نارندرا مودی نخست وزیر هند پس از پیروزیهای انتخاباتی از ۱.۴ میلیارد شهروند این کشور خواست تا برای عبور از بحران اقتصادی ناشی از جنگ آمریکا در غرب آسیا، دست به «فداکاری ملی» بزنند.
نارندرا مودی نخست وزیر هند پس از پیروزیهای انتخاباتی از ۱.۴ میلیارد شهروند این کشور خواست تا برای عبور از بحران اقتصادی ناشی از جنگ آمریکا در غرب آسیا، دست به «فداکاری ملی» بزنند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، مودی در یک سخنرانی سراسری اعلام کرد که مردم باید مصرف سوخت، کود شیمیایی و سفرهای خارجی را کاهش دهند. او تأکید کرد که هند برای حفظ ذخایر ارزی خود و مقابله با فشارهای ناشی از اختلال در تنگه هرمز، ناچار به صرفهجویی است.
وی گفت:
«برای حفظ ارز خارجی، باید چالش میهنپرستی را بپذیریم.»
او از مردم خواست:
* کمتر بنزین و گازوئیل مصرف کنند؛
* خرید طلا را کاهش دهند؛
* کشاورزان از پمپهای خورشیدی به جای دیزلی استفاده کنند؛
* کارمندان تا حد امکان دورکاری کنند؛
* صاحبان خودروهای برقی بیشتر از آنها استفاده کرده و هم سفری کنند؛
از سفرهای خارجی پرهیز کنند تا دلار کمتری از کشور خارج شود.
مودی با اشاره به تجربه دوران کرونا گفت که جلسات آنلاین و کاهش رفتوآمد شهری میتواند هزینه انرژی و فشار بر بودجه دولت را کاهش دهد.
بحران زمانی جدیتر شد که کمبود گاز پختوپز در هند آغاز گردید. شرکتهای دولتی نفت هند مجبور شدند نفت خام بیشتری با قیمت بالاتر خریداری کنند و آن را به تولید گاز مایع اختصاص دهند. طبق گزارش رسانههای محلی، این شرکتها روزانه حدود ۱۷۵ میلیون دلار زیان میدهند.
دولت هند تاکنون با افزایش کسری بودجه و تحمیل زیان به شرکتهای دولتی، تلاش کرده بود فشار بحران انرژی را از دوش مردم بردارد، اما اکنون نشانهها حاکی از آن است که ادامه این روند ممکن نیست:
* کسری بودجه در حال افزایش است؛
* ارزش روپیه کاهش یافته؛
* تورم رو به رشد است؛
* واردات گرانتر شده، در حالی که صادرات تقریباً ثابت مانده است.
مودی در ادامه بار دیگر از مردم خواست:
«برای یک سال طلا نخرید.»
طلا نزدیک به ۹ درصد از کل واردات سالانه هند را تشکیل میدهد و بخش بزرگی از خانوادههای هندی از آن بهعنوان ابزار پسانداز استفاده میکنند. دولت هند همچنین میتواند در صورت لزوم، محدودیتهای رسمی برای خرید طلا اعمال کند.
جنگ و بحران ژئوپلیتیک در غرب آسیا، بهویژه اختلال در مسیرهای انرژی، اقتصاد هند را با فشار سنگینی روبهرو کرده است. دولت هند پس از دورهای طولانی از حمایت مصنوعی بازار و تحمل کسری بودجه، اکنون به این نتیجه رسیده که ادامه سیاست «پوشاندن بحران با یارانه» ممکن نیست. از اینرو، مودی مستقیماً از مردم خواسته است مصرف را کاهش دهند، خرید طلا را متوقف کنند و در چارچوب «فداکاری ملی» رفتار اقتصادی خود را تغییر دهند.
در شرایط بحران ژئوپلیتیک، «ذخایر ارزی و طلای ملی» آخرین سنگر قدرت اقتصادی کشورها هستند. دولتها زمانی که در معرض جنگ، تحریم یا اختلال زنجیره تأمین قرار میگیرند، ناچارند میان «مصرف کوتاهمدت» و «بقای راهبردی» یکی را انتخاب کنند. هند اکنون در حال انتقال هزینه بحران از دولت به جامعه است تا ذخایر حیاتی خود را حفظ کند.
تجربه هند نشان میدهد که حتی کشوری با اقتصاد عظیم و بازار گسترده، در شرایط بحران انرژی و جنگ منطقهای، ناچار میشود مردم را به کاهش خرید طلا دعوت کند؛ نه اینکه ذخایر طلای خود را به بازار تزریق نماید.
برای ایرانِ درگیر در شرایط جنگی و فشارهای ژئوپلیتیکی، فروش گسترده شمش طلا به مردم میتواند خطایی راهبردی باشد؛ زیرا طلا در چنین وضعیتی:
* پشتوانه واردات دارو و کالاهای اساسی است؛
* ابزار تثبیت ارزی در شرایط تحریم است؛
* ذخیره مقابله با شوکهای مالی و بانکی آینده است؛
* و اهرم حفظ اعتماد بینالمللی در تجارت خارجی محسوب میشود.
کشوری که در میانه بحران، ذخایر طلای خود را مصرف روزمره کند، در مراحل بعدی بحران برای تأمین نیازهای حیاتی وابستهتر و شکننده تر خواهد شد.
فروش شمش طلا به مردم، در عمل میتواند:
* سرمایه را از چرخه تولید خارج کند؛
* انگیزه سفتهبازی و احتکار را تقویت نماید؛
* نقدینگی را به سمت داراییهای غیرمولد ببرد؛
* و اقتصاد را از «اقتصاد مقاومتی تولید محور» به «اقتصاد غیرمولد» سوق دهد.
در شرایط جنگی، اولویت باید:
* سرمایهگذاری در تولید داخلی؛
* ایجاد اشتغال؛
* تأمین دارو و تجهیزات حیاتی؛
* تقویت زیرساختهای انرژی و حملونقل؛
* و حمایت از صنایع راهبردی باشد.
طلا باید پشتوانه این فرآیند باقی بماند، نه اینکه خود به کالای روزمره بازار تبدیل شود.
از تجربه کشورهای مختلف ــ از اقتصادهای آسیایی تا دولتهای درگیر جنگ ــ یک قاعده روشن قابل استخراج است:
در دوران بحران ژئوپلیتیک، دولتهای موفق ذخایر استراتژیک را حفظ میکنند و مصرف را مدیریت مینمایند؛ نه اینکه ذخایر را برای آرامسازی موقت بازار بسوزانند.
اگر ذخایر طلا صرف کنترل کوتاهمدت التهاب بازار شود، کشور در مرحله بعدی بحران:
* با کاهش توان واردات،
* فرسایش قدرت پول ملی،
* افزایش وابستگی خارجی،
* و کاهش ظرفیت مداخله دولت روبهرو خواهد شد.
آنچه مودی مطرح کرده، در واقع نوعی «اقتصاد بسیج ملی» است؛ یعنی:
* کاهش مصرف غیرضروری؛
* اولویت دادن به تولید؛
* محدودسازی خروج ارز؛
* و تبدیل رفتار اقتصادی جامعه به بخشی از امنیت ملی.
ایران نیز در شرایط جنگی نیازمند چنین نگاهی است؛ اما با این تفاوت که:
* باید از تبدیل داراییهای راهبردی به ابزار سوداگری جلوگیری کند؛
* سرمایهها را به سمت تولید و اشتغال هدایت نماید؛
* و از ذخایر طلا بهعنوان سپر پایداری اقتصادی در نبرد فرسایشی استفاده کند.
پیام اصلی تجربه هند این است که در دوران بحران ژئوپلیتیک، «مدیریت مصرف» بسیار عقلانیتر از «فروش ذخایر راهبردی» است.
شمش طلا برای اقتصادِ درگیر جنگ، صرفاً یک دارایی مالی نیست؛ بلکه بخشی از توان حاکمیتی، قدرت مانور ارزی و ظرفیت بقا در شرایط محاصره اقتصادی است.
بنابراین، سیاست درست در شرایط جنگی:
* حفظ ذخایر طلا،
* هدایت نقدینگی به تولید،
* کنترل واردات غیرضروری،
* و استفاده از سرمایه ملی برای دارو، اشتغال و زیرساختهای حیاتی است؛
* نه تبدیل سرمایه استراتژیک کشور به ابزاری برای آرامسازی کوتاهمدت بازار.
نویسنده الکس تراولی
۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
۱۱ مه ۲۰۲۶
برگردان، کوتاه سازی و تحلیل سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117927