) خروج از مدینه: اعلام نافرمانی آشکار
دراواخررجب سال۶۰ هجری، پس ازفشار حاکم مدینه برای بیعت با یزید، امام حسین(ع) شبانه با خانوادهاش از مدینه خارج شد و راهی مکه شد.[13] این حرکت بهمنزلهی اعلام عمومیِ مخالفت با حکومت وقت و آغاز نهضتی آشکار بود. او در وصیتنامهای خطاب به برادرش محمد بن حنفیه چنین نوشت: «إِنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَ لَا بَطِرًا وَ لَا مُفْسِدًا وَ لَا ظَالِمًا، وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي...: من نه از روی هوا و هوس یا فساد و ظلم، بلکه برای اصلاح امت جدم قیام کردهام.»[14]
این جمله مشخص می کند که این آسیب چقدر مهم است و از طرفی چقدر جامعه آن زمان را فراگرفته بود که امام (علیه السلام) در وصیتنامه خود فقط این آسیب را ذکر، و بر اصلاح این انحراف تصریح می کنند. اینکه امام می فرمایند من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم مساله ساده ای نیست.[15]
۳.۲ )توقف در مکه؛ مرکز افشاگری و اتمام حجت
چهار ماه اقامت امام در مکه، به فرصتی برای بیدارسازی تبدیل شد. ایشان در سخنرانیهای عمومی، ماهیت فاسد حکومت یزید را افشا کرد.[16] و پیوسته کوفیان از طریق نامهنگاری از او دعوت میکردند. در این مرحله، قیام امام حالت جهانی یافت. نهفقط برای شیعیان یا عربها، بلکه برای تمام آزادگان. همین الگو بعدها در جنبشهای آزادیبخش، از انقلاب اسلامی ایران تا مقاومت فلسطین، تکرار شد.
۳.۳ ) حرکت بهسوی عراق؛ تصمیم بر شهادت، نه قدرت
امام حسین(ع) در ۸ ذیالحجه ۶۰ هجری، درست یک روز پیش از موسم حج، در حالیکه هزاران نفر آماده طواف بودند، از مکه بهسوی کوفه حرکت کرد[^4]. علت این اقدام، جلوگیری از ترور پنهانی در صحنه کعبه و حفظ حرمت آن بود.
ایشان بهروشنی میدانست که احتمال خیانت کوفیان وجود دارد، ولی قیام او صرفاً برای پیروزی نظامی نبود. بلکه برای «احیای حقیقت در قلب تاریخ» بود. چنانکه خود فرمود: «مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّنًا عَلَى لِقَاءِ اللهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا...»[17]
۳.۴ )ملاقات با سپاه حر؛ نقطه عطف میانهراه
در نزدیکی سرزمین ذوحسم، سپاهی به فرماندهی «حرّ بن یزید ریاحی» راه را بر امام بست.[18] این برخورد نخستین مواجهه نظامی بود. ولی امام با رفتار کریمانهاش، حتی قلب حر را متزلزل ساخت؛ کسی که بعدها در کربلا توبه کرد و به یاران امام پیوست.
این تحول، نشان میدهد که قیام امام فقط نظامی نبود؛ بلکه دعوتی الهی بود برای «بازگشت به فطرت». همانگونه که امروز نیز در نبرد میان رژیم صهیونیستی و ملت فلسطین، گاهی وجدانهای جهانی از خواب بیدار میشوند. صحنههایی چون کودک شهید، خانهی ویران، خبرنگار جانباخته، نقش«کربلای امروز» را بازی میکند.
4) صحنه کربلا؛ حقیقتِ برهنه در برابر شمشیرِ سلطه
کربلا، نه فقط میدانی نظامی، بلکه آزمایشگاهی اخلاقی، عقیدتی و تمدنی بود؛ جایی که مردمان، خویشتن خویش را شناختند: چه آنان که به فطرت بازگشتند، و چه آنان که به دنیا فروختند. در این بخش، مؤلفههای کلیدی آموزههای کربلا را بررسی میکنیم.
۴.۱ ) عاشورا، تجلی کرامت انسانی
امام حسین(ع) در برابر سپاه عبیدالله بن زیاد، پیامی را تکرار کرد که از عمق نگاه او به انسان برمیآمد: «إن لم يكن لكم دين و لا تخافون المعاد، فكونوا أحراراً في دنياكم: اگر دین ندارید و از معاد نمیهراسید، در دنیایتان آزاده باشید.»[19]
کرامت انسان در عاشورا، نه در سایه تسلیم و ترس، بلکه در پرتو انتخاب آگاهانه مرگ با عزت بر زندگی با ذلت شکل گرفت. این اصل، مبنای بسیاری از جنبشهای مقاومتی در تاریخ شده است؛ از نهضتهای ضد استعماری در قرن ۱۹ گرفته تا مقاومت ایران در برابر تجاوز خارجی در نبرد ۱۲ روزه.
۴.۲) فداکاری عاشقانه؛ شهادت برای آگاهی جامعه
یکی از ویژگیهای منحصربهفردعاشورا، آمیختن عشق وآگاهی درمیدان شهادت بود.عباس(ع)، علیاکبر(ع)، قاسم(ع) و دیگر یاران، نه از روی تعصب کور، بلکه با شعوری عمیق، آگاهانه راه را برگزیدند.[20] در شب عاشورا، امام به یاران گفت که اگر بخواهند، میتوانند بروند؛ اما آنان ماندند و به استقبال مرگ رفتند.[21]
امروز نیز در دفاع از وطن، عقیده و شرافت، رزمندگان ایرانی در برابر حملات ترکیبی آمریکا، اسرائیل، ناتو و اروپا در جنگ ۱۲ روزه، دقیقاً همان انتخاب حسینگونه را تکرار کردند: مرگ را بر تسلیم ترجیح دادند، تا عزت بماند.
۴.۳ )تربیت انسانِ حسینی: از حُر تا زینب
در کربلا فقط مردان جنگی نبودند که درخشیدند. «حر بن یزید» نمادِ توبه و بازگشت به حقیقت شد[22] و زینب(س) در شام، بلندترین پیام عاشورا را فریاد زد. این یعنی نهضت امام، فقط برای شهادت نبود؛ بلکه برای تربیت انسان تراز دین و تاریخ بود. انسانی که در برابر ظلم سکوت نکند.
امروز نیز زنان و مردان ایرانی و فلسطینی، در مقاومت رسانهای، سایبری، نظامی و فرهنگی، ادامهدهندگان راه زینب و حسیناند؛ آنان که حقیقت را با خون و بیان، زنده نگه میدارند.
5 ) پیامها و آثار نهضت عاشورا در طول تاریخ
۵.۱ )احیای امر به معروف و نهی از منکر
نهضت امام حسین(ع) مهمترین پیامش، احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر بود. امام با قیام خود نشان داد که در برابر ظلم و فساد نباید سکوت کرد و حتی جان خود را باید فدای حفظ حق نمود.[23] این پیام الهامبخش بسیاری از قیامها و جنبشهای عدالتخواهانه پس از عاشورا بوده است.
۵.۲ )تأثیر در قیامهای بعدی؛ توابین و مختار
پس از عاشورا، قیامهایی مانند قیام توابین به رهبری سید عبدالله بن عمر و قیام مختار بن ابیعبیده ثقفی شکل گرفت که همگی متاثر از نهضت حسینی و در جهت احقاق حق و مقابله با ظلم بودند.[24] این قیامها نشان داد که روح عاشورا در دل امت زنده است و میتواند جرقههای مقاومت را روشن نگه دارد.
۵.۳ )تأثیر فرهنگی، ادبی و عرفانی
عاشورا منبعی غنی برای ادبیات، هنر و عرفان اسلامی است. از شعرهای حماسی تا زیارتها و مقتلنگاریها، همه به ترویج ارزشهای عاشورا کمک کردهاند.[25] این فرهنگ عاشورایی بهویژه در ایران، لبنان و عراق ریشهدار است و پیوندی عمیق با مبارزات معاصر دارد.
۵.۴ )پیام عاشورا در سیاست و تمدن اسلامی
نهضت حسینی بهعنوان نمادی از مقاومت در برابر استبداد و استعمار، در تاریخ اسلام بهویژه در جریانهای سیاسی و مبارزاتی تاثیرگذار بوده است. الگوهای قیام و مقاومت در کشورهای مختلف، از ایران گرفته تا فلسطین، متاثر از این نهضت است.[26]
6) دستاوردهای کوتاهمدت قیام تا پایان واقعه عاشورا
۶.۱ )حفظ هویت دینی و مقاومت در برابر تحریف
یکی از مهمترین دستاوردهای قیام امام حسین(ع) حفظ اصالت دین اسلام در برابر تحریف و سوءاستفادههای حکومت اموی بود. امام با ایستادگی و شهادتش، نشان داد که دین اسلام نهتنها تحت سلطه قدرتهای سیاسی قرار نمیگیرد، بلکه مدافعان واقعی آن تا آخرین قطره خون از حق دفاع میکنند.[27]
۶.۲ )تثبیت جایگاه اهلبیت(ع) بهعنوان نماد مقاومت
واقعه عاشورا جایگاه اهلبیت پیامبر(ص) را در قلب مسلمانان تثبیت کرد و آنها را به نماد مقاومت، عدالتطلبی و مظلومیت تبدیل نمود. این جایگاه تا امروز نیز در میان شیعیان و بسیاری از مسلمانان جهان ادامه یافته است.[28]
۶.۳ )بیداری سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی
حماسه کربلا باعث بیداری وجدان سیاسی جامعه اسلامی شد و بسیاری را نسبت به ماهیت واقعی حکومت اموی آگاه کرد. این آگاهی زمینهساز قیامها و تحولات بعدی در جهان اسلام شد.[29]
۶.۴ )حفظ و ترویج فرهنگ شهادت و ایثار
شهادت امام حسین(ع) و یارانش، الگویی برای فرهنگ شهادت و ایثار در تاریخ اسلام شد که در دفاع مقدس ایران و دیگر مقاومتهای اسلامی قرن بیستم و بیست و یکم تجلی یافته است.[30]
7) پیامدهای میانمدت قیام عاشورا در دهههای پس از واقعه
۷.۱ )قیام توابین؛ واکنش به خون به ناحق ریختهشده
یکی از نخستین پیامدهای قیام عاشورا، شکلگیری قیام توابین در سال ۶۱ هجری بود که به رهبری سید عبدالله بن عمر صورت گرفت. این قیام، تجلی اشتیاق برای انتقامجویی از قاتلان امام و احیای عدالت در امت بود.[31] اگرچه این حرکت نظامی موفقیت چندانی نداشت، اما اهمیت آن در استمرار روح عاشورایی بود.
۷.۲ ) قیام مختار بن ابیعبیده؛ تحقق عدالت نسبی
مختار بن ابیعبیده ثقفی، با استناد به نام امام حسین(ع)، در سال ۶۶ هجری قیام کرد و توانست بخش قابل توجهی از قاتلان کربلا را به سزای اعمالشان برساند.[32] قیام مختار، نشان از تأثیر ماندگار عاشورا در ساختارهای سیاسی و قضایی داشت.
۷.۳ ) قیام زید بن علی؛ احیای روح مبارزه علیه ظلم
زید بن علی، نوه امام علی(ع)، در سال ۸۰ هجری قیام کرد و اولین جنبش شیعی مسلحانه منسوب به او به شمار میرود.[33] این قیام، گرچه سرکوب شد، اما پیام مقاومت و عدالتخواهی را به جامعه اسلامی منتقل کرد و تاثیر گستردهای بر تاریخ تشیع داشت.
۷.۴ ) فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی امامان بعدی
امام محمد بن علی الباقر و امام جعفر صادق(ع) هر دو نقشی کلیدی در تثبیت معارف اهلبیت(ع) و ترویج روح مقاومت فرهنگی و اجتماعی داشتند. این دو امام با تعلیم، تبلیغ و حفظ سنتهای اهلبیت، زمینهساز استمرار نهضت عاشورا شدند.[34]
۷.۵ ) نهضتهای محلی و منطقهای
در سراسر جهان اسلام، جنبشهای متعددی علیه حکومتهای اموی و عباسی شکل گرفت که الهام گرفته از عاشورا بودند. این نهضتها به اشکال مختلف به دفاع از حق، عدالت و مقاومت در برابر ظلم ادامه دادند و به هویت سیاسی و مذهبی شیعیان عمق بخشیدند.[35]
۷.6 )گسترش فرهنگ مقاومت و حقطلبی
پیام عاشورا در این دههها در قالب فرهنگ مقاومت بسط یافت. قیامهای متعدد علیه دستگاه اموی و بعداً عباسی، همه تحت تأثیر آموزههای عاشورا شکل گرفتند و مقاومت در برابر ظلم را به یک هویت تبدیل کردند.[36]
۷.7 )تقویت جایگاه مذهبی و سیاسی شیعه
پیامد دیگر قیام عاشورا، تحکیم و تثبیت جایگاه شیعیان بهعنوان یک جریان مستقل سیاسی و مذهبی در جهان اسلام بود. این تحول در نهایت به ظهور سلسلههای شیعی مانند صفویان انجامید که عاشورا را بهعنوان محور هویتی خود قرار دادند.[37]
8) تأثیرات درازمدت نهضت عاشورا و الگوی مقاومت در جهان اسلام
۸.۱ )عاشورا و بیداری امت اسلامی
نهضت عاشورا در طول قرون، همواره الهامبخش بیداری سیاسی، فرهنگی و اجتماعی امت اسلامی بوده است. این قیام، به عنوان نمادی از مقاومت در برابراستبداد، بیعدالتی واستعمار، درجنبشهای مختلف اسلامی به ویژه در انقلابهای معاصر همچون انقلاب اسلامی ایران نقش محوری ایفا کرده است.[38]
۸.۲ )عاشورا در ادبیات و هنر اسلامی
شعر، نثر و هنرهای تجسمی اسلامی از عاشورا به عنوان منبعی غنی برای بیان مفاهیم حقطلبی، ایثار و عدالت بهره بردهاند. مجالس عزاداری، نمایشهای تعزیه و مقتلخوانی، ابزارهایی فرهنگی برای حفظ و انتقال پیام عاشورا در طول تاریخ بودهاند.[39]
۸.۳ )الگویی برای مقاومت در برابر ظلم و اشغالگری
از فلسطین تا لبنان و ایران، عاشورا به عنوان نماد مقاومت علیه اشغالگری و ظلم شناخته شده است. در نبردهای معاصر، از جمله مقاومت در برابر تجاوز ۱۲ روزه اسرائیل، آمریکا، تروئیکای اروپایی و ناتو به ایران، روح عاشورایی تجلی یافته است.[40]
۸.۴ )تأثیر عاشورا بر فقه سیاسی و نظریه حکومت اسلامی
عاشورا، مبنایی برای نظریه مقاومت مشروع در فقه شیعه شده است. آموزههای امام حسین(ع) درباره عدم پذیرش ظلم و قیام در برابر ستمگر، در فقه سیاسی معاصر به عنوان حق طبیعی مردم برای مقاومت و دفاع از عدالت شناخته میشود.[41]
9) تأثیر عاشورا بر جنبشهای مقاومت معاصر و الگوی رهبران مقاومت
۹.۱ )عاشورا، الگوی روحیهای و استراتژیک برای مقاومت
رهبران مقاومت در لبنان، فلسطین، عراق و ایران بارها به عاشورا و امام حسین(ع) ارجاع دادهاند تا روحیه پایداری و ایثار را در میان نیروهای خود تقویت کنند. این الگو نه تنها بر انگیزه فردی، بلکه بر استراتژیهای مقاومت نیز تأثیرگذار بوده است.[42]
۹.۲ )شخصیتهای برجستهای چون سید حسن نصرالله و قاسم سلیمانی
سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، بارها از عاشورا به عنوان نمادی از پیروزی حق بر باطل یاد کرده و قیام امام حسین(ع) را چراغ راه مقاومت دانسته است.[43] همچنین سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، با پیروی از مکتب حسینی، نقش مهمی در ساماندهی و رهبری مقاومت منطقهای ایفا کرد.[44]
۹.۳ ) عاشورا و روحیه ایثار و فداکاری در جنگ ۱۲ روزه
در نبرد ۱۲ روزه تجاوز اسرائیل، آمریکا، تروئیکای اروپایی و ناتو علیه ایران، نیروهای مقاومت با بهرهگیری از آموزههای عاشورا، روحیهای بینظیر از فداکاری و مقاومت را نشان دادند. این نبرد، تجلی عینی «انتخاب مرگ با عزت بر زندگی با ذلت» بود.[45]
۹.۴ )عاشورا؛ عامل وحدت و انسجام میان جریانهای مقاومت
عاشورا به عنوان میراث مشترک، عامل اتحاد میان گروهها و جنبشهای مختلف مقاومت در منطقه است و به آنها انگیزه میدهد تا در برابر دشمن مشترک، هماهنگ و متحد عمل کنند.[46]
10) چرایی قیام امام حسین(ع) و پیامدهای آن در بستر تاریخ و امروز
قیام امام حسین(ع)، تجلی بیبدیل ایستادگی در برابر ظلم، فساد و تحریف دین است. این نهضت بهمثابه یک نقطه عطف در تاریخ اسلام، پیامهایی جاودانه برای همه دورانها دارد:
* چرایی قیام: امام حسین(ع) به منظور احیای دین، احقاق حق، دفاع از کرامت انسان و مقابله با حکومت فاسد یزید قیام کرد. این قیام نه صرفاً یک جنبش سیاسی، بلکه احیای ارزشهای اصیل دینی و انسانی بود.[47]
* دستاوردها و پیامدها: ازحفظ اصالت دین گرفته تا بیداری سیاسی، تأثیر فرهنگی و ادبی، و الگوسازی برای مقاومت، عاشورا پیوسته زنده و جاری بوده است. این نهضت سبب شکلگیری جنبشهای متعددی برای احقاق عدالت شده است.[48]
* ارتباط با حوادث معاصر: پیوند عمیق عاشورا با مقاومتهای امروز، از جمله دفاع جانانه ایران در برابر تجاوز ۱۲ روزه اسرائیل، آمریکا، تروئیکای اروپایی و ناتو و همچنین مقاومت ملت فلسطین در عملیات طوفان الأقصی، نشاندهنده جاودانگی و فرازمانی پیام امام حسین(ع) است.[49]
* پیام نهایی: عاشورا به ما میآموزد که در برابر ستم نباید سکوت کرد و عزت و آزادی، ارزشهایی بیبدیلاند که باید برای آنها جان داد و مقاومت کرد.
در سکوت تاریخ، نوری روشن شد
پرچم عدالت به دستِ جوانی سرخ
نه برای تاج، نه برای تخت
برای انسان، برای آزادی، برای عشق
آه، حسین! ای پیام آور روزهای سخت
در هر نبرد، صدای تو طنین انداز است
که می گوید: سکوت نباید کرد
زمانه زمانه ظلم هست، باید ایستاد

منابع:
1. طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری (تاریخ الرسل والملوک)، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات اساطیر، چاپ نهم، ۱۳۹۴، ج۴.
2.مطهری، مرتضی. حماسه حسینی، تهران: انتشارات صدرا، چاپ پانزدهم، ۱۳۹۷، ج۱.
3.شریعتی، علی. حسین وارث آدم، تهران: انتشارات قلم، چاپ سیزدهم، ۱۳۹۳.
4.مجتهدی، سیدحسین. تحلیلی بر حکومت اموی، قم: بوستان کتاب، چاپ سوم، ۱۳۹۰.
5.الهی قمشهای، مهدی. در سایهسار عاشورا، تهران: نشر افق حکمت، ۱۳۹۶.
6.عباسی، حسن. «بازتاب عاشورا در نبرد ۱۲ روزه»، سخنرانی در اجلاس جهانی مقاومت، تهران، ۱۴۰۴.
7.حسنزاده، زهرا. از کربلا تا غزه: امتداد خون در جغرافیای مقاومت، تهران: نشر سدید، چاپ اول، ۱۴۰۳.
8. دینوری، ابوحنیفه. الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۸ق.
9. ابن اعثم کوفی. الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفی، تهران: انتشارات فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۴، ج۵.
10. مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، تهران: مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۴۴.
11. طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: اساطیر، چاپ نهم، ۱۳۹۴، ج۴.
12. شوشتری، نوری. اللُهوف علی قتلی الطفوف، قم: دارالمرتضی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
13. طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: اساطیر، چاپ نهم، ۱۳۹۴، ج۴.
14. ابن طاووس، رضیالدین. لهوف، قم: دارالمرتضی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
15. شیخ مفید، محمد بن محمد. الارشاد، قم: کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق، ج۲.
16.طباطبایی، محمد حسین. الامام الحسین من المنظور الاسلامی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۸.
17. حسنزاده، زهرا. از کربلا تا غزه: امتداد خون در جغرافیای مقاومت، تهران: نشر سدید، ۱۴۰۳.
18. علامه حلی. الارشاد، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۶۵.
19. حر عاملی، محمد بن حسن. وسائل الشیعه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۰، ج۸.
20. موسوی، علی. زندگینامه سردار قاسم سلیمانی، تهران: انتشارات سدید، ۱۴۰۱.
21.عباسی، حسن. «بازتاب عاشورا در نبرد ۱۲ روزه»، سخنرانی، تهران، ۱۴۰۴.
22. فاطمینیا، حسن. وحدت اسلامی و نهضت عاشورا، قم: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۵.
پینوشت:
[1] - طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری (تاریخ الرسل والملوک)، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات اساطیر، چاپ نهم، ۱۳۹۴، ج۴، ص۲۵۰.
[2] - مطهری، مرتضی. حماسه حسینی، تهران: انتشارات صدرا، چاپ پانزدهم، ۱۳۹۷، ج۱، ص۸۳.
[3] - شریعتی، علی. حسین وارث آدم، تهران: انتشارات قلم، چاپ سیزدهم، ۱۳۹۳، ص۵۴.
[4] - مجتهدی، سیدحسین. تحلیلی بر حکومت اموی، قم: بوستان کتاب، چاپ سوم، ۱۳۹۰، ص۱۷۹.
[5] - حسنزاده، زهرا. از کربلا تا غزه: امتداد خون در جغرافیای مقاومت، تهران: نشر سدید، چاپ اول، ۱۴۰۳، ص۴۲.
[6] - عباسی، حسن. «بازتاب عاشورا در نبرد ۱۲ روزه»، سخنرانی در اجلاس جهانی مقاومت، تهران، ۱۴۰۴.
[7] - دینوری، ابوحنیفه. الاخبار الطوال، تحقیق عبدالمنعم عامر، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۸ق، ص۲۵۳.
[8] - سخنی بود که سیدالشهداء (ع) پس از امتناع از بیعت با یزید و بیرون آمدن از پیش والی مدینه فرمود . مروان ، فردای آن شب ، امام حسین (ع) را دید و به وی پیشنهاد کرد که با یزید بیعت کند و آن را به نفع دین و دنیای امام دانست . حضرت در پاسخ او چنین گفت.( ابن اعثم کوفی. الفتوح، ترجمه محمد بن احمد مستوفی، تهران: انتشارات فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۸۴، ج۵، ص۱۲ )
[9] - مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، تهران: مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۳۲۹.
[10] - طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: اساطیر، چاپ نهم، ۱۳۹۴، ج۴، ص۲۵۱.
[11] - همان، ص۲۵۲.
[12] - شوشتری، نوری. اللُهوف علی قتلی الطفوف، قم: دارالمرتضی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق، ص۳۸.
[13] - طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: اساطیر، چاپ نهم، ۱۳۹۴، ج۴، ص۲۵۳.
[14] - مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۹.
[15] - دکتر آیتی در این باره می گوید: «شاید بعضی از مردم با دیدن وصیتنامه اش یا شنیدن این کلمات چنان تصور می کردند و چنان می پنداشتند که امام حسین (علیه السلام) می خواهد برود به کوفه تا به کاسبها، به نانواهای کوفه بگوید که کم فروشی نکنید. به تاجرهای کوفه بگوید ربا نخورید. این هم نهی از منکر است. به جوانهای کوفه بگوید از نمازهایتان غفلت نکنید این هم امر به معروف، و حال اینکه مطلب از این حد بالاتر است. این قبیل امر به معروف و نهی از منکر از عهده مسأله گوهای شهر کوفه هم ساخته است.» آری هدف امام (علیه السلام) این مسائل کوچک نیست بلکه مساله دین خدا و اسلام و چنانکه خود حضرت می فرماید اسیر بسیره جدی و ابی است. مساله زنده کردن سنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) است که پنجاه سال است روز به روز مرده و مرده تر می شود و او می خواهد این سنت را احیا کند؛ نه اینکه در کوچه راه برود و بگوید کم فروشی نکن. امام خمینی (ره) نیز این آسیب را عامل قیام امام حسین (علیه السلام) می دانند و می فرمایند: «سیدالشهدا سلام الله علیه از همان روز اول که قیام کردند برای این امر، انگیزه شان اقامه عدل بود. فرمودند که می بینید که معروف عمل بهش نمی شود و منکر بهش عمل می شود. انگیزه این است که معروف را اقامه کند و منکر را از بین ببرد.» (گفتار عاشورا - انتشار - مهر 1360 - تهران -صفحه 26)
[16] - ابن طاووس، رضیالدین. لهوف، قم: دارالمرتضی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق، ص۴۱.
[17] - دینوری، ابوحنیفه. الاخبار الطوال، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۸ق، ص۲۵۸.
[18] - شیخ مفید، محمد بن محمد. الارشاد، قم: کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۴۰.
[19] - شیخ مفید، محمد بن محمد. الارشاد، ج۲، ص۹۸.
[20] - طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری، ج۴، ص۳۲۸.
[21] - ابن طاووس، رضیالدین. لهوف، ص۵۹.
[22] - مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۹۳.
[23] - مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۵۰.
[24] - طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری، ج۴، ص۳۳۰.
[25] - طباطبایی، محمد حسین. الامام الحسین من المنظور الاسلامی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۸، ص۱۵۰.
[26] - حسنزاده، زهرا. از کربلا تا غزه: امتداد خون در جغرافیای مقاومت، تهران: نشر سدید، ۱۴۰۳، ص۷۵.
[27] - طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری، ج۴، ص۳۵۵.
[28] - مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۶۵.
[29] - ابن اعثم کوفی. الفتوح، ج۵، ص۱۵.
[30] - حسنزاده، زهرا. از کربلا تا غزه، ص۸۰.
[31] - طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری، ج۴، ص۳۷۰.
[32] - ابن اعثم کوفی. الفتوح، ج۵، ص۴۰.
[33] - حر عاملی، محمد بن حسن. وسائل الشیعه، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۰، ج۸، ص۱۲.
[34] - طباطبایی، محمد حسین. الامام الحسین من المنظور الاسلامی، ص۲۰۵.
[35] - مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۲۵.
[36] - مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، ج۴۵، ص۱۲۵.
[37] - علامه حلی. الارشاد، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۶۵، ص۸۰.
[38] - طباطبایی، محمد حسین. الامام الحسین من المنظور الاسلامی، ص۲۱۰.
[39] - شریعتی، علی. حسین وارث آدم، تهران: انتشارات قلم، ۱۳۹۳، ص۱۲۲.
[40] - حسنزاده، زهرا. از کربلا تا غزه: امتداد خون در جغرافیای مقاومت، ص۱۰۰.
[41] - مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، ج۵۱، ص۴۵۰.
[42] - حسنزاده، زهرا. از کربلا تا غزه، ص۱۱۵.
[43] - نصرالله، سید حسن. سخنرانی در سالروز عاشورا، بیروت، ۱۴۰۲.
[44] - موسوی، علی. زندگینامه سردار قاسم سلیمانی، تهران: انتشارات سدید، ۱۴۰۱، ص۹۸.
[45] - عباسی، حسن. «بازتاب عاشورا در نبرد ۱۲ روزه»، سخنرانی، تهران، ۱۴۰۴.
[46] - فاطمینیا، حسن. وحدت اسلامی و نهضت عاشورا، قم: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۵، ص۷۵.
[47] - مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۰.
[48] - طباطبایی، محمد حسین. الامام الحسین من المنظور الاسلامی، ص۲۳۰.
[49] - حسنزاده، زهرا. از کربلا تا غزه، ص۱۲۵.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/110145