ایران و محور مقاومت با تهدید وجودی مواجه هستند. یک تفکر استراتژیک کاملاً جدید مورد نیاز است. جان ساورز، رئیس سابق جاسوسی بریتانیا، فکر میکند که محور مقاومت در حالی با آخرین فصل خود روبرو میشود که اسرائیل با نیروهای ویرانگر و به ظاهر مصون از مجازات با دشمنان منطقهای خود مقابله می نماید.
* ایران و محور مقاومت با تهدید وجودی مواجه هستند. یک تفکر استراتژیک کاملاً جدید مورد نیاز است.
جان ساورز، رئیس سابق جاسوسی بریتانیا، فکر میکند که محور مقاومت در حالی با آخرین فصل خود روبرو میشود که اسرائیل با نیروهای ویرانگر و به ظاهر مصون از مجازات با دشمنان منطقهای خود مقابله می نماید.
مدیر سابق آژانس اطلاعات خارجی بریتانیا، ام آی 6، با نوشتن مقاله ای در ستون دیدگاهها این هفته فایننشال تایمز، از این منظر که اسرائیل در حال پیروزی در برابر حزب الله، حماس، حوثیها در یمن، سوریه، عراق و در نهایت ایران رهبر محور مقاومت می باشد، لذت میبرد.
* تفکر وحشیانه رئیس سابق MI6 نشان دهنده گستاخی و اشتباه محاسباتی مشابه در میان رهبران اسرائیل و ایالات متحده است.
اکنون ایران پس از یک تاخیر طولانی پاسخ داده است. سه شنبه شب بیش از 200 موشک بالستیک به اسرائیل اصابت کرد. به نظر می رسد فیلم های ویدئویی بیشتر آنها را در حال اصابت به اهداف خود نشان می دهد. در واقع این یک ضربه بزرگ و خسارات گسترده به پایگاه هوایی نواتیم اسرائیل بود.
موج حملات ایران یادآور رگبار اولیه در (فروردین) آوریل است. اسرائیل و آمریکا تهدید به تلافی می کنند. به نظر می رسد دروازه های نائره جنگ باز شده است.
* آیا واکنش ایران بسیار کم و دیر نبود؟ تأخیر طولانی تنها رژیم اسراییل مورد حمایت ایالات متحده را برای ادامه و تشدید تنش ها تشویق و گستاخ می کند.
* تأخیر در اقدامات دفاعی مشروع ایران به عنوان ضعف تعبیر و از این رو رژیم اسرائیل و حامیان غربی آن را دچار اشتباه محاسباتی کرده است.
چرا از جانب اسرائیل و حامیان غربی آن، این چنین گستاخی میشود؟
دلایل متعددی وجود دارد. اولاً، اسرائیل میداند که ایالات متحده با تمام قدرت آتشی که در اختیار دارد از وی پشتیبانی می کند. بنیامین نتانیاهو، رهبر اسرائیل، میداند که میتواند از قتل عام گسترده نجات پیدا کند، زیرا واشنگتن به اسرائیل به عنوان مجری امپراتوری خود در یک منطقه حیاتی ژئواستراتژیک متکی است. اسرائیل مجوز کشتار و نسل کشی را از امپریالیسم آمریکا گرفته است.
* نسل کشی بیش از 41000 نفر در غزه در یک سال گذشته منجر به لفاظی ضعیف در مورد آتش بس و "خویشتن داری" از سوی دولت بایدن و در عین حال، کمک های نظامی بی انتها برای انجام این نسل کشی شده است. نتانیاهو و متعصبان کابینهاش میدانند که میتوانند توصیههای آمریکا درباره «آتشبس» و «خویشتن داری» را به عنوان دوگانگی بیمعنی رد کنند.
* در حالی که اسرائیل با حمله زمینی پس از بمباران گسترده مراکز غیرنظامی در بیروت، تجاوزات خود را به لبنان افزایش میدهد، ایالات متحده نیروهای جنگی بیشتری را برای "دفاع از اسرائیل" به منطقه میفرستد. چه مدرک بیشتری لازم است که نشان دهد واشنگتن نه تنها در دشمنی اسرائیل شریک است، بلکه فعالانه آن را تأیید می کند؟
* اسرائیل زرادخانه هستهای دارد و آنقدر دیوانه است که بدون هیچگونه عذاب وجدان بخواهد از آن استفاده کند. تردیدی وجود ندارد که رژیم غیراخلاقی و بیوجدان اسرائیل از پرتاب موشکهای هستهای به دشمنان ابائی نخواهد داشت. عبور بی رحمانه از تمام خطوط قرمز توسط رژیم اسرائیل نشان می دهد که این رژیم هیچ توجهی به قوانین بین المللی و قوانین جنگ ندارد.
کشتار دسته جمعی فلسطینیان در سال گذشته در معرض دید جهانیان قرار گرفته است. سیاستمداران رژیم صیهونیستی با قیافه ای حق به جانب وخشمگین در مقابل سازمان ملل می ایستند و منشور سازمان ملل را پاره می کنند. تحقیر حقوق بین الملل حیرت انگیز است.
بله، موشکهایی از لبنان توسط حزب الله و موشک هایی از یمن توسط حوثی ها و در دو نوبت توسط ایران شلیک شده است. اما در مجموع، این حملات در مقیاس رنجی که به غزه تحمیل شده است، به اندازه زخم شمشیری بیش نبوده است.
* دولتهای عربی و اسلامی برای دفاع از فلسطینی ها در برابر نسل کشی وحشیانه اسرائیل که مورد حمایت آمریکا قرار گرفته است، کاری انجام نداده اند. در واقع، برخی از این کشورهای عربی، مانند اردن و عربستان سعودی، دفاع آمریکا از اسرائیل را تسهیل می کنند.
* حتی ایران هم بهرغم صحبتهای درستش در مورد انتقام و عدالت، واکنش کافی نشان نداده است.
زمانی که اسرائیل در 13 فروردین ( 1 آوریل) سفارت ایران در دمشق را بمباران کرد و یکی از فرماندهان ارشد ایرانی به نام محمدرضا زاهدی را به همراه چند تن دیگر از نظامیان به شهادت رساند، پاسخ ایران در نهایت با ضعف همراه بود.
* حملات موشکی «تلافی جویانه» ایران به اسرائیل دو هفته بعد در 25 فروردین (13آوریل) به گونه ای انجام شد که به اسرائیل و ایالات متحده فهماند که تهران خواهان تشدید تنش نیست. برخی از مفسران حملات ایران را به عنوان تاکتیکهای «استادانه» تحسین کردند، اما آیا اجازه دادن به یک متجاوز برای فرار از قتل، استادانه است؟
در ستونی در آن زمان، استدلال کردم که پاسخ ضعیف ایران تنها باعث تحریک بیشتر رژیم صیهونیستی به تجاوز و جنایت خواهد شد.
پنج ماه پس از آن، تعداد کشتهها در غزه همچنان افزایش یافته است، محاصره و نسلکشی ادامه دارد و اسرائیل اکنون همان تجاوز و نسلکشی را علیه لبنان تکرار میکند.
تازه رژیم اسراییل به طور جدی دست به ترور رهبران حماس و حزب الله زده است. حذف حسن نصرالله و رهبری حزبالله در 6 مهر ( 27 سپتامبر) با بمبهای سنگر شکن آمریکا که بر مقر این حزب در بیروت پرتاب شد، مطمئناً این سؤال را مطرح میکند که آیا ایران و محور مقاومت دچار ضعف رفتاری شده اند؟
جمهوری اسلامی ایران دشمن وجودی و حیاتی خود را به دلیل ضعف تحمیل شده رها کرده است.
پاسخ ضعیف به بمباران سفارت این کشور در دمشق یک چیز بود و کشته شدن چند تن از فرماندهان ارشد محور مقاومت چیز دیگر. ترور اسماعیل هنیه رهبر حماس در 10 مرداد (31 ژوئیه ) در تهران – که در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران حضور یافته بود– خط قرمز دیگری بود. تهران در آن زمان علیرغم کشانده شدن جنگ به پایتختش توسط رژیم صیهونیستی هیچ اقدامی برای انتقام مرگ هنیه تا بعد از دو ماه در این هفته، انجام نداد. اما چه چیزی سبب شد تا اینقدر طول بکشد؟
* در واقع، طبق گزارش ها، رئیس جمهور پزشکیان گفته است که انتقام قتل هنیه به این دلیل زودتر انجام نشد، که ایالات متحده متعهد شده بود تا روی توافق آتش بس برای غزه کار خواهد کرد. رئیس جمهور ایران در نهایت اذعان داشت که این توافق آتشبس دروغی بیش نبوده است، و انسان تعجب میکند از ساده لوحی یک رئیس جمهور آنهم رئیس جمهور کشوری که برای مدت های زیادی میدانست وعده های آمریکا توخالی است. و سرانجام این ساده لوحی کار دست محور مقاومت داد. چرا که اسرائیلی ها اینگونه متوجه شدند که ایران ضعیف عمل می کند.
* قتل وحشیانه حسن نصرالله رهبر حزب الله در هفته گذشته در بیروت مسلماً نتیجه تاخیر مرگبار ایران بوده است.
رهبران دیوانه اسرائیل بر این باورند که می توانند بدون مجازات عمل کنند زیرا تاکنون چنین کرده بودند. رژیم می تواند به هر جایی برسد و بکشد، همانطور که نتانیاهو درست قبل از دستور ترور نصرالله در یک تماس تلفنی از نیویورک، شروع به لاف زنی کرده بود.
دولت سرکش اسرائیلی خود را فراتر از قانون برای انجام نسلکشی و ترور میداند، زیرا ماشین نظامی و رهبران آمریکایی را مانند موم در اختیار دارد. تهدید وحشتناک آن برای استفاده از سلاح های هسته ای بی دلیل نیست و دشمنان رژیم صیهونیستی از این سرکشی آگاهی دارند.
* اما بیشتر از همه، همانطور که رئیس سازمان جاسوسی بریتانیا در مقاله فایننشال تایمز که در بالا به آن اشاره شد، متکبرانه اظهار داشت، اسرائیل میتواند «بوی ضعف ایران» را حس کند.
* رهبران ایران بارها گفته اند که خواهان جنگ منطقه ای نیستند. احساسات علیه جنگ قابل درک و بزرگوارانه است. اما فضیلت در برخورد با افراد روانی و جنایتکاران جنگی ارزشی ندارد.
* ایران و محور مقاومت با تهدید وجودی مواجه می باشند. یک تفکر استراتژیک کاملاً جدید مورد نیاز است.
* مشخص نیست ایران و متحدانش چه کاری می توانند انجام دهند. اما آنها نمی توانند همینطور که هست ادامه دهند. آنها عملاً توسط رژیم اسراییل مورد حمایت ایالات متحده گروگان گرفته می شوند و به طور روشمند کشته می شوند. بی عملی و یا اقدام قانونمند در مقابل انسان دیوانه و پریشان کشنده است.
* حسن نصرالله هفته گذشته در یک سخنرانی درست قبل از شهادتش گفت: کار باید درست و به روش خود انجام شود.
بقلم فینیان کانینگهام
11 مهر 1403
2 اکتبر 2024
برگردان، کوتاه سازی و تنظیم سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/99264