در حالی که نفوذ ایالات متحده بر لبنان با استفاده از کمکها، تحریمها و فشارهای سیاسی میرود که به قیمومیت آشکار بیانجامد – تنها گزینه لبنان برای به دست آوردن مجدد حاکمیت، ایجاد اتحادهای جدید با اوراسیا یا باقی ماندن بعنوان دست نشاندۀ آمریکاست.
* در حالی که نفوذ ایالات متحده بر لبنان با استفاده از کمکها، تحریمها و فشارهای سیاسی میرود که به قیمومیت آشکار بیانجامد – تنها گزینه لبنان برای به دست آوردن مجدد حاکمیت، ایجاد اتحادهای جدید با اوراسیا یا باقی ماندن بعنوان دست نشاندۀ آمریکاست.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، هژمونی آمریکا در لبنان برای تضمین ثبات نظم منطقه ضروری است. هرگونه حرکت به سمت استقلال تصمیم گیری میتواند منجر به هرج و مرج شود که منافع آمریکا در منطقه را تهدید میکند. - جوزف نای دانشمند و پژوهشگر سیاسی اهل آمریکا
باراک اوباما، رئیس جمهور سابق ایالات متحده، در کتاب خاطرات سال 2020 خود با عنوان "سرزمین موعود" به صراحت بیان می کند که هرگونه تغییر به سمت تصمیم گیری سیاسی مستقل در غرب آسیا "تأثیر عمیقی بر منافع آمریکا در منطقه خواهد داشت، زیرا توانایی ما را برای تأثیرگذاری بر رویدادهای جهانی تضعیف می کند.»
این ذهنیت، که اوباما آن را به عنوان «دیپلماسی» توصیف می کند، سیاست ایالات متحده در لبنان را هدایت می کند، جایی که حفظ کنترل بر نهادهای دولتی لبنان به یک هدف حیاتی ایالات متحده تبدیل شده است. کمک های مالی، تحریم ها و کمک های نظامی مشروط، در میان سایر مشوق ها و مجازات ها، به عنوان اهرم هایی برای هدایت تصمیمات بیروت در راستای منافع منطقه ای ایالات متحده استفاده می شود. کسانی که - به طور مستقیم یا غیرمستقیم - با حزب الله یا دولت سوریه همکاری می کنند با تهدید تحریم ها روبرو هستند، تاکتیکی که برای تثبیت نفوذ آمریکا بر سیاست لبنان طراحی شده است.
از دیپلماسی تا قیمومیت آشکار
این کنترل به ویژه پس از تهاجم نظامی اسرائیل علیه لبنان و با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، به طور فزاینده ای شکل یک قیمومیت آشکار به خود گرفته است
لیزا جانسون، سفیر کنونی ایالات متحده در بیروت، اخیراً به نیروهای سیاسی و نمایندگان لبنان اطلاع داد که باید «برای مرحله پس از حزبالله آماده شوند، زیرا ادامه کنترل این حزب بر دولت، نهادها و گذرگاههای مرزی کشور غیرمجاز می باشد.''
این دیپلمات آمریکایی اعلام کرد که جنبش مقاومت لبنان پس از یک سری شکستهای بزرگ، از جمله ترور حسن نصرالله، دبیرکل باسابقه حزب، "بسیار ضعیف" شده است و گزارش شده است که "دوران سیاسی جدیدی در راه است که کشور به آن دست خواهد یافت. دوره ای که حزب الله جایی در آن نخواهد داشت.»
اظهارات عمومی جانسون حداقل می توان گفت متناقض است. تنها چند ماه قبل از آن، در هفتم تیر ( 27 ژوئن) طی مراسمی در سفارت ایالات متحده، او ادعا کرد که "تاکنون درگیری به اندازه کافی ادامه داشته است" و تا قبل از جو بایدن، هر مسئولی در سفارت بوضوح بر جلوگیری از تشدید بیشتر و یافتن یک راه دیپلماتیک متمرکز می شده است.
اما با گسترش عملیات نظامی اسرائیل در لبنان و پیروزی قاطع ترامپ در انتخابات آمریکا، این نمای دیپلماسی به سرعت از بین رفت. آشکار شد که سیاست ایالات متحده اساساً در جهت حمایت از اهداف نظامی تل آویو و در عین حال تأکید قاطعانه بر تسلط واشنگتن بر لبنان - بدون هیچ گونه عقبنشینی معنیداری از سوی رهبران سیاسی و نظامی لبنان است.
انطباق و سازش در نهادهای لبنانی
دولت لبنان، از جمله ارتش و سرویسهای امنیتی آن، در برابر تجاوز آمریکا به حاکمیت لبنان مقاومت نکردهاند و گاهی اوقات برای برآورده کردن خواستههای ایالات متحده - هر چند مداخلهگر – به آرایش خود دست میزنند. در یکی از نمونههای اخیر ، پس از آن که نماینده وداح الصادق در یک مصاحبه تلویزیونی ادعا کرد «درهایی در فرودگاه و بندر بیروت وجود دارد که فقط اعضای حزبالله از آن وارد یا خارج میشوند»، مقامات لبنانی به وابسته نظامی آمریکا اجازه دادند تا غیبت حزب الله در فرودگاه و بندر را برای حضور خود مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد.
آن حادثه مصادف شد با ساخت غیرمجاز و بدون مجوز گذرگاهی از جاده دریایی در نزدیکی پادگان الفهد در دبیه توسط ایالات متحده علیرغم احداث در یک منطقه امنیتی لبنان که به شدت تحت نظارت این دولت است. سفارت ایالات متحده بعداً این پروژه را به عنوان آمادهسازی برای تخلیه احتمالی اتباع خود توجیه کرد، اما فرماندهی ارتش لبنان ضمن تائید ناتوانی یا عدم تمایل - به مقاومت در برابر درخواستهای آمریکا اعتراف کرد.
آمریکایی ها بر حریم هوایی لبنان نیز اعمال نفوذ می کنند. مقامات آمریکایی مانع ورود یک هواپیمای غیرنظامی ایرانی شدند و حتی از فرود هواپیمای امدادی عراق جلوگیری کردند و گفتند در صورت عبور از فضای اردن امکان فرود دارد. از این حقارت بار اینکه شرکت هواپیمایی ملی لبنان میدل ایست ایرلاینز، "بدترین شرکت هواپیمایی روی کره زمین"، در ماه سپتامبر از درخواست سفارت ایالات متحده مبنی بر عدم انتقال افراد مجروح در حملات بیروت پیروی کرد ، زیرا می ترسید که آخرین ایرلاین باقیمانده باشد که میتواند به خارج از فرودگاه رفیق حریری بیروت پرواز کند .
اما دامنه نفوذ سفیر آمریکا فراتر از امور نظامی به سمت سیاست داخلی لبنان میرود. جانسون ماه گذشته یک کمپین دیپلماتیک را در کنار سایر سفیران عرب و خارجی با رئیس پارلمان نبیه بری و میقاتی نخست وزیر موقت رهبری کرد تا اطمینان حاصل کند که رهبری امنیتی و نظامی کنونی لبنان - علیرغم پایان دوره تصدی آنها - در جای خود باقی خواهند ماند
موقعیت شکننده ارتش لبنان
جانسون که قبلاً به عنوان کارمند سفارت در بیروت بین سالهای 1381و 1383 ( 2002 و 2004 ) کار میکرد، از دانش نزدیک خود از سیاست لبنان برای ایجاد شبکه گستردهای از روابط بهره برده است. او در سخنرانی خود در کنگره آمریکا در ماه مه، بر حمایت هر دو حزب از نیروهای مسلح لبنان و نیروهای امنیت داخلی تاکید کرد و آنها را به عنوان "شرکای مورد اعتماد در حفظ ثبات لبنان" توصیف کرد.
از سال 1385 ( 2006 ) این «شرکای مورد اعتماد» نزدیک به سه میلیارد دلار کمک دریافت کردهاند، ظاهراً «برای تقویت حاکمیت لبنان، کاهش بیثباتی، برهم زدن گروههای تروریستی و مقابله با روایت دروغ حزبالله مبنی بر اینکه سلاحها و جنگجویان غیرقانونی آن برای دفاع از لبنان ضروری هستند». برعکس این یک پروژه شکست خورده است، زیرا حزب الله به طور قابل اعتماد اکثریت آرا را در انتخابات ملی لبنان به دست آورد.
مقاومت در برابر قیمومیت آمریکا
با وجود این کمک ها، ارتش لبنان برای حفاظت از حاکمیت لبنان مجهز نیست. حادثه اخیر باترون که در آن نیروی دریایی اسرائیل وارد آب های لبنان شد، یک کاپیتان نیروی دریایی ساکن شهر شمالی لبنان را ربود و سپس بدون اینکه حتی با بیانیه محکومیت ارتش لبنان مواجه شود، آنجا را ترک کرد، موضوعی که نشان دهنده میزان اسفبار باقی مانده قابلیت های دفاعی لبنان و موقعیت شکننده ارتش آن کشور است.
در آغاز سال جاری، ارتش لبنان یک کمک مالی آمریکا به ارزش 25 میلیون دلار، شامل نگهبانان و قایق های تندرو، به عنوان بخشی از "همکاری بین ارتش لبنان و آمریکا" دریافت کرد.
جانسون میگوید این کمکها در چارچوب حمایت از تواناییهای ارتش لبنان برای ارتقای سطح خود و توانمندسازی آن برای حفاظت از مرزهای دریایی ارائه میشود. با این حال، ثابت شده است که این رابطه تنها به سود آمریکاست، که مشخصه آن تبعیت لبنان از دستورالعمل های ایالات متحده در کنترل فعالیت های خارجی در خاک لبنان می باشد.
جدای از حمله نظامی اسراییل تحت حمایت ایالات متحده و سلاح های آن کشور علیه مردم ، میراث و سرزمین لبنان، این کشور در میان ترس از تحریمهای اقتصادی، خود را در تلاش برای محافظت در برابر هژمونی آمریکا می بیند، به خصوص که این کشور هنوز با یک بحران مالی ویرانگر دست و پنجه نرم می کند.
گام هائی وجود دارد که دولت لبنان می تواند - حداقل تا حدی - برای محافظت از خود در برابر چنین سلطه ای، با تنوع بخشیدن به روابط بین الملل در برقراری مجدد حاکمیت، بردارد و آن تقویت روابط با قدرت های اوراسیا، چون چین و روسیه است که می تواند اتکای لبنان به حمایت آمریکا را کاهش و فشارهای خارجی را متعادل نماید.
ساخت لبنان مستقل
در سالهای اخیر چندین پروژه کلیدی اقتصادی به دلیل موانع ایالات متحده با دست اندازهای گوناگونی مواجه شدهاست - ابتکاراتی که لبنان میتوانست آزادانه از طریق دیپلماسی متعادل به آن برسد. با تعامل با کشورهایی که با ایالات متحده مخالف نیستند، لبنان می تواند اتحادهای خود را متنوع کند و فرصت هایی را برای مشارکت های اقتصادی واقعی به جای وابستگی به خرده کمک های واشنگتن ایجاد کند.
در میان مدت و بلندمدت، بیروت باید بر دو حوزه اساسی تمرکز کند: بازسازی اقتصادی قوی و خودکفاتر، و تقویت نهادهای قانون اساسی، دموکراتیک، قضایی و اجرایی برای افزایش شفافیت داخلی و در نتیجه کاهش آسیب پذیری در برابر مداخلات خارجی.
هر چه لبنان بیشتر به قدرت اقتصادی داخلی خود متکی باشد، کمتر از فشارهای بین المللی خواهد ترسید. برعکس، هر چه اقتصاد ضعیفتر باشد، کشور مستعدتر تسلیم میشود.
تقویت حمایت مردمی از تصمیمات دولتی، مشارکت جامعه مدنی و بهره برداری از نفوذ پراکندگی بزرگ لبنان گام های مهمی در تقویت صدای لبنان در صحنه جهانی است. تنها از طریق یک رویکرد مستقل و متکی به خود است که لبنان می تواند بر بار سلطه خارجی غلبه کند، عاملیت خود را احیا کند، و آینده ای عاری از قیمومیت را تضمین کند - آینده ای که در آن مردم لبنان سرنوشت خود را تعیین می کنند.
بقلم حسین مهدی
25 آبان 1403
15 نوامبر 2024
برگردان کوتاه سازی و تنظیم سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/100839