در آستانه آغاز رقابتهای جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، موج تازهای از هشدارهای امنیتی در رسانهها و نهادهای آمریکایی شکل گرفته است؛ هشدارهایی که این بار بر «هستههای خفته ایرانی» تمرکز دارند.
* رئیس سابق امنیت المپیک هشدار داد که «هستههای خفته» ایرانی احتمالاً در حال توطئه برای حمله به جام جهانی هستند.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، در آستانه آغاز رقابتهای جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، موج تازهای از هشدارهای امنیتی در رسانهها و نهادهای آمریکایی شکل گرفته است؛ هشدارهایی که این بار بر «هستههای خفته ایرانی» تمرکز دارند.
بیل راثبرن، مسئول پیشین امنیت المپیک ۱۹۸۴ لسآنجلس و بازیهای المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا، مدعی شده است که ایران یا نیروهای وابسته به آن ممکن است از فضای جام جهانی برای اجرای عملیات در خاک آمریکا استفاده کنند. او در گفتوگو با رسانههای آمریکایی اظهار داشت که این رویداد، به دلیل تمرکز گسترده افکار عمومی جهان و حضور میلیونها تماشاگر، «فرصتی ایدهآل» برای حملات احتمالی به شمار میرود.
این فضاسازی امنیتی پس از تشدید تنشهای نظامی میان واشنگتن و تهران و حملات متقابل در منطقه غرب آسیا شدت گرفته است. همزمان، مقامات امنیتی آمریکا از احتمال فعال شدن «امکانات مخفی ایران» در داخل ایالات متحده سخن گفتهاند؛ ادعایی که تاکنون سند علنی و مستقلی برای آن ارائه نشده است.
کریس سوئکر، مقام سابق افبیآی و مسئول امنیت المپیک زمستانی ۲۰۰۲ سالتلیکسیتی، نیز با قرار دادن ایران حماس و حزب الله در کنار گروههایی چون القاعده و داعش مدعی شد که جام جهانی به دلیل ماهیت بینالمللی خود، در مرکز توجه سازمانهای تروریستی قرار دارد. او حتی از امکان فعال شدن افراد موسوم به «گرگهای تنها» سخن گفت؛ افرادی که ممکن است بدون ارتباط سازمانی مستقیم، تحت تأثیر فضای جنگی و تبلیغات رسانهای دست به اقدام بزنند.
در این میان، نهادهای آمریکایی اعلام کردهاند که نگرانی اصلی تنها به ورزشگاهها محدود نیست، بلکه «اهداف نرم» مانند جشنهای خیابانی هواداران، ایستگاههای حملونقل، مراکز تجمع عمومی و مناطق گردشگری نیز در معرض تهدید قرار دارند.
دولت آمریکا برای امنیت این مسابقات بودجهای بیسابقه اختصاص داده است:
* بیش از ۶۲۵ میلیون دلار برای عملیات امنیتی و اضافهکاری نیروهای پلیس؛
* ۲۵۰ میلیون دلار برای آموزش مقابله با پهپادها؛
* ۱۰۰ میلیون دلار برای مدیریت حملونقل و کنترل جمعیت؛
* رزمایشهای گسترده سایبری و امنیت شهری توسط نهادهای فدرال.
در نیویورک و نیوجرسی نیز میلیونها دلار صرف خرید فناوری ضدپهپاد، افزایش نیروهای پلیس مترو و محدود سازی رویدادهای بزرگ دیگر شده است تا منابع امنیتی بر جام جهانی متمرکز شوند.
در سطح رسمی، کاخ سفید تأکید کرده است که دولت آمریکا قصد دارد جام جهانی ۲۰۲۶ را «امنترین رویداد ورزشی تاریخ» برگزار کند؛ اما همزمان، تکرار مداوم نام ایران در ادبیات امنیتی و رسانهای آمریکا، این پرسش را ایجاد کرده است که آیا واشنگتن صرفاً در حال پیشگیری امنیتی است یا زمینهسازی روانی و رسانهای برای سناریوهای پیچیدهتر نیز در جریان است.
متن فوق صرفاً یک گزارش امنیتی درباره جام جهانی نیست؛ بلکه بخشی از یک عملیات روانی گسترده برای پیوند زدن نام ایران با «تروریسم جهانی» در آستانه بزرگترین رویداد ورزشی جهان است.
در این چارچوب، بدون ارائه سند علنی، مفهوم مبهم «هستههای خفته ایرانی» وارد فضای رسانهای میشود؛ همان الگویی که پیش از بسیاری از عملیاتهای امنیتی و جنگهای آمریکا نیز مشاهده شده بود. تکرار چنین ادعاهایی میتواند سه کارکرد اصلی داشته باشد:
1- مشروعیتبخشی به امنیتیسازی شدید فضای جام جهانی؛
2- آمادهسازی افکار عمومی برای هرگونه حادثه احتمالی؛
3- ایجاد بستر سیاسی و روانی برای نسبت دادن رویدادهای آینده به ایران، حتی پیش از وقوع آنها.
مهمترین نکته در این گزارش، شباهت ساختاری آن با فضای رسانهای پیش از رخدادهای بزرگ امنیتی در آمریکاست.
پس از حملات ۱۱ سپتامبر نیز رسانهها و نهادهای امنیتی آمریکا، فضایی از «تهدید مبهم دائمی» ایجاد کردند؛ تهدیدی که بعدها مبنای جنگهای افغانستان،عراق و لیبی و گسترش نظارت امنیتی داخلی و تصویب قوانین فوقالعاده گردید.
در این میان، سند مشهور «۲۸ صفحه حذفشده» از گزارش کنگره آمریکا درباره ۱۱ سپتامبر، هنوز یکی از نقاط تاریک تاریخ سیاسی آمریکا محسوب میشود. بخشهایی از آن اسناد، به ارتباط اتباع و شبکههای مالی مرتبط با عربستان سعودی اشاره داشت؛ موضوعی که سالها از افکار عمومی پنهان نگه داشته شد.
این در حالی است که تقریباً تمامی هواپیماربایان اصلی ۱۱ سپتامبر تابعیت سعودی داشتند، نه ایرانی. با این وجود، پس از حملات، فضای سیاسی و رسانهای آمریکا بهگونهای هدایت شد که محور اصلی «جنگ علیه ترور» به سمت کشورهایی مانند عراق و بعدها ایران سوق داده شد؛ کشورهایی که هیچ ارتباطی با عاملان ۱۱ سپتامبر نداشتند.
در ادبیات انتقادی روابط بینالملل، این مسئله به عنوان نمونهای از «جهتدهی ژئوپلیتیکی بحران» تحلیل میشود؛ یعنی استفاده از یک شوک امنیتی برای پیشبرد اهداف راهبردی از پیش موجود.
رویدادهای عظیمی مانند جام جهانی یا المپیک، به دلیل تمرکز رسانهای و عاطفی جهانی، بستر بسیار مناسبی برای عملیاتهای «پرچم دروغین» هستند؛ عملیاتی که در آن، عامل واقعی حمله پنهان میشود و مسئولیت به بازیگر دیگری نسبت داده میشود تا پیامد سیاسی مطلوب ایجاد گردد.
از منظر نظریههای امنیتی، چند شاخص در این متن قابل توجه است:
* معرفی زودهنگام «متهم احتمالی» پیش از وقوع هر حادثه؛
* تکرار واژههای مبهمی مانند «هسته خفته» بدون شواهد قابل راستیآزمایی؛
* قرار دادن ایران در کنار داعش و القاعده، با وجود تفاوتهای ایدئولوژیک و راهبردی عمیق؛
* گسترش فضای اضطرار برای توجیه بودجههای عظیم امنیتی و کنترل اجتماعی.
این الگو، مشابه همان فرآیندی است که در بسیاری از بحرانهای امنیتی مدرن دیده میشود:
ابتدا «دشمن» تعریف میشود، سپس افکار عمومی برای پذیرش روایت رسمی آماده میگردد.
جام جهانی ۲۰۲۶ فقط یک تورنمنت ورزشی نیست؛ بلکه یک پروژه عظیم امنیتی، اقتصادی و سیاسی است.
میلیاردها دلار بودجه امنیتی، توسعه فناوریهای نظارتی، سامانههای ضدپهپاد، گسترش اختیارات پلیسی و همکاری نهادهای اطلاعاتی، همگی نشان میدهد که ورزش مدرن بیش از گذشته به حوزه امنیت ملی گره خورده است.
در چنین فضایی، «تهدید خارجی» به ابزاری برای:
* مشروعیتبخشی به دولت امنیتی،
* افزایش نظارت عمومی،
* و بازتولید هژمونی سیاسی تبدیل میشود.
از همین رو، بسیاری از تحلیلگران انتقادی معتقدند که امنیت در آمریکا صرفاً یک ضرورت دفاعی نیست، بلکه بخشی از «اقتصاد سیاسی بحران» است؛ اقتصادی که از ترس، جنگ و ناامنی تغذیه میکند.
در شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونیستی درگیر جنگ مستقیم با ایران هستند، برجستهسازی نام ایران در آستانه جام جهانی، چند هدف را دنبال میکند:
* ایجاد اجماع روانی علیه ایران در افکار عمومی غرب؛
* تبدیل هر حادثه احتمالی به ابزار فشار دیپلماتیک؛
* و پیوند دادن مقاومت منطقهای با «تروریسم جهانی» در ذهن مخاطب غربی.
این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران، برخلاف داعش و القاعده، ساختار رسمی دولتی و راهبرد بازدارندگی آشکار دارد و ورود مستقیم به عملیات کور علیه رویدادهای ورزشی جهانی، با منطق راهبردی و هزینه-فایده آن همخوانی ندارد.
آنچه امروز پیرامون جام جهانی ۲۰۲۶ دیده میشود، صرفاً افزایش تدابیر امنیتی نیست؛ بلکه بخشی از فرایند «امنیتیسازی ورزش جهانی» است؛ فرایندی که در آن، ورزش از عرصه رقابت ملتها به میدان جنگ روایتها، عملیات روانی و رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل میشود.
در چنین فضایی، تکرار نام ایران پیش از هر حادثه احتمالی، بیش از آنکه یک هشدار فنی امنیتی باشد، میتواند نوعی «پیشنویس روایی» برای آینده تلقی شود؛ روایتی که در صورت وقوع هر بحران، افکار عمومی را از پیش برای پذیرش یک متهم آماده کرده است.
نویسندگان: جف ارل و شین گالوین
۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
۹ مه ۲۰۲۶
برگردان، کوتاه سازی و تحلیل سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/117923