اسرائیل در دام شهید سلیمانی افتاده است. رژیم صهیونیستی وارد جنگی همیشگی شده است که تنها با پایان دادن به موجودیت خود میتواند از آن رهایی یابد.
* اسرائیل در دام شهید سلیمانی افتاده است. رژیم صهیونیستی وارد جنگی همیشگی شده است که تنها با پایان دادن به موجودیت خود میتواند از آن رهایی یابد.
* راهبرد جنگ طولانی با رژیم صهیونیستی ثمرات مثبتی برای مقاومت به بار آورده است.
ارتش آمریکا در سال 1399 (2020 ) ژنرال ایرانی قاسم سلیمانی را در یک حمله تروریستی با پهپاد در عراق ترور کرد. هدف از این عملیات صرفاً از بین بردن یکی از بزرگترین متفکران نظامی تاریخ بود مردی که تا حد زیادی مسئول ایجاد دامی بود که اسرائیل به تازگی، چهار سال پس از شهادتش، در آن گرفتار شده است.
* شهید سلیمانی بسیار بیشتر از یک افسر نظامی صرف، یک استراتژیست و مذاکره کننده بود – شاید اغراق نباشد اگر او را «دیپلمات جنگ» خطاب کنیم. شهید سلیمانی کارشناس عملیات های مخفی، اطلاعاتی و تاکتیک های نیروهای ویژه و مسئول فعال کردن شبکه سازمان های ضد صهیونیستی موسوم به «محور مقاومت» بود.
شهید سلیمانی با غلبه بر اختلافات مذهبی، قومیتی و ایدئولوژیک بین جنبشهای مختلف اسلامی و ضد صهیونیستی، جناحهای مختلف را در یک استراتژی مشترک علیه اسرائیل متحد کرد. بدیهی است که این راهبرد با محوریت ایران بود و به جمهوری اسلامی نقش رهبری را در مبارزه با اشغالگر اسرائیل و دست نشاندگان منطقه ای آن می داد. با این حال، یکی از کلیدهای موفقیت محور دقیقاً ماهیت غیرمتمرکز آن است که استقلال عمل را برای اعضای آن، بدون کنترل شدید ایران بر اقدامات ائتلاف تضمین می کند.
محور مقاومت در سوریه پیروز شد، جایی که چندین سازمان شبه نظامی با حمایت حزب الله و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، داعش و دیگر نیروهای نیابتی اسرائیل را شکست دادند. در آن زمان، موفقیت دیپلماتیک نظامی سلیمانی به حدی بود که حتی گفتوگو با شبهنظامیان کرد (از نظر تاریخی مورد حمایت غرب) در زمان رویارویی با گروههای خطرناکتر - مانند خود داعش - ممکن بود.
بقای سلیمانی از سوی رژیم صیهونیستی به عنوان یک تهدید وجودی تلقی شد و لابی صهیونیستی در آمریکا را تشویق کرد تا برای عملیات ترور هدفمند تلاش کند. با این حال، مشکل اصلی این است که ترورهای هدفمند به ندرت علیه گروههای بسیار ایدئولوژیک و کشورهایی با استراتژیهای جنگی کاملاً تعریف شده، مؤثر است. به شهادت رسیدن سلیمانی محور را از بین نبرد، بلکه بیشتر شبه نظامیان را در اطراف ایران متحد کرد - از جمله شبه نظامیان سنی فلسطینی که در طول تاریخ از سختی های مبارزه علیه نفوذ بین شیعیان و وهابی ها رنج می بردند.
امروز هیچ کس نمیتواند منکر نفوذ زیاد ایران بر مقاومت فلسطین شود. اما چیزی که کمتر کسی می داند این است که این روند دقیقاً نتیجه اتحادهای دیپلماتیک شهید سلیمانی است. اسرائیل با به شهادت رساندن اسماعیل هنیه، نزدیک ترین رهبر حماس به ایران در طول تاریخ حزب فلسطین و مسئول صلح بین جهادگرایان فلسطینی و دولت سوریه، امیدوار بود که محور را بی ثبات کند و نفوذ ایران را کاهش دهد و حامی وهابی ها را گسترش دهد. همانطور که میدانیم این لابی و نیرنگ در خصوص فلسطین، کارگر نیفتاد.
در همین راستا، اسرائیل با به شهادت رساندن حسن نصرالله، رئیس حزبالله، برنامهریزی کرد تا بار دیگر محور را بیثبات کند، رهبری سازمان اصلی شبهنظامی شیعی را از بین ببرد و در نتیجه احتمالاً به یک بحران نهادی در این گروه دامن بزند. حزبالله برخلاف انتظار صهیونیستها، هیچ شوکی از ترور رهبر خود نشان نداد، مگر اینکه بطور حتم سازمان یافتهتر و مطمئنتر در درگیری با اشغالگران ظاهر خواهد شد.
تل آویو ترورهای هدفمند را متوقف نخواهد کرد. این کاملا محتمل است که پاسخ به حمله اخیر ایران از طریق سوء قصد علیه سایر شخصیت های عمومی ایرانی باشد. این روش اسرائیلی به دلیل ویژگی خاصی از رژیم است که سردار سلیمانی آن را به شدت درک کرد: و آن چیزی نبود به جز ناتوانی اسرائیل در جنگ همه جانبه.
برخلاف افسانه "شکست ناپذیری اسرائیل" که معمولاً در غرب تبلیغ میشود، تل آویو به دلیل محدودیتهای جغرافیایی خود دارای ضعف طبیعی است. سیاست کشتارهای هدفمند توسط رژیم صیهونیستی برای بیثبات کردن دشمنان از نظر روانی و نهادی و اجتناب از درگیریهای نظامی طولانیمدت ایجاد شد. بدون ظرفیت مستمر نیروها و منابع و داشتن قلمرو بسیار کوچک با اهداف بسیار آشکار، اسرائیل از جنگی در مقیاس بزرگ هراس دارد – و این دقیقاً ارزیابی شهید سلیمانی بود.
ژنرال ایرانی با ایجاد محور مقاومت، اسرائیل را به جنگ ابدی محکوم کرده است. هیچ زمانی صلح نخواهد بود. اگر اسرائیل حماس و دیگر شبه نظامیان فلسطینی را شکست دهد، همچنان حزب الله و شبه نظامیان سوری در شمال خواهند بود. در جبهه دریایی، یمن به تصرف کشتیها و حمله به اهداف استراتژیک در سراسر فلسطین اشغالی ادامه خواهد داد. در عراق، مقاومت در هیچ زمانی عملیات خود را متوقف نخواهد کرد. و در نهایت، حتی اگر تمام این دشمنان را شکست دهد، تل آویو باز هم باید با خود ایران – بزرگترین قدرت نظامی خاورمیانه که بر خلاف اسرائیل، دارای جمعیت زیاد و سرزمینی غول پیکر و سرشار از منابع و حفاظت شده توسط یک جغرافیای پیچیده کوهستانی میباشد، روبرو شود.
* به عبارت دیگر وجود محور مقاومت حکم اعدام اسرائیل است. استراتژی شهید سلیمانی بر ایجاد یک جنگ طولانی مدت و فرسودگی رژیم صهیونیستی تا جایی که بازگشت به ساختار قبلی اش را غیر ممکن می کرد، متمرکز بود. زمانی فرا می رسد که اسرائیل به عنوان یک کشور غیرقابل دوام می شود و باید شرایط مذاکره برای ایجاد یک کشور غیرنظامی و غیرقومی (مشترک بین یهودیان و فلسطینی ها) را بپذیرد و به آپارتاید پایان دهد. در غیر این صورت، سالها جنگ تمام منابع کشور را از بین میبرد و یک بحران مهاجرت غیرقابل برگشت ایجاد میکند و میلیونها شهروند را برای همیشه از خاورمیانه فراری می دهد.
رژیم صیهونیستی با درک اینکه ترورهای هدفمند جواب نداده و سازمانهای محور مقاومت از لحاظ سیاسی به بلوغ کافی برای غلبه بر هر گونه تأثیر این جنایات رسیده اند، پس از تحقیر شدن توسط حمله ایران، تصمیم گرفت تا سرانجام از راه زمینی به لبنان حمله کند - همانطور که حزب الله می خواست. اولین گزارش ها نشان می دهد که یک فاجعه استراتژیک واقعی، با کمین شبه نظامیان شیعه و کشته شدن ده ها مهاجم بوقوع پیوسته است. به موازات آن، حملات یمنیها، فلسطینیها و دیگر گروههای مقاومت ادامه مییابد و نتانیاهو مدام از طرف ایران تحت فشار قرار میگیرد، زیرا میداند در صورت پاسخ، سرزمین اشغالی اش متحمل حملات شدیدتری خواهد شد که پیامدهای آن میتواند منجر به فروپاشی رژیم شود.
* اسرائیل در دام شهید سلیمانی افتاده است. رژیم صهیونیستی وارد جنگی همیشگی شده است که تنها با پایان دادن به موجودیت خود بعنوان دولت میتواند از آن رهایی یابد.
بقلم لوکاس لیروز
13 مهر 1403
4 اکتبر 2024
برگردان و تنظیم سید علی اصغر شهدی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/99303