موفقیت ایران در انتشار این میم (طنز فراگیر تصویری) ها، کارشناسان عملیات نفوذ خارجی را غافلگیر کرده است. به گفته آنان، این تاکتیکها احتمالاً در بحرانهای آینده و حتی انتخابات آمریکا تکرار خواهد شد.
پايگاه خبری تحليلی «نيک رو»، وقتی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران دو ماه پیش آغاز شد، حسابهای آنلاین مرتبط با تهران تلاش کردند با پیامهای احساسی و مقاومتمحور همدلی ایجاد کنند، اما تأثیر چندانی نداشت.
اما با طولانی شدن جنگ، ایران تاکتیک خود را تغییر داد. این کشور شروع به انتشار ویدئوهای کوتاه انیمیشنی کرد که بهصورت طنز گزنده، دونالد ترامپ و دیگران را هدف قرار میداد. در این ویدئوها، ترامپ به شکل یک شخصیت لگویی، یا کاراکتر «وودی» از داستان اسباب بازی، یا خوانندهای پاپ از دهه ۱۹۸۰ نمایش داده میشد.
این ویدئوها اکنون میلیونها بازدید دارند و نشاندهنده تأثیرگذاری سبک جدیدی از تبلیغات هستند که هدف آن تضعیف حمایت از آمریکا است.
موفقیت ایران در انتشار این میم (طنز فراگیر تصویری) ها، کارشناسان عملیات نفوذ خارجی را غافلگیر کرده است. به گفته آنان، این تاکتیکها احتمالاً در بحرانهای آینده و حتی انتخابات آمریکا تکرار خواهد شد.
به گفته برت شیفر از مؤسسه گفتمان استراتژیک این محتوا به زبان نسل Z در اینترنت صحبت میکند؛ زبانی که دیپلماتها معمولاً از آن استفاده نمیکنند. او افزود که این رویکرد، تصویری از ایران بهعنوان یک «ضعیف اما جسور و سرگرمکننده» ساخته است.
دهها حساب رسمی ایرانی در شبکههای اجتماعی، ویدئوهایی طنزآمیز علیه آمریکا و اسرائیل منتشر کردهاند. در این محتواها، ترامپ بهعنوان یک امپریالیست یا مهرهای ناکارآمد در دست نتانیاهو تصویر میشود.
بر اساس تحلیل این مؤسسه، حدود ۱۵۰ حساب رسمی ایرانی در ۵۰ روز نخست جنگ حدود ۹۰۰ میلیون بازدید کسب کردند؛ یعنی ۳۰ برابر بیشتر از قبل.
کارشناسان میگویند این نشاندهنده آغاز دوره جدیدی از «جنگ میم» است که از الگوریتمهای شبکههای اجتماعی برای تضعیف حمایت سیاسی دشمن استفاده میکند. این تاکتیک «اسلوپاگاندا» نام گرفته است.
یکی از موفقترین نمونهها، ویدئوهای لگویی است که در آن شخصیتهایی شبیه ترامپ، ونس و هگست به تصویر کشیده میشوند.
این ویدئوها توسط گروهی به نام «رسانه انفجاری» ساخته شده که خود را «تیم لگوی ایرانی» مینامد و از هوش مصنوعی برای تولید محتوا استفاده میکند.
این گروه در جنگ ۱۲روزه سال گذشته میان ایران و اسرائیل شکل گرفت و مجموعهای به نام «روایت پیروزی» تولید کرده است.
در آمریکا، این ویدئوها هم در میان منتقدان جنگ در جناح چپ و هم راست مخاطب پیدا کردهاند.
به گفته رنه دی رستا از دانشگاه جورج تاون محبوبیت این ویدئوها به دلیل «تسلط فرهنگی بالا»ی سازندگان آنهاست؛ آنها از موسیقی رپ، طنزهای رایج درباره ترامپ (مثل علاقه به نوشابه رژیمی) و واکنش سریع به رویدادهای روز استفاده میکنند.
این محتوا خشونت جنگ را به شکل کارتونی و قابلهضم ارائه میدهد که برای کاربران شبکههای اجتماعی جذابتر است.
در مقابل، دولت آمریکا نیز از میمها استفاده کرده و حتی پیشتر با استفاده از بازیهایی مانند به کارت مشغول شو و دزدی اتوماتیک بزرگ ویدئوهای تبلیغاتی ساخته است.
ایران پس از شروع آهسته، به این میدان وارد شد و اکنون از همان ابزارها بهره میبرد.
این میمها معمولاً دیپفیک نیستند و به همین دلیل بهراحتی قابل رد یا تکذیب نیستند.
پلتفرمهایی مانند ایکس(متعلق به ایلان ماسک) به یکی از مهمترین بسترهای انتشار این محتوا تبدیل شدهاند.
خلاصه
این مقاله نشان میدهد که:
* ایران از تبلیغات سنتی به سمت «جنگ میم» یا چالش طنز فراگیر تصویری مبتنی بر هوش مصنوعی تغییر مسیر داده است.
* این محتوا با زبان فرهنگی نسل جوان (Gen Z) ساخته شده و بهسرعت وایرال شده است.
* هدف اصلی، تضعیف مشروعیت آمریکا و اسرائیل در افکار عمومی جهانی است.
* این مدل جدید تبلیغات («اسلو پاگاندا») احتمالاً در آینده توسط سایر بازیگران نیز تقلید خواهد شد.
* جنگ اطلاعاتی بهطور فزایندهای به شبکههای اجتماعی و الگوریتمها وابسته شده است.
آنچه این مقاله توصیف میکند، صرفاً یک تاکتیک تبلیغاتی نیست، بلکه نشانهای از تحول ساختاری در نظام قدرت جهانی است:
قدرت از «کنترل سرزمین» به «کنترل ادراک» در حال انتقال است.
و در این میدان جدید، ابزارهایی مانند میم، هوش مصنوعی و فرهنگ دیجیتال، به اندازه موشک و ناو هواپیمابر و —شاید حتی بیشتر اهمیت پیدا کردهاند.
نویسندگان: استیون لی مایرز و استوارت ا. تامپسون
۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
۲۴ آوریل ۲۰۲۶
برگردان، کوتاه سازی و جمع بندی سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117902