درحال بارگذاری

گروه: بین الملل/بین الملل/ایران شناسه: ۱۰۴۴۴۹۱۳ بهمن ۱۴۰۳ - ۰۰ : ۱۸ بازدید: ۱۶۲دیدگاه: ۰

استعمار شهرک نشینان در فلسطین و اسرائیل: «با ما» به پایان میرسد

استعمار شهرک نشینان در فلسطین و اسرائیل: «با ما» به پایان میرسد آنچه تاریخ جنبش های آزادیبخش بما می آموزد این است که سرانجام رابطه بنیامین نتانیاهو یا جانشینان او با ایالات متحده قطع خواهد شد، تحولی که به پایان سلطه نظام استعماری شهرک نشینان در فلسطین اشغالی سرعت خواهد بخشید.

پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»، تولد من در دوره فاجعه فاشیستی سرمایه داری اروپایی در دهه های 1299 – 1319 (1920-1940 ) اتفاق افتاد . فاجعه ای که همچنین سبب برپائی رژیم صیهونیستی با سلطه نظام شهرک نشنی در اسرائیل گردید. برای درک بهتر فاجعه کنونی در فلسطین اشغالی، این مقاله به هر دو این حادثه اشاره می کند.

 

دلایل یا شرایط من برای نوشتن چنین مقاله ای با این واقعیت شروع می شود که مادربزرگ و پدربزرگ مادری ام در اردوگاه کار اجباری ماوتهاوزن نازی ها کشته شدند. عمه ام در آشویتس کشته شد. مادرم و خواهرش سال‌ها را در اردوگاه‌های کار اجباری مختلف گذراندند. به خاطر این اتفاقات، پدر و مادرم از اروپا فرار کردند و در آمریکا تشکیل خانواده دادند. من همانند برخی دیگر از فرزندان قربانیان که شاهد چنین جنایاتی بودند، سعی کرده ام قربانی شدن آنها و تأثیرات پیچیده ای که مستقیم و غیرمستقیم بر زندگی من داشته است را درک کنم.

 

بازماندگان در واکنش‌هایشان به آنچه اتفاق افتاد متفاوت هستند. برخی برای بقا به دنبال امنیت در خود فرو رفته، درونگرا می شوند. برخی دیگر با این باور که بخشی یا تمام جهان فراتر از شرایطی که قربانیان فاشیسم را به وجود آورده است، برای آسایش تلاش می کنند. برخی نیز از درهم آمیختگی های طولانی مدت ناتوانی، خشم و ترس از تکرار آن رنج می‌برند. در میان آنها کسانی هستند که هر کجا که فاشیسم را دوباره ببینند با آن مبارزه می کنند و همچنین کسانی که چرخه های بیشتری از قربانی گرفتن علیه دیگران را مرتکب می شوند. برخی دیگر سعی می کنند با نوشتن مقاله و کتاب به درک درستی از تحولات تاریخی دست یابند.

 

اسرائیل سعی کرد استعمار شهرک نشینان را بر اساس الگوی استعمار شهرک نشینان اروپایی که در سرتاسر جهان ایجاد شده بود، به کار گیرد. آن تلاش به طور غیرمستقیم به شیوه ای کاملاً شخصی با من مرتبط می شد. بدون اینکه دلیلش را بفهمم، تصمیم گرفتم در برنامه ای برای دانشجویان هاروارد و رادکلیف شرکت کنم که 20 نفر از ما را در اوایل دهه 1340 ( 1960) به عنوان داوطلب برای تدریس تابستانی به آفریقای شرقی برد. در آنجا شروع به آموختن کردم که استعمار مهاجر یا شهرک نشین به چه معناست. مطالعات بیشتر بعدا بر اساس تحقیقات در سوابق دفتر استعمار در لندن و موزه بریتانیا به پایان نامه دکتری من در دانشگاه ییل تبدیل شد. کتاب حاصل از تلاش من تحت عنوان اقتصاد استعمار: بریتانیا و کنیا، 1870-1930 (نیوهیون، انتشارات دانشگاه ییل، 1974)، تلاش می کند تا به تحلیل اقتصاد استعماری مهاجرنشین کنیا بپردازد.

 

بریتانیا جمعیت بومی را اخراج و ارتفاعات حاصلخیز این کشور را برای چند هزار نفر از مهاجران سفیدپوست خود در نظر گرفته بود. بریتانیا علاوه بر تامین نیروی پلیس و دادن زمین، برای مهاجران خود دانه قهوه، حمل و نقل و بازاری برای اداره و جریان دادن به اقتصاد صادرات قهوه در کنیا فراهم کرد. میلیون‌ها سیاه‌پوست کنیایی که به زور به مناطق رزرو شده منتقل شدند، بزودی دریافتند که ابزار کافی برای حفظ زندگی خود ندارند. بنابراین برای بقا مجبور شدند تا در مزارع قهوه ساکنان سفیدپوست به کار با دستمزد پایین بپردازند . مالیات بر این دستمزدها به تأمین مالی دولت استعماری بریتانیا کمک کرد تا سیستم استعماری استثمارگرانه بی رحمانه شهرک نشینان را به اجرا درآورد.

 

چنین سیستم‌های اقتصادی، مقاومت دائمی از اقدامات ناامیدکننده فردی و گروهی کوچک گرفته تا جنبش‌های توده‌ای و شورش‌های سازمان‌یافته را برمی‌انگیزد. این کنش های مقاومتی در کنیا، آفریقای جنوبی و جاهای دیگر نیز رخ داد. بریتانیا به طور معمول آنها را سرکوب می کرد. در کنیا، سرانجام، سازمان دهندگان در اطراف جومو کنیاتا جمع شدند و ارتش موسوم به سرزمین و آزادی کنیا برای شورش را بسیج کردند. مبارزه آنها به طور گسترده به عنوان قیام مائو مائو در دهه 1330 شمسی ( 1950 میلادی) علیه دولت بریتانیا شناخته شد. شمار کشته شدگان این قیام شامل 63 افسر ارتش بریتانیا، 33 شهرک نشین، بیش از 1800 پلیس بومی و سرباز کمکی و تخمین گسترده بیش از 11000 شورشی کنیایی بود. انگلیسی ها شورش را سرکوب ، کنیاتا را زندانی و با صدای بلند اعلام پیروزی نمودند.

 

با این حال پیروزی بریتانیا ناقوس مرگ مستعمره کنیا را به صدا درآورد. مائو مائو به انگلیسی ها نشان داد که سطح مقاومت و شورشی که با مستعمرات مهاجرانی که ایجاد کرده بودند در حال افزایش است. سیاستمداران بریتانیایی اینها را به‌عنوان هزینه‌های قارچ گونه و غیر قابل کنترل مستعمراتی می‌دانستند که نمی‌توانستند از عهده آن برآیند. از پایان جنگ جهانی دوم، نظام استعماری اروپایی تقریباً در همه جا در حال انحلال بودند. رهبران بریتانیا نتوانستند از پذیرش واقعیت تاریخی فرار کنند. مدت کوتاهی پس از مائو مائو، بریتانیا استقلال ملی کنیا را به رسمیت شناخت. کنیاتا را آزاد کرد و او را به عنوان رهبر جدید کنیا پذیرفت. استقلال به استعمار شهرک نشینان کنیا پایان داد.

 

درس کنیا در مورد استعمار شهرک نشینان عمیقاً بر رهبران بریتانیا تأثیر گذاشت، اما ثابت کرد که رهبران رژیم صیهونیستی از گرفتن درس خودداری کردند. با توجه به تاریخ خاص صهیونیسم و یهودیان اروپایی، اکثر رهبران اسرائیل مصمم بودند که استعمار شهرک نشینی را بر مردم فلسطین تحمیل و آن را با زور حفظ کنند.

 

اعلام استقلال رهبران اسرائیل در اردیبهشت 1327  (مه 1948) مقاومت فوری فلسطین و اعراب را برانگیخت که تا کنون ادامه داشته است. جنبش‌های توده‌ای و شورش‌های گسترده، سبب شد تا این مقاومت با الهام گرفتن از دیگر جنبش های آزادیبخش و دریافت کمک از سازمان ها و کشورهای منطقه ای و حتی بین المللی ماندگار بماید. نابودی نظام های استعماری قبلی شهرک نشینان اروپایی، میراثی از مشکلات عظیم را برای تلاش های اسرائیل جهت ایجاد و حفظ یک نظام استعماری دیگر به جا گذاشت.

 

یکی از جنبه های مهم پاسخ آنها به این مشکلات، تشکیل اتحاد با یک قدرت جهانی بود که می توانست به دفاع از استعمار شهرک نشینان کمک کند. اتحاد نزدیک با ایالات متحده، اسرائیل را به عنوان عامل خط مقدم خود در خاورمیانه، گسترش نظامی مسلط ایالات متحده تا جایی که منابع اصلی انرژی جهانی قرار داشت، قرار داد. اجزای اولیه سوسیالیستی و عدالت خواهانه کیبوتسیم اسرائیل توسط اتحاد با ایالات متحده تضعیف و کورسوی مردمی بودن آن رو به اضمحلال گذاشت. اکثر رهبران صهیونیستی با کمال میل بهای این اتحاد را پرداختند. بهای دیگر، وابستگی نظامی، اقتصادی و سیاسی اسرائیل به ایالات متحده بود. در نهایت، رهبران اسرائیل ارتباطات فرهنگی و خانوادگی قوی با جوامع شریک با نفوذ مالی و سیاسی در داخل ایالات متحده و اروپا ایجاد کردند. به این ترتیب، رهبران اسرائیل امیدوار بودند که استعمار شهرک نشینان ممکن است زنده بماند و علیرغم نمونه های زیادی در تاریخ که خلاف آن را ثابت کرد، رشد کند.

 

برای چندین دهه برای بسیاری در داخل و خارج از اسرائیل به نظر می رسید که استراتژی و ارتباطات رهبران آن ممکن است سلطه استعمار شهرک نشینان آن را تضمین کند. اما سپس آنچه در کنیا اتفاق افتاد در اسرائیل (هر کدام در شرایط متفاوت) شروع به تکرار کرد. فلسطینی‌ها مقاومت کردند، جنبش‌های توده‌ای دنبال شد و سرانجام، شورش‌های قدرتمند و سازمان‌یافته‌ای به وجود آمد. پیروزی های اسرائیل در هر مقطعی به نوبه خود مقدمه ای برای اشکال بعدی مخالفت با حمایت جهانی بیشتر بود. پیروزی های اسرائیل شبیه پیروزی های همتایان انگلیسی خود در کنیا کوتاهمدت و گذرا بوده است.

 

چشم انداز جنگ بی پایان در فلسطین اشغالی و در بقیه سرزمین‌های فلسطینی به همان اندازه روشن است که احتمال از دست رفتن جان ها و جراحات بیشتر که قطعا با آسیب های جسمی و روحی و خسارات بیشتر اقتصادی و سیاسی همراه خواهد بود. قربانیانی که از خشونت شدید اسرائیل در غزه جان سالم به در برده اند، در حال حاضر با انگیزه تر، آموزش دیده تر، و با سلاح های موثرتری برای انجام مبارزه ظاهر شده اند. فرزندان این قربانیان نیز شامل بسیاری از افراد مصمم به پایان دادن به استعمار شهرک نشینان اسرائیل خواهند بود.

 

تاریخ ، و اکنون زمان خود، در سمت فلسطینی ها قرار گرفته است. حتی یک هوادار سرسخت اسرائیلی مانند آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه سابق آمریکا مجبور شد واقعیت آشکار را بپذیرد (اگرچه او نه معنای تاریخی آن را پذیرفت و نه پیامدهای سیاسی آن را). او گفت "در واقع ، ما ارزیابی می کنیم که حماس تقریباً به همان تعداد شبه نظامیان جدید که از دست داده است ، استخدام کرده است. این یک دستور العمل برای یک شورش ماندگار و جنگ دائمی است".

 

امپراتوری رو به مرگ بریتانیا، این کشور را مجبور به پذیرش استقلال کنیا در سال 1341 ( 1963 ) و اعلام پایان سلطه استعمار شهرک نشینان نمود. افول کنونی امپراتوری ایالات متحده چیزی مشابه را در اسرائیل وادار می کند. پس از آخرین و بدترین جنگ غزه، متحد حیاتی اسرائیل در حال نزدیک‌تر شدن به نتیجه‌ای است که بریتانیا در کنیا پس از قیام مائو مائو به آن دست یافت.

برای تعداد فزاینده ای از رهبران ایالات متحده، خطرات و هزینه های اتحاد این کشور با اسرائیل سریعتر از مزایای آن در حال افزایش است. بسیاری، از جمله شهروندان ایالات متحده، متقاعد شده اند که تأمین بودجه و تسلیحات به اسرائیل، ایالات متحده را «همدست در یک نسل کشی» و بنابراین، در سطح جهانی منزوی کرده است. این تحولات آتش بس تحمیل شده از سوی دونالد ترامپ را به دنبال داشت. این که آیا این آتش بس چگونه کار می کند و اسرائیل چگونه در برابر انتقادهای جاری مقاومت می کند و طفره می رود، بسیار کمتر از مسیر اساسی تر در حال انجام است. آنچه تاریخ جنبش های آزادیبخش بما می آموزد این است که سرانجام رابطه بنیامین نتانیاهو یا جانشینان او با ایالات متحده قطع خواهد شد، تحولی که به پایان سلطه نظام استعماری  شهرک نشینان در فلسطین اشغالی سرعت خواهد بخشید.

 

ریچارد دی وولف***

12 بهمن 1403

31 ژانویه 2025

تارنمای کانترپانچ

برگردان و تنظیم سیدعلی اصغر شهدی

 

پی‌نوشت:

***ریچارد وولف نویسنده کتاب های سرمایه داری به طرفداران ضربه می زند و بحران سرمایه داری عمیق تر می شود که شامل سلسله مقالاتی پیرامون فروپاشی اقتصاد جهانی می باشد. او همچنین بنیانگذار رسانه غیر انتفاعی ایجاد دموکراسی در محل کار است.

 

اشتراک گذاری:
  • لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/104449کپی شد

  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زیان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
    • پربازدیدترین ها
    • شبکه های اجتماعی
    • بازار
    • آخرین اخبار
    سایت تجاریایران تک دکورفروشگاه طبیبفروش انواع فشارسنج های امرونمشاوره تلفنی با وکیلتعمیرگاه لوازم خانگی ال جی LG مرکزیتعمیرگاه لوازم خانگی سامسونگ مرکزیتعمیرگاه مرکزی سرویس لوازم خانگیتعمیرگاه جنرال الکتریک مرکزینمایندگی مجاز تعمیر لوازم خانگی دوونمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی کنوودتعمیرگاه لوازم خانگی بوش مرکزینمایندگی و مرکز مجاز تعمیرات تخصصی بلومبرگ