️سحرگاهان به خوابم آمد آن يار - قرار آمد به قلبم وقت ديدار- اگر بيداریام آغاز هجر است- مرا در خواب شيرينم نگهدار.
پايگاه خبري تحليلي «نيک رو»،
▪️سحرگاهان به خوابم آمد آن يار
قرار آمد به قلبم وقت ديدار
اگر بيداریام آغاز هجر است
مرا در خواب شيرينم نگهدار
▪️سحر با يار میکردم مناجات
ندا آمد بيا سوی خرابات
اگر با بیدلان، همدم نباشی
نمیيابی تو ره سوی سماوات
▪️اگر عاشق نِيی، عمرت هدر باد
درخت روح و جانت بیثمر باد
نشان عاشقی باشد همان که
نماز شفع و وترت در سحر باد
▪️سحرگاهان به سجّاده نشستم
کنار خُمّ پر باده نشستم
نشستن نزد مَه رويان چه سخت است
ولی بر درگهت ساده نشستم
▪️سحر، مستان به لبها نِی گرفتند
رهِ ميخانه را در پی گرفتند
بديدم دوش در عالم عشق
ملائک هم سراغ مِی، گرفتند
▪️سحر با يار میکردم نيايش
از او وصلش طلب کردم به خواهش
سرودم مصرعی ناگه صدا زد
عمل سودت رسانَد نه سُرايش
▪️سحرگاهان، هوا که گرگ و ميش است
به يادم آوَرَد جنگی به پيش است
رَوَد ميش دلم در چنگ شيطان
همان گرگی که در کامش دو نيش است
▪️به يک جرعه زِ جام، افطار کردم
زِ کردار بد، استغفار کردم
سحر با بانگ سرمستانه ی خويش
تمام خفتگان، بيدار کردم
سیّد مسعود علوی
اشتراک گذاری: لینک کوتاه: https://www.nikru.ir/p/60244