از زمان انتشار ویدئوی قتل ناهل 17 ساله به دلیل نقض قوانین رانندگی از سوی یک مأمور پلیس نانتر، در حومه غربی پاریس که هدف شلیک گلوله قرار گرفته است، خیابانها و شهرکهای مسکونی بسیاری از محلههای فقیرنشین فرانسه بپا خاسته و آشکارا دست به شورش و اعتراض و قیام زدهاند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، از زمان انتشار ویدئوی قتل ناهل 17 ساله به دلیل نقض قوانین رانندگی از سوی یک مأمور پلیس نانتر، در حومه غربی پاریس که هدف شلیک گلوله قرار گرفته است، خیابانها و شهرکهای مسکونی بسیاری از محلههای فقیرنشین فرانسه بپا خاسته و آشکارا دست به شورش و اعتراض و قیام زدهاند.
در رسانههای بینالمللی آمده است: فرانسه با جورج فلوید لحظهای روبرو میشود. این مقایسه ساده لوحانه خود نشان دهنده انکار خشونت نژادپرستانه سیستماتیک است که برای دههها ذاتی پلیس فرانسه بوده است. بنابر گزارشات خبری دنیا اعتراضهای چند روز اخیر در فرانسه بزرگترین اعتراض در این کشور از سال 2005 تاکنون بوده است. دامنه این اعتراضات آن چنان وسیع و گسترده بوده که امانوئل مکرون رییس جمهور فرانسه را مجبور نموده با نیمهکاره رها کردن نشست اتحادیه اروپا از بروکسل به کشورش بازگشته و برای دومین بار در دو روز درخواست تشکیل جلسه بحران دهد. نخستوزیر کشور فرانسه نیز از آماده باش کامل دولت برای اجرای هر گونه دستورالعملی در مسیر بازگشت به وضعیت عادی خبر داده است!
مکرون اعلام کرده است؛ شبکههای اجتماعی در حوادث اخیر نقش داشتند و او با هرکسی که به نهادهای دولتی حمله کند قاطعانه برخورد خواهد کرد.
وخامت اوضاع در فرانسه، ژرمنها را نیز بشدت نگران کرده است. استفن هبستریت، سخنگوی دولت این کشور به الجزیره گفت: «ما وضعیت فرانسه را با نگرانی بسیار رصد میکنیم. اما تا جایی که مشخص شده است به رغم وخامت اوضاع به نظر نمیرسد امانوئل مکرون قصد تغییر برنامه سفرش به آلمان قرار است این هفته برگزار شود را داشته باشد.»
روخایا دیالو طی یادداشتی در گاردین با اشاره به این که فرانسه چندین دهه است که خشونت نژادپرستانه پلیس را نادیده گرفته است این قیام و شورش را بهای آن انکار دانسته و مینویسد: من اولین بار پس از رویدادی در سال 2005 که شباهتهای زیادی با قتل ناهل داشت، وارد کارزار ضد نژادپرستی شدم. سه نوجوان 15 تا 17 ساله یک روز بعد از ظهر پس از بازی فوتبال با دوستانشان در حال رفتن به خانه بودند که ناگهان توسط پلیس تعقیب شدند. اگرچه آنها هیچ کار اشتباهی انجام نداده بودند (و این در تحقیقات بعدی تأیید شد) این جوانان و کودکان وحشت زده از دست پلیس در یک پست برق پنهان شدند. دو نفر از آنها، زید بنا و بونا ترائوره، دچار برق گرفتگی شدند. نفر سوم هم محیتین آلتون، دچار سوختگی وحشتناک و جراحات جانی شد.
او در ادامه مینویسد: آن پسرها میتوانستند برادران کوچک من یا پسر عموهای کوچکتر من باشند. حس عجیب و ناخوشایندی را به یاد میآورم: چگونه میتوانستند به سادگی جان خود را در برابر چنین بیعدالتی وحشتناکی از دست بدهند؟ یکی از افسران پلیس هنگام تماشای این رویداد هولناک گفت: «اگر آنها به آنجا [به نیروگاه] بروند، فکر نمیکنم شانس به یاری آنها بیاد و زنده از آن جا خارج شوند».
وی در یادداشت خود مینویسد: فرانسه هفتهها با شورشهای پس از آن - بدترین سالها- در آتش بود. اما همانطور که اکنون، با مرگ ناهل، اولین واکنش رسانهای و سیاسی در سال 2005، جرم انگاری قربانیان، بررسی دقیق گذشته آنها بود، به گونهای که گویی هر یک از آنها میتواند مرگ وحشیانه آنها را توجیه کند. گویی مسئولیت تراژدی آنها در دستان خود آنهاست. نیکلا سارکوزی که در آن زمان وزیر کشور بود، خاطره جوانانی را که ترس از آنها منجر به مرگ آنها شده بود، با این جمله شرم آور گفت: "اگر چیزی برای پنهان کردن نداشتند، با دیدن پلیس فرار نمیکردند."
تعداد موارد خشونت پلیس فرانسه هر سال بی وقفه افزایش مییابد. در فرانسه، به گفته موسسه و کانون مدافعان حقوق بشر، مردان جوان سیاهپوست - اصالتاً آفریقایی- 20 برابر بیشتر از بقیه مردم تحت بررسی هویت و باز جویی پلیس قرار میگیرند. همان مؤسسه عدم وجود هرگونه درخواست تجدیدنظر را به عنوان نوعی تبعیض سیستماتیک پلیس محکوم میکند و میگوید چرا ما از پلیس نمیترسیم؟
در این یادداشت آمده است: در سال 1999 ، کشور ما ، زادگاه به اصطلاح حقوق بشر ، به دنبال سوءاستفاده جنسی توسط پلیس از یک جوانی آفریقای شمالی، این پلیس در دادگاه حقوق بشر در اروپا محکوم شد. در سال 2012 دیده بان حقوق بشر گفت: "دست پلیس فرانسه در سیستم بررسی هویت برای سوءاستفاده باز است ... این سوءاستفادهها شامل چکهای مکرر بیشماری است- به قول اکثر مصاحبه شوندهها - گاهی اوقات شامل سوء استفاده جسمی و کلامی نیز گشته است. اکنون دفتر حقوق بشر سازمان ملل با محکومیت اقدام پلیس فرانسه در قتل این نوجوان 17 ساله، خواستار بازنگری جدی قوانین مرتبط با نژادپرستی و تبعیض نژادی شد.
همزمان بسیاری از کشورها مانند امریکا و نروژ با هشدار به شهروندانشان در فرانسه، از آنها خواستند تا حد ممکن خانههایشان را ترک نکنند.
روخایا دیالو میگوید حتی دادگاههای خود ما دولت فرانسه را به دلیل "سهل انگاری ناخوشایند" محکوم کردهاند. در سال 2016 به خاطر اعمال امر تبعیض نژادی که یک واقعیت مسلم در فرانسه بود همه نهادهای بینالمللی، اروپایی و داخلی آن را محکوم کردند و این محکومیت با وجود تعهدات مقامات فرانسوی در بالاترین سطوح، به هیچ اقدامات مثبت و مؤثری منجر نگردید. اخیراً ، دردسامبر سال2022 ، کمیته سازمان ملل متحد از سیاستمداران و دستگاه پلیس فرانسه در خواست حذف اعمال تبعیضات نژادی، گفتمان نژادپرستانه را نسبت به اقلیتهای خاص در ساکن فرانسه نمود و ایشان را به دلیل رفتارهای ضد انسانی و ضد حقوق بشری در سالهای گذشته محکوم کرد.
در این یادداشت به این نکته اشاره شده است که با وجود چنین یافتههای بیش از حد، رئیس جمهورما ، امانوئل ماکرون، هنوز استفاده از اصطلاح "خشونت پلیس" را غیرقابل قبول میداند. اما این باربا مرگ ناهل، ماکرون عملی را که او "غیرقابل قبول" خوانده بود ، به طور واضح محکوم کرده است - که قابل توجه است. با این حال، من میترسم که به جای زیرسؤال بردن از نگرشها و ساختارهای درگیر در پلیس که باعث ایجاد نژادپرستی میشود ، موضوع فردی شود و ماجرا به یک افسر پلیس ختم شود؛ که اگر چنین شود، هیچ یک از گزارشها و احکام لعنتی منجر به اصلاح معنی دار پلیس به عنوان یک نهاد نخواهد شد.
از همه بدتر، قانونی که در سال 2017 تصویب شد، پلیس را برای استفاده از سلاح گرم مجاب ترکرده است. هم اکنون مأمورین میتوانند بدون حتی نیاز به توجیه آن به دلیل دفاع از خود، شلیک کنند. از آنجا که این تغییر در قانون، به گفته محقق سباستین روشه، تعداد تیراندازیهای کشنده علیه وسایل نقلیه متحرک پنج برابر شده است، سال گذشته ، 13 نفر در وسایل نقلیه خود کشته و به قتل رسیدند.
مرگ ناهل فصل دیگری از یک داستان طولانی و آسیب زا است. سن ما هرچه باشد، بسیاری از فرانسویها به دلیل مهاجرت پسا استعماری از ما عبور میکنند، واین عبور که با ترس و عصبانیت همراه است، نتیجه دهها سال بی عدالتی است که در درون ما انباشته شده است.
امسال ، ما چهلمین سالگرد یک رویداد اصلی را گرامی میداریم. در سال 1983، تومی دیژدجا ، 19 ساله اهل لیون بانلی، قربانی خشونت پلیس شد که وی را به مدت دو هفته در کما قرار داد. این اولین راهپیمایی برای برابری و علیه نژادپرستی بود، اولین تظاهرات ضدراسیستی در مقیاس ملی ، که در آن 100000 نفر شرکت کردند.
به مدت 40 سال است که این جنبش متوقف نگشته و امروز خشونتهایی را میبینیم که در محلات طبقه کارگر و به طور گسترده تر سیاه پوستان آفریقایی صورت میگیرد و این بیگناهان رنگین پوست مورد هدف قرار دارند. ریشه بسیاری از قیامها و شورشها و اعتراضات در مناطق فقیرنشین شهری فرانسه، جنایات پلیس میباشد و این جنایات است که ابتدا باید محکوم شوند. پس از سالها راهپیمایی، دادخواستها، نامههای صریح و آشکار و درخواستهای عمومی، جوانان ناامید تحت ظلم و فشار، هیچ راهی دیگری جز شورش برای رساندن صدایش پیدا نمیکنند. دشوار است پرسیده شود که آیا بدون قیام و اعتراض گسترده در شهرهای سراسرفرانسه، مرگ ناهل توجه کسی را جلب مینمود؟ و همانطور که مارتین لوتر کینگ به درستی گفت: "یک شورش زبان ناشناخته است." [1]
از نگاه تحلیل گران و صاحب نظران تمام ماجرا این است؛ فرانسه که خود را مهد تمدن و زادگاه «اعلامیه حقوق بشر و تمدن» به جهانیان معرفی میکند، بار دیگر به دلیل نقض حقوق انسانی و قتل یک نوجوان توسط پلیس این کشور، درگیر ناآرامی و اعتراضات گسترده و متهم به تناقض و دورویی در ادعای دموکراسی شده است.[2] تیراندازی به یک نوجوان و چند روز درگیری بین پلیس و معترضان، بار دیگر توجهها را به گلایههای مزمن مردم فرانسه از خشونت پلیس و نژادپرستی سیستماتیک معطوف کرده است؛ خشونتی که در سازمانهای مجری قانون، بویژه در حومههای کمدرآمد و دارای نژادهای مختلط مشهودتر است.
ناهل 17 ساله با شلیک مرگبار پلیس خاطی کشته شد. مادر ناهل و مردم حاضر در سوگ این جوان بدون توجه به پرتاب گاز اشکآور با سردادن شعارهایی خواستار اجرای عدالت برای ناهل بودند. مادر این نوجوان با تأکید بر اینکه تنها افسر خاطی را در این موضوع مقصر میداند، گفت: «من پلیس را سرزنش نمیکنم، چون تنها یک نفر مقصر این اتفاق است؛ کسی که جان پسرم را گرفته است. من دوستان پلیس بسیاری دارم که همگی حامی من هستند و معتقدند آن افسر نباید پسرم را میکشت. او نباید جان پسری را میگرفت که مادرش با کارگری او را بزرگ کرده بود.»
باید صریح و شفاف اعلام کرد فرانسه کشور به اصطلاح دروغین مهد حقوق بشر؛ امروز دستش روشده و با کشتار جوانان مهاجرآفریقایی و بعضا مسلمان کارنامه ننگین خودش را در بیعدالتی سیاه ترنموده و نشان داده است این کشور که نمادی از تضاد طبقاتی در جامعه سرمایهداری است، نه به اصول اخلاقی و انسانی پایبند است و نه به اصول حقوق بشر. فرانسه امروز با ناکارآمدی رییس جمهورش؛ در بحران شدید سیاسی و اجتماعی فرو رفته و تا به مطالبات مهاجران ساکن در فرانسه و مردم خودش پاسخی در خور ندهد از این بحران رهایی نخواهد یافت و این ناآرامیها قطعا امنیت فرانسه را با خطرات و آسیبهای داخلی و بینالمللی مواجه خواهد ساخت و این کشور را به صحنه آشوبهای گسترده در تمام شهرهای مهمش تبدیل خواهد کرد.

پینوشت:
[1]- Diallo. Rokhaya. France has ignored racist police violence for decades. This uprising is the price of that denial. Guardian News & Media Limited or its affiliated companies. Fri 30 Jun 2023 17.10 BST.
[2] - مکرون و مکافات. وطن امروز: شنبه 10 تیر ماه 1402- شماره 3796.
دکتر اسدالله افشار
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/80472