درحال بارگذاری

گروه: سیاست/ایران شناسه: ۱۱۷۹۱۷۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۳۵ : ۰۹ بازدید: ۱۲۶۹۵دیدگاه: ۰

تبیین راهبردی حاکمیت ایران بر گلوگاه هرمز: ابعاد حقوقی، سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی

تنگه هرمز؛ نمایش اقتدار جمهوری اسلامی ایران و افول هژمونی آمریکا

تنگه هرمز؛ نمایش اقتدار جمهوری اسلامی ایران و افول هژمونی آمریکا تنگه هرمز آبراهه‌ای حساس و کاربردی در منطقه خاورمیانه است که به‌دلیل قرار گرفتنش در شاه‌راه ارتباطی دریای عمان و خلیج فارس و امکان دستیابی کشورهای حاشیه خلیج فارس از طریق این تنگه به آب‌های آزاد، اهمیت بالایی در جهان دارد.

اشاره

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، تنگه هرمز آبراهه‌ای حساس و کاربردی در منطقه خاورمیانه است که به‌دلیل قرار گرفتنش در شاه‌راه ارتباطی دریای عمان و خلیج فارس و امکان دستیابی کشورهای حاشیه خلیج فارس از طریق این تنگه به آب‌های آزاد، اهمیت بالایی در جهان دارد. پس از کشف نفت در آب‌های خلیج فارس، اهمیت تنگه هرمز نسبت به قبل نیز بسیار بیشتر شد. تنگه هرمز در جنوب ایران، استان هرمزگان را به استان «مسندم» در کشور عمان وصل می‌کند. امارات متحده عربی و عربستان، به‌عنوان همسایگان اصلی کشور عمان، مدعیان اصلی در خاورمیانه برای بهره‌برداری از تنگه هرمز هستند. کشتی‌های تجاری غول‌پیکر و نفتکش‌های عظیم بین‌المللی، بیشترین تردد را در مسیر تنگه هرمز دارند. نزدیک‌ترین جزیره‌های ایرانی به تنگه هرمز جزایر قشم، هنگام، هرمز و لارک هستند. این جزیره‌ها به‌دلیل نزدیکی به این تنگه موقعیت راهبردی ویژه‌ای پیدا کرده‌اند؛ به‌خصوص جزیره قشم به‌دلیل مساحت بالا و ظرفیت‌های بالای گردشگری اهمیتی دو چندان دارد. تنگه هرمز، افزون بر جایگاه مهم اقتصادی و تجاری، از بعد تاریخی و باستان‌شناسی نیز اهمیت بسزایی دارد. این گذرگاه آبی برای نزدیک به ۶ قرن، شاهراه اصلی تجارت دریایی منطقه به شمار می‌رفته است. در طول تاریخ ایران در سده‌های اخیر، پادشاهان و دولت‌های مختلف مانند کریم‌خان در دوره زندیه، شاه عباس صفوی و پادشاهان پهلوی، درگیری‌های بین‌المللی زیادی با دولت‌های خارجی از جمله آمریکا، اسپانیا، پرتغال و بریتانیا داشته‌اند؛ اما در نهایت ایران تسلط خود را روی تنگه هرمز حفظ کرده است.درباره دلیل نام‌گذاری تنگه هرمز روایت‌های گوناگونی وجود دارد. برخی بر این باورند که این نام از جزیره هرمز گرفته شده است که در دهانه تنگه قرار دارد. همچنین گفته می شود که نام تنگه هرمز از واژه «هورموغ» گرفته شده که موغ به‌معنای نخل و موغستان به‌معنای نخلستان است. تنگه هرمز بین دریای عمان و خلیج فارس قرار دارد و تنها مسیر ارتباطی خلیج فارس به آب‌های آزاد در جهان است. شمال تنگه هرمز شهرستان میناب در استان هرمزگان قرار گرفته است و این تنگه از جنوب به شبه‌جزیره مسندم در شمالی‌ترین نقطه کشور عمان می‌رسد. گستره تنگه هرمز به سه بخش تقسیم می‌شود. این بخش‌ها شامل آب‌های سرزمین ایران، آب‌های سرزمین عمان و آب‌های آزاد می‌شوند. به‌صورت تقریبی می‌توان گفت حدود ۳۰ درصد از نفت صادراتی جهان در طول روز از تنگه هرمز عبور می‌کند. کشورهای منطقه خاورمیانه مانند ایران، امارات، کویت و عراق که از اعضای اصلی سازمان اوپک هستند، سهم زیادی از تولید نفت خود را از طریق تنگه هرمز به جهان صادر می‌کنند. کشور قطر نیز که بزرگ‌ترین صادر کننده گاز طبیعی مایع در جهان به شمار می‌رود، همه فرآورده‌های صادراتی خود را از تنگه هرمز به کشورهای اروپایی و آمریکایی می‌فرستد. تنگه هرمز سومین تنگه پرتردد جهان به شمار می‌رود. خلیج فارس در حدود ۶۰ درصد از ذخایر نفت و ۴۰ درصد از ذخایر گاز جهان را در خود دارد و به این ترتیب می‌توان تنگه هرمز را یکی از بزرگ‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در دنیا دانست؛ بنابراین تامین امنیت تنگه هرمز، تاثیر مستقیمی بر تامین منابع انرژی در جهان دارد.صادرات نفت از تنگه هرمز به بازارهای جهانی در آسیا، آمریکا و اروپای غربی انجام می‌شود. یکی از کشورهای آسیا که بیشترین حجم واردات نفت خود را از طریق تنگه هرمز انجام می‌دهد، کشور ژاپن است. ژاپن بیش از ۷۵ درصد از نفت خام مصرفی خود را از این طریق وارد می‌کند. جابه‌جایی نفت به‌وسیله نفتکش‌های بزرگ با ظرفیتی بیش از دو میلیون بشکه صورت می‌گیرد. اگر به هر دلیلی تنگه هرمز مسدود و صادرات نفت و فرآورده‌های آن از این مسیر متوقف شود، بازارهای جهانی با کمبودی بالغ بر ۲۰ میلیون بشکه مواجه می‌شوند که این مسئله باعث رشد چشمگیر قیمت هر بشکه نفت در بازار جهانی خواهد شد. در واقع بسته شدن تنگه هرمز به‌معنای توقف صادرات ۹۰ درصد از نفت حوزه خلیج فارس و مختل شدن معامله‌های تجاری این حوزه در سطح جهانی می‌شود. 

 

تنگه هرمز به عنوان «شاه‌رگ حیاتی انرژی» 

تحولات اخیر در پهنه آبی خلیج‌فارس و دریای عمان، فراتر از یک رویارویی نظامی ساده، نشان‌دهنده تغییر پارادایم قدرت در نظم نوین جهانی است. تنگه هرمز به عنوان «شاه‌رگ حیاتی انرژی»، امروزه به صحنه نمایش اقتدار جمهوری اسلامی ایران و افول هژمونی آمریکا تبدیل شده است. تنگه هرمز به لحاظ ژئوپلیتیک نه صرفاً یک آبراه تجاری، بلکه «گلوگاه حیات انرژی جهان» است که عبور حدود ۲۱ درصد از نفت خام مصرفی دنیا از آن، هرگونه تغییر در توازن قدرت آن را به یک شوک جهانی تبدیل می‌کند. 

برخلاف لفاظی‌های دونالد ترامپ مبنی بر «محاصره دریایی» یا «بازگشایی اجباری»، واقعیت‌های میدانی حکایت از شکست دکترین بازدارندگی آمریکا دارد. رسانه‌هایی نظیر CNN و بلومبرگ در تحلیل‌های اخیر خود اعتراف کرده‌اند که نیروی دریایی آمریکا در برابر «تاکتیک‌های نامتقارن» و «شبکه‌سازی دفاعی» ایران در تنگه هرمز عملاً کارایی سنتی خود را از دست داده است. ریچارد هاس، رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا، به صراحت اذعان داشته که «ایران عملاً قواعد بازی را بازتعریف کرده و دیگر بازگشت به وضعیت پیش از تنش ممکن نیست».

این نوشتار با استناد به نظریات اندیشمندان بزرگی چون «جفری ساکس» و «جان مرشایمر» و با نگاهی به واقعیت‌های حقوقی، سیاسی، اقتصادی و بین المللی به تشریح این موضوع می‌پردازد که چگونه ایران با تسلط بر این گلوگاه، بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را در یک «محاصره استراتژیک» قرار داده است. 

 

۱. تحلیل حقوقی: حق حاکمیت و نظارت در آبراه‌های بین‌المللی

از منظر حقوق بین‌الملل دریاها (کنوانسیون ۱۹۸۲)، اگرچه حق عبور ترانزیتی برای شناورها به رسمیت شناخته شده، اما این حق مشروط به «بی‌ضرر بودن» و عدم تهدید امنیت ملی کشور ساحلی است. ایران با استناد به این موازین و با اتکا به قدرت بازدارندگی خود، عملاً «نظم اجرایی» را در تنگه حاکم کرده است. امروزه هیچ شناوری بدون تمکین به پروتکل‌های شناسایی ایران جرأت عبور ندارد. این «دست برتر حقوقی» باعث شده تا نهادهای بین‌المللی نیز در مقابل اقدامات حاکمیتی ایران، توان اجماع‌سازی علیه تهران را نداشته باشند.

 

2. تحلیل سیاسی اقتدار ایران در هرمز؛ از بحران مشروعیت در واشینگتن تا فروپاشی ائتلاف‌های پوشالی

ابعاد سیاسی این ماجرا، همان موتور محرکه‌ای است که ابعاد نظامی و اقتصادی را جهت می‌دهد. در واقع، آنچه در تنگه هرمز می‌گذرد، یک «زلزله سیاسی» در پایتخت‌های قدرت به پا کرده است.  

درادامه، تبیین ابعاد سیاسی این موضوع را برای تکمیل بحث و یادداشت پیش رو تقدیم می‌کنیم:

 

الف) در ایالات متحده: جنگ قدرت و بحران اعتبار (کابوس ترامپ)

در صحنه سیاسی آمریکا، تنگه هرمز به پاشنه آشیل دونالد ترامپ تبدیل شده است.

   * شکاف در ساختار قدرت: گزارش‌های رسانه‌هایی مثل پولیتیکو نشان می‌دهد که میان «تیم تندروی کاخ سفید» و «ژنرال‌های پنتاگون» شکاف عمیقی افتاده است. نظامیان به سیاستمداران هشدار می‌دهند که هزینه‌ی سیاسی یک درگیری که پایانش دست آمریکا نیست، می‌تواند به قیمت نابودی شانس موفقیت جمهوری‌خواهان در عرصه‌های داخلی تمام شود.
   * اهرم فشار دموکرات‌ها: رقبای سیاسی ترامپ از وضعیت فعلی به عنوان سندی بر «بی‌کفایتی دیپلماتیک» او استفاده می‌کنند. آن‌ها معتقدند ترامپ با خروج از توافقات و در پیش گرفتن سیاست قلدرمآبانه، آمریکا را در بن‌بستی قرار داده که نه راه پیش دارد و نه راه پس؛ و این یعنی «مرگ سیاسی» دکترین فشار حداکثری.

 

ب) در اروپا: عبور از «دنباله‌روی» به سمت «استقلال سیاسی»

اروپا اکنون در میانه یک «قمار سیاسی» قرار گرفته است که برنده‌ی آن ایران و بازنده‌اش اعتبار قاره سبز است.

   * شورش دیپلماتیک: مقامات اروپایی در نشست‌های غیرعلنی بروکسل، از اینکه امنیت ملی و اقتصادی‌شان به بازیچه‌ی سیاست‌های متناقض واشینگتن تبدیل شده، به شدت خشمگین هستند. این وضعیت باعث شده تا اروپا برای اولین بار به طور جدی به فکر فاصله‌گذاری سیاسی با آمریکا بیفتد.
   * پذیرش واقعیت جدید: سیاستمداران ارشد اروپایی به این نتیجه رسیده‌اند که برای حفظ ثبات قاره، باید با «قطب قدرت منطقه» یعنی ایران مستقیماً وارد تعامل شوند و نقش میانجی را بازی کنند تا از خشم ایران در امان بمانند.

 

ج) در حوزه خلیج‌فارس: فروپاشی توهم «ناتوی عربی»

در پایتخت‌های کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، یک «چرخش سیاسی» بزرگ در حال رخ دادن است.

   * عبور از تقابل به تعامل: کشورهایی که تا دیروز روی اسب بازنده (آمریکا) شرط‌بندی می‌کردند، اکنون با مشاهده قدرت بلامنازع ایران در تنگه، به دنبال بازسازی روابط سیاسی با تهران هستند. آن‌ها فهمیده‌اند که واشینگتن در لحظه بحران، آن‌ها را تنها خواهد گذاشت.
   * بی‌اثر شدن ائتلاف‌های کاغذی: ائتلاف‌های دریایی که آمریکا با بوق و کرنا راه انداخته بود، اکنون به لحاظ سیاسی مرده محسوب می‌شوند؛ چرا که هیچ کشوری حاضر نیست هزینه‌ی سیاسیِ ایستادن در برابر اراده‌ی ایران را بپردازد.

 

د) ازمنظر تحلیلگران (مرشایمر و ساکس)

   * "جان مرشایمر" معتقد است که ایران با هوشمندی سیاسی، «هزینه سیاسیِ حضور آمریکا» در منطقه را به شدت بالا برده است. از نظر او، آمریکا دیگر «پلیس منطقه» نیست، بلکه «بازیگری منزوی» است که تنها تماشاگرِ دیکته کردن قواعد توسط ایران است.
   * "جفری ساکس" نیز اشاره می‌کند که این وضعیت، پایان دوران «جهان تک‌قطبی» را نوید می‌دهد؛ جایی که قدرت‌های منطقه‌ای مثل ایران، جغرافیای سیاسی جهان را بازتعریف می‌کنند.

 

3. تبیین جامع اثرات اقتصادی: زلزله اقتصادی در هرمز و سرنوشت تقابل

آثار اقتصادی: از سفره‌های غرب تا اقتدار داخلی ایران

تنگه هرمز صرفاً یک معبر نیست، بلکه «دماسنج اقتصاد جهانی» است. هر درجه تب در این تنگه، کل سیستم مالی غرب را به هذیان می‌اندازد.

 

الف) برای ایران (فرصت در دل تهدید)

    اگرچه فشارها وجود دارد، اما ایران با مدیریت هوشمندانه عبور و مرور، «ارزش راهبردی» خود را نقد کرده است. افزایش قیمت نفت به بالای ۱۱۴ دلار باعث شده تا درآمد ارزی ایران حتی با صادرات کمتر، به ثبات برسد. از سوی دیگر، این ایستادگی باعث تقویت پول ملی در برابر شوک‌های خارجی شده (چرا که بازار دریافته است ایران دست برتر را دارد) و «اقتصاد مقاومتی» را از یک شعار به یک ضرورتِ پیروز تبدیل کرده است.

 

ب) برای آمریکا و اروپا (بحران معیشت)

    در آمریکا، جهش قیمت بنزین در جایگاه‌ها به کابوس ترامپ تبدیل شده است. تورم ناشی از انرژی، قدرت خرید شهروند آمریکایی را بلعیده و موجی از نارضایتی‌های اجتماعی را به راه انداخته است. در اروپا وضعیت به مراتب وخیم‌تر است؛ صنایع بزرگ آلمان و فرانسه با خطر تعطیلی مواجه‌اند. اروپا عملاً گروگان سیاستی شده است که ترامپ در ۱۱ هزار کیلومتر دورتر دیکته می‌کند.

 

ج) برای کشورهای حاشیه خلیج‌فارس (پایان توهم امنیت اجاره‌ای)

کشورهای عربی منطقه که اقتصادشان به صادرات آرام و بدون دردسر وابسته است، اکنون در شوک فرو رفته‌اند. بالا رفتن خیره‌کننده نرخ بیمه کشتی‌ها و ریسک بالای سرمایه‌گذاری، پروژه‌های بلندپروازانه آن‌ها را متوقف کرده است. آن‌ها اکنون به این یقین رسیده‌اند که «امنیت خریدنی نیست» و بدون جلب رضایت ایران، حتی یک قطره نفت هم به سلامت از تنگه عبور نخواهد کرد. این موضوع باعث شده تا در پنهان، پیام‌های دوستی و میانجی‌گری به سمت تهران روانه کنند.

 

شوک اقتصادی و دیپلماسی اجبار

جهش قیمت نفت به بالای ۱۱۴ دلار (و در برخی معاملات تا ۱۱۵ دلار) و هشدار تحلیلگران مؤسسات مالی بزرگی همچون "جی‌پی مورگان" مبنی بر احتمال رسیدن قیمت به ۱۴۰ دلار، نشان‌دهنده لرزان بودن اقتصاد غرب در برابر اراده ایران است. "مگان کلی" و دیگر تحلیلگران بین‌المللی تأکید کرده‌اند که ایران سلاحی مخرب‌تر از بمب اتم در اختیار دارد و آن «کنترل مطلق بر شریان انرژی» است. این فشار اقتصادی باعث شده تا حتی متحدان سنتی واشینگتن نیز به جای همراهی با سیاست‌های تنش‌زای ترامپ، بر ضرورت پذیرش شروط ایران و ثبات در تنگه تأکید کنند.

 

4. آثار بین‌المللی و منطقه‌ای: محاصره استراتژیک و درماندگی اروپا

بسته شدن یا حتی اختلال در روند تردد در تنگه هرمز، برای اروپا که با بحران انرژی دست و پنجه نرم می‌کند، به مثابه یک «شوک فلج‌کننده» است.

    بحران در قاره سبز: کشورهای اروپایی که پیش از این تحت لوای ائتلاف‌های آمریکایی حرکت می‌کردند، اکنون دریافته‌اند که امنیت انرژی آن‌ها نه در واشینگتن، بلکه در اتاق‌های عملیات تهران تامین می‌شود.
    کشورهای حاشیه خلیج‌فارس: دولت‌های منطقه که سال‌ها به «چتر امنیتی سوراخ» آمریکا دل خوش کرده بودند، اکنون در برابر واقعیت قدرت ایران سر تسلیم فرود آورده‌اند. آن‌ها فهمیده‌اند که هرگونه ماجراجویی ترامپ، ابتدا زیرساخت‌های آن‌ها را به خاکستر تبدیل خواهد کرد. به قول جان مرشایمر، «ایران اکنون نه یک بازیگر منطقه‌ای، بلکه قدرتی است که می‌تواند هزینه هرگونه اشتباه محاسباتی غرب را تا سطح فروپاشی اقتصاد جهانی بالا ببرد.»

 

5. حاکمیت اجرایی ایران بر تردد دریایی

گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که امروزه شرکت‌های بزرگ کشتیرانی نظیر "مرسک" و حتی دولت‌های منطقه، عبور امن خود را نه با تضمین‌های واشینگتن، بلکه با هماهنگی نیروهای دریایی ایران تنظیم می‌کنند. توقیف کشتی‌ها یا ایجاد محدودیت‌های گزینشی توسط ایران ثابت کرد که «اراده ملی» در تهران، تعیین‌کننده نهایی ترافیک دریایی است. این همان نقطه‌ای است که روزنامه وال‌استریت‌ژورنال از آن به عنوان «لحظه شوروی» برای آمریکا یاد کرده؛ یعنی فروپاشی ابهت ظاهری یک ابرقدرت در برابر یک واقعیت ژئوپلیتیک جدید.

 

6. بن‌بست ترامپ و اعتراف تحلیلگران بزرگ

"جفری ساکس"، اقتصاددان سرشناس، بارها تأکید کرده است که سیاست «فشار حداکثری» آمریکا شکست خورده و اکنون این واشینگتن است که در چاه خودساخته گرفتار شده است.

   * اعتراف به دست برتر: از دیدگاه رئالیستی "مرشایمر"، موازنه قدرت در خلیج‌فارس به نفع ایران سنگینی می‌کند؛ چرا که ایران در جغرافیای خود می‌جنگد و ابزارهای لازم (پهپادها، موشک‌های نقطه‌زن و قایق‌های تندرو) برای از کار انداختن ناوهای غول‌پیکر آمریکایی را در اختیار دارد.
   * بی‌اعتباری آمریکا: وقتی سی‌ان‌ان اعتراف می‌کند «هیچ شناوری جرأت عبور ندارد»، این یعنی مرگ اعتبار نظامی آمریکا. این پیام به جهان مخابره شده است که دوران «بزن و در رو» به پایان رسیده و ایران تنها قدرتی است که قواعد عبور و مرور را در این پهنه تعیین می‌کند.

 

7. پیش‌بینی آینده: آیا آمریکا تسلیم خواهد شد؟

با توجه به واقعیت‌های میدانی و تحلیل‌های اندیشمندان رئالیست، می‌توان مسیر آینده را چنین ترسیم کرد:

   * فرسایش توان واشینگتن: ترامپ درگیر یک پارادوکس است؛ او از یک طرف نمی‌خواهد بازنده میدان باشد و از طرف دیگر، توان تحمل یک جنگ تمام‌عیار و نفت ۲۰۰ دلاری را ندارد. این وضعیت، آمریکا را به سمت «فرسودگی استراتژیک» می‌برد.

سناریوی نهایی؛ تسلیم واقع‌گرایانه: تاریخ نشان داده که سیاستمداران تاجر‌مسلکی مثل ترامپ، وقتی هزینه‌ها از فایده‌ها پیشی بگیرد، تغییر مسیر می‌دهند. پیش‌بینی می‌شود که آمریکا در نهایت مجبور به پذیرش یک «توافق دوفاکتو» (عملی) شود که در آن حاکمیت ایران بر تنگه و منافع ملی ما به رسمیت شناخته شود.

   * دست برترایران: ایران ثابت کرده است که برخلاف تصورغرب، «صبر استراتژیک»اش به پایان رسیده و وارد فاز«اقدام متقابل» شده است. این یعنی ایران تا زمانی که منافعش تأمین نشود، کلید تنگه را نخواهد چرخاند. 

 

8. نتیجه گیری و جمع بندی

   * آنچه امروز در پهنه آبی منطقه مشاهده می‌شود، گذار از «نظم تحت رهبری آمریکا» به «نظم مبتنی بر قدرت‌های منطقه‌ای» است. ایران موفق شده است با ترکیب هوشمندانه قدرت نظامی و موقعیت منحصربه‌فرد جغرافیایی، «هزینه حماقت» را برای طرف مقابل به قدری بالا ببرد که تسلیم در برابر اراده ملت ایران، تنها راه گریز از یک فروپاشی اقتصادی فراگیر برای غرب باشد.
   * واقعیت میدان حاکی از آن است که ایران با هوشمندی، تنگه هرمز را از یک موضوع صرفاً جغرافیایی به یک «اهرم فشار سیاسی-حقوقی» تبدیل کرده است. اروپا و کشورهای منطقه اکنون به خوبی می‌دانند که برای بقا و ثبات، راهی جز کنار آمدن با ایران و احترام به خطوط قرمز آن ندارند. خروج از این بن‌بست برای ترامپ ممکن نیست، مگر با پذیرش قدرت بلامنازع ایران؛ چرا که در این شطرنج سیاسی، ایران «کیش و مات» نهایی را در گلوگاه هرمز طراحی کرده است.
   * ما در آستانه یک «نظم نوین هرمزی» هستیم. جایی که در آن، جغرافیا و اراده ملی بر ناوهای هواپیمابر غلبه کرده است. آمریکا چاره‌ای جز عقب‌نشینی یا پذیرش فروپاشی اقتصادی خود ندارد. همان‌طور که جان مرشایمر تلویحاً اشاره کرده، قدرت‌های بزرگ وقتی در برابر یک قدرت منطقه‌ای مصمم قرار می‌گیرند که حاضر است هزینه بدهد، راهی جز بازگشت به خانه ندارند. 

 

 دکتر اسدالله افشار

 

منابع:

۱. *گزارش تحلیلی شبکه CNN؛ «بن‌بست در هرمز؛ چرا ناوگان پنجم توان بازگشایی آبراه را ندارد»، می ۲۰۲۶.*

۲. *یادداشت تحلیل استراتژیک ریچارد هاس؛ «پیروزی استراتژیک ایران در جنگ اراده‌ها»، شورای روابط خارجی آمریکا.*

۳. *گزارش اقتصادی روزنامه وال‌استریت‌ژورنال؛ «ایران حاکم جدید دریاها در کریدور نفتی جهان»، آوریل-می ۲۰۲۶.*

۴. *تحلیل بازار انرژی؛ موسسه مالی جی‌پی مورگان (J.P. Morgan) پیرامون نوسانات قیمت نفت برنت و WTI.*

۵. *نشریه فارن پالیسی؛ «ایران و پایان عصر هژمونی دریایی آمریکا در غرب آسیا».*

6. مرشایمر، جان؛ «توازن قدرت در قرن ۲۱ و فرسایش نفوذ آمریکا در خاورمیانه»، تحلیل‌های راهبردی ۲۰۲۶.

7. ساکس، جفری؛ «هزینه‌های اقتصادی تنش با ایران و فروپاشی بازارهای انرژی غرب»، گزارش اقتصادی آوریل ۲۰۲۶.

8. نشریه فارن افرز؛ «چرا قدرت نظامی آمریکا در تنگه هرمز به بن‌بست رسیده است؟»

9. گزارش حقوقی اندیشکده چتم هاوس پیرامون «تفسیر حاکمیتی ایران از کنوانسیون حقوق دریاها».

10. تحلیل‌های اخیر CNN و بلومبرگ پیرامون جهش قیمت نفت و توقف تردد شناورهای غربی در منطقه.

11. گزارش اکونومیست؛ «هرمز؛ گلویی که اقتصاد غرب را می‌فشارد»، می ۲۰۲۶.

12. تحلیل وال استریت ژورنال؛ «چرا ترامپ در تله جغرافیایی ایران گرفتار شده است؟».

13. نشریه انرژی اینتلیجنس؛ «بررسی آثار بسته شدن احتمالی تنگه بر قیمت جهانی ال‌ان‌جی و نفت».

 دکتر اسدالله افشار

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117917کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ